نقد و بررسی
نقد Father Goose | 1964
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای میان جنگ و کمدی «Father Goose» ساختهٔ رالف نلسون، کمدی رمانتیکی جنگی است که تضاد را در قلب ایدهٔ خود جای میدهد: جنگی واقعی در پسزمینه، و مردی که میکوشد با بیاعتنایی، نوشیدنی و تنهایی از آن فاصله بگیرد. والتر اکلند، ساحلنشینی بدخلق و گریزان از مسئولیت، به اجبار برای متفقین دیدهبانی میکند؛ اما ورود کاترین فرونو و گروهی از شاگردانش، انزوای او را به وضعیتی تازه بدل میسازد.
فیلم از همین برخورد میان جهان شخصی والتر و نیازهای دیگران، کمدی و عاطفه میسازد؛ هرچند همیشه در آشتیدادن این دو لحن موفق نیست. کری گرانت، ستارهای در جامهٔ ضدقهرمان مهمترین جاذبهٔ فیلم، بازی کری گرانت در نقشی است که آگاهانه با تصویر آشنای او فاصله میگیرد. والتر نه آن مرد خوشپوش و چیرهدستی است که معمولاً با حضور گرانت انتظار داریم، بلکه شخصیتی آشفته، تندخو و خودخواه است که ترجیح میدهد هیچکس کاری با او نداشته باشد.
جذابیت نقش از همین دوگانگی میآید: گرانت همچنان زمانبندی کمدی و وقار ذاتی خود را حفظ میکند، اما آنها را در قالب مردی فرسوده و بدقلق مینشاند. این فاصلهگذاری بهتنهایی برای ساختن شخصیتی پیچیده کافی نیست؛ والتر گاه بیش از آنکه انسانی چندلایه باشد، وسیلهای برای شوخی با عادتهایش است.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، گرانت حتی در لحظاتی که فیلمنامه به تکرار رفتارهای او بسنده میکند، صحنه را زنده نگه میدارد. نگاهها، مکثها و طرز واکنشش به آشفتگی پیرامون، اغلب از خود شوخیها بامزهترند. فیلم بهخوبی میداند که بخش مهمی از لذت تماشایش در دیدن گرانت در چنین نقش نامتعارفی نهفته است. کاترین و توازن رابطهٔ عاشقانه لزلی کارون در نقش کاترین، نیروی مقابل والتر را فراهم میکند: زنی منظم و مسئولیتپذیر که ناچار است در محیطی نامتعارف، آرامش و اقتدار خود را حفظ کند.
رابطهٔ این دو بر تفاوت خلقوخو استوار است؛ او در برابر بیقیدی والتر میایستد و او نیز با سماجت میکوشد از قواعد و توقعات کاترین بگریزد. این کشاکش، سازوکار آشنای کمدی رمانتیک است، اما کارون با ظرافت و انرژی خود از تبدیلشدن کاترین به صرفاً «صدای عقل» جلوگیری میکند. شیمی میان گرانت و کارون از جذابیتهای اصلی فیلم است، هرچند قوت آن در همهٔ لحظات یکسان نیست.
گاه رابطه بهسرعت از مشاجره به صمیمیت میرسد و فیلم فرصت کافی برای جاافتادن این تغییر فراهم نمیکند. بااینهمه، تفاوت بازیگری و حضور این دو، صحنههای مشترکشان را تماشایی میسازد: هر یک ضرباهنگ دیگری را برهم میزند و همین ناهماهنگیِ کنترلشده، سرچشمهٔ بخشی از شوخیها و کشش عاطفی فیلم است.
« بااینحال، گرانت حتی در لحظاتی که فیلمنامه به تکرار رفتارهای او بسنده میکند، صحنه را زنده نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
کودکان و دگرگونی فضای جزیره ورود شاگردان کاترین، جزیره را از خلوتگاهی برای فرار به خانهای موقت و پرهیاهو بدل میکند. حضور کودکان تنها برای افزودن لطافت یا شوخی نیست؛ آنها والتر را در موقعیتی قرار میدهند که دیگر نمیتواند پیامد رفتارهایش را نادیده بگیرد. مردی که تا پیش از این تنها مسئول آسایش خودش بوده، حالا باید با نیازهای جمعی روبهرو شود.
این جابهجایی، زمینهٔ دگرگونی او را فراهم میکند، بیآنکه فیلم لازم باشد آن را با گفتارهای سنگین توضیح دهد. بچهها گرمایی خانوادگی به اثر میبخشند و تضاد میان بیحوصلگی والتر و سرزندگی آنان بارها به موقعیتهای خندهدار میانجامد. بااینحال، گاه شخصیتهای کودک بیش از آنکه فردیت مستقل داشته باشند، به گروهی یکپارچه از شیطنت و شیرینی بدل میشوند.
