نقد و بررسی
نقد خوشبختی (Felicità) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانوادهای در حرکت «Felicità» ساختهٔ Bruno Merle، کمدیدرامی فرانسوی است که از دل یک سفر خانوادگیِ ظاهراً ساده، به تصویری نامتعارف از والدگری و زیستن در حاشیهٔ قواعد میرسد. تامیِ یازدهساله در آستانهٔ بازگشت به مدرسه است و این بار میخواهد روز نخست را از دست ندهد. پدرش، تیم، تازه از زندان بیرون آمده و قول داده همراه خانواده بهموقع به مقصد برسد؛ اما رفتارهای پیشبینیناپذیر او و ناپدیدشدن مادر، کلویی، وعده را به نقطهٔ آغاز ماجرایی آشفته بدل میکند.
فیلم در حدود هشتاد دقیقه، ما را با خانوادهای همراه میکند که حرکت دائمیاش هم نشانهٔ آزادی است و هم راهی برای گریز از پیامدهای انتخابهایش. شادمانی در حاشیهٔ نظم عنوان فیلم به معنای «شادمانی» است، اما شادمانیِ این خانواده از جنس آسودگیِ مطمئن و بیدغدغه نیست. به لحظههایی کوتاه، خندهای ناگهانی، یا حس نزدیکیای وابسته است که میان آشفتگی روزمره سر برمیآورد.
تیم و کلویی آدمهاییاند که ظاهراً با بسیاری از قراردادهای معمول کنار نمیآیند؛ بااینحال، رابطهشان با تامی صرفاً مجموعهای از بیمبالاتیها نیست. در میان رفتارهای عجیب و گاه نگرانکننده، گرمایی خانوادگی وجود دارد که فیلم میکوشد آن را به نمایش بگذارد، بیآنکه سبک زندگی این دو را بیچونوچرا تأیید کند.
« تامیِ یازدهساله در آستانهٔ بازگشت به مدرسه است و این بار میخواهد روز نخست را از دست ندهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوگانگی از نقاط جذاب اثر است: تماشاگر ممکن است از یک سو به شوخیها و صمیمیت این خانواده دل ببندد و از سوی دیگر، دربارهٔ مسئولیتپذیری والدین و بهایی که انتخابهایشان بر کودک تحمیل میکند، پرسش داشته باشد. فیلم پاسخ اخلاقیِ آمادهای پیش نمیگذارد. در عوض، فاصلهای میان آنچه خانواده برای خود «آزادی» مینامد و آنچه تامی برای داشتن اندکی ثبات لازم دارد، شکل میدهد.
تامی؛ مرکز عاطفی فیلم اگر فیلم در آشفتگی رویدادهایش نقطهٔ اتکایی داشته باشد، آن تامی است. او فقط کودکی نیست که همراه بزرگترها کشانده میشود؛ نگاهش به رفتارهای آنان، سکوتها و واکنشهای کوتاهش، بخش مهمی از معنای داستان را میسازد. بازی Rita Merle، بهویژه در لحظاتی که بهجای توضیح دادن، واکنش نشان میدهد، طبیعی و دقیق است.
تامی نه بیش از اندازه بزرگسالانه نوشته شده و نه به کودکِ معصوم و یکبعدی تقلیل یافته است. او میتواند هم با شیطنت وارد فضای خانواده شود و هم از رفتار بزرگترها متأثر بماند. حضور او همچنین تعادل فیلم را حفظ میکند. اگر همهچیز فقط به شوخیها و تصمیمهای عجیب تیم و کلویی وابسته بود، اثر احتمالاً به رشتهای از موقعیتهای پراکنده تبدیل میشد؛ اما نگاه تامی به آن موقعیتها، هر بار یادآوری میکند که این ماجرا صرفاً بازیگوشی بزرگسالان نیست.
« فیلم پاسخ اخلاقیِ آمادهای پیش نمیگذارد. »
شخصیتها و اجرا
دوربین و روایت نیز اغلب به او مجال میدهند بیآنکه احساساتش را با توضیحهای مستقیم روشن کنند. همین اعتماد به رفتار و سکوت، یکی از انتخابهای مؤثر فیلم است. بازیها و شیمی خانوادگی Pio Marmaï در نقش تیم، ترکیبی از دلربایی و بیثباتی را پیش میبرد. او پدری است که میتواند لحظهای صمیمی و شوخطبع باشد و لحظهای بعد، با تصمیمی نسنجیده همهچیز را پیچیدهتر کند.
بازی Marmaï این تناقض را به شکلی سبک و روان عرضه میکند؛ نه آنقدر اغراقآمیز که تیم به شخصیت کارتونی بدل شود و نه چنان آرام که خطر بیمسئولیتیاش از چشم دور بماند. Camille Rutherford نیز در نقش کلویی به ساختن وجه دیگری از این خانواده کمک میکند؛ حضوری که کنار بازی Marmaï و Rita Merle، حس آشنایی و پیوند میان سه شخصیت را باورپذیرتر میسازد.
کیفیت مهم این گروه بازیگران، هماهنگی میان آنان است. رابطهها بیش از آنکه با گفتوگوهای توضیحی بنا شوند، از طریق ریتم واکنشها، شوخیهای خصوصی و نحوهٔ کنار آمدن شخصیتها با آشوب شکل میگیرند. همین هماهنگی باعث میشود تماشای خانواده، حتی هنگام انجام کارهایی که منطقی یا پذیرفتنی نیستند، لذتبخش بماند.
