نقد و بررسی
نقد Five | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دوستی در مقام خانه در «Five» خانه فقط سقفی مشترک و نشانی در شهر نیست؛ تصویری است از خانوادهای که آدمها برای خود برمیگزینند. پنج دوست قدیمی میخواهند زندگی مشترک را به رؤیایی ملموس بدل کنند، اما این رؤیا از همان آغاز بر پایهای ناپایدار استوار است: ساموئل سهم بزرگی از هزینهها را بر دوش میگیرد و دیگران، کموبیش، به این تکیهگاه عادت میکنند.
وقتی او ناگهان از پس مخارج برنمیآید، مسئله دیگر تنها پرداخت اجاره نیست؛ آنچه به خطر میافتد تعادل پنهان رابطههاست. فیلم از این موقعیت ساده برای پرداختن به پرسشی آشنا بهره میگیرد: دوستی تا کجا میتواند جای خانواده را بگیرد، و چه زمانی صمیمیت بهانهای برای پنهانکاری میشود؟ پاسخ اثر نه کاملاً تلخ است و نه موعظهگر.
مهمتر از گرفتاری مالی ساموئل، فاصلهای است که میان تصویری که دوستان از یکدیگر دارند و واقعیتی که هرکدام در سکوت تحمل میکنند پدید میآید. از این منظر، خانه هم پناهگاه است و هم میدان آزمون؛ جایی که عادتهای مشترک، محبت و بیملاحظگی در کنار هم زندگی میکنند. ریتم پرجنبوجوش و جهان روزمره Igor Gotesman فیلم را با انرژی یک کمدی گروهی پیش میبرد.
رفتوآمد شخصیتها، گفتوگوهای سریع و آشفتگی دلپذیر زندگی جمعی، از همان ابتدا فضایی میسازند که بیش از آنکه بر طرحی پیچیده متکی باشد، از حضور کنار هم نیرو میگیرد. در بخشهای موفقتر، فیلم بهخوبی نشان میدهد که چگونه یک شوخی خصوصی، یک اختلاف کوچک یا یک برنامه ناگهانی میتواند به بخشی از زبان مشترک دوستان بدل شود.
« پاسخ اثر نه کاملاً تلخ است و نه موعظهگر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شتاب، امتیازی مهم است، اما گاهی به بهای پرداخت دقیقتر موقعیتها تمام میشود. رخدادها با سرعتی از پی هم میآیند که فرصت اندکی برای مکث، سنجش پیامدها یا شکلگیری تدریجی تنش باقی میگذارد. بنابراین «Five» در لحظههای پرتحرک زنده و سرگرمکننده است، اما هرگاه نیاز دارد از خنده فاصله بگیرد و وزن عاطفی تصمیمها را نشان دهد، گاه شتابزده به نظر میرسد.
فیلم ریتمی دارد که تماشاگر را با خود میبرد، ولی همیشه نمیتواند برای آنچه پشت سر میگذارد عمق کافی بسازد. بازی گروهی و شیمی شخصیتها یکی از دستاوردهای اصلی فیلم، باورپذیری جمعی بازیگران است. Pierre Niney در نقش ساموئل، و François Civil در نقش تیموتی، در کنار Igor Gotesman، Margot Bancilhon و Idrissa Hanrot، گروهی میسازند که حضورشان در قاب از جنس معاشرت واقعی به نظر میرسد.
رابطهها تنها از راه توضیحهای داستانی معرفی نمیشوند؛ در مکثها، طعنهها، واکنشهای کوچک و شیوهای که شخصیتها حرف یکدیگر را قطع میکنند نیز جان میگیرند. این هماهنگی سبب میشود خانه از مجموعهای دکورشده فراتر رود و به مکانی دارای حافظه بدل شود؛ مکانی که آدمها در آن همدیگر را میشناسند، از ضعفهای یکدیگر خبر دارند و با این همه، گاهی همان نقطهضعفها را هدف شوخی قرار میدهند.
