نقد و بررسی
نقد Female Perversions | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنی در اتاقی پرآینه در فیلم «Female Perversions»، سوزان استرایتفلد به سراغ زنی میرود که ظاهراً همهچیز را در اختیار دارد: هوش، جاهطلبی، موقعیت حرفهای و توانایی تسلط بر دیگران. اما پشت این تصویر منظم، خلأیی عاطفی و ذهنی دهان باز کرده است. ایو استیونز، وکیلی که در آستانه صعودی مهم در مسیر شغلیاش قرار دارد، در زندگی خصوصی خود با میلهایی روبهروست که نه به صمیمیت میرسند و نه آرامش میآورند.
همزمان، رابطه پرتنش او با خواهرش مدی و گرفتاریهای آن زن، او را به فضایی بیرون از نظم حرفهای و حسابشدهاش میکشاند. فیلم از همان ابتدا بیش از آنکه وعده یک درام روایی متعارف بدهد، دعوتی است به ورود در ذهن شخصیتی چندپاره. نام اثر نیز به معنای ساده و روزمره «انحراف» محدود نمیماند؛ فیلم میپرسد چه کسی حق دارد میل را تعریف کند و کدام رفتارها، زیر فشار هنجارهای اجتماعی، «عادی» یا «نامتعارف» خوانده میشوند.
این پرسشها به اثر نیروی فکری میدهند، هرچند گاه بر انسجام داستانی آن سایه میاندازند. ایو؛ اقتدار بیرونی و آشفتگی درونی تیلدا سوینتن، در نقش ایو، مرکز ثقل فیلم است. بازی او بر خویشتنداری بنا شده: چهرهای آرام، حرکاتی سنجیده و لحنی که بهندرت اجازه میدهد احساسات بیواسطه آشکار شوند.
همین سردی بهتدریج بدل به نشانهای از فشار میشود؛ ایو نه بیاحساس است و نه بهسادگی میتوان او را در قالب زنی قدرتمند و شکستناپذیر جای داد. او مدام نقشهایی را اجرا میکند که از یک زن موفق انتظار میرود، اما در خلوت از هماهنگ کردن آن نقشها با خواستههایش ناتوان میماند. سوینتن کشمکش شخصیت را با تأکید بر شکاف میان ظاهر و باطن میسازد.
« اما پشت این تصویر منظم، خلأیی عاطفی و ذهنی دهان باز کرده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ایو در دادگاه میتواند قاطع و نافذ باشد، اما در روابطش با دیگران بارها به رفتاری میرسد که از میل به نزدیکی سرچشمه نمیگیرد، بلکه بیشتر تلاشی برای مهار اضطراب، اثبات قدرت یا تجربه لحظهای رهایی است. این بازی کمنوسان، برخلاف نمایشهای پرهیاهو، برای فیلم مناسب است؛ زیرا بحران ایو بیشتر در انجماد و کنترل خود را نشان میدهد تا در فوران احساس.
میل، جنسیت و سیاستِ نقشها «Female Perversions» از میل جنسی بهعنوان عنصری تزئینی یا صرفاً تحریکآمیز استفاده نمیکند. مناسبات ایو با مردان و زنان، بخشی از جستوجوی او برای پاسخ به این پرسش است که خواستن چه معنایی دارد و آیا میل میتواند از ساختار قدرت جدا شود. نزدیکی جسمانی در جهان فیلم لزوماً به شناخت دیگری نمیانجامد؛ گاهی حتی بر تنهایی شخصیتها تأکید بیشتری میکند.
از همین رو، فضای اروتیک اثر با نوعی سردی همراه است: بدنها حاضرند، اما پیوند انسانی از دسترس بیرون میماند. این رویکرد در پیوند با نگاه فیلم به توقعات اجتماعی از زنان معنا پیدا میکند. ایو باید هم موفق باشد، هم آراسته، هم خواستنی، هم مهارشده؛ و ظاهراً باید همه این وجوه را بدون آنکه تناقضی در میانشان دیده شود، کنار هم نگه دارد.
فیلم در برابر چنین الزامی میایستد و نشان میدهد که خودِ مطالبه هماهنگی کامل میتواند به نوعی انحراف و ازخودبیگانگی بینجامد. با این حال، اثر گاهی ایدههایش را بیش از اندازه توضیح میدهد یا برای رساندن آنها به تصویرهایی نمادین پناه میبرد که پیوندشان با تجربه عاطفی شخصیت همیشه روشن نیست.
« نزدیکی جسمانی در جهان فیلم لزوماً به شناخت دیگری نمیانجامد؛ گاهی حتی بر تنهایی شخصیتها تأکید بیشتری میکند. »
شخصیتها و اجرا
رویا و تصویر؛ روانکاوی در قالب سینما یکی از ویژگیهای ماندگار فیلم، آمیختن واقعیت با خیال، خاطره و کابوس است. صحنههای ذهنی ایو از منطق خطی پیروی نمیکنند؛ آنها بیشتر شبیه قطعاتی از یک خواباند که میل، ترس و خاطره را در هم میفشارند. در این لحظات، فیلم میکوشد امر روانی را نه با توضیح مستقیم، بلکه از راه تصویر و حس منتقل کند.
