نقد و بررسی
نقد فیت/گرند اوردر: فرست اوردر (Fate/Grand Order -First Order-) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر در جهان «Fate» «Fate/Grand Order -First Order-» بیش از آنکه روایتی مستقل و خودبسنده باشد، دروازهای به جهان گستردهٔ بازی موبایلی «Fate/Grand Order» است؛ پیشدرآمدی که میکوشد قواعد بنیادی ماجرا را در زمانی محدود معرفی کند. نقطهٔ آغاز داستان، سازمان کالدیاست؛ نهادی که با بهرهگیری از دانش و جادو، استمرار تاریخ بشر را زیر نظر دارد.
اما ناگهان آیندهای که انتظار میرفت ادامه یابد ناپدید میشود و نشانهها از انقراض بشریت حکایت میکنند. رد این فاجعه به فوویوکیِ سال ۲۰۰۴ میرسد؛ شهری که در آن، رویدادی غیرعادی به نقطهٔ آغاز مأموریتی برای بازگرداندن تاریخ تبدیل شده است. ایدهٔ محوری، پیوند سفر در زمان با اسطورهشناسی، جادو و نبردهای آشنای مجموعه است.
این ترکیب ظرفیت زیادی برای خلق ماجرایی پرتعلیق دارد و فیلم از همان ابتدا تلاش میکند مقیاس تهدید را بزرگ نگه دارد: مسئله فقط زندهماندن چند شخصیت نیست، بلکه سرنوشت نوع بشر در میان است. بااینحال، آشنایی با پیشینهٔ «Fate» و پذیرش سریع قواعد جهان آن، برای همراهی کامل با فیلم سودمند است.
اثر ناچار است در زمانی کوتاه، هم جهان خود را معرفی کند و هم مأموریت اصلی را پیش ببرد؛ همین دو وظیفه گاه با یکدیگر رقابت میکنند. روایتی پرشتاب با ایدهای جذاب جذابیت اصلی فیلم در ساختار مأموریتمحور آن است. کشف نابودی آینده، اعزام به گذشته و تلاش برای فهمیدن منشأ انحراف تاریخی، نیروی محرکهٔ داستان را تشکیل میدهند.
« نقطهٔ آغاز داستان، سازمان کالدیاست؛ نهادی که با بهرهگیری از دانش و جادو، استمرار تاریخ بشر را زیر نظر دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فوویوکی نیز بهعنوان مکانی که گذشته و حال در آن به هم میرسند، بستر مناسبی برای حس رازآلودگی و خطر فراهم میکند. روایت، مخاطب را بیدرنگ به دل بحران میاندازد و از اتلاف وقت پرهیز دارد؛ نتیجه، شروعی پرانرژی و فضایی است که وعدهٔ ماجراجویی میدهد. اما همین شتاب، مهمترین محدودیت فیلم نیز هست.
اطلاعات مربوط به کالدیا، سازوکار سفر در زمان و ماهیت مأموریت، بهسرعت و گاه در قالب توضیحهای فشرده عرضه میشوند. فیلم بهجای آنکه برای هضم مفاهیمش مکث کند، اغلب بلافاصله به موقعیت بعدی میرسد. بنابراین بخشی از مخاطبان ممکن است پیش از آنکه بتوانند معنای دقیق خطرها و قواعد جهان را دریابند، با بحران تازهای روبهرو شوند.
داستان از نظر طرح کلی روشن است، اما جزئیات آن همیشه با همان روشنی منتقل نمیشود. این ناهمواری به منطق سفر در زمان هم سرایت میکند. اثر از ایدهٔ تغییر گذشته و اثر آن بر آینده بهره میگیرد، اما مجال کافی برای بسط پیامدهای فلسفی و علّی این مفهوم ندارد. در نتیجه، سفر در زمان بیشتر به ابزار پیشبرد ماجرا شباهت پیدا میکند تا مسئلهای که داستان با دقت و لایهمندی دربارهاش بیندیشد.
شخصیتهایی در حاشیهٔ جهانسازی ریتوکا فوجیمارو، ماش کیریلایت و اولگا ماری انیموسفییر، هستهٔ انسانی داستان را تشکیل میدهند. ریتوکا قهرمانی است که بیش از آنکه از خلال پیشینه و کشمکشهای درونی شناخته شود، با واکنشهایش به بحران تعریف میشود. این ویژگی تا اندازهای با نقش او بهعنوان چهرهای قابلهمذاتپنداری سازگار است، اما فیلم فرصت نمیکند انگیزهها و ویژگیهای شخصیتی او را به شکلی ماندگار بپروراند.
