نقد و بررسی
نقد Fight Another Day | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای پرکشش در میدان نبرد «Fight Another Day» با پیشفرضی آغاز میشود که از همان ابتدا ظرفیت یک فیلم اکشن علمیتخیلی پرجنبوجوش را در خود دارد: رایان، پلیسی سرسخت که در جریان مأموریتی مرگبار کشته شده، در آیندهای دور از زمانهٔ خود بیدار میشود. آنجا جنگجویانی از دورههای گوناگون در رقابتهایی خونین به میدان میروند؛ مسابقههایی که برای تماشاگران آینده سرگرمیاند و برای شرکتکنندگان، راهی برای زندهماندن.
رایان نیز برای رهایی از این وضعیت و یافتن راه بازگشت، ناچار است وارد بازی شود و در کنار کسانی قرار گیرد که سودای برهمزدن نظم موجود را دارند. فیلم بهجای آنکه ایدهٔ سفر در زمان را صرفاً بهانهای برای تغییر لباسها و سلاحها بداند، آن را به سازوکار اصلیِ گردهمآوردن مبارزان از دورههای مختلف بدل میکند؛ طرحی ساده، اما بهاندازهٔ کافی خیالانگیز برای برانگیختن کنجکاوی.
جذابیت اصلی، در برخورد ناهمگون این آدمها و شیوههای نبردشان نهفته است: حضور مبارزانی با پیشینهها و ابزارهای متفاوت، وعدهٔ تنوعی بصری و ریتمی تازه را میدهد. چنین ایدهای از آن دست طرحهایی است که بهسرعت میتوان تصور کرد چگونه به فیلمی سرگرمکننده و خوشریتم تبدیل میشود. مسئله این است که «Fight Another Day» همیشه نمیتواند از تخیل اولیهاش فراتر برود و آن را به جهانی داستانیِ قانعکننده بدل سازد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قهرمانی با کارکرد روشن رایان، با بازی Eric Johnson، قهرمانی است که فیلم وظیفهای روشن برایش تعریف میکند: مردی از گذشته که باید در جهانی بیگانه راه بقا را پیدا کند. بازیگر اصلی از پس فضای اکشن برمیآید و حضورش به فیلم تکیهگاهی میدهد که در میان آشفتگیهای روایی اهمیت دارد. او شخصیت را بیش از آنکه به قهرمانی پیچیده و چندلایه تبدیل کند، در مقام نیروی محرک داستان نگه میدارد؛ کسی که با ورود به هر مرحلهٔ تازه، فیلم را به سوی درگیری بعدی میبرد.
این انتخاب با جنس اثر بیارتباط نیست. «Fight Another Day» بهدنبال مطالعهای عمیق دربارهٔ روان یک پلیس یا پیامدهای اخلاقیِ خشونت نیست؛ تمرکزش بیشتر بر انتقال او به موقعیتی نامعمول و واداشتنش به جنگیدن است. بااینحال، همین سادگی گاهی به کمرمقی شخصیتپردازی میانجامد. رابطهٔ رایان با جهان آینده و آدمهای آن میتوانست نیروی عاطفی بیشتری به روایت ببخشد، اما فیلم اغلب از کنار فرصتهای دراماتیک میگذرد تا دوباره به مسیر مسابقه و مبارزه بازگردد.
اکشنی با حالوهوای قدیمی صحنههای مبارزه از بخشهایی هستند که بیش از همه هویت فیلم را آشکار میکنند. اکشن، بهجای تکیه بر جلوههای پرزرقوبرق و مقیاس عظیم، حالوهوای آثار قدیمیتر و جمعوجور را دارد: برخورد مستقیم بدنها، سلاحهایی که به چشم میآیند و درگیریهایی که تا حدی بر حضور فیزیکی بازیگران متکیاند.
« بازیگر اصلی از پس فضای اکشن برمیآید و حضورش به فیلم تکیهگاهی میدهد که در میان آشفتگیهای روایی اهمیت دارد. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد گاهی به سود فیلم تمام میشود. مبارزهها دستکم در لحظاتی حس ملموستری از خطر و تماس دارند و تفاوت میان جنگجویانی با شیوههای نبرد مختلف، مادهٔ خام مناسبی برای طراحی درگیری فراهم میکند. بااینهمه، اجرای صحنهها یکدست نیست. بعضی نبردها از تنوع شخصیتها و ابزارهایشان بهره میگیرند، اما برخی دیگر آن کشش لازم را ندارند و بهسرعت از ذهن میروند.
وقتی تدوین، میزانسن و طراحی حرکات نمیتوانند بر تفاوت مبارزان تأکید کنند، ایدهٔ «رویارویی دورهها» به تصویری از چند زدوخورد پیاپی فروکاسته میشود. فیلم در بهترین لحظههایش از سادگی اکشن سود میبرد؛ در ضعیفترین لحظهها، همان سادگی به محدودیت تبدیل میشود. جهانی که بیشتر وعده میدهد تا میسازد آیندهٔ پادآرمانشهریِ فیلم، با سرگرمیسازی از خشونت و سازماندهی نبردها برای تماشاگران، زمینهای آشنا اما بالقوه مؤثر فراهم میکند.
