نقد و بررسی
نقد File not found. (Flirting with Disaster) | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ تعقیب هویت «Flirting with Disaster» ساختهٔ دیوید او. راسل، کمدیای است که یک پرسش جدی را به موتور محرک آشوب بدل میکند: آدم تا چه اندازه برای شناختن خویش به دانستن ریشههای زیستیاش نیاز دارد؟ مل کولپین، مردی که در کودکی به فرزندی پذیرفته شده، پس از پدر شدن ناگهان احساس میکند تا زمانی که والدین زیستیاش را نیابد، نمیتواند برای پسرش نامی انتخاب کند.
این جستوجو در ظاهر هدفی روشن دارد، اما فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که راه رسیدن به پاسخ، مسیر مستقیم و آرامی نخواهد بود. فیلم به جای آنکه مسئلهٔ فرزندخواندگی را در قالب درامی متین و اندوهبار پیش ببرد، آن را به نقطهٔ عزیمت یک کمدی جادهای پرحادثه تبدیل میکند. مل به همراه همسرش نانسی و تینا، کارمند مرکز فرزندخواندگی، سفر را آغاز میکند؛ سفری که در آن اشتباهها، برخوردهای نامنتظر و شخصیتهای نامتعارف پیدرپی پدیدار میشوند.
حاصل، روایتی است که پیوسته از مسیر اصلی منحرف میشود، اما همین انحرافها بخش عمدهای از نیروی کمیک آن را میسازند. آشوب بهمثابهٔ روش روایت دیوید او. راسل قصه را با منطق یک زنجیرهٔ منظم از علت و معلول پیش نمیبرد. هر گام تازه، موقعیتی را میگشاید که خود به چند پیچ فرعی دیگر راه میبرد؛ سوءتفاهمی، دیداری نامنتظر یا تصمیمی شتابزده، سفر را از مقصدی که مل در نظر دارد دورتر میکند.
فیلم در این بیقراری، از سنت کمدیهای پرتحرک و بدفهمیمحور بهره میگیرد: شخصیتها پیش از آنکه فرصت کنند اوضاع را توضیح دهند، درگیر دردسری تازه شدهاند. این رویکرد برای فیلم هم امتیاز است و هم محدودیت. موقعیتها با پیشروی داستان غریبتر و در بسیاری لحظهها خندهدارتر میشوند؛ تماشاگر نمیداند برخورد بعدی چه شکل و شمایلی خواهد داشت.
« کمدیِ تعقیب هویت «Flirting with Disaster» ساختهٔ دیوید او. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عین حال، انباشت رخدادها گاه رشتهٔ روایی را سست میکند. بعضی پیچها بیشتر از آنکه از تحول طبیعی شخصیتها برآیند، برای افزودن یک شوخی یا بحران تازه به کار گرفته میشوند. اگر تماشاگر با بینظمیِ عامدانهٔ فیلم همراه نشود، ممکن است احساس کند قصه به جای حرکت رو به جلو، میان ماجراهای پراکنده سرگردان است.
جستوجوی خانواده، یا گریز از پاسخ ساده اهمیت سفر مل فقط در یافتن پدر و مادر زیستی خلاصه نمیشود. فیلم پرسشی ظریفتر را زیر سطح کمدی نگه میدارد: خانواده را پیوند خونی تعریف میکند یا سالهایی که آدمها کنار یکدیگر زیستهاند؟ مل در آستانهٔ پدر شدن، میخواهد دربارهٔ خودش به قطعیتی برسد؛ گویی شناختن گذشته میتواند او را برای نامگذاری فرزندش آماده کند.
این نیاز قابل درک است، اما فیلم در عین همدلی با آن، میل او به پاسخ قطعی را نیز به شوخی میگیرد. در برابر جستوجوی او، خانوادهٔ سرپرستش قرار دارد؛ رابطهای که با وجود آشفتگی و اضطراب، وزن عاطفی خود را حفظ میکند. فیلم نه ریشهٔ زیستی را بیاهمیت میشمارد و نه آن را به کلید جادوییِ شناخت خویشتن تبدیل میکند.
