نقد و بررسی
نقد Final Account | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای از حافظهٔ ناآرام «Final Account» مستندی است دربارهٔ واپسین نسل زندهٔ آلمانیها و اتریشیهایی که در دوران رایش سوم زندگی کردند؛ اما آنچه فیلم را از یک روایت تاریخی معمول جدا میکند، جایگاه گفتوگوشوندگان است. آنان صرفاً شاهدانی از دوردست نیستند: برخی در دستگاه نازی خدمت کردهاند، برخی در ساختارهای روزمرهٔ آن مشارکت داشتهاند و برخی خود را تماشاگرانی بیخبر یا ناتوان از مداخله معرفی میکنند.
پرسش فیلم ساده و در عین حال سنگین است: در نظامی که جنایت را به بخشی از زندگی عادی بدل میکرد، مسئولیت فردی از کجا آغاز میشود؟ لوک هالند این پرسش را با صدور حکمهای فوری پاسخ نمیدهد. او به جای آن، به آدمها فرصت میدهد روایت خود را بسازند؛ سپس سکوتها، تناقضها و تغییر لحنهایشان را در معرض نگاه مخاطب میگذارد.
نتیجه، فیلمی نیست که گذشته را در قفسهٔ تاریخ محصور کند، بلکه اثری است دربارهٔ شیوههایی که انسانها با گذشتهٔ خویش کنار میآیند ــ یا از روبهروشدن با آن میگریزند. شهادتهایی میان یادآوری و انکار گفتوگوهای فیلم در ظاهر روایتی از خاطرات کودکی، جوانی، خدمت نظامی یا زندگی زیر سلطهٔ نازیها هستند.
اما ارزش اصلیشان در فاصلهٔ میان آنچه مصاحبهشوندگان میگویند و آنچه از خلال گفتارشان آشکار میشود، شکل میگیرد. بعضی با دقتی غریب از سازوکارها و جزئیات آن دوران سخن میگویند، اما هنگام توضیح جایگاه خود در همان سازوکارها، ناگهان به ابهام پناه میبرند. برخی میان «ندانستن» و آگاهی از رویدادها رفتوآمد میکنند؛ بعضی دیگر مسئولیت را به سن، اجبار، اطاعت یا فضای عمومی آن زمان واگذار میکنند.
« لوک هالند این پرسش را با صدور حکمهای فوری پاسخ نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این تناقضها به عنوان مادهٔ اصلی روایت بهره میبرد. هر مصاحبه فقط گزارشی از گذشته نیست؛ نوعی مواجههٔ اکنونی نیز هست که در آن فرد سالمند میکوشد معنایی برای زندگی خود بسازد. گاه این کوشش به اعترافی ناقص میانجامد و گاه به توجیهی لجوجانه. دوربین، این تفاوتها را با مداخلهٔ اندک ثبت میکند و اجازه میدهد مخاطب در برابر پرسش اخلاقی بایستد: آیا آگاهی از شر، بدون مشارکت مستقیم، برای مسئول دانستن فرد کافی است؟
رویکرد کارگردانی: پرسش به جای خطابه هالند به جای تبدیلکردن فیلم به یک سخنرانی تاریخی یا اخلاقی، بر پرسیدن و شنیدن تکیه میکند. پرسشهای او اغلب دقیقاند و در لحظههایی که پاسخها به کلیگویی نزدیک میشوند، گفتوگو را دوباره به تجربهٔ شخصی بازمیگردانند. همین خویشتنداری، تنش فیلم را افزایش میدهد.
مخاطب ناچار است به جای دریافت نتیجهای آماده، به شیوهٔ پاسخدادن افراد گوش بسپارد: مکثها، عقبنشینیها، اطمینانهای ناگهانی و گاه آسودگیِ آزاردهندهای که در بیان خاطره دیده میشود. این روش مزیتی روشن دارد: فیلم به شخصیتهایش مجال میدهد خود را آشکار کنند و از تحمیل داوری بیرونی پرهیز میکند.