« اما همین شتاب، مهمترین محدودیت فیلم نیز هست. »
شخصیتها و اجرا
او در مرکز ماجرا قرار دارد، ولی مرکزیت داستانی الزاماً به معنای عمق شخصیتی نیست. ماش ظرفیت عاطفی بیشتری دارد. پیوند او با هویت و نیروی تازهای که به دست آورده، میتواند بستری برای بررسی استقلال، اعتمادبهنفس و معنای فداکاری باشد. فیلم نشانههایی از این مسیر را عرضه میکند، اما آنها را بیشتر معرفی میکند تا آنکه بهطور کامل بپروراند.
از همین رو، ماش در برخی لحظات تأثیرگذار به نظر میرسد، ولی تحولش هنوز در حد طرح اولیه باقی میماند. اولگا ماری با غرور و تندی ظاهریاش، به گروه انرژی و اصطکاک میبخشد. حضور او در کنار ریتوکا و ماش، امکان شکلگیری پویایی گروهی را فراهم میکند و گاه تضاد رفتاری شخصیتها از یکنواختشدن فضای روایت جلوگیری میکند.
بااینهمه، فیلم بهدلیل تمرکز بر معرفی مأموریت و صحنههای اکشن، کمتر به روابط میان شخصیتها مجال رشد تدریجی میدهد. در نتیجه، گروه همراهیپذیر است، اما هنوز آنقدر پرداخت نشده که پیوندهایش بهتنهایی بار عاطفی روایت را به دوش بکشد. اکشن و طراحی بصری صحنههای نبرد از مهمترین امتیازهای فیلماند.
حرکت شخصیتها، جلوههای جادویی و برخورد نیروهای فراطبیعی به اثر شور بصری میبخشند و بهخوبی با فضای فانتزی مجموعه تناسب دارند. نبردها در بهترین لحظات، حس خطر را با نمایش قدرتهای نامتعارف درهم میآمیزند و تماشاگر را از حالت تماشاگر صرفِ توضیحات بیرون میکشند. طراحی کلی نیز میکوشد حالوهوای پرجزئیات و جدی جهان «Fate» را حفظ کند، بیآنکه از جلوههای نمایشی نبردها غافل شود.
« او در مرکز ماجرا قرار دارد، ولی مرکزیت داستانی الزاماً به معنای عمق شخصیتی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، وضوح بصری در همهٔ صحنهها یکسان نیست. نورپردازی تیره و تراکم جلوهها گاهی پیگیری کنش را دشوار میکند؛ خصوصاً وقتی چند نیروی جادویی همزمان در قاب حضور دارند. همچنین هیجان بصری همیشه با وزن دراماتیک متناسب همراه نمیشود. در برخی رویاروییها، پایان درگیریها سریعتر از آن است که انتظار ایجادشده را به رضایت روایی تبدیل کند.
قدرت نهایی ماش، بهویژه، بهجای آنکه حاصل مسیری کاملاً آمادهشده به نظر برسد، تا اندازهای ناگهانی و کماثر جلوه میکند. صدا، موسیقی و ریتم موسیقی و طراحی صدا در خدمت فضای تهدید و شتاب داستاناند. لحن صوتی اثر، میان رازآلودگی و حماسه حرکت میکند و به صحنههای نبرد وسعت میدهد. ضرباهنگ تدوین نیز در بخشهای اکشن انرژی مناسبی دارد و به فیلم کمک میکند در قالب یک پیشدرآمد، حس حرکت و فوریت را حفظ کند.
اما ریتم تند در بخشهای توضیحی و عاطفی پیامدهایی دارد. فیلم کمتر اجازه میدهد سکوت یا مکث، معنای یک رویداد را در ذهن مخاطب تهنشین کند. پس از مواجهه با اطلاعات تازه، معمولاً اتفاق بعدی از راه میرسد؛ و بدینترتیب، بخشی از بار احساسی صحنهها پیش از آنکه مجال اثرگذاری پیدا کند، زیر فشار روایت قرار میگیرد.
این نابرابری میان سرعت اکشن و فرصت اندک برای تأمل، تجربهٔ تماشای فیلم را پرتحرک اما نه همیشه عمیق میسازد. برای مخاطب تازهوارد و طرفداران مجموعه برای طرفداران «Fate»، دیدن چهرهها و موتیفهای آشنا در زمینهای تازه میتواند لذتبخش باشد. فیلم از میراث مجموعه بهره میگیرد، اما آن را در چارچوب روایتی دربارهٔ انحراف تاریخ و نجات آینده بازچینش میکند.
« بااینحال، وضوح بصری در همهٔ صحنهها یکسان نیست. »
قوتها و کاستیها
این بازآفرینی، بیشتر از آنکه بازگشتی صرف به گذشته باