نقد و بررسی
نقد First Reformed | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کشیشی در آستانهی فروپاشی «First Reformed» فیلمی است دربارهی مردی که دیگر نمیتواند میان ایمان شخصیاش و جهانی که پیش چشمش در حال تباهی است، آشتی برقرار کند. کشیش ارنست تولر، با بازی ایتن هاوک، در کلیسایی کوچک و کمرفتوآمد در شمال ایالت نیویورک خدمت میکند. دیدار با ماری، زنی باردار که نگران همسر کنشگر محیطزیستیاش است، او را به دل بحرانی میکشاند که در آن اندوه خصوصی، نگرانی دربارهی آیندهی زمین و تردیدهای دینی به هم گره میخورند.
فیلم از همین موقعیت آغاز میکند، اما علاقهی اصلیاش نه به پیشبرد رویدادها، بلکه به تماشای تغییری درونی است: چگونه یک انسان، زیر فشار پرسشهایی بیپاسخ، آرامآرام تکیهگاههای خود را از دست میدهد. روایتی که بیشتر میاندیشد تا حرکت کند پل شریدر داستان را با شتاب روایت نمیکند. صحنهها مجال مییابند تا سکوت، مکث و نگاههای طولانی وزن پیدا کنند؛ رویکردی که با روحیهی منزوی تولر و کار روزمرهاش در کلیسایی دورافتاده تناسب دارد.
او با دیگران حرف میزند، مراسم برگزار میکند و دفترچهای برای ثبت افکارش دارد، اما بخش مهمی از فیلم در فاصلهی میان این کنشهای بیرونی میگذرد: در خلوتی که شخصیت ناچار است با پرسشهایش تنها بماند. این انتخاب برای همه جذاب نخواهد بود. روایت گاه چنان آرام پیش میرود که ممکن است به نظر برسد فیلم بیش از آنکه داستانی را دنبال کند، ایدههایی را پیرامون شخصیت میچیند.
« کشیش ارنست تولر، با بازی ایتن هاوک، در کلیسایی کوچک و کمرفتوآمد در شمال ایالت نیویورک خدمت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مخاطبی که انتظار دارد هر صحنه سرنخی تازه یا تغییر محسوسی در ماجرا ایجاد کند، احتمالاً از کشآمدن بخشهایی از فیلم خسته میشود. بااینحال، کندی در اینجا صرفاً نقصی تصادفی نیست؛ بخشی از طراحی اثر است. فیلم میخواهد مخاطب در سکون و فرسایش تدریجی شخصیت شریک شود، نه اینکه صرفاً از فاصله شاهد نتیجهی بحران او باشد.
بازی درونی و پرقدرت ایتن هاوک بزرگترین تکیهگاه فیلم، بازی ایتن هاوک است. او تولر را نه با فورانهای عاطفی پیاپی، بلکه با خویشتنداری، خستگی و نوعی انضباط شکننده شکل میدهد. شخصیت در ظاهر به وظایفش ادامه میدهد، اما در حرکات کوچک و مکثهایش میتوان ردّ فشار روانی و جسمی را دید. هاوک بهخوبی نشان میدهد که آرامش ظاهری تولر بیش از آنکه نشانهی تعادل باشد، پوششی است که برای حفظ آن انرژی زیادی صرف میشود.
قدرت این اجرا در پرهیز از توضیح دادن همهچیز است. هاوک اجازه میدهد تناقضهای شخصیت در رفتار و حضورش آشکار شوند: مردی که مأموریتش تسلیدادن دیگران است، اما خود از آسودگی محروم مانده؛ کسی که در پی پاسخ اخلاقی و معنوی میگردد، اما نمیتواند ذهنش را از آنچه در جهان میگذرد جدا کند. گاه شدتِ این انزوای درونی ممکن است برای تماشاگر به اغراق نزدیک شود، اما بازی هاوک اغلب مانع میشود که تولر به نمونهای ساده از «مرد رنجکشیده» تقلیل یابد.
« بااینحال، کندی در اینجا صرفاً نقصی تصادفی نیست؛ بخشی از طراحی اثر است. »
شخصیتها و اجرا
ایمان، محیطزیست و مسئولیت اخلاقی «First Reformed» بحران ایمان را در خلأ بررسی نمیکند. دغدغهی محیطزیستی در فیلم نیرویی بیرونی و مستقل از زندگی شخصیت نیست؛ چیزی است که پرسشهای دینی و اخلاقی او را تیزتر میکند. اگر ایمان از انسان مسئولیت در برابر جهان میخواهد، در برابر ویرانی طبیعت و تصمیمهایی که آیندهی نسلهای بعد را تهدید میکنند، چه معنایی دارد؟
آیا تسلی معنوی، بدون رویارویی با واقعیت مادی، کافی است؟ و چه زمانی نگرانی اخلاقی به درماندگی بدل میشود؟ فیلم این پرسشها را به پاسخهایی ساده نمیرساند و همین، هم امتیاز آن است و هم سرچشمهی بخشی از فاصلهاش با مخاطب. مضمون محیطزیستیاش جذاب و جدی است، اما گاهی چنان سنگین و صریح طرح میشود که شخصیتها در خطر آن قرار میگیرند که حامل اندیشههایی از پیش تعیینشده به نظر برسند.
فیلم در بهترین لحظاتش اجازه میدهد این ایدهها از دل موقعیتها و رنج شخصیتها سربرآورند؛ در لحظات کماثرتر، احساس میشود که اثر بیش از آنکه به تجربهی انسانی اعتماد کند، اصرار دارد اهمیت موضوعاتش را به رخ بکشد. تصویر و صدا؛ زیباییِ حسابشدهی اندوه فیلمبرداری الکساندر داینن به جهان اثر نظمی سرد و مهارشده میدهد.