بهجای پاسخگویی مستقیم، شخصیتها را در برابر صورتهای گوناگونِ خانواده قرار میدهد؛ خانوادههایی که هر کدام شیوهای متفاوت از محبت، بیثباتی، خودخواهی یا تعلق را به نمایش میگذارند. این مضمون، هرچند گاه زیر ازدحام شوخیها پنهان میشود، به فیلم عمقی بیش از یک کمدی سفر جادهای میبخشد.
« در عین حال، انباشت رخدادها گاه رشتهٔ روایی را سست میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران و هنرِ اغراق بن استیلر در نقش مل، مردی مضطرب و گرفتار وسواسِ یافتن پاسخ، از همان نوع بازی عصبی و دستپاچهای بهره میگیرد که بعدها با کمدیهایش پیوند خورد. او شخصیت را چنان میسازد که تماشاگر هم میتواند از رفتارهایش کلافه شود و هم بفهمد پشت این بیقراری، ترسی واقعی از ناشناختهها نهفته است.
پاتریشیا آرکت در نقش نانسی تعادل عاطفی مهمی به فیلم میدهد. او صرفاً همراهی در حاشیهٔ سفر نیست؛ حضورش یادآور زندگی خانوادگیای است که مل در میانهٔ هیجان جستوجوی خویش ممکن است از دیدن آن غافل شود. تیا لئونی در نقش تینا، با ترکیبی از جذابیت، بیکفایتی و جسارت، به بیثباتی فضای فیلم دامن میزند.
نقشآفرینی او آگاهانه اغراقآمیز است و گاه به آستانهٔ نمایشگری میرسد، اما همین انرژی آشفته با جهان فیلم همخوانی دارد. در میان بازیگران مکمل، ریچارد جنکینز و مری تایلر مور برجستهاند: جنکینز با خونسردی و ظرافت، از دل موقعیتهای نامعقول خنده میسازد و مور تصویری متفاوت و سرزنده از مادری نگران ارائه میکند.
جرج سگال، آلن آلدا و لیلی تاملین نیز به گروه بازیگران غنای بیشتری میبخشند؛ فیلم از برخورد سبکهای بازی و شخصیتهای رنگارنگش نیرو میگیرد. نانسی و هزینهٔ حاشیهنشینی یکی از نکات قابل توجه فیلم، توجه به وضع نانسی در میان هیاهوی سفر است. او تازه مادر شده و در موقعیتی قرار دارد که به حمایت و توجه نیاز دارد، اما جستوجوی مل و حضور پررنگ تینا او را به حاشیه میراند.
« پاتریشیا آرکت در نقش نانسی تعادل عاطفی مهمی به فیلم میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حسادت و دلخوری او صرفاً ابزاری برای تولید شوخی نیست؛ نشانهٔ شکافی است که بحران شخصی مل در زندگی مشترکشان ایجاد کرده است. آرکت این رنجش را با خویشتنداری بازی میکند و اجازه نمیدهد شخصیتش به کلیشهٔ همسر حسود فروکاسته شود. البته فیلم این خط عاطفی را به اندازهٔ ظرفیتش نمیکاود. هر بار که تنش میان زوج به سطحی جدیتر نزدیک میشود، ماجرایی تازه توجه را میرباید.
از این رو، رابطهٔ مل و نانسی گاه بیش از آنکه بهتدریج تحول یابد، به یکی از چند منبع آشوب داستان بدل میشود. همین ناتمامی، هم از محدودیتهای فیلم است و هم یادآوری میکند که زیر لایهٔ کمدیِ پرسرعت، امکان درامی دربارهٔ مسئولیت، صمیمیت و نیاز به دیدهشدن وجود دارد. شوخیهای جسورانه و مرزهایشان طنز فیلم بر رفتارهای نابههنجار، کششهای جنسی، واکنشهای افراطی و موقعیتهایی تکیه دارد که بهسادگی از کنترل خارج میشوند.
شوخیها گاه سیاه و گاه بیپروا هستند و فیلم برای حفظ وقار یا واقعنمایی بیش از حد مکث نمیکند. نتیجه، لحنی است که میتواند رهاییبخش و سرخوشانه باشد؛ شخصیتها در برابر قواعد معمول رفتار اجتماعی مدام لغزش میکنند و همین لغزشها موتور کمدی را روشن نگه میدارد. اما این شدت همیشه به یک اندازه مؤثر نیست.
