نقد و بررسی
نقد فری ۲ (Ferry 2) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت فری به جهانِ نیمهویرانش «فری ۲» با تصویری از آرامش آغاز میشود؛ آرامشی نه از جنس رهایی، بلکه بیشتر شبیه مکثی ناگزیر پس از سقوط. فری بومان، که زمانی در جهان زیرزمینی برابانت نامی هراسانگیز بود، اکنون از امپراتوری و نفوذ گذشتهاش فاصله گرفته و در حاشیه زندگی میکند. اما گذشته برای او خاطرهای بستهشده نیست؛ نیرویی است که هر بار از شکافی تازه بازمیگردد و نظم شکننده اکنون را برهم میزند.
ورود ژزبل و گرفتاریهای او فری را دوباره به قلمرویی میکشاند که میکوشید از آن دور بماند؛ بازگشتی که هم موتور داستان است و هم زمینهساز پرسشی آشنا: آیا آدمی میتواند از هویتی که خود ساخته، واقعاً بیرون بیاید؟ این فیلم ساخته وانس دِستوپ، با بازی فرانک لامرس در نقش فری و آیکو بیمستربور در نقش ژزبل، ادامهای است بر مسیری که پیشتر در فیلمها و مجموعههای مربوط به این شخصیت شکل گرفته است.
بااینحال، «فری ۲» بیش از آنکه صرفاً فصل تازهای از ماجرای یک تبهکار باشد، داستانِ مواجهه مردی سالخوردهتر با میراثی است که برای نسل بعد بهجا گذاشته؛ میراثی آمیخته به خشونت، بیاعتمادی و تصور فریبنده قدرت. فری؛ حضوری بزرگتر از قصه نقطه اتکای اصلی فیلم، همچنان خود فری است. فرانک لامرس نقش را با آن سنگینی و سکونِ تهدیدآمیزی اجرا میکند که از نخستین حضورش به یکی از جذابیتهای شخصیت بدل شده است.
او لازم نیست هر لحظه فری را به خشونت یا نمایش قدرت وادارد؛ گاهی یک نگاه، مکثی کوتاه یا طرز ایستادنش کافی است تا مخاطب احساس کند گذشتهای پرخطر پشت این مرد ایستاده است. همین حضور کاریزماتیک باعث میشود فری، حتی وقتی در موقعیتی کماهمیت یا طنزآلود قرار دارد، مرکز ثقل صحنه باقی بماند.
« فری؛ حضوری بزرگتر از قصه نقطه اتکای اصلی فیلم، همچنان خود فری است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، کاریزمای بازیگر نمیتواند همه کاستیهای فیلمنامه را جبران کند. فری در این قسمت نه همیشه بهعنوان شخصیتی چندلایه و متفکر، بلکه گاه بهعنوان وسیلهای برای پیشبردن ماجرا عمل میکند. فیلم از سابقه او و تناقضهای اخلاقیاش بهره میگیرد، اما کمتر به درون این تناقضها نفوذ میکند.
فاصله میان مردی که از زندگی جنایی گریخته و مردی که هنوز میتواند در آن جهان راه خود را پیدا کند، ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد؛ فیلم این ظرفیت را میشناسد، اما همهجا آن را به اندازه کافی نمیکاود. جهان بصری؛ باران، جاده و فرسودگی فضاسازی فیلم از مؤثرترین عناصر آن است. باران، جادههای خیس، خودروها و خانههای متحرک فرسوده و فضاهای حاشیهای، جهانی میسازند که در آن هیچچیز کاملاً امن یا تازه به نظر نمیرسد.
این محیط، تزئینی صرف نیست؛ با وضعیت روانی فری تناسب دارد. او از مرکز قدرت به بیرون رانده شده، اما حاشیه نیز برایش پناهگاه واقعی نیست. حتی سکونِ ظاهری محل زندگیاش حس موقتیبودن دارد؛ گویی همهچیز میتواند با ورود یک غریبه یا یک خبر بد دوباره به حرکت درآید. رنگها و بافتهای زمخت فیلم نیز همین حس را تقویت میکنند.
