نقد و بررسی
نقد دانشمند عشوهگر (Flirting Scholar) | 1993
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای که از وقار نمیترسد «Flirting Scholar» ساختهٔ ۱۹۹۳، بیش از آنکه روایتی عاشقانه با آرایههای کمدی باشد، نمایشی پرهیاهو از شوقِ بازیگوشی است؛ فیلمی که بهجای آنکه برای شوخیهایش زمینهچینی طولانی کند، گاه بیمقدمه به دلِ اغراق، هزل و آشوب میزند. استیون چو در مرکز این جهان، دانشمندی هنرمند و خوشزبان است که برای نزدیکشدن به زن دلخواهش، جامهٔ خدمتکاری ساده بر تن میکند.
همین جابهجایی میان جایگاه اجتماعی، چهرهٔ ظاهری و اعتمادبهنفس درونی، موتور بخش بزرگی از کمدی فیلم را به حرکت درمیآورد. اما جذابیت اثر فقط در موقعیت آشنای «عاشقِ مبدلشده» خلاصه نمیشود. فیلم میخواهد هر قرارداد جدی را بهانهای برای شوخی بداند: شعر و هنر، قهرمانی رزمی، عشق رمانتیک و حتی خودِ روایت تاریخی، همگی در معرض بازی و دستانداختن قرار میگیرند.
حاصل، کمدیای است که از آداب متعارف فاصله میگیرد و با بیپروایی، شکوه تاریخی را به صحنهای برای ادا، بداهه و بینظمی بدل میکند. جهان روایی و قصهٔ عشق هستهٔ داستان ساده و روشن است: دانشمندی که در پی عشقی حقیقی است، دل به خدمتکاری زیبا میبازد و برای رسیدن به او به خانوادهای ثروتمند راه مییابد.
این طرح، بستری مناسب برای سوءتفاهم، پنهانکاری و تقابل میان هویت واقعی و نقشِ پذیرفتهشده فراهم میکند. فیلم نیز بیآنکه بخواهد این چارچوب را پیچیدهتر از اندازه کند، از آن برای ساختن رشتهای از برخوردهای کمیک استفاده میکند. بااینحال، رابطهٔ عاشقانه بیش از آنکه از مسیر تحول عاطفیِ آرام و دقیق پیش برود، در میان فوران شوخیها و موقعیتهای نمایشی شکل میگیرد.
« اما جذابیت اثر فقط در موقعیت آشنای «عاشقِ مبدلشده» خلاصه نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عشق در اینجا بیشتر نیروی محرکِ ماجراست تا موضوعی که فیلم بخواهد با ظرافت روانشناختی واکاویاش کند. همین انتخاب با لحن کلی اثر سازگار است، اما گاهی باعث میشود رابطهٔ دو شخصیت اصلی بهاندازهٔ بازیهای کمدی پیرامونشان مجال رشد پیدا نکند. فیلم در بهترین لحظههایش از تفاوت میان ظاهر خندهآور و تمنای صادقانهٔ قهرمان بهره میبرد؛ در لحظههای کماثرتر، داستان صرفاً سکویی برای شوخی بعدی میشود.
استیون چو و هنرِ بیقراری استیون چو با انرژیای که گویی از محدودهٔ قاب بیرون میزند، نقش محوری اثر را به نیرویی زنده و غیرقابلپیشبینی تبدیل میکند. او قهرمان خود را نه دانشمندی متین و دور از دسترس، بلکه مردی میسازد که هوش، خودنمایی و دستپاچگیاش همزمان دیده میشوند. این دوگانگی مهم است: شخصیت میتواند در لحظهای با اعتمادبهنفس از هنر و تواناییهایش سخن بگوید و بلافاصله در موقعیتی مضحک گرفتار شود.
طنز چو از همین شکاف میان ادعای قهرمانانه و واقعیتِ آشفته نیرو میگیرد. بازی او بهشدت جسمانی است؛ نگاه، مکث، ژست و تغییر ناگهانی لحن، بهاندازهٔ جملههایش در ساختن شوخی سهم دارند. او با تسلط بر ریتم، حتی لحظههای ساده را به اجراهایی کوچک بدل میکند. در عین حال، این همه انرژی گاه چنان بر فیلم مسلط میشود که دیگر اجزای اثر برای جلب توجه ناچارند فریاد بزنند.
