نقد و بررسی
نقد شرایط حیوانی (Feral State) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جغرافیای بیپناهی «Feral State» از همان عنوانش وعدهٔ جهانی میدهد که در آن نظم اجتماعی از هم گسیخته و قانون بیشتر سایهای دوردست است تا نیرویی حاضر. فیلم، گروهی از فراریان و یتیمان را در پیرامون مردی به نام مک مونرو گرد میآورد؛ چهرهای کاریزماتیک که برای جوانان طردشده نقش پدر و پناهگاه را بازی میکند، اما این پناهگاه از آغاز با تهدید و خشونت آمیخته است.
داستان در فلوریدایی میگذرد که با تصویر آفتابی سواحل و جاذبههای گردشگری فاصلهٔ بسیار دارد: باتلاقها، خانههای سیار و حاشیههایی که آدمهایش در آن گرفتار فقر، بزهکاری و بیاعتمادیاند. این فضا تنها پسزمینهٔ ماجرا نیست؛ بخشی از منطق و حالوهوای فیلم است. فیلم ساختهٔ Jon Carlo است و Ronnie Gene Blevins در نقش مک مونرو و AnnaLynne McCord در نقش کارآگاه الیس حضور دارند.
همین تقابل میان مردی که ادعای مراقبت از جوانان را دارد و مأموری که در پی گروه اوست، میتوانست بستری برای یک درام جنایی پرمایه باشد. «Feral State» گاه به این ظرفیت نزدیک میشود، اما همیشه نمیتواند آن را به تجربهای یکدست و کاملاً قانعکننده بدل کند. تریلری که از دل محیط برمیخیزد نقطهٔ قوت روشن فیلم، ساختن فضایی است که از ابتدا احساس ناامنی و بیقراری در آن جریان دارد.
باتلاقهای فلوریدا، جادههای فرعی و خانههای سیار، منظرههایی نیستند که صرفاً برای زیبایی قاب انتخاب شده باشند؛ آنها حس محصورشدن و بیرونافتادن از جهان معمول را تقویت میکنند. هرچند شخصیتها در محیطی باز و پراکنده حرکت میکنند، فیلم طوری فضا را میسازد که گویی راه گریزی واقعی وجود ندارد.
« این فضا تنها پسزمینهٔ ماجرا نیست؛ بخشی از منطق و حالوهوای فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد میان وسعت جغرافیا و تنگنای زندگی، به تعلیق داستان کمک میکند. خشونت و آشوب نیز از همین محیط نیرو میگیرند. فضای کثیف و فرسودهٔ فیلم، در جاهایی به آن هویت میدهد و مانع میشود ماجرا به تریلری بیمکان و بیچهره تبدیل شود. تماشاگر بهجای آنکه فقط رشتهای از رخدادهای جنایی را دنبال کند، با اقلیمی روبهرو میشود که در آن خشونت انگار بخشی از زندگی روزمره است.
این کیفیت، حتی زمانی که قصه کند میشود، از فیلم چیزی در حافظه باقی میگذارد. مک مونرو؛ پدری در مرز اقتدار و تهدید مک مونرو مهمترین نیروی نمایشی فیلم است. او خود را پدر و پناهدهندهٔ کسانی معرفی میکند که از خانه و حمایت محروم بودهاند؛ اما این رابطه، برخلاف ظاهر خانوادگیاش، بر پایهٔ آزادی و امنیت متقابل شکل نگرفته است.
جذابیت چنین شخصیتی در همین تناقض نهفته است: او میتواند به گروهش حس تعلق بدهد و همزمان آن را زیر سلطهٔ خود نگه دارد. مرز میان مراقبت و کنترل در رفتار او باریک است و فیلم از این ابهام برای ایجاد تنش بهره میبرد. بازی Blevins در نقش مک، یکی از عناصر مؤثر اثر است. حضور او به شخصیت کیفیتی تهدیدآمیز میدهد، بیآنکه لازم باشد هر لحظه با خشونت آشکار بر صحنه مسلط شود.