جهان «فری ۲» پرزرقوبرق نیست؛ جنایت در آن نه امپراتوری باشکوهی از پول و تجمل، بلکه کار و بارِ آشفته، پرخطر و اغلب مضحکی است که آدمهایش با اعتمادبهنفس کاذب وارد آن میشوند. این انتخاب بصری به لحن فیلم کمک میکند و زمینه مناسبی برای برخورد میان خشونت و طنز سیاه فراهم میآورد. طنز سیاه و ریتم ماجرا طنز فیلم از برخورد میان جدیتِ فری و بیکفایتی یا شتابزدگی اطرافیانش زاده میشود.
« بااینهمه، کاریزمای بازیگر نمیتواند همه کاستیهای فیلمنامه را جبران کند. »
شخصیتها و اجرا
او در موقعیتهایی قرار میگیرد که میتواند مضحک باشد، اما خنده معمولاً با تهدید همراه است؛ در این جهان، لحظهای که به نظر میرسد همهچیز تحت کنترل است، ممکن است بهسرعت به آشوب بدل شود. همین دوگانگی به فیلم انرژی میدهد و اجازه نمیدهد فضای جناییاش کاملاً عبوس و یکنواخت شود. ریتم کلی نیز، بهویژه در بخشهایی که فری ناچار است دوباره نقش راهنما و حلکننده مشکلات را به عهده بگیرد، سرگرمکننده میماند.
ماجراها پیدرپی پیش میروند و فیلم از موقعیتهای عملی و پرتحرک برای زنده نگهداشتن روایت بهره میگیرد. بااینحال، حرکت مداوم همیشه به معنای پیشرفت دراماتیک نیست. برخی رخدادها بیشتر برای ایجاد هیجان یا شوخی در صحنه قرار گرفتهاند تا برای گسترش طبیعی شخصیتها و روابطشان. در نتیجه، فیلم گاهی پرجنبوجوش است، اما نه الزاماً منسجم.
ژزبل و مسئله نسل تازه ژزبل میتوانست مهمترین عامل تازهکننده این دنباله باشد. حضور او به فیلم اجازه میدهد رابطه میان گذشته و آینده را از سطح مفهومی به رابطهای خانوادگی و ملموس تبدیل کند. فری فقط با دشمنان یا همدستان سابق روبهرو نیست؛ با پیامدهای غیبت و انتخابهای قدیمیاش نیز مواجه میشود.
ژزبل به این ترتیب، امکانِ بررسی مسئولیت، رهاکردن و وفاداری را وارد قصه میکند. اما شخصیتپردازی او یکنواخت نیست و فیلم در ساختن پیوند عاطفی میان این دو گاه شتاب میگیرد. ژزبل باید هم محرک بحران باشد و هم در برابر فری شخصیتی مستقل نشان دهد؛ در بعضی صحنهها، این دو کارکرد بهخوبی در هم میآمیزند، اما در بخشهایی دیگر، او بیشتر ابزاری برای حرکتدادن داستان به نظر میرسد.
« همین دوگانگی به فیلم انرژی میدهد و اجازه نمیدهد فضای جناییاش کاملاً عبوس و یکنواخت شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین مسئله به دیگر چهرههای جوانتر نیز سرایت میکند: آنان در ظاهر حامل امکانِ تغییر نسلاند، اما فرصت کافی برای شکلگیری فردیت و پیچیدگیشان در اختیار ندارند. بنابراین، کشمکش نسلی فیلم جذابتر از پرداخت کامل آن است. فیلمنامه؛ آشفتگی بهجای پیچیدگی یکی از تفاوتهای محسوس این قسمت با بخشهای پیشین، کاهش پیچیدگی روایی است.