در بعضی صحنهها، شوخیهای چو بهجای آنکه در ساختار منسجم فیلم بنشینند، مانند موجهایی پیدرپی به تماشاگر هجوم میآورند؛ بخشی از لذت فیلم همین بیمهاری است، اما همین ویژگی میتواند به آشفتگی نیز بینجامد. گونگلی و تضادِ سبکی حضور گونگلی در برابر بازی پرتحرک چو، یکی از جالبترین تضادهای فیلم را پدید میآورد.
« عشق در اینجا بیشتر نیروی محرکِ ماجراست تا موضوعی که فیلم بخواهد با ظرافت روانشناختی واکاویاش کند. »
شخصیتها و اجرا
او وقار و آرامشی به نقش میدهد که در میان آشوب پیرامونش همچون نقطهٔ ثبات عمل میکند. جذابیت شخصیتش فقط به زیبایی ظاهری وابسته نیست؛ خویشتنداری و متانت او باعث میشود رفتارهای اغراقآمیز قهرمان بیش از پیش به چشم بیاید. در چنین ترکیبی، گونگلی اغلب نقشِ جدیِ مقابلِ کمدین را بر عهده دارد و همین جدیت، زمینهٔ مؤثری برای شوخی فراهم میکند.
بااینهمه، شخصیت او در قیاس با قهرمان و برخی نقشهای مکمل، پرداخت درونی محدودی دارد. فیلم بیشتر به واکنشها و حضور او در فضای عاشقانه نیازمند است تا به کشف خواستهها و تناقضهای شخصیتیاش. بنابراین، شیمی میان دو بازیگر بیش از آنکه از گفتوگویی برابر و پرجزئیات ساخته شود، از برخورد دو شیوهٔ بازی شکل میگیرد: یکسو شتاب و اغراق، سوی دیگر آرامش و خویشتنداری.
این تقابل جذاب است، اما بخشی از ظرفیت عاطفی رابطه را دستنخورده باقی میگذارد. طنزِ لایهلایه و دشواری ترجمه کمدی فیلم از چند جنس متفاوت ساخته شده است: شوخیهای جسمانی، هزل و اغراق، بازی با زبان و ارجاع به سنتهای روایی و آثار پیشین. این تنوع سبب میشود اثر به یک نوع طنز محدود نماند؛ گاهی یک حرکت بدنی یا چهرهپردازی ساده برای خنداندن کافی است، و گاهی شوخی بر آشنایی با بازی زبانی یا زمینهٔ فرهنگی خاصی تکیه دارد.
فیلم همچنین مواد داستانی و شخصیتهایی را که در حافظهٔ فرهنگی مخاطب چینی جای دارند، به شکلی هجوآمیز بازآرایی میکند. در نتیجه، تجربهٔ تماشاگران میتواند بسیار متفاوت باشد. کسی که با زبان و ارجاعات فرهنگی فیلم آشناست، احتمالاً لایههایی از شوخی را دریافت میکند که در زیرنویس یا دوبله بهسادگی منتقل نمیشوند.
« او وقار و آرامشی به نقش میدهد که در میان آشوب پیرامونش همچون نقطهٔ ثبات عمل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مخاطب ناآشنا ممکن است بخشی از شوخیهای کلامی را از دست بدهد، بیآنکه راه ورود به فیلم را کاملاً گم کند؛ زیرا بخش مهمی از طنز به تصویر، حرکت و اغراق وابسته است. این دوگانگی هم نقطهٔ قوت اثر است و هم محدودیتش: فیلم از پیشینهٔ فرهنگی خود نیرو میگیرد، اما همیشه برای مخاطبی بیرون از آن پیشینه پل روشنی نمیسازد.
ریتم، آواز و آشوبِ خوشایند یکی از ویژگیهای چشمگیر «Flirting Scholar» بیاعتناییاش به مرزهای معمول میان صحنهها و لحنهاست. شوخیها با فاصلهای اندک پشت سر هم میآیند، آوازها ناگهان وارد میشوند و موقعیتهای تازه گاه پیش از آنکه موقعیت قبلی فرصت آرامگرفتن پیدا کند، جای آن را میگیرند.
این شتاب، به فیلم سرزندگی میبخشد و اجازه نمیدهد تماشاگر در انتظار طولانیِ یک شوخی یا تحول بماند. آوازها نیز، با آنکه ممکن است در نگاه نخست نامنتظر به نظر برسند، به همان روح نمایشی و بیقاعدهٔ اثر تعلق دارند و جهان فیلم را از یک کمدی تاریخی معمولی جدا میکنند. اما شتاب، همیشه به معنای ریتم دقیق نیست.
گاهی تراکم شوخیها موجب میشود برخی صحنهها بیش از آنکه به اوج برسند، از کنار یکدیگر عبور کنند. فیلم در پیوند دادن بخشهای کمدی به خط داستانی نیز همیشه به یک اندازه موفق نیست؛ بهویژه خط دشمنی و انتقام، در قیاس با آشوب پرنشاط کمدی، میتواند سادهپردازانه و تا حدی سرهمبندیشده به نظر برسد.
« این شتاب، به فیلم سرزندگی میبخشد و اجازه نمیدهد تماشاگر در انتظار طولانیِ یک شوخی یا تحول بماند. »
قوتها و کاستیها
از این رو، اثر بیشتر بهواسطهٔ لحظههای منفرد و اجراهایش در ذهن میماند تا بهسبب استحکام رواییِ یکپارچه. کارگردانی و تعادلِ ازدسترفته کارگردانی لی لیکچی، میدان را برای بازیهای اغراقآمیز و رفتوآمد سریع میان لحنها باز میگذارد. فیلم بهجای آنکه شوخیهایش را مهار کند، غالباً به آنها اجازه میدهد تا مرزهای متعارف را پشت سر بگذارند.
این رویکرد در صحنههایی که انرژی بازیگران، حرکت و موقعیت بهخوبی همجهت میشوند، نتیجهای بسیار سرگرمکننده دارد. حتی تقابلهای رزمی و رویاروییهای خانوادگی میتوانند بخشی از همین بازی کمیک باشند، نه صرفاً وقفهای برای نمایش مهارت بدنی. در توصیف آرشیو فیلم نیز بر نقش محوری چو و تبدیلشدن مادام وا به چهرهای برجسته در بازآفرینی طنزآلود داستان تأکید شده است.
بااینحال، همین آزادی گاهی به کمبود تمرکز میانجامد. همهٔ شوخیها از نظر کیفیت یا جایگیری یکسان نیستند و بعضی بخشها بیش از آنکه به پیشبرد قصه یا شناخت شخصیتها کمک کنند، صرفاً بر انباشت هیجان تکیه دارند. به همین دلیل، فیلم ممکن است در یک صحنه برقآسا و بسیار بامزه باشد و اندکی بعد، در پیوند دادن اتفاقها یا حفظ توازن روایت، سست به نظر برسد.
این ناهماهنگی را میتوان بهای سبکی دانست که آشوب را نه عارضه، بلکه بخشی از هویت خود میگیرد. جمعبندی «Flirting Scholar» کمدیای سرزنده، جسور و بهطرز دلپذیری بیقرار است؛ اثری که با تکیه بر انرژی استیون چو، تضاد بازی او با وقار گونگلی، شوخیهای ناگهانی و آوازهای نامنتظر، فضایی مخصوص به خود میسازد.
« از این رو، اثر بیشتر بهواسطهٔ لحظههای منفرد و اجراهایش در ذهن میماند تا بهسبب استحکام رواییِ یکپارچه. »
جمعبندی
قوت اصلی فیلم در قصهگویی منظم یا ظرافت رمانتیک نیست، بلکه در تواناییاش برای تبدیلکردن موقعیتهای ساده به نمایشهایی آکنده از بازی و اغراق است. این آشفتگی برای همه خوشایند نخواهد بود. ارجاعهای فرهنگی و بازیهای زبانی ممکن است بخشی از طنز را دور از دسترس نگه دارند و تراکم شوخیها گاه انسجام روایت را تضعیف کند.
خط دشمنی و انتقام نیز به اندازهٔ بخشهای کمدی پرداخت نمیشود. با وجود این، فیلم بهواسطهٔ جسارت اجرایی و لحن بازیگوشش همچنان تماشایی است: اثری که بیش از آنکه بخواهد همهٔ اجزایش را بینقص به هم بدوزد، میخواهد لحظهبهلحظه تماشاگر را غافلگیر کند و از خنده به خنده ببرد.
« خط دشمنی و انتقام نیز به اندازهٔ بخشهای کمدی پرداخت نمیشود. »



ثبت دیدگاه