بازیهای گروهی، بهویژه در صحنههایی که همه شخصیتها درگیرند، گرمایی به فیلم میبخشند که از محکمترین سرمایههای آن است. با این حال، صمیمیت گروهی نمیتواند جای پرداخت مستقل همه شخصیتها را بگیرد؛ بعضی از آنان بیشتر بهمنزله قطعهای از جمع کار میکنند تا انسانهایی با کشمکش درونی کامل.
« این شتاب، امتیازی مهم است، اما گاهی به بهای پرداخت دقیقتر موقعیتها تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
ساموئل؛ موتور قصه، نه همیشه مرکز همدلی ساموئل محرک اصلی ماجراست: او با انتخاب پنهانی خود، زندگی دوستانش را وارد مسیری تازه میکند. اما نقش محوری لزوماً به معنای شخصیتی عمیق یا همدلیبرانگیز نیست. گرفتاری مالی و ترس از اعتراف به ناتوانی، زمینهای قابلفهم برای رفتار او فراهم میکند؛ بااینحال، انگیزههایش گاه بهاندازهای روشن و چندلایه پرداخت نمیشوند که تماشاگر بتواند با پیچیدگی تصمیمهایش همراه شود.
پنهانکاری او بیش از آنکه از کشمکشی درونی و دقیق برآید، گاهی همچون اهرمی برای حرکت دادن داستان عمل میکند. همین فاصله بر داوری ما درباره شخصیت اثر میگذارد. ممکن است ساموئل را نه قهرمانی گرفتار، بلکه فردی ببینیم که از گفتوگویی دشوار میگریزد و پیامدهای این گریز را بر دوش اطرافیان میگذارد.
فیلم برای ترسیم ضعف او ظرفیت دارد، اما همیشه آن را به کاوشی عمیقتر در مسئولیت، شرم یا خودفریبی تبدیل نمیکند. نتیجه، شخصیتی است که برای پیشبرد قصه ضروری است، ولی برای همدلی کامل باید از سوی بازی و فضای گروهی بیش از خود فیلمنامه حمایت شود. طنز؛ میان شوخطبعی و ابتذال طنز «Five» از شور زندگی جمعی و بیپروایی دوستان نیرو میگیرد.
شوخیها در بهترین لحظات از شناخت متقابل شخصیتها سرچشمه میگیرند؛ انگار هرکس میداند چگونه دیگری را بخنداند یا برآشوبد. چنین لحظههایی به فیلم سبکی و سرزندگی میدهند و کمک میکنند فشار موقعیتها به کمدی بدل شود، بیآنکه پیوند دوستان از بین برود. اما همه شوخیها به یک اندازه سنجیده نیستند.
« اما نقش محوری لزوماً به معنای شخصیتی عمیق یا همدلیبرانگیز نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیهای جنسی و چندشآور گاهی از مرز بیپروایی سرگرمکننده عبور میکنند و به تکرار یا اغراق میرسند. مسئله فقط تند بودن آنها نیست؛ در برخی لحظات، شوخی به جای آنکه شخصیت یا رابطه را آشکار کند، صرفاً برای جلب واکنش فوری به کار میرود. از این رو، تماشاگرانی که با طنز بدنی یا جنسیِ زمخت همراه نیستند، ممکن است بخشی از فیلم را سنگین و فرساینده بیابند.
اثر در این زمینه یکدست نیست: گاه از مشاهده دقیق رفتار دوستان خنده میسازد و گاه به شوخیای متوسل میشود که بیش از آنکه هوشمندانه باشد، پرصداست. واقعگرایی در برابر سازوکار داستان رگه جنایی داستان، تضادی جذاب با فضای گرم و روزمره خانه ایجاد میکند. ورود ساموئل به فروش ماریجوانا قرار است نشان دهد که چگونه یک تصمیم ظاهراً موقت میتواند پیامدهایی فراتر از انتظار داشته باشد.
