نقد و بررسی
نقد فید (Feed) | 2022
ایدهای میان افسانه و نمایش «Feed» ساختهٔ Johannes Persson از برخورد دو جهان بهره میگیرد: جهان افسانههای محلی و ترسهای کهن، و جهان شبکههای اجتماعی که در آن تجربهها پیش از آنکه واقعاً زیسته شوند، به تصویر و محتوا بدل میشوند. گروهی از چهرههای فعال در فضای مجازی برای کمک به رونق یک کسبوکار گردشگری به جزیرهای دورافتاده میروند؛ جایی که داستانی دربارهٔ جادوگری باستانی و حضوری شوم در آبها نقل میشود. همین پیوند میان چهرههای دنبالشده و افسانهای رازآلود، از همان ابتدا وعدهٔ یک فیلم ترسناک با ظرفیت مضمونی قابلتوجه را میدهد. فیلم در این پرسش جذاب ریشه میدواند: وقتی هر اتفاقی میتواند به محتوایی برای جلب توجه تبدیل شود، آیا شخصیتها هنوز قادرند خطر را جدی بگیرند؟ جزیره؛ بهترین دارایی فیلم لوکیشن جزیره، مهمترین عامل در ساختن حالوهوای «Feed» است. فضای محصور میان درختان و آب، حس جداافتادگی را بیآنکه نیاز به توضیحهای فراوان داشته باشد منتقل میکند. دوری از خشکی، که در آغاز میتواند بخشی از جذابیت یک سفر تبلیغاتی به نظر برسد، کمکم به محدودیتی تهدیدآمیز تبدیل میشود. آب در اینجا صرفاً پسزمینهای زیبا نیست؛ عنصری است که راز، خطر و ناشناختگی را در خود نگه میدارد. در مقابل، چشماندازهای سرسبز و آرام منطقه گاه چنان دلنشیناند که تضادی مؤثر با تهدیدهای داستانی میسازند. همین تضاد باعث میشود جزیره بیش از آنکه محل وقوع رخدادها باشد، به نیرویی دراماتیک بدل شود: زیبا، اما بیاعتنا به امنیت کسانی که در آن گرفتار شدهاند. بااینحال، جلوهٔ بصری بهتنهایی نمیتواند تعلیق را زنده نگه دارد. فیلم گاهی به اندازهای به تصاویر و منظرهها تکیه میکند که پیشرفت روایی در حاشیه میماند. جزیره از نظر دیداری ظرفیت زیادی دارد، اما فیلمنامه همیشه راهی پیدا نمیکند تا این ظرفیت را به اضطرابی پایدار و رو به افزایش تبدیل کند. هراس از دلِ سرگرمی روزمره یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ فیلم، قرار دادن شخصیتها در موقعیتی است که عادت دارند همهچیز را برای دیدهشدن ثبت کنند. تلفن همراه و دوربین در این جهان صرفاً ابزارهای ارتباطی نیستند؛ بخشی از شیوهٔ زیستن و حتی تعریف شخصیتها از خودشاناند. سفر نیز از ابتدا با نگاهی تبلیغاتی و نمایشی شکل میگیرد: قرار است کسبوکار خانوادگی جذابتر جلوه کند و افسانهٔ محلی به تجربهای دیدنی برای مخاطبان تبدیل شود. از این منظر، «Feed» میتواند نقدی بر فرهنگی باشد که در آن تجربهٔ واقعی اغلب زیر سایهٔ بازنمایی آن قرار میگیرد. اما فیلم این ایده را همیشه تا انتهای ظرفیتش دنبال نمیکند. گاهی حضور تلفنها و صحبت از محتوا، بیشتر یادآور ویژگیهای سطحی شخصیتهاست تا راهی برای تعمیق مضمون. بهجای آنکه پرسشهایی جدی دربارهٔ میل به شهرت، نمایش خود و تبدیل ترس به کالا طرح شود، برخی موقعیتها صرفاً