نگاه و لحنش، حس مردی را منتقل میکند که هم میتواند وعدهٔ پناه بدهد و هم قواعدی تحمیل کند که دیگران جرئت پرسش از آنها را ندارند. با این حال، خود شخصیتپردازی همیشه به اندازهٔ بازی بازیگر پرورده نیست. فیلم ایدهٔ پدرسالاری خطرناک را مطرح میکند، اما گاه از کاوش در ریشههای عاطفی و اخلاقی آن بازمیماند.
« این تضاد میان وسعت جغرافیا و تنگنای زندگی، به تعلیق داستان کمک میکند. »
شخصیتها و اجرا
گروهی که به خانواده بدل نمیشود ضعف مهمتر «Feral State» در پرداخت اعضای گروه آشکار میشود. جوانان داستان قرار است آدمهایی باشند که به سبب طردشدگی و فقدان حمایت، به مک پناه آوردهاند. این پیشفرض ظرفیت عاطفی فراوانی دارد: میتوانست نشان دهد نیاز به تعلق چگونه افراد آسیبپذیر را در برابر اقتدار فریبنده تسلیم میکند، یا اینکه همدلی و همدستی چهطور در یک جمع درهم میآمیزند.
اما فیلم بیشتر به موقعیت آنها اشاره میکند تا اینکه شخصیتهایشان را با جزئیات کافی بسازد. در نتیجه، اعضای گروه گاهی بیش از آنکه انسانهایی با ترسها، خواستهها و تضادهای ویژهٔ خود باشند، اجزایی برای پیشبرد آشوب داستان به نظر میرسند. تماشاگر ممکن است منطق کلی پیوندشان با مک را بفهمد، ولی شناختی کافی از جهان درونیشان پیدا نکند.
همین فاصله، همدلی را دشوار میسازد و خطرهای پیشروی آنها را از نظر عاطفی کماثر میکند. وقتی قرار است فیلم بر مفهوم خانوادهٔ جایگزین تکیه کند، بیجان ماندن اعضای آن خانواده نقصی اساسی است. کارآگاه الیس و دو مسیر ناتمام کارآگاه الیس نمایندهٔ نیرویی بیرون از حلقهٔ مک است و پیگیری او میتواند با داستان گروه، تقابل اخلاقی و روایی جذابی بسازد.
حضور او همچنین امکان میدهد اثر از زاویهای دیگر به خشونت و بیقانونی پیرامون فلوریدا نگاه کند. بااینهمه، خط داستانی پلیسی و دنیای گروه همیشه با قدرتی برابر پیش نمیروند. الیس در مقام نیروی مقابل مک اهمیت دارد، اما گاه بیشتر کارکردی روایی پیدا میکند تا آنکه به شخصیتی مستقل و چندلایه بدل شود.
« گروهی که به خانواده بدل نمیشود ضعف مهمتر «Feral State» در پرداخت اعضای گروه آشکار میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این رو، فیلم میان دو مرکز ثقل حرکت میکند: از یک سو خانوادهٔ آشفتهٔ مک و از سوی دیگر تعقیب پلیسی. این دو مسیر در لحظاتی به هم نیرو میدهند، ولی پیوندشان همیشه آنقدر محکم نیست که تعلیق را در تمام مدت حفظ کند. نتیجه، اثری است که گاهی وعدهٔ یک درام شخصیتمحور میدهد و گاهی به تریلری جنایی نزدیک میشود، بیآنکه این دو وجه کاملاً در هم حل شوند.
ریتم، تکرار و مسئلهٔ کشآمدن ریتم فیلم یکی از منابع اصلی اختلاف میان تماشاگران است. مکثها و صحنههای آرام میتوانند به ساخت فضای سنگین و ناآرام کمک کنند، اما کندی زمانی نتیجهبخش است که هر مکث چیزی به شخصیتها یا تنش داستان بیفزاید. در «Feral State»، بعضی بخشها بهجای انباشتن معنا و انتظار، احساس تکرار ایجاد میکنند.