در این نقطه، فیلم میان کمدی دوستانه و موقعیتهای پرخطر رفتوآمد میکند؛ حرکتی که بالقوه میتوانست تنش و عمق بیشتری به روایت ببخشد. بااینحال، برخی گرهها و چرخشهای مسیر داستان بیش از آنکه از تصمیمهای باورپذیر شخصیتها برخیزند، به نیاز فیلم برای رساندن ماجرا به ایستگاه بعدی وابستهاند.
لحن نیز گاهی به دشواری میان خطر واقعی و شوخی سبک تعادل برقرار میکند. در نتیجه، بخشهایی از روایت تصنعی جلوه میکنند: تماشاگر ممکن است بداند فیلم چه نوع بحرانی را دنبال میکند، اما نه همیشه باور کند که شخصیتها با همین منطق و همین سرعت به آن بحران رسیدهاند. کمدی تند و پرتحرک فیلم این خلأها را تا حدی میپوشاند، ولی کاملاً از میان نمیبرد.
« شوخیهای جنسی و چندشآور گاهی از مرز بیپروایی سرگرمکننده عبور میکنند و به تکرار یا اغراق میرسند. »
قوتها و کاستیها
زیرمتن: پول، استقلال و مسئولیت در زیر ظاهر پرهیاهوی فیلم، مسئلهای جدیتر قرار دارد: رابطه میان پول و صمیمیت. ساموئل بخشی از هزینه خانه را میپردازد و همین نقش، جایگاهی خاص برای او در جمع میسازد. اما کمک مالی، حتی اگر از سر محبت باشد، میتواند انتظاری ناگفته ایجاد کند؛ همانطور که وابستگی دیگران ممکن است به عادتی بدل شود که تا زمان بحران دیده نمیشود.
فیلم به این تنش اشاره میکند، هرچند همیشه آن را تا ژرفای ممکن دنبال نمیکند. پنهانکاری ساموئل نیز از همین منظر معنا پیدا میکند. او نه فقط درباره پول، بلکه درباره تصویری که از خود ساخته سکوت میکند؛ تصویری از فردی که میتواند تکیهگاه گروه باشد. دوستان هم با تکیه بر او، سهمی از مسئولیت را نادیده میگیرند.
این لایه از اثر، ظرفیت تأملی بیشتری از بخشهای صرفاً ماجرایی دارد: صمیمیت واقعی زمانی آزموده میشود که اعضای یک جمع ناچار شوند درباره سهم خود در آسایش مشترک و هزینههای آن صادق باشند. جمعبندی «Five» کمدیای گرم، پرتحرک و متکی بر شیمی گروهی است؛ فیلمی که در بازنمایی شور دوستی، شوخیهای خصوصی و آشفتگی شیرین زندگی مشترک توانمند ظاهر میشود.
بازیهای طبیعی و فضای زنده خانه، مخاطب را به جمع شخصیتها نزدیک میکنند و ریتم سریع، تماشای آن را آسان و سرگرمکننده نگه میدارد. در مقابل، طرح داستانی در بخشهایی بر تصادف و اغراق تکیه میکند، بعضی شوخیها از اندازه میگذرند و ساموئل بهسبب انگیزههای کمعمقتر، همیشه شخصیت مرکزیِ قانعکنندهای نیست.
« زیرمتن: پول، استقلال و مسئولیت در زیر ظاهر پرهیاهوی فیلم، مسئلهای جدیتر قرار دارد: رابطه میان پول و صمیمیت. »
جمعبندی
با وجود این نابرابریها، فیلم در بهترین لحظاتش درباره دوستی بهمثابه انتخابی روزانه سخن میگوید: انتخابی که با خوشگذرانی آغاز میشود، اما برای دوام آوردن به صداقت و مسئولیت نیز نیاز دارد. «Five» بیش از آنکه اثری دقیق و ژرف در تحلیل شخصیت باشد، کمدیای پرشور درباره جمعی است که باید دریابد صمیمیت بهتنهایی همه دشواریها را حل نمیکند.



ثبت دیدگاه