داستان در مقاطعی بهجای آنکه از تصمیمهای شخصیتها و پیامدهایشان بهطور طبیعی گسترش یابد، به رخدادهایی تکیه میکند که گاه نامحتمل یا بیش از اندازه تصادفی به نظر میرسند. این پرشها ممکن است در لحظه به فیلم ضرباهنگ بدهند، اما در بلندمدت از وزن خطر میکاهند: وقتی منطق اتفاقها سست شود، مخاطب کمتر نگران نتیجه تصمیمها میماند.
این ضعف بهخصوص در لحن فیلم آشکار است. «فری ۲» میخواهد هم قصهای جنایی و خشن باشد، هم کمدی سیاه، هم درامی درباره خانواده و گذشته. چنین ترکیبی ذاتاً مسئلهساز نیست؛ حتی میتواند هویت فیلم را بسازد. دشواری از جایی آغاز میشود که جابهجایی میان این لحنها بهاندازه کافی سنجیده نباشد.
بعضی شوخیها از دل شخصیتها و موقعیتها بیرون میآیند، اما برخی دیگر چنان برجستهاند که حس تصنع ایجاد میکنند. لهجههای برابانتی نیز در بعضی اجراها طبیعی نمینشینند و بهجای غنیکردن فضای محلی، توجه را به خودِ بازیگری جلب میکنند. پایانبندی و میراث مجموعه فیلم در نهایت میکوشد میان ادامهدادن دنیای فری و رسیدن به نوعی جمعبندی تعادل برقرار کند، اما پایانبندی آن بهاندازهای که پیشزمینه داستان وعده میدهد، اثرگذار نیست.
« بنابراین، کشمکش نسلی فیلم جذابتر از پرداخت کامل آن است. »
قوتها و کاستیها
ازآنجاکه جذابیت مجموعه بر شخصیت فری و پیوندهای عاطفی و اخلاقی پیرامون او استوار بوده، انتظار میرود تصمیمهای پایانی حاصل انباشت همان تنشها باشند. در اینجا، مسیر رسیدن به جمعبندی همیشه به اندازه کافی پرورده نمیشود و نتیجه ممکن است برای برخی تماشاگران کمرمق یا شتابزده جلوه کند؛ بیآنکه لازم باشد برای درک این کاستی، جزئیات رخدادهای پایانی آشکار شود.
جمعبندی «فری ۲» بازگشتی دیدنی به جهانی آشناست، اما بازگشتی که بیش از هر چیز بر نیروی بازی فرانک لامرس و حالوهوای خشن و بارانیاش تکیه دارد. فیلم در طنز سیاه، موقعیتهای پرتحرک و حضور مرکزی فری موفق است؛ از همین رو برای مخاطبی که با شخصیت او و فضای جنایی این مجموعه پیوند دارد، لحظات سرگرمکننده کم ندارد.
در برابر، قصه از پیچیدگی و انسجام کافی برخوردار نیست، شخصیتهای تازه بهقدر لازم رشد نمیکنند و پایانبندی نیز تمام ظرفیت عاطفی روایت را به نتیجهای ماندگار تبدیل نمیکند. حاصل، اثری است که هنوز جذابیت قهرمانش را حفظ کرده، اما گاه از این جذابیت بیش از اندازه خرج میکند. فری همچنان تماشایی است؛ مسئله این است که جهان پیرامونش دیگر به همان اندازه تازه و زنده به نظر نمیرسد.
«فری ۲» برای یک بار بازگشت به این فضای خشن و آمیخته به طنز کفایت میکند، اما برای احیای کامل شور و پیچیدگی قسمتهای پیشین، به داستانی منسجمتر و شخصیتهایی عمیقتر نیاز داشت.
« حاصل، اثری است که هنوز جذابیت قهرمانش را حفظ کرده، اما گاه از این جذابیت بیش از اندازه خرج میکند. »



ثبت دیدگاه