با این حال، خویشتنداری همیشه به معنای بیطرفی نیست. انتخاب پرسشها، ترتیب پاسخها و کنار هم نشاندن روایتها، همگی ساختار معنایی میسازند. هالند این ساختار را پنهان نمیکند؛ آن را در تدوین و مواجههٔ میان گفتارها جای میدهد. به این ترتیب، فیلم نه دادگاهی با حکم از پیش نوشتهشده، بلکه فضایی برای سنجش شهادت و مسئولیت میشود.
« فیلم از این تناقضها به عنوان مادهٔ اصلی روایت بهره میبرد. »
شخصیتها و اجرا
تدوین و تصویر: گذشته در قابهای روزمره مصاحبهها با تصاویر آرشیوی و فیلمهای خانگی همراه میشوند؛ تصاویری که گذشته را از سطح مفهومهای کلی پایین میآورند و به زندگی روزمره پیوند میزنند. در قابهای خصوصی، مردم میخندند، گرد هم میآیند و روزهای عادی خود را ثبت میکنند. این عادیبودن، به جای آنکه از شدت هولناکی تاریخ بکاهد، آن را پیچیدهتر میکند: جنایت در جهانی روی داد که زندگی روزانه در آن ادامه داشت و بسیاری از افراد توانستند میان آسایش شخصی و خشونت سیاسی مرزی امن برای خود ترسیم کنند.
تصاویر مکانهای تاریخی نیز نقش مهمی دارند. ایستگاهها، مسیرها و محوطههایی که زمانی جزئی از شبکهٔ سرکوب و کشتار بودند، در زمان حال دوباره دیده میشوند؛ نه به عنوان پسزمینهای باشکوه، بلکه به منزلهٔ فضاهایی که گذشته هنوز در آنها رسوب کرده است. تدوین با رفتوآمد میان چهرهٔ سالخوردهٔ مصاحبهشونده و تصویرهای دورهٔ جوانی یا محیطهای تاریخی، زمان را روی هم میگذارد.
از این همنشینی، تأثیری میآفریند که گاه از توضیح مستقیم نیرومندتر است. عادیشدن شر و مسئولیت روزمره یکی از مهمترین دستاوردهای «Final Account» توجه به مشارکتهایی است که لزوماً در میدان نبرد یا در مقام فرماندهی رخ نمیدهند. فیلم دامنهٔ مسئولیت را به کارهای معمول، نقشهای اداری، بهرهمندی اقتصادی و سازگاری اجتماعی گسترش میدهد.
به این ترتیب، پرسش از جنایت تاریخی تنها به کسانی محدود نمیماند که دستور دادهاند یا سلاح به دست گرفتهاند. فیلم همچنین به کسانی مینگرد که در حاشیهٔ دستگاه قدرت زندگی کردهاند، از وضعیت سود بردهاند یا ترجیح دادهاند نپرسند چه چیزی در اطرافشان میگذرد. این زاویه، اثر را به تأملی دربارهٔ سازوکار عادیشدن خشونت بدل میکند.
« در قابهای خصوصی، مردم میخندند، گرد هم میآیند و روزهای عادی خود را ثبت میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چگونه ایدئولوژی به زبان روزمره راه مییابد؟ چگونه اطاعت یا منفعت، انتخاب اخلاقی را به امری ظاهراً ناممکن تبدیل میکند؟ و پس از فروپاشی یک نظام، چه چیزی مانع آن میشود که افراد سهم خود را ببینند؟ فیلم جوابها را در قالب گزارههای کلی عرضه نمیکند؛ آنها را از دل روایتهای متعارض بیرون میکشد.
همین امر سبب میشود موضوعش فقط متعلق به گذشته نباشد، هرچند زمینهٔ تاریخی آن کاملاً مشخص است. ریتم و محدودیتهای ساختاری اتکای گسترده به مصاحبهها، در عین آنکه هستهٔ اصلی فیلم را میسازد، گاه به کندی و ایستایی میانجامد. شکل بصری بخشهایی از فیلم کمتحرک است و تداوم گفتوگوها ممکن است برای برخی تماشاگران فرساینده شود.