فریادها، اضطرابهای عصبی و شوخیهای اغراقآمیز اگر پشت سر هم تکرار شوند، ممکن است فرساینده شوند. فیلم گاهی به جای آنکه برای یک لحظهٔ کمیک فرصت تنفس بگذارد، فوراً موقعیتی شلوغتر پیش میکشد. همچنین برخی شخصیتهای فرعی آنقدر بر ویژگی عجیب خود تأکید میکنند که مجال چندانی برای دیدهشدنِ جنبههای دیگرشان باقی نمیماند.
« آرکت این رنجش را با خویشتنداری بازی میکند و اجازه نمیدهد شخصیتش به کلیشهٔ همسر حسود فروکاسته شود. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه با همهٔ آدمهای داستان پیوند بخورد، صرفاً از برخورد و تصادمشان لذت ببرد. ریتم و تجربهٔ تماشاگر «Flirting with Disaster» فیلمی است که از تماشاگر همکاری میطلبد: باید با تغییر مسیرهای پیاپی کنار آمد و پذیرفت که منطقِ جهان آن بیشتر از جنس شتابِ کمدی است تا واقعگرایی.
سفر جادهای چارچوبی مناسب برای این ساختار فراهم میکند؛ هر ایستگاه بهانهای میشود برای معرفی آدمهایی تازه و افزودن لایهای دیگر به آشفتگی. این قالب همچنین به فیلم اجازه میدهد خانواده را نه یک واحد ثابت، بلکه مجموعهای از رابطهها و برخوردهای پیشبینیناپذیر نشان دهد. با این همه، ریتم پرشتاب ممکن است مانع ماندگاری برخی لحظهها شود.
فیلم آنقدر مشتاق رسیدن به رخداد بعدی است که فرصت پرداختن عمیقتر به احساسات یا پیامدهای هر موقعیت را همیشه پیدا نمیکند. از سوی دیگر، همین شتاب به آن هویتی ویژه میبخشد: فیلم نمیخواهد تجربهای آرام و صیقلی باشد، بلکه مخاطب را در گردابی از تصمیمهای عجولانه و برخوردهای عجیب رها میکند.
این انتخاب برای برخی تماشاگران دلپذیر و برای برخی دیگر خستهکننده خواهد بود. جمعبندی «Flirting with Disaster» کمدیای نامتعارف، پرجنبوجوش و آگاهانه بیقرار است؛ فیلمی که جستوجوی والدین زیستی را به فرصتی برای وارسیِ تعریف خانواده و میل انسان به شناخت خویش تبدیل میکند. گروه بازیگران، بهویژه ریچارد جنکینز و مری تایلر مور، به آشوب فیلم جان میبخشند و حضور پاتریشیا آرکت لایهای عاطفی به قصه میافزاید.
« با این همه، ریتم پرشتاب ممکن است مانع ماندگاری برخی لحظهها شود. »
جمعبندی
در مقابل، تراکم ماجراها و اغراق مداوم گاهی انسجام و عمق روابط را کمرنگ میکند. جذابیت اصلی فیلم در این است که بینظمی را پنهان نمیکند و از آن شرمنده نیست؛ آن را به روش روایت و سرچشمهٔ خنده بدل میسازد. این ویژگی، تماشای فیلم را برای علاقهمندان به کمدیهای عصبی و پرپیچوخم لذتبخش میکند، هرچند ممکن است مخاطبی را که به شخصیتپردازی آرامتر و ساختار منظمتر نیاز دارد، پس بزند.
در نهایت، اثر بیش از آنکه پاسخی قطعی دربارهٔ هویت و خانواده عرضه کند، یادآور میشود که گاهی مسیرِ جستوجو از خودِ پاسخ عجیبتر، دشوارتر و خندهدارتر است.
« در مقابل، تراکم ماجراها و اغراق مداوم گاهی انسجام و عمق روابط را کمرنگ میکند. »
ثبت دیدگاه