فیلم در استفاده از آنان زمانی موفقتر است که واکنشهایشان از برخورد با والتر پدید میآید، نه هنگامی که صرفاً برای افزودن شوخی یا شور و شلوغی وارد صحنه میشوند. فیلمنامه، ریتم و شوخیهای نابرابر فیلمنامهٔ پیتر استون و فرانک تارلوف بر یک موقعیت مرکزیِ پُرظرفیت بنا شده، اما پرداخت آن همیشه به همان اندازه منسجم نیست.
« مردی که تا پیش از این تنها مسئول آسایش خودش بوده، حالا باید با نیازهای جمعی روبهرو شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
داستان از تقابل والتر با مسئولیتی ناخواسته نیرو میگیرد و گسترش آن به حضور کاترین و شاگردانش، امکانهای فراوانی برای کمدی موقعیت فراهم میآورد. بااینحال، برخی بخشها بهجای آنکه این امکانها را بهتدریج بپرورانند، درجا میزنند. شوخیها گاهی تکراری یا آشکارا طراحیشده به نظر میرسند و مسیر عاطفی داستان نیز چنان آشناست که بسیاری از فرازهایش زود قابلپیشبینی میشود.
کندی ریتم، بهویژه در بخشهایی که فیلم میان موقعیتهای جزیرهای رفتوآمد میکند، میتواند از شتاب و کشش آن بکاهد. این مسئله با زمان نسبتاً طولانی فیلم تشدید میشود: بعضی صحنهها پس از آنکه نکتهٔ کمدیشان روشن شده، ادامه مییابند. در مقابل، هرگاه گرانت و کارون در مرکز صحنهاند یا کودکان مستقیماً والتر را با مسئولیت تازهاش روبهرو میکنند، فیلم جان میگیرد.
بنابراین کیفیت اثر بیش از آنکه بر یکنواختی فیلمنامه تکیه کند، به حضور بازیگران و انرژی لحظهای اجرا وابسته است. جنگ در پسزمینه و نوسان لحن جنگ جهانی دوم در فیلم بیشتر چارچوبی برای شکلگیری موقعیت است تا موضوعی که با عمق تاریخی یا عاطفی پیگیری شود. مأموریت دیدهبانی و تهدید نیروهای ژاپنی، به داستان نوعی فوریت میدهد، اما فضای اصلی همچنان کمدی و عاشقانه باقی میماند.
« بااینحال، برخی بخشها بهجای آنکه این امکانها را بهتدریج بپرورانند، درجا میزنند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب به فیلم امکان میدهد از خشونت مستقیم فاصله بگیرد و بر شخصیتها تمرکز کند؛ در عین حال، گاهی تناقضی میان خطر جنگ و سبکسری صحنهها به وجود میآورد. همین فاصله، منشأ ناهماهنگی لحن است. فیلم ممکن است از شوخیهای روزمره و کشمکشهای عاشقانه به یادآوری ناگهانی خطر نظامی برسد، بیآنکه همیشه پلی عاطفی میان این دو بسازد.
نتیجه نه کمدی جنگیِ کاملاً بیخیال است و نه درامی که اضطراب جنگ را بهطور جدی بکاود؛ اثری است که میان این دو قطب حرکت میکند و گاهی در میانه معلق میماند. بااینحال، این انتخاب بخشی از هویت فیلم نیز هست: «Father Goose» بیش از آنکه دربارهٔ میدان نبرد باشد، دربارهٔ گوشهگیری مردی است که در دل جنگ ناچار میشود دوباره با دیگران زندگی کند.
جمعبندی «Father Goose» فیلمی گرم و خوشتماشا با بازی محوریِ بهیادماندنی از کری گرانت است. تقابل او با لزلی کارون، حضور دلنشین کودکان و فضای جزیرهای، اثری میسازد که در بهترین لحظاتش ساده، سرگرمکننده و صمیمی است. در سوی دیگر، ریتم نابرابر، شوخیهای گاه زورکی، پیشبینیپذیری مسیر داستان و نوسان میان کمدی و جنگ، مانع از آن میشوند که فیلم به انسجامی کامل برسد.
« جمعبندی «Father Goose» فیلمی گرم و خوشتماشا با بازی محوریِ بهیادماندنی از کری گرانت است. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی روایت باشد، در بازیها و حالوهوای خاص آن است: تماشای مردی که میخواهد از جهان کناره بگیرد، اما ناخواسته درگیر مراقبت از دیگران میشود. برای مخاطبی که از کمدیهای کلاسیک و عاشقانههای آرام لذت میبرد، این اثر میتواند تجربهای دلپذیر باشد؛ هرچند جذابیتش بیشتر در لحظههای بازیگری و گرمای جمعی آن نهفته است تا در ساختاری بینقص.



ثبت دیدگاه