بهانهای برای پیشبرد حادثه میشوند. نتیجه آن است که ایدهٔ مرکزی جذاب باقی میماند، اما پرداخت آن بهاندازهٔ وعدهٔ اولیهاش منسجم و نافذ نیست. جادوگر؛ افسانهای با ظرفیت استفادهنشده افسانهٔ جادوگر، ستون رازآلود داستان است و در آغاز امکان میدهد که فیلم میان وحشت فراطبیعی و تریلر بقا حرکت کند. گذشتهٔ تاریک منطقه و تصویری که از نیرویی ناشناخته در آن شکل میگیرد، کنجکاوی ایجاد میکند و با جغرافیای منزوی جزیره تناسب دارد. فیلم در بعضی لحظات، با تکیه بر تاریکی و دیدهنشدن کامل خطر، به فضایی وهمآلود دست مییابد؛ فضایی که از نمایش مستقیم تهدید مؤثرتر است. مشکل اینجاست که داستان در بهرهگیری از افسانه به ثبات نمیرسد. گاهی آن را همچون هستهٔ اصلی ترس پیش میکشد و گاهی توجه را به مسیرهای آشناتر فیلمهای اسلشر معطوف میکند. این جابهجایی بهخودیخود ایراد نیست، اما گذار میان این دو نوع وحشت به اندازهٔ کافی نرم و متقاعدکننده نیست. در نتیجه، افسانه در برخی بخشها بیشتر ابزاری برای ایجاد ابهام باقی میماند تا حضوری که جهان فیلم را از درون شکل دهد. تماشاگر میتواند از منشأ این داستان و معنای آن انتظار پیوندی عمیقتر با شخصیتها و فضای جزیره داشته باشد.
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شخصیتها و اجرا؛ فاصلهای با باورپذیری شخصیتهای جوان فیلم در آغاز بیشتر بهصورت نمایندگانی از فرهنگ شبکههای اجتماعی معرفی میشوند تا افرادی با ویژگیهای فردی و روابط پیچیده. این انتخاب برای راهاندازی داستان کفایت میکند، اما بهتدریج نیاز است که مخاطب بتواند تفاوت میان آنها را حس کند و به واکنشهایشان اهمیت بدهد.
در چنین فیلمی، همراهی عاطفی اهمیت ویژه دارد: اگر شخصیتها تنها بهانهای برای وقوع حوادث باشند، خطر نیز نیروی کمتری پیدا میکند. دیالوگها گاه طبیعی و متناسب با موقعیت به نظر نمیرسند؛ انگار شخصیتها بهجای گفتوگوی زنده، برای انتقال اطلاعات یا رساندن داستان به نقطهٔ بعدی سخن میگویند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازیها نیز در بعضی لحظهها از همین مسئله آسیب میبینند. این ضعف بهخصوص در صحنههایی محسوس است که فیلم نیاز دارد واکنشهای هراس، تردید یا اختلاف میان افراد را باورپذیر کند. در برابر این ناهماهنگی، حضور Elin تا اندازهای نقطهٔ اتکای داستان است: شخصیتی که میتواند نگاه متعادلتری به بحران فراهم کند و مخاطب از مسیر او با آشفتگی موقعیت همراه شود.
ضرباهنگ و ساختار روایی «Feed» شروعی کنجکاویبرانگیز دارد و ترکیب سفر کاری، جزیرهٔ دورافتاده و افسانهٔ محلی بهآسانی مخاطب را وارد فضای داستان میکند. بااینحال، پس از استقرار گروه در جزیره، ریتم فیلم در بخشهایی کند و نامتوازن میشود. بعضی صحنهها برای ایجاد تنش به اندازهٔ کافی پیشزمینه میچینند، اما بعضی دیگر بیش از حد درنگ میکنند یا اطلاعات را به شکلی پراکنده عرضه میکنند.
