نقد و بررسی
نقد اولیها... (First Graders) | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تماشای مدرسه بهمثابه جهان کوچک «اولیها» مستندی داستانمحور از عباس کیارستمی است که بخش بزرگی از آن در دفتر سرپرست یک مدرسهٔ پسرانه میگذرد. پسرهای کمسنوسال، پس از ماجراهای روزانه و مسئلههای انضباطی، یکییکی به آنجا میآیند تا دربارهٔ رفتارشان توضیح بدهند. همین موقعیت ساده، مدرسه را به جهانی کوچک بدل میکند: جایی که در آن قواعد، دوستی، تقصیر، بخشایش و نخستین تجربههای مواجهه با قدرت، در مقیاسی کودکانه اما جدی آزموده میشوند.
دوربین، بهجای آنکه اتفاقی بزرگ یا استثنایی را دنبال کند، در دل تکرار روزمره مکث میکند و از همانجا به شخصیتها و رابطههایشان راه مییابد. فیلم در ظاهر دربارهٔ نظم مدرسه است، اما در عمق، دربارهٔ شکلگیری تدریجی زندگی جمعی است. کودکان؛ شخصیتهایی فراتر از شیطنت جذابیت اصلی فیلم در این است که بچهها را نه بهعنوان گروهی یکدست، بلکه بهصورت شخصیتهایی جداگانه میبیند.
هر دانشآموز با شیوهٔ حرفزدن، سکوت، بهانهآوردن یا واکنشهای ناگهانیاش از دیگری متمایز میشود. یکی میکوشد سهم خود را در ماجرا کمرنگ کند؛ دیگری با صداقتی بیپیرایه اعتراف میکند؛ و گاهی هم پاسخها چنان پیشبینیناپذیرند که خنده را برمیانگیزند. این طنز از تحقیر کودکان نمیآید، بلکه حاصل فاصلهٔ میان منطق ساده و فوری آنان و زبان رسمیِ بازخواست است.
« فیلم در ظاهر دربارهٔ نظم مدرسه است، اما در عمق، دربارهٔ شکلگیری تدریجی زندگی جمعی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با دقتی مهربانانه نشان میدهد که پشت هر شیطنت، خلقوخو و تجربهای خاص نهفته است. از همین رو، خندهها بهسرعت میتوانند جای خود را به همدلی بدهند؛ زیرا کودکانی که بازیگوشیشان سرگرمکننده است، هنوز در حال آموختن پیامدهای رفتار و معنای مسئولیتاند. سرپرست مدرسه و قدرتِ مهربان سرپرست مدرسه یکی از محورهای اصلی اثر است؛ مردی که ناچار است میان حفظ نظم و فهمیدن وضعیت بچهها تعادل برقرار کند.
او نه اقتداری خشن دارد و نه از مسئولیتش کناره میگیرد. پرسش میکند، توضیح میخواهد و گاه محکم برخورد میکند، اما در رفتارش نوعی صبر و انصاف دیده میشود که رابطهٔ او با دانشآموزان را از یک بازجویی صرف فراتر میبرد. جذابیت شخصیتش در بینقصبودن نیست، بلکه در تلاش برای یافتن راهی انسانی در موقعیتی فرساینده است: باید هم نظم را برقرار کند و هم به بچهها مجال دهد حرف بزنند و از خطایشان چیزی بفهمند.
فیلم از این راه، مفهوم اقتدار را پیچیدهتر میکند. قدرت در اینجا فقط توان تنبیهکردن نیست؛ توان شنیدن، داوریکردن و گاهی بخشیدن نیز هست. سرپرست میکوشد بچهها را به وفاداری، همبستگی و درستکاری نزدیک کند، اما آنچه بیش از نصیحتهایش اثر میگذارد، نحوهٔ رفتار او با آنان است. رفتار آرام و کنترلشدهاش، نمونهای عملی از همان نظمی است که میخواهد در دانشآموزان پرورش دهد.
« فیلم با دقتی مهربانانه نشان میدهد که پشت هر شیطنت، خلقوخو و تجربهای خاص نهفته است. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگوهای ساده و مضمونهای اخلاقی بخش مهمی از فیلم بر گفتوگوهای کوتاه و تکرارشونده بنا شده است: چه کسی آغازگر دعوا بوده، چه اتفاقی افتاده و هرکدام چه سهمی در آن داشتهاند؟ در سطح رویداد، این پرسشها سادهاند؛ اما در دل آنها مسئلهای بزرگتر پنهان است: آیا کودک میتواند از روایتِ «من مقصر نبودم» فاصله بگیرد و مسئولیت خود را بپذیرد؟
فیلم پاسخ را با خطابهای نظری عرضه نمیکند، بلکه موقعیتهای کوچک را کنار هم میگذارد تا دشواری این یادگیری آشکار شود. تأکید سرپرست بر بخشایش و درستکاری گاه صریح است و همین صراحت ممکن است برای برخی بینندگان تکراری جلوه کند. بااینحال، تکرار در اینجا فقط ضعف نیست؛ بخشی از ریتم آموزش روزانه است.
ارزشهایی مانند مسئولیتپذیری با یک گفتوگو آموخته نمیشوند و مدرسه نیز ناچار است همان اصول را بارها، در برخورد با خطاهای تازه، بازگو کند. با وجود این، هر بار که فیلم از موعظه فاصله میگیرد و اجازه میدهد نگاه یا پاسخ یک کودک خودش معنا بسازد، اثرگذاریاش بیشتر میشود. دوربین، نظم و تکرار ساختار دیداری «اولیها» عمداً محدود و منظم است.