از آنجا که اثر بر شنیدن دقیق سخنان افراد بنا شده، این کندی تا اندازهای آگاهانه و سازگار با موضوع است؛ با این همه، همهٔ مکثها به عمق بیشتر منتهی نمیشوند و گاهی ریتم، پیوستگی تأمل را کاهش میدهد. همچنین پراکندگی میان مصاحبهشوندگان، تصویری گسترده از جامعه و تجربههای متفاوت فراهم میکند، اما در عوض مجال شناخت عمیقتر زندگی هر فرد را محدود میسازد.
بعضی چهرهها پیش از آنکه گذشته و اکنونشان در ذهن مخاطب به پیوندی کامل برسد، جای خود را به صدایی دیگر میدهند. فیلم در نتیجه بیشتر به موزاییکی از شهادتها شباهت دارد تا زندگینامههایی کامل. این انتخاب از نظر موضوعی قابلفهم است، اما میتواند انسجام عاطفی روایت را تضعیف کند. اهمیت تاریخی و اخلاقی اثر اهمیت «Final Account» تنها در ثبت گفتههای نسلی رو به پایان نیست؛ ارزش آن در ثبت نحوهٔ سخنگفتن دربارهٔ گذشته نیز هست.
« چگونه ایدئولوژی به زبان روزمره راه مییابد؟ »
قوتها و کاستیها
خاطره در اینجا سندی بیطرف و شفاف نیست. آدمها گذشته را از جایگاه امروز خود بازسازی میکنند، گاه چیزی را فراموش میکنند، گاه آن را کوچک جلوه میدهند و گاه برای نخستین بار ناچار میشوند به سهم خود نام بدهند. فیلم این فاصله میان رخداد تاریخی و حافظهٔ فردی را به بخشی از موضوع خود تبدیل میکند.
از سوی دیگر، حضور نسل جوان در بخشی از فیلم، نگاه را از خاطره به انتقال تاریخی میبرد. آنچه میماند فقط روایت سالمندان نیست، بلکه پرسش از این است که نسل بعد چگونه آن روایت را میشنود، به چالش میکشد یا بازتفسیر میکند. در اینجا مسئولیت دیگر صرفاً مسئلهای مربوط به گذشته نیست؛ به شیوهٔ آموزش، یادسپاری و مواجههٔ امروز با نفرت سیاسی نیز پیوند میخورد.
فیلم با پرهیز از پایانبندیِ آرامشبخش، نشان میدهد که گذر زمان بهتنهایی حقیقت را روشن نمیکند. جمعبندی «Final Account» مستندی جدی، تلخ و تأملبرانگیز است که از طریق گفتوگو با بازماندگانِ عصر رایش سوم، شکاف میان حافظه، انکار و مسئولیت را آشکار میکند. قدرت آن بیش از هر چیز در صبر و خویشتنداریاش نهفته است: فیلم به جای آنکه احساسات مخاطب را با موسیقی و خطابه هدایت کند، او را با صدای کسانی روبهرو میسازد که هر یک به شیوهای متفاوت با گذشته کنار آمدهاند.
کندی ریتم و محدودماندن برخی پرترهها مانع از آن است که اثر در همهٔ لحظات به یک اندازه متمرکز بماند؛ با این حال، همین ساختار چندصدایی به فیلم گسترهای اخلاقی میدهد. حاصل، اثری است که نه فقط دربارهٔ آنچه رخ داده، بلکه دربارهٔ آنچه انسانها پس از وقوع رخدادها میگویند و از گفتنش طفره میروند، پرسش میکند.
« فیلم این فاصله میان رخداد تاریخی و حافظهٔ فردی را به بخشی از موضوع خود تبدیل میکند. »
جمعبندی
«Final Account» تماشایی آسان نیست، اما ارزشش دقیقاً در ناآرامیای است که پس از پایان در ذهن باقی میگذارد.
« Final Account» تماشایی آسان نیست، اما ارزشش دقیقاً در ناآرامیای است که پس از پایان در ذهن باقی میگذارد. »
ثبت دیدگاه