رخدادها دیرتر از آن پیش میروند که تعلیق نیاز دارد و همین امر میتواند مدت نسبتاً کوتاه فیلم را نیز طولانی جلوه دهد. این کندی از ضعف شخصیتپردازی جدا نیست. اگر پیوند عاطفی عمیقی با اعضای گروه شکل گرفته بود، سکونها شاید فرصتی برای شناخت بیشتر آنها میشد؛ اما وقتی شخصیتها کمجان باقی میمانند، صحنههای مکثدار کمتر بار دراماتیک پیدا میکنند.
فیلم در عوض، از فضای محیط و حضور مک برای نگهداشتن توجه بهره میگیرد. این تمهید تا اندازهای کار میکند، اما برای همهٔ مسیر کافی نیست. غافلگیری و بهای پایان ناگهانی فیلم در نزدیکشدن به پایان میکوشد برداشت تماشاگر از رویدادها را تغییر دهد و وجه غافلگیرکنندهای به روایت بیفزاید. برای برخی بینندگان، این حرکت پایانی میتواند اثرگذار و سرگرمکننده باشد؛ بهویژه اگر از آغاز با فضای تیرهٔ فیلم همراه شده باشند و در انتظار تغییری در مسیر داستان بمانند.
« از این رو، فیلم میان دو مرکز ثقل حرکت میکند: از یک سو خانوادهٔ آشفتهٔ مک و از سوی دیگر تعقیب پلیسی. »
قوتها و کاستیها
اما غافلگیری زمانی بیشترین اثر را دارد که هم غیرمنتظره باشد و هم پس از وقوع، در منطق پیشین داستان ریشهدار به نظر برسد. «Feral State» در این زمینه نتیجهای دوگانه دارد. پایان برای بعضیها ضربهای جذاب است، ولی برخی دیگر ممکن است آن را ناگهانی یا تا حدی قابلحدس بدانند. این دو واکنش لزوماً متناقض نیستند: فیلم نشانهها و انتظارهایی میسازد، اما همهٔ آنها را با ظرافت یکسان مدیریت نمیکند.
از سوی دیگر، تندیِ رسیدن به فرجام میتواند حس ناتمامماندن ایجاد کند؛ گویی اثر درست زمانی که میتوانست پیامدهای عاطفی و اخلاقی رخدادها را بیشتر بکاود، تصمیم به قطع روایت میگیرد. برای پرهیز از افشای جزئیات، همین اندازه کافی است که پایان را بخشی از تجربهای بدانیم که ممکن است برای گروهی از مخاطبان غافلگیرکننده و برای گروهی دیگر شتابزده جلوه کند.
جمعبندی «Feral State» تریلری مستقل و کمادعاست که بیش از هر چیز با فضای باتلاقی و فرسودهٔ فلوریدا و حضور بهیادماندنی Ronnie Gene Blevins در نقش مک مونرو شناخته میشود. فیلم به سراغ موضوعاتی چون طردشدگی، خانوادهٔ جایگزین و قدرتی میرود که در لباس حمایت ظاهر میشود، اما در پروراندن شخصیتهای جوان و ساختن پیوندی عاطفی با آنها به اندازهٔ کافی موفق نیست.
کندی ریتم، تکرار و پایان نسبتاً ناگهانی نیز مانع میشوند همهٔ ظرفیت ایدهٔ مرکزی به نتیجه برسد. بااینحال، اثر کاملاً بیهویت یا فاقد لحظات مؤثر نیست. فضای خاص آن، حس ناامنیِ پیوسته و بازی محوری Blevins میتوانند تماشاگر علاقهمند به تریلرهای تیره و حاشیهنشین را درگیر کنند. «Feral State» در بهترین لحظاتش تصویری ناآرام از پناهبردن به خانوادهای خطرناک عرضه میکند؛ در ضعیفترین لحظاتش، اما بیشتر به طرحی جذاب میماند که شخصیتها و ریتمش فرصت نیافتهاند به اندازهٔ ایدهاش جان بگیرند.
« Feral State» در این زمینه نتیجهای دوگانه دارد. »
ثبت دیدگاه