« تأکید سرپرست بر بخشایش و درستکاری گاه صریح است و همین صراحت ممکن است برای برخی بینندگان تکراری جلوه کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بارها به موقعیتهایی مشابه بازمیگردد و از قاببندیهای نزدیک به هم استفاده میکند. این انتخاب از یک سو با محیط بسته و روال تکراری مدرسه هماهنگ است: دانشآموزان میآیند، توضیح میدهند و دوباره به جمع بازمیگردند. تکرار قابها همچنین توجه را از حرکتهای نمایشی دور میکند و به چهرهها، مکثها و لحن صدا میسپارد؛ جزئیاتی که در فیلمی متکی بر رفتارهای روزمره اهمیت فراوان دارند.
از سوی دیگر، همین محدودیت بصری ممکن است به یکنواختی بینجامد. وقتی چند گفتوگو در قالبی مشابه پیش میروند، برخی بخشها کشدار به نظر میرسند و تماشاگر ممکن است پیش از آنکه موقعیت تازهای شکل بگیرد، الگوی صحنه را دریافته باشد. بااینهمه، نظم روایی فیلم چشمگیر است: میان شلوغی و پراکندگی رفتار کودکان، اثری خوشساخت پدید میآید که رشتهٔ خود را گم نمیکند.
این انسجام، دستاورد مهمی است؛ زیرا فیلم نه با حادثهپردازی، بلکه با جمعکردن لحظههای کوچک پیش میرود. واقعگرایی و مرزِ مشاهده «اولیها» تماشاگر را به مشاهدهٔ بیواسطهٔ مدرسه دعوت میکند. بهجای آنکه برای هر کودک زندگینامهای مفصل بسازد یا رویدادها را با توضیح بیرونی معنا کند، فرصت میدهد رفتار و گفتار آنان در برابر دوربین آشکار شود.
« فیلم بارها به موقعیتهایی مشابه بازمیگردد و از قاببندیهای نزدیک به هم استفاده میکند. »
قوتها و کاستیها
این شیوه، حس نزدیکی و روزمرگی ایجاد میکند؛ گویی تماشاگر برای مدتی در گوشهای از مدرسه ایستاده و شاهد رفتوآمد دانشآموزان است. بااینحال، هر مستندی ناگزیر از انتخاب است: چه کسی دیده شود، کدام لحظه ادامه یابد و چه چیزی در تدوین کنار هم قرار گیرد. بنابراین، این مشاهدهٔ ساده را نباید با ثبت کاملاً خنثی و بیواسطه یکی دانست.
دستِ فیلمساز بیش از آنکه در توضیحدادن دیده شود، در سازماندادن موقعیتها حضور دارد. تماشاگر بهتدریج متوجه میشود که تکرارهای مدرسهای، خود مادهٔ اصلی فیلماند. این نگاه به زندگی روزمره، به کیارستمی امکان میدهد از موقعیتی محدود، پرسشی اجتماعی بسازد: کودکان چگونه در نخستین برخوردهایشان با جمع و قانون، یاد میگیرند که رفتارشان بر دیگری اثر میگذارد؟
طنز، همدلی و تجربهٔ تماشاگر طنز فیلم از تضاد میان جدیت فضای انضباطی و بیپروایی ذهن کودکان زاده میشود. جوابهای غیرمنتظره و تلاشهای گاه ناشیانه برای توضیح رفتار، لحظههایی دلنشین میآفرینند؛ اما فیلم هرگز کودکان را به وسیلهای برای خنداندن تقلیل نمیدهد. پشت شوخیها، آسیبپذیری و اضطراب هم هست: کودکانی که باید از خود دفاع کنند، ممکن است از سرزنش بترسند یا نتوانند آنچه را رخ داده روشن بیان کنند.
« بنابراین، این مشاهدهٔ ساده را نباید با ثبت کاملاً خنثی و بیواسطه یکی دانست. »
جمعبندی
این ترکیبِ خنده و دلسوزی، یکی از دلایل ماندگاری اثر است. فیلم همچنین از تماشاگر میخواهد در داوری شتاب نکند. کودکِ بازیگوش ممکن است خطا کرده باشد، اما خطا تمام هویت او نیست؛ و سرپرستِ صبور نیز با همهٔ حسننیتش نمیتواند در هر موقعیت، پیچیدگی رفتار بچهها را بهسادگی حل کند. در این نگاه، مدرسه فقط جای آموزش دستورها نیست؛ صحنهای است که در آن شخصیتها بهتدریج خود را میشناسند و نسبتشان با دیگران را میآزمایند.
جمعبندی «اولیها» مستندی کمادعا و درعینحال پُرمایه است که از یک مدرسهٔ پسرانه، تصویری از شکلگیری اخلاق و زندگی جمعی میسازد. نیروی اصلی آن در حضور زندهٔ کودکان، طنز مهربانانهٔ گفتوگوها و سرپرستی است که میکوشد میان قاطعیت و شفقت راهی پیدا کند. قاببندیهای مشابه، کشآمدن بعضی بخشها و تکرار پندهای اخلاقی میتوانند از شتاب فیلم بکاهند؛ اما همین بازگشتهای روزانه بخشی از جهان اثر را شکل میدهند.
فیلم بیش از آنکه به دنبال نتیجهگیری قاطع باشد، تماشاگر را با لحظههایی روبهرو میکند که در آنها خنده، خطا، شرمندگی و بخشایش در کنار هم قرار میگیرند. حاصل، پرترهای صمیمی از کودکی است؛ دورهای که در آن هر برخورد کوچک میتواند درسی دربارهٔ دیگری و دربارهٔ خود باشد.
« این ترکیبِ خنده و دلسوزی، یکی از دلایل ماندگاری اثر است. »
ثبت دیدگاه