نقد و بررسی
نقد حس خوبی داره مرد (Feels Good Man) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قورباغهای که از قاب بیرون میجهد «مرد خوبی است» در ظاهر مستندی دربارهٔ پپه، قورباغهٔ کارتونیِ خالق آمریکاییاش مت فورِی است؛ اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که موضوعش از سرگذشت یک تصویر اینترنتی فراتر میرود. اینجا با داستانی دربارهٔ مالکیت معنا روبهرو هستیم: چه کسی حق دارد برای یک اثر هنری معنا تعیین کند، و آیا خالق میتواند آن را از دست کسانی که به سود خود تغییرش دادهاند پس بگیرد؟
کارگردان، آرتور جونز، این پرسش را از مسیری سرگرمکننده و گاه غافلگیرکننده پیش میبرد؛ مسیری که از شوخیهای ساده و تصویرهای بهظاهر بیآزار آغاز میشود و به تأملی دربارهٔ فرهنگ اینترنت، سیاست و مسئولیت جمعی میرسد. جاذبهٔ اصلی فیلم در همین فاصلهٔ میان کوچکیِ موضوع و بزرگیِ پیامدهاست.
یک شخصیت کارتونی، برخاسته از جهان کمیکهای مستقل، به نشانهای بدل میشود که برداشتهای گوناگون و حتی متضاد را در خود جمع میکند. فیلم بیآنکه پپه را به نمادی ثابت و یکبعدی تقلیل دهد، نشان میدهد چگونه معنای یک تصویر در گردش میان کاربران دگرگون میشود؛ گاهی با نیت شوخی، گاهی برای جلب توجه و گاهی در خدمت مواضعی که خالقش هرگز قصد بیانشان را نداشته است.
از شوخی روزمره تا نماد عمومی پپه در آغاز نه قهرمان است و نه حامل پیام سیاسی. او شخصیتی ساده و کمی تنبل در دنیای کمیک «باشگاه پسرها»ست؛ موجودی کارتونی که موقعیتهای روزمره و رفتارهای کودکانهاش بخشی از طنز اثر را میسازند. همین سادگی به تصویر او اجازه میدهد که از بافت اصلی جدا شود و در اینترنت، بارها و بارها بازآفرینی شود.
« جاذبهٔ اصلی فیلم در همین فاصلهٔ میان کوچکیِ موضوع و بزرگیِ پیامدهاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این گذار را نه صرفاً بهعنوان تصادفی عجیب، بلکه بهمثابه نمونهای از منطق فرهنگ میم بررسی میکند: تصویری کوتاه و بهیادماندنی میتواند از زمینهٔ اولیه جدا شود، در دسترس همگان قرار گیرد و بهسرعت معانی تازه بپذیرد. نقطهٔ قوت روایت آن است که این دگرگونی را برای مخاطبی ناآشنا با فرهنگ اینترنت نیز قابلفهم میکند.
فیلم با توضیح اصطلاحات و نشاندادن مسیر گردش تصویر، زمینهٔ لازم را فراهم میآورد، بیآنکه از همان ابتدا تماشاگر را با انبوهی از نظریهها روبهرو سازد. بهتدریج روشن میشود که فراگیری یک میم فقط به خنده یا سرگرمی مربوط نیست؛ تصویرها میتوانند به زبان مشترک گروهها بدل شوند و بهواسطهٔ تکرار، چیزی بیش از یک شوخی را منتقل کنند.
مت فورِی و اندوهِ ازدستدادن اختیار قلب عاطفی فیلم، مت فورِی است. او نه چهرهای پرهیاهو و نه قهرمانی بینقص است؛ بیشتر هنرمندی آرام و مهربان به نظر میرسد که ناگهان میبیند ساختهاش به جهانی تعلق یافته که برای آن برنامهریزی نکرده است. این شکاف میان نیت خالق و سرنوشت اثر، به مستند وجهی شخصی میبخشد.