میتوان از این جهان انتظار داشت پرسشهایی دربارهٔ قدرت، نمایش، کنترل اجتماعی و ارزش جان انسان طرح کند. ولی فیلم بهجای گسترش منظم این زمینه، بیشتر به سوی حرکتهای سریع داستانی میرود. نتیجه، جهانی است که اجزای جذابی دارد، اما رابطهٔ میان آن اجزا همیشه روشن نمیشود. این کمبود در روایت هم دیده میشود: بعضی بخشها بیتوضیح میمانند و گذر از یک وضعیت به وضعیت دیگر، گاه بیش از آنکه حاصل منطق درونی داستان باشد، شبیه راهی برای رسیدن به صحنهٔ بعدی مبارزه است.
« این رویکرد گاهی به سود فیلم تمام میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین رویکردی میتواند در اثری که خود را صریحاً سرگرمیِ سبک و بیتکلف میداند قابلتحمل باشد؛ اما «Fight Another Day» همزمان ایدههایی به میان میآورد که از آن انتظار انسجام بیشتری ایجاد میکنند. هرچه طرح اولیه بلندپروازانهتر به نظر برسد، خلأهای توضیحی نیز بیشتر به چشم میآیند. محدودیت تولید و اثر آن بر تصویر کمهزینهبودن فیلم صرفاً نکتهای پشتصحنهای نیست؛ در تجربهٔ تماشای آن نقشی مستقیم دارد.
محدودبودن فضاها و تکرار محیطهایی که ارزان و بسته به نظر میرسند، گسترهٔ جهان داستانی را کوچکتر از آنچه ایده وعده میدهد جلوه میدهد. روایتی دربارهٔ جنگجویانی از دورههای مختلف و آیندهای دگرگونشده، به تنوع بصری نیاز دارد؛ اما تصویر فیلم همیشه نمیتواند چنین تنوعی را بهخوبی القا کند.
البته محدودیت مالی بهتنهایی محکومیت یک فیلم نیست. بسیاری از آثار کوچک با میزانسن خلاقانه، نورپردازی سنجیده یا طراحی دقیق صحنه، کمبود منابع را به سبکی متمایز تبدیل میکنند. در اینجا، بااینحال، محدودیت اغلب پنهان نمیماند و گاه با کمبود توضیح در روایت همراه میشود. به همین دلیل، بیننده ممکن است نه با جهانی فشرده و هدفمند، بلکه با جهانی روبهرو شود که کوچکبودنش بیش از آنکه انتخابی زیباییشناختی باشد، نتیجهٔ امکانات محدود به نظر میرسد.
« هرچه طرح اولیه بلندپروازانهتر به نظر برسد، خلأهای توضیحی نیز بیشتر به چشم میآیند. »
قوتها و کاستیها
لحن و مسئلهٔ سرگرمکنندگی «Fight Another Day» در مرزی نامطمئن میان اکشن جدی و سرگرمیِ عامدانه سبکسرانه حرکت میکند. ایدهٔ مرکزیاش قابلیت شوخی، اغراق و بازی با قراردادهای فیلمهای مبارزهای را دارد؛ بعضی لحظهها نیز با همین انرژی نامتعارف جان میگیرند. موسیقی سینتیسایزر و رنگوبوی فیلمهای اکشن قدیمی میتوانند به این هویت کمک کنند و حضور جنگجویانی با ظاهر و سبکهای متمایز، گاه جذابیت بازیگوشانهای میآفریند.
اما فیلم در ساختن لحنی پایدار موفق نیست. اگر قرار است مخاطب با منطق اغراقآمیز جهان همراه شود، باید بداند که اثر از او چه میخواهد: هیجان، خنده، تعلیق یا نوعی همدلی با قهرمان. نوسان میان این حالتها باعث میشود برخی لحظهها ناخواسته مضحک به نظر برسند، بیآنکه فیلم به اندازهای جسور باشد که این مضحکه را به نقطهٔ قوت تبدیل کند.
از سوی دیگر، کمبود انسجام و غافلگیری مانع آن است که اکشن بهتنهایی تماشاگر را تا پایان با خود ببرد. جمعبندی «Fight Another Day» فیلمی است با ایدهای که در نگاه نخست از خود اثر بزرگتر به نظر میرسد: پلیسی از گذشته، آیندهای آکنده از خشونت نمایشی و مبارزانی که دورهها و فنون متفاوت را به یک میدان مشترک میآورند.
« اما فیلم در ساختن لحنی پایدار موفق نیست. »
جمعبندی
بازی Eric Johnson و حالوهوای زمخت و قدیمیترِ بعضی صحنههای اکشن، به فیلم لحظههایی قابلاعتنا میبخشد؛ بااینحال، روایت شلخته، جهانسازی کمجان و محدودیتهای آشکار تولید نمیگذارند این ظرفیت به تجربهای منسجم تبدیل شود. تماشاگرانی که از اکشنهای کمهزینه و ایدههای نامتعارف استقبال میکنند، ممکن است از بخشهایی از آن لذت ببرند، بهویژه وقتی تفاوت مبارزان و فضای مسابقه در مرکز توجه قرار میگیرد.
اما فیلم نه آنقدر خوشساخت است که بتواند هیجانش را پیوسته حفظ کند و نه آنقدر آگاهانه اغراقآمیز که کاستیهایش به سرگرمیِ خودبسنده بدل شوند. حاصل، اثری است که جرقهٔ آغازینش جذابتر از مسیری است که برای پروراندن آن انتخاب میکند.
« حاصل، اثری است که جرقهٔ آغازینش جذابتر از مسیری است که برای پروراندن آن انتخاب میکند. »



ثبت دیدگاه