نقد و بررسی
نقد لاسزدن (Flirting) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای در حاشیهٔ نظم «Flirting» ساختهٔ John Duigan، در ظاهر قصهای آشنا دارد: دو نوجوان در محیطی بسته با یکدیگر آشنا میشوند و رابطهای عاطفی میانشان شکل میگیرد؛ رابطهای که با قواعد مدرسه، فشار جمع و محدودیتهای اجتماعی روبهروست. اما ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی طرح داستانی باشد، در نحوهٔ تماشای این آشنایی است.
فیلم بهجای شتابدادن به عشق یا تبدیلکردن آن به رشتهای از حوادث بزرگ، به مکثها، نگاهها و گفتوگوهای کوچک فرصت میدهد. حاصل، عاشقانهای کمصدا و لطیف است که بیش از هیجان، بر حسِ تدریجی نزدیکشدن دو آدم تکیه دارد. داستان در سال ۱۹۶۵ و در دو مدرسهٔ شبانهروزی در استرالیا میگذرد.
دنی املینگ، نوجوانی خجالتی و خیالپرداز، با تندیوه آدجوا، دختری باهوش و مستقل، آشنا میشود. فیلم در کنار روایت این رابطه، تصویری از جهانی میسازد که در آن جدایی میان دو مدرسه، مقررات خشک و نگاه کنترلگر بزرگترها بخشی از زندگی روزمره است. اثر در امتداد فیلم «سالِ شکستن صدای من» ساخته شده و بار دیگر دنی را در مرحلهای دیگر از نوجوانی دنبال میکند؛ با این حال، برای فهمیدن فضای عاطفی و داستانی «Flirting» لازم نیست آشنایی قبلی با آن فیلم داشته باشید.
دنی و تندیوه؛ نزدیکیِ دو غریبه دنی و تندیوه از همان ابتدا با قالب سادهٔ «پسر خجالتی و دختر جسور» خلاصه نمیشوند. دنی در جمع همسالان خود احساس بیگانگی میکند و به جهان درونیاش پناه میبرد؛ تندیوه نیز صرفاً شخصیتی نیست که برای نجاتدادن یا کاملکردن او وارد داستان شده باشد. او اراده، هوش و نگاه مستقل خود را دارد و در برابر اقتدار مدرسه، واکنشی خاص خودش نشان میدهد.
« اما ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی طرح داستانی باشد، در نحوهٔ تماشای این آشنایی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تفاوتهاست که رابطهشان را باورپذیر میکند: آنها نه نسخههای یکدیگرند و نه یکباره به هم نزدیک میشوند، بلکه آرامآرام درمییابند که در دیگری همصحبتی یافتهاند که میتواند جهان را از زاویهای تازه ببیند. بخش مهمی از جذابیت عاشقانهٔ فیلم از همین روند تدریجی میآید. ارتباط دنی و تندیوه بیشتر از آنکه با اعترافهای پرطمطراق پیش برود، از گفتوگو، کنجکاوی و میل به فهمیدن یکدیگر نیرو میگیرد.
فیلم به تماشاگر امکان میدهد فاصلهٔ میان آشنایی و دلبستگی را احساس کند؛ فاصلهای که در بسیاری از عاشقانههای نوجوانانه زیر سایهٔ اتفاقهای بیرونی گم میشود. شیمی میان Noah Taylor و Thandiwe Newton نیز به این ظرافت کمک میکند. بازی آنها رابطه را شیرین میسازد، بیآنکه آن را بیش از اندازه آرمانی یا نمایشی کند.
مدرسهها؛ حصار و صحنهٔ نمایش دو مدرسهٔ جدا از هم در فیلم فقط پسزمینهای برای ملاقات شخصیتها نیستند؛ آنها صورت عینی محدودیتهاییاند که نوجوانان در برابرشان قرار میگیرند. فضای شبانهروزی با برنامهٔ روزانه، سلسلهمراتب دانشآموزی و حضور مداوم ناظران، حریم خصوصی را به امتیازی کمیاب تبدیل میکند.
همین کمبود، دیدارهای پنهانی را بار عاطفی بیشتری میبخشد: یک گفتوگوی کوتاه یا فرصتی برای تنها ماندن، در چنین محیطی معنایی فراتر از خود لحظه پیدا میکند. این فضای بسته همچنین امکان میدهد فیلم به مناسبات قدرت در مدرسه نگاه کند. اقتدار بزرگترها و عرفهای سختگیرانه، نه به شکل دشمنیای یکبعدی، بلکه در قالب سازوکاری روزمره و فراگیر حاضرند؛ سازوکاری که میخواهد رفتار، دوستی و حتی میل نوجوانان را در چارچوبی ازپیشتعیینشده نگه دارد.
« بخش مهمی از جذابیت عاشقانهٔ فیلم از همین روند تدریجی میآید. »
شخصیتها و اجرا
فیلم گاهی با شوخی و لحنی سبکتر به این نظم مینگرد، اما زیر سطح طنز، پرسشی جدی باقی میماند: نوجوانان تا چه اندازه حق دارند برای خودشان تصمیم بگیرند؟ بازیگری و شخصیتهای پیرامونی بازی Noah Taylor از نقاط قوت فیلم است. او دنی را با نوعی دستپاچگی و خودآگاهیِ دردناک تصویر میکند، بیآنکه شخصیت را به کاریکاتوری از نوجوانی ناموفق تبدیل کند.