پپه دیگر فقط تصویری نیست که فورِی بتواند روی کاغذ بکشد؛ او به موجودیتی عمومی تبدیل شده که از کنترل سازندهاش بیرون رفته است. فیلم در ترسیم این تجربه، به احساسات مخاطب تکیه میکند، اما از سانتیمانتالیسم فاصله میگیرد. اندوه فورِی از آن رو تأثیرگذار است که با مسئلهای ملموس گره خورده: اثر هنری ممکن است پس از انتشار، در اختیار کسانی قرار گیرد که آن را به معنایی ناآشنا یا حتی آزارنده به کار میبرند.
« نقطهٔ قوت روایت آن است که این دگرگونی را برای مخاطبی ناآشنا با فرهنگ اینترنت نیز قابلفهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
پیگیری او برای بازپسگیری تصویر پپه نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. این تلاش فقط دعوایی حقوقی یا کوششی برای حفظ اعتبار شخصی نیست؛ تلاشی است برای بازگرداندن امکانِ خوانشهای دیگر و یادآوری اینکه یک نماد، لزوماً برای همیشه اسیر بدنامترین کاربردش نمیماند. زبان تصویری و انیمیشنهای خلاقانه فیلم برای روایت داستانی دربارهٔ تصویر، به ابزارهای بصری زنده و متنوع نیاز دارد و در این زمینه انتخابهایش سنجیده است.
انیمیشنها و طراحیهای تازه، جهان کمیک را به متن مستند پیوند میزنند و در جاهایی که روایت صرفاً با مصاحبه یا تصویر آرشیوی خشک میشد، تحرک و بازیگوشی میآفرینند. این بخشها تزئیناتی جداافتاده نیستند؛ یادآوری میکنند که پپه پیش از آنکه موضوع مناقشهای سیاسی شود، محصول تخیل یک هنرمند و بخشی از زبانی تصویری بوده است.
رنگ و شوخطبعیِ این میانپردهها، در کنار لحن جدی گفتوگوها، تضادی ثمربخش میسازد. تماشاگر میان جهانی خیالی و واقعیتی تلخ رفتوآمد میکند؛ همانگونه که خود پپه میان کمیک، میم و نماد عمومی جابهجا شده است. این انتخاب، به فیلم هویتی دیداری میدهد و اجازه نمیدهد موضوع پیچیدهاش به مجموعهای از توضیحات کلامی فروکاسته شود.
البته همین تنوع گاهی توجه را از خط اصلی منحرف میکند، اما در مجموع به اثر شخصیت میبخشد. سیاست، اینترنت و منطقِ شوخی بخش سیاسی فیلم از بحث دربارهٔ خود پپه جداشدنی نیست. مستند میکوشد نشان دهد فضای اینترنت چگونه میتواند شوخی، تحریک، کنایه و نفرت را درهم بیامیزد؛ فضایی که در آن، کسی ممکن است ادعای بیاهمیتبودن یک تصویر را داشته باشد و همزمان از اثرگذاری آن بهره ببرد.
« پیگیری او برای بازپسگیری تصویر پپه نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ابهام میان «فقط شوخیکردن» و انتقال پیام جدی، یکی از نکات مهم فیلم است. این دوگانگی نهتنها در فهم کاربرد پپه، بلکه در تحلیل شیوههای ارتباطی آنلاین نیز اهمیت دارد. بااینحال، در همین بخش یکی از محدودیتهای فیلم پدیدار میشود. گاهی دامنهٔ بحث سیاسی چنان گسترده میشود که روایت شخصی فورِی و سرگذشت خود پپه برای مدتی به حاشیه میروند.
فیلم موضوعهای متعددی را به هم پیوند میزند و همین جاهطلبی، در برخی لحظهها تمرکز آن را کاهش میدهد. تماشاگرانی که بیش از هر چیز دنبال داستان هنرمند و ساختهاش هستند، ممکن است احساس کنند مستند از مسیر اصلی فاصله گرفته است. در مقابل، برای کسانی که میخواهند پیوند میان فرهنگ اینترنت و سیاست را بفهمند، همین گسترش دامنه بخش مهمی از ارزش اثر است.
ریتم و اندازهٔ توضیح «مرد خوبی است» در مجموع از روایتی روشن و قابلدنبالکردن بهره میبرد، اما ریتم آن همیشه یکسان نیست. بعضی بخشها بهسبب تنوع موضوع یا تکرار توضیحات دربارهٔ فرهنگ میم، اندکی کش میآیند. فیلم برای آنکه سازوکار اینترنت را برای مخاطبان مختلف توضیح دهد، ناچار است مکث کند و زمینهسازی کند؛ بااینحال، گاهی این توضیحها بیش از آنچه روایت نیاز دارد ادامه مییابند.