« دوربین و روایت نیز اغلب به او مجال میدهند بیآنکه احساساتش را با توضیحهای مستقیم روشن کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم برای این لذت به بازی پرزرقوبرق متکی نیست؛ صمیمیت بازیها و سادگی نسبی اجرا، بخش زیادی از جذابیتش را تأمین میکند. شوخی، ریتم و ماجرای نامتعارف «Felicità» از شوخیهای کوچک و موقعیتهای پیشبینیناپذیر نیرو میگیرد. طنز آن معمولاً از برخورد رفتارهای روزمره با تصمیمهایی بیرون از عرف پدید میآید؛ بنابراین، خنده فقط حاصل یک جملهٔ بامزه نیست، بلکه از واکنش شخصیتها به وضعیتی عجیب شکل میگیرد.
فیلم نیز بهسرعت از یک موقعیت به موقعیت دیگر میرود و با زمان کوتاهش، کمتر مجال درنگ طولانی میدهد. این ریتم جمعوجور، تماشای اثر را آسان میکند و مانع میشود آشفتگی داستان به سنگینی بیش از حد بینجامد. بااینحال، همین شتاب گاهی مانع میشود برخی موقعیتها عمق یا پیامد کافی پیدا کنند.
فیلم در بعضی لحظات بیشتر از آنکه یک وضعیت را بپروراند، از جذابیت لحظهای آن بهره میگیرد و به اتفاق بعدی میرسد. نتیجه، اثری شیرین و سرگرمکننده است که در عین حال همیشه فرصت نمیکند سویههای جدیتر رفتار شخصیتها را تا انتها بررسی کند. این کاستی، بهخصوص برای تماشاگرانی محسوس خواهد بود که از کمدیدرام خانوادگی انتظار پرداختی گستردهتر دارند.
« شوخی، ریتم و ماجرای نامتعارف «Felicità» از شوخیهای کوچک و موقعیتهای پیشبینیناپذیر نیرو میگیرد. »
قوتها و کاستیها
فضانورد؛ بازی با واقعیت حضور فضانورد، یکی از انتخابهای آشکارا نامتعارف فیلم است. این شخصیت در فضایی واقعگرایانه و خانوادگی ظاهر میشود، اما منطق حضورش به همان اندازه تابع قراردادهای عادی داستان نیست. او میتواند همچون عنصری خیالپردازانه، به ذهنیت تامی یا به گفتوگوی درونی فیلم با تماشاگر نزدیک شود؛ بااینحال، اثر توضیحی سرراست و قطعی برای این حضور عرضه نمیکند.
همین ابهام برای بعضی مخاطبان جذاب و بازیگوشانه خواهد بود و برای برخی دیگر، گسستی بیدلیل از جهان داستان. این انتخاب در مجموع با حالوهوای آزاد و نامنظم فیلم سازگار است، اما سازگاری به معنای کامیابی کامل نیست. فضانورد گاهی بیش از اندازه از بافت خانوادگی بیرون میزند و بهجای آنکه لایهای تازه به تجربهٔ تامی اضافه کند، توجه را از رابطههای اصلی میگیرد.
اگر تماشاگر با روایتهایی که مرز خیال و واقعیت را شل میکنند همراه نباشد، ممکن است این بخش را تحمیلی احساس کند. نقطهٔ قوت فیلم، تلاش برای پیشبینیناپذیر ماندن است؛ نقطهٔ آسیبپذیرش، این است که همهٔ شگفتیها به یک اندازه در بافت احساسی اثر جا نمیافتند. جمعبندی «Felicità» فیلمی گرم، کوتاه و خوشتماشا دربارهٔ خانوادهای است که محبت و بینظمی را با هم حمل میکند.
« فضانورد؛ بازی با واقعیت حضور فضانورد، یکی از انتخابهای آشکارا نامتعارف فیلم است. »
جمعبندی
بازی طبیعی Rita Merle، شیمی میان اعضای خانواده، شوخیهای سبک و ریتم روان، آن را به اثری دلنشین بدل میکنند؛ فضایی که با وجود رفتارهای نامتعارف شخصیتها، از صمیمیت خالی نمیشود. در سوی دیگر، بعضی موقعیتهای عجیب ممکن است برای همه قانعکننده نباشند، حضور فضانورد گاه از جهان داستان فاصله میگیرد و شتاب روایت اجازه نمیدهد همهٔ پرسشهای مربوط به مسئولیت و خانواده به اندازهٔ کافی پرورده شوند.
فیلم بیش از آنکه تجربهای پیچیده یا ماندگار بسازد، بر جذابیت شخصیتها و لحظههای شیرینش تکیه دارد. این ویژگی هم محدودیت آن است و هم بخشی از افسونش: «Felicità» ادعای ارائهٔ تصویری جامع از خانواده ندارد؛ بهجای آن، چند روز آشفته و خندهدار را از دریچهٔ کودکی نشان میدهد که میان عشق به والدین و نیاز به کمی ثبات قرار گرفته است.
دستاورد نهایی، کمدیدرامی صمیمی و اندکی ناتمام است؛ اثری که هنگام تماشا خوشنشین است، هرچند ممکن است پس از پایان، خاطرهاش زودتر از گرمای لحظههایش محو شود.
« فیلم بیش از آنکه تجربهای پیچیده یا ماندگار بسازد، بر جذابیت شخصیتها و لحظههای شیرینش تکیه دارد. »



ثبت دیدگاه