« بازیها نیز در بعضی لحظهها از همین مسئله آسیب میبینند. »
شخصیتها و اجرا
همین نوسان ممکن است حس شلختگی به روایت بدهد، بهویژه زمانی که چند ایدهٔ بالقوهٔ جالب همزمان مطرح میشوند و فیلم برای هیچکدام فرصت کافی فراهم نمیکند. در عوض، فیلم میکوشد مسیر داستان را با راز و غافلگیری زنده نگه دارد. بدون ورود به جزئیات بخشهای پایانی، میتوان گفت که ساختار معمایی آن برای کسانی که از انتظار و حدسزدن لذت میبرند، کششهایی دارد؛ اما پیچیدگی روایی همیشه جایگزین تعلیق نمیشود.
وقتی منطق رخدادها یا انگیزهها بهاندازهٔ کافی روشن نباشد، غافلگیری ممکن است بهجای آنکه حاصل انباشت هوشمندانهٔ نشانهها باشد، صرفاً حرکتی ناگهانی جلوه کند. فیلم در بهترین لحظههایش مخاطب را به بازنگری در برداشتهایش وامیدارد، ولی این اثرگذاری پیوسته و یکدست نیست. میزان موفقیت در ترساندن وحشت «Feed» بیشتر بر موقعیتهای تهدیدآمیز، انزوای گروه و انتظار برای آشکارشدن خطر تکیه دارد تا بر ساخت فضایی واقعاً آزارنده و ماندگار.
« در عوض، فیلم میکوشد مسیر داستان را با راز و غافلگیری زنده نگه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد در برخی صحنهها جواب میدهد؛ بهویژه زمانی که تاریکی، آب یا فاصلهٔ میان شخصیتها و محیط اطراف، حس ناامنی میسازد. بااینحال، ضربههای ترسناک فیلم غالباً قابلپیشبینی یا کماثرند و کمتر به ترسی عمیق تبدیل میشوند که پس از پایان صحنه نیز همراه تماشاگر بماند. فیلم همچنین در تنظیم لحن میان وحشت، سرگرمی و لحظههای پرحادثه همیشه موفق نیست.
بعضی رخدادها بهجای آنکه تنش را افزایش دهند، توجه را به قراردادیبودن موقعیت جلب میکنند. از این رو، «Feed» بیش از آنکه اثری برای تجربهٔ وحشتی مداوم باشد، فیلمی است که گهگاه با تصویر یا موقعیتی مؤثر توجه را جلب میکند، اما در ساختن یک فضای ترسناک منسجم ناتوان میماند. جمعبندی «Feed» فیلمی است با هستهای جذاب و اجرایی نابرابر.
« فیلم همچنین در تنظیم لحن میان وحشت، سرگرمی و لحظههای پرحادثه همیشه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
پیوند میان افسانهٔ جادوگر، جزیرهٔ محصور و گروهی که زندگی حرفهایشان به دیدهشدن گره خورده، زمینهای مناسب برای یک ترسناک معاصر فراهم میکند. مناظر چشمنواز و حس انزوای مکانی از امتیازهای روشن اثرند و مسیر معمایی آن نیز در بخشهایی کنجکاویبرانگیز میشود. در مقابل، دیالوگهای گاه مصنوعی، شخصیتپردازی محدود، ریتم نامتوازن و ترسی که کمتر به اوج میرسد، مانع میشوند ایدههای فیلم به تجربهای کاملاً ماندگار بدل شوند.
تماشاگرانی که از فیلمهای ترسناک کمادعا، موقعیتهای محصور و داستانهایی با چاشنی افسانه و راز لذت میبرند، احتمالاً لحظههایی برای سرگرمشدن در آن پیدا میکنند. اما کسانی که در جستوجوی وحشتی اصیل و پیوسته، یا پرداختی عمیق به فرهنگ اینفلوئنسری هستند، ممکن است احساس کنند فیلم از امکانهای خود کمتر بهره برده است.
جمعبندی
«Feed» بیش از هر چیز یادآوری میکند که ایدهٔ خوب، هرچند نقطهٔ شروعی ارزشمند است، برای بدلشدن به اثری ماندگار به شخصیتهای باورپذیر و پرداختی منضبط نیاز دارد.
ثبت دیدگاه