در چنین لحظههایی، اطلاعات تازه کمتر از قبل به داستان اضافه میشود و حرکت فیلم کندتر به نظر میرسد. این مسئله بیش از آنکه نشانهٔ ضعف در شناخت موضوع باشد، از گستردگی آن سرچشمه میگیرد. سازندگان میخواهند هم سرگذشت یک هنرمند را روایت کنند، هم تاریخچهٔ یک میم را توضیح دهند و هم تصویری از فضای سیاسی و فرهنگی پیرامون آن بسازند.
« ابهام میان «فقط شوخیکردن» و انتقال پیام جدی، یکی از نکات مهم فیلم است. »
قوتها و کاستیها
جمعکردن این همه در یک فیلم، ناگزیر به نوسان در ضرباهنگ میانجامد. بااینهمه، بخشهای شخصی و بصری معمولاً انرژی روایت را دوباره زنده میکنند و مانع میشوند که اثر به گزارشی آموزشی و یکنواخت تبدیل شود. طنزِ تلخ و امکانِ بازپسگیری معنا طنز در فیلم صرفاً وسیلهای برای سبککردن بحث نیست؛ بخشی از موضوع اصلی آن است.
تصویرهای بامزه و رفتارهای مضحک، گاه در کنار واقعیتهایی نگرانکننده قرار میگیرند و از همین مجاورت، طنزی تلخ شکل میگیرد. تماشاگر ممکن است ابتدا به خاستگاه خندهآور ماجرا جذب شود، اما بهتدریج متوجه شود که خنده چگونه میتواند به پوششی برای خشونت کلامی یا گریز از پاسخگویی بدل شود.
در عین حال، فیلم به یأس کامل تن نمیدهد. تلاش فورِی برای احیای معنای انسانیترِ پپه، هرچند ساده و بیدردسر نیست، امکان مقاومت را زنده نگه میدارد. مستند وعده نمیدهد که خالق بتواند همهٔ کاربردهای ناخواستهٔ اثرش را پاک کند؛ بلکه یادآوری میکند معنا میدان کشمکش است. نمادها میتوانند از گروهی به گروه دیگر منتقل شوند و هر بار در زمینهای تازه خوانده شوند.
همین نگاه است که پایانبندی اثر را، بیآنکه نیاز باشد از جزئیات آن سخن گفته شود، امیدبخش میکند. جمعبندی «مرد خوبی است» مستندی جذاب و عاطفی دربارهٔ سرنوشت غیرمنتظرهٔ یک شخصیت کارتونی است که در لایههای عمیقتر، پرسشهایی دربارهٔ مالکیت اثر، قدرت تصویر و مسئولیت فرهنگ اینترنت پیش میکشد.
« جمعکردن این همه در یک فیلم، ناگزیر به نوسان در ضرباهنگ میانجامد. »
جمعبندی
فیلم با محور قراردادن مت فورِی، موضوعی گسترده را به تجربهای انسانی پیوند میدهد و با انیمیشنهای خلاقانه، طنز تلخ و روایت پرکشش، از خشکشدن بحث جلوگیری میکند. در کنار این امتیازها، پراکندگی نسبیِ بعضی بخشهای سیاسی و کندشدن ریتم در توضیحات طولانی، گاه از تمرکز اثر میکاهد. بااینحال، دستاورد اصلی فیلم در خود پرسشی نهفته است که پس از تماشایش باقی میماند: وقتی یک تصویر از دست خالقش خارج شد، آیا معنای آن نیز برای همیشه از دست رفته است؟
«مرد خوبی است» پاسخ قطعی نمیدهد، اما با پیگیری کوشش فورِی نشان میدهد که بازپسگیری معنا شاید دشوار باشد، اما ناممکن نیست. Именно ترکیب این پرسش جدی با داستانی در ظاهر کوچک است که مستند را به تجربهای ماندگار و، برخلاف انتظار، عمیقاً احساسی تبدیل میکند.
ثبت دیدگاه