« ایمان، محیطزیست و مسئولیت اخلاقی «First Reformed» بحران ایمان را در خلأ بررسی نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قابها اغلب خلوتاند و ترکیببندیها حالتی رسمی و دقیق دارند؛ گویی تولر در فضایی زندگی میکند که برای هر چیز مرزی مشخص کرده، اما برای آشفتگی درونی او جایی ندارد. این دقت بصری، زیباییای چشمگیر میآفریند، ولی زیبایی فیلم از جنس آرامشبخش نیست. بهجای آنکه اندوه را تلطیف کند، آن را روشنتر و محسوستر میسازد.
سکون دوربین و استفادهی محدود از موسیقی نیز با همین منطق هماهنگاند. فیلم از ابزارهای معمول برای هدایت هیجان تماشاگر کمتر بهره میگیرد و به جای آن، زمان و سکوت را در اختیار صحنه میگذارد. گاهی این خویشتنداری فضایی مراقبهوار و درگیرکننده خلق میکند؛ گاهی هم فاصلهای سرد میان فیلم و تماشاگر میسازد.
اگر مخاطب با این زبان بصری همراه شود، جزئیات قابها و مکثها معنا مییابند. اگر همراه نشود، ممکن است همان انتخابها را نشانهی خودمهمبینی یا تصنع بداند. شخصیتهای پیرامونی و جهان بیرون ماری، با بازی آماندا سایفرد، دروازهای به سوی بحرانی است که از محدودهی ذهن تولر فراتر میرود.
« این دقت بصری، زیباییای چشمگیر میآفریند، ولی زیبایی فیلم از جنس آرامشبخش نیست. »
قوتها و کاستیها
حضور او یادآور این نکته است که اندیشههای بزرگ، در نهایت بر زندگی آدمهای مشخص و آسیبپذیر اثر میگذارند. سایفرد به نقش لطافتی میبخشد که در تضاد با خشکی فضاست، هرچند فیلم بیشتر از آنکه جهان درونی او را بهطور مستقل بکاود، او را در نسبت با بحران تولر نگه میدارد. در سوی دیگر، کلیسا و مناسبات پیرامون آن بستری برای طرح پرسشهایی دربارهی نهادهای دینی و سازشهایشان با جهان معاصر میشود.
تقابل میان کلیسای کوچک و نهادی پرنفوذتر، صرفاً اختلافی اجرایی نیست؛ نشانهای از برخورد دو تصور متفاوت از دین است: یکی پیوندخورده با شک، خلوت و مسئولیت فردی، و دیگری سازگارتر با ساختارهای جاافتاده و آسودگی جمعی. این زمینهچینیها غنیاند، اما گاه شخصیتهای فرعی را به ابزارهای موضوعی فیلم نزدیک میکنند و از عمق مستقل آنها میکاهند.
پایانِ پرسشبرانگیز، نه پاسخگو بدون ورود به رویدادهای پایانی، میتوان گفت فیلم در مسیر خود وعدهی یک گرهگشایی متعارف نمیدهد. تنشها به سوی نتیجهای روشن و یکدست هدایت نمیشوند و اثر ترجیح میدهد پرسشهایش را در ذهن تماشاگر باقی بگذارد. این انتخاب با مضمون فیلم سازگار است: در جهانی آکنده از تناقض، پاسخ قطعی شاید نه ممکن باشد و نه صادقانه.
« حضور او یادآور این نکته است که اندیشههای بزرگ، در نهایت بر زندگی آدمهای مشخص و آسیبپذیر اثر میگذارند. »
جمعبندی
اما این رویکرد خطر نیز دارد. تماشاگرانی که انتظار دارند فیلم در پایان تجربهی پیشین را به معنایی مشخص پیوند بزند، ممکن است با نوعی سردرگمی یا ناکامی روبهرو شوند. پایان میتواند تأملبرانگیز باشد، اما برای برخی ضدحالزننده یا بیش از اندازه مبهم به نظر خواهد رسید. مهمتر آنکه ابهام، بهخودیخود عمق نمیآفریند؛ ارزشش وابسته به این است که تماشاگر تا آن نقطه با کشمکش شخصیت و زبان فیلم ارتباط برقرار کرده باشد.
جمعبندی «First Reformed» اثری آرام، تلخ و سختگیر است که از مخاطب حوصله و مشارکت میطلبد. بازی تأثیرگذار ایتن هاوک، فیلمبرداری سنجیده و پیوند دادن بحران ایمان به اضطراب محیطزیستی، آن را به فیلمی متمایز بدل میکنند. در مقابل، ریتم کند، فاصلهی عاطفی، لحظاتی از تأکید بیش از اندازه بر اهمیت ایدهها و پایانی که همه را راضی نخواهد کرد، از محدودیتهای آناند.
این فیلم برای کسی که در جستوجوی سرگرمی پرتحرک یا روایتی با پاسخهای روشن است، انتخاب آسانی نیست؛ اما برای تماشاگر علاقهمند به درامهای تأملی، میتواند تجربهای ماندگار و ناآرامکننده باشد. قدرتش نه در آن است که راهی قطعی پیش پای شخصیت بگذارد، بلکه در این است که پرسشهای او را پس از پایان تماشا همچنان زنده نگه میدارد.
« پایان میتواند تأملبرانگیز باشد، اما برای برخی ضدحالزننده یا بیش از اندازه مبهم به نظر خواهد رسید. »



ثبت دیدگاه