تندیوهٔ Thandiwe Newton نیز حضوری روشن و سنجیده دارد. استقلال شخصیت او در رفتار و گفتارش دیده میشود و همین ویژگی باعث میشود رابطهٔ دو نوجوان یکطرفه جلوه نکند. هر دو بازیگر در لحظههای آرام، جزئیات ظریفی از تردید، اشتیاق و احتیاط را منتقل میکنند؛ جزئیاتی که برای فیلمی متکی بر تحول تدریجی، اهمیت فراوان دارند.
Nicole Kidman در نقش نیکولا، شخصیتی فرعی اما بهیادماندنی است؛ حضوری که به روابط اجتماعی مدرسه و جایگاه دختران در آن بُعد دیگری میدهد. فیلم همچنین از همکلاسیها برای ترسیم طیفی از واکنشها استفاده میکند: از همراهی و دوستی تا داوری و تمسخر. با این همه، برخی از شخصیتهای پیرامونی بیش از آنکه مسیر مستقل و کاملی داشته باشند، به کارکردشان در ساختن فضای مدرسه محدود میمانند.
در نتیجه، تمرکز اصلی همچنان بر تجربهٔ دنی و تندیوه است؛ انتخابی که به انسجام عاشقانه کمک میکند، اما گاه جهان فیلم را کمی محدود نگه میدارد. ریتم، سکوت و دشواریِ صبر آرامش فیلم همزمان سرچشمهٔ جذابیت و مهمترین محدودیت آن است. «Flirting» به تماشاگر فرصت میدهد در فضای مدرسه بماند و تغییرهای کوچک رابطه را دنبال کند؛ اما این شیوه همیشه به نتیجهای یکدست نمیرسد.
« بازیگری و شخصیتهای پیرامونی بازی Noah Taylor از نقاط قوت فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی بخشها بیش از اندازه امتداد مییابند و روایت گاهی چنان از تنش فاصله میگیرد که پیشروی داستان کمجان به نظر میرسد. این کندی برای تماشاگرانی که انتظار کشمکشهای پیاپی یا عاشقانهای پرحادثه دارند، احتمالاً خستهکننده خواهد بود. با این حال، کندی را نباید صرفاً نقصی بیرونی دانست.
بخشی از آن با تجربهٔ نوجوانیِ شخصیتها تناسب دارد: زمانی که یک نگاه، یک ملاقات یا حتی انتظار برای دیداری بعدی میتواند تمام روز را اشغال کند. فیلم در بهترین لحظههایش از سکوت برای ساختن احساس استفاده میکند و از توضیحدادن همهچیز پرهیز دارد. مشکل زمانی پدید میآید که مکثها دیگر معنای تازهای به رابطه نمیافزایند و تنها سرعت روایت را کم میکنند.
مرز میان تأمل و کشآمدن در این اثر همیشه بهخوبی حفظ نمیشود. زمینهٔ اخلاقی و تماشای امروز تماشای امروزی فیلم را نمیتوان کاملاً از گفتههای بعدی Thandiwe Newton دربارهٔ تجربهاش هنگام ساخت آن جدا کرد. او در گفتوگویی در سال ۲۰۲۰ از آزار و سوءاستفادهٔ جنسی به دست John Duigan سخن گفت و توضیح داد که در زمان فیلمبرداری شانزدهساله بوده و روایت رسانهای آن تجربه بهصورت «رابطهٔ عاشقانه» برایش آسیبزا بوده است.
این گفتهها بخشی از زمینهٔ بیرون از پردهٔ فیلماند و دانستنشان ممکن است بر نحوهٔ مواجههٔ مخاطب با اثر، بهویژه با تصویر رابطه و نوجوانی، اثر بگذارد. این زمینه نه مجوزی برای نادیدهگرفتن ارزشهای هنری فیلم است و نه دلیلی برای خاموشکردن پرسشهای اخلاقی. برعکس، میتواند تماشاگر را به فاصلهگرفتن از نگاه بیطرفنمای فیلم وادارد: چه کسی روایت را در اختیار دارد؟
« این کندی برای تماشاگرانی که انتظار کشمکشهای پیاپی یا عاشقانهای پرحادثه دارند، احتمالاً خستهکننده خواهد بود. »
قوتها و کاستیها
میل نوجوانانه چگونه تصویر میشود؟ و چه چیزی در قاب دیده میشود و چه چیزی بیرون آن باقی میماند؟ پاسخ به این پرسشها میتواند میان مخاطبان متفاوت باشد، اما طرحکردنشان تجربهٔ تماشای فیلم را دقیقتر و مسئولانهتر میکند. جمعبندی «Flirting» عاشقانهای آرام دربارهٔ دو نوجوان است که در میان مقررات و داوریهای محیط اطراف، راهی برای شناختن یکدیگر پیدا میکنند.
بازیهای صمیمی، فضای متمایز مدارس شبانهروزی و توجه فیلم به شکلگیری آهستهٔ دلبستگی، آن را به اثری دلنشین تبدیل میکنند. در مقابل، ریتم کند، بخشهای کشدار و کمتحرکیِ بعضی لحظهها ممکن است فاصلهٔ تماشاگر را با روایت بیشتر کند. فیلم برای کسانی مناسبتر است که از عاشقانههای کمصدا و شخصیتمحور لذت میبرند، نه آنهایی که در انتظار هیجان پیوستهاند.
در نهایت، جذابیت اثر در همان ظرافتی نهفته است که رابطه را باورپذیر میکند؛ هرچند تماشای امروزین آن، بهواسطهٔ زمینهٔ اخلاقیِ ساخت، ناگزیر پیچیدهتر از یک خاطرهٔ شیرین نوجوانانه است.
« و چه چیزی در قاب دیده میشود و چه چیزی بیرون آن باقی میماند؟ »
ثبت دیدگاه