نتیجه، فضایی وهمآلود و گاه ناخوشایند است؛ فضایی که تماشاگر را با همان بیقراریای روبهرو میکند که در ذهن شخصیت جریان دارد. اما این انتخاب فرمی همیشه ثمربخش نیست. برخی تصویرهای خیالپردازانه بهجای آنکه لایهای تازه به شخصیت بیفزایند، بیش از حد رمزآلود یا سنگین به نظر میرسند. تماشاگر ممکن است احساس کند اثر به جای آنکه ابهام را به تجربهای زنده بدل کند، صرفاً نشانههایی مبهم روی هم انباشته است.
با وجود این، حتی تصویرهایی که کاملاً گشوده نمیشوند، در حافظه میمانند؛ فیلم از آن دسته آثاری است که گاه پیش از آنکه معنایش را بفهمیم، حالوهوایش بر ما اثر میگذارد. خواهران و جهان بیرون از دادگاه رابطه ایو و مدی، محور مکملی است که پرسشهای فیلم را از جهان فردی به پیوند خانوادگی میکشاند.
ایو زندگی خود را بر پایه نظم و کنترل بنا کرده، در حالی که مدی با مسئله دزدی خردهپا و آشفتگیهای شخصیاش درگیر است. ایو برای کمک به خواهرش وارد موقعیتی میشود که نمیتواند آن را صرفاً با قواعد حرفهای و قضاوت اخلاقی حل کند. این مواجهه، او را با شباهتهایی میان رفتار خود و خواهرش روبهرو میسازد؛ شباهتهایی که نه یکساناند و نه بهآسانی پذیرفتنی.
« رویا و تصویر؛ روانکاوی در قالب سینما یکی از ویژگیهای ماندگار فیلم، آمیختن واقعیت با خیال، خاطره و کابوس است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ایمی مدیگان به مدی وجهی زنده و زمینی میبخشد. حضور او در برابر خویشتنداری سوینتن تضادی مؤثر میسازد: یکی میکوشد آشفتگی را درون چهارچوبی آراسته پنهان کند و دیگری آشفتگی خود را آشکارتر حمل میکند. شخصیتهای پیرامونی، از جمله اما با بازی لایلا رابینز، نیز بخشهایی از جهانی را میسازند که ایو در آن ناچار است با برداشتهای متفاوت از زنانگی روبهرو شود.
با این همه، همه این شخصیتها به یک اندازه پرورده نیستند. بعضی بیشتر حامل یک ایده یا حالوهوا باقی میمانند تا انسانهایی با مسیر مستقل و پیچیدگی کامل. ریتم، پراکندگی و بهای جسارت فیلم در روایت خود عمداً از مسیر سرراست فاصله میگیرد، اما این گسست همیشه به غنای روانشناختی منجر نمیشود.
داستان گاه در رفتوآمد میان زندگی حرفهای ایو، روابط خصوصی، خاطرهها و صحنههای خیالی پراکنده میشود و برای مدتی حس پیشروی را از دست میدهد. برخی صحنهها بیش از اندازه ادامه مییابند و بهجای آنکه تنش را تشدید کنند، انرژی روایت را فرسوده میسازند. کندی فیلم در بهترین لحظات فرصتی برای ماندن در وضعیت روانی شخصیت است؛ در ضعیفترین لحظات، به دور خود چرخیدن نزدیک میشود.
این ناهمواری را باید هم بخشی از جسارت فیلم دانست و هم محدودیت آن. اثر میخواهد تجربهای پیچیده و نامرتب را به شکلی نامرتب بازآفرینی کند، اما هر پیچیدگیای به خودی خود معنادار نیست. گاهی خیالپردازیها و نمادها بیش از اندازه بر بار فیلم میافزایند و گفتوگوها نیز جای حرکت دراماتیک را میگیرند.
« ایمی مدیگان به مدی وجهی زنده و زمینی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
از همین رو، «Female Perversions» ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار روایتی منسجم و شخصیتپردازی یکدست دارند، فرساینده باشد. جمعبندی «Female Perversions» فیلمی بینقص نیست، اما جسارتش را نمیتوان نادیده گرفت. سوزان استرایتفلد به جای ساختن تصویری ساده از زنی موفق که ناگهان گرفتار بحران میشود، شخصیتی میآفریند که موفقیت، میل و اضطرابش در یکدیگر گره خوردهاند.
بازی تیلدا سوینتن مهمترین تکیهگاه اثر است؛ بازیگری که با سردی ظاهری و لرزشهای زیرپوستی، ایو را به شخصیتی همزمان مقتدر و آسیبپذیر بدل میکند. در کنار او، حضور ایمی مدیگان و لایلا رابینز نیز به جهان زنانه فیلم بافت و تفاوت میبخشد. اثر در ریتم و وضوح نمادها گاه لغزش دارد و بعضی شخصیتها را ناتمام رها میکند؛ با این حال، فضای اروتیک و وهمآلودش و پرسشهایی که درباره فشار نقشهای اجتماعی بر زنان مطرح میکند، آن را از یک درام روانشناختی معمولی جدا میسازد.
این فیلم بیش از آنکه پاسخ بدهد، ذهن را درگیر میکند: آیا آزادی در پیروی از میل است، یا رهایی زمانی آغاز میشود که بتوانیم بفهمیم میلهایمان چگونه شکل گرفتهاند؟
« جمعبندی «Female Perversions» فیلمی بینقص نیست، اما جسارتش را نمیتوان نادیده گرفت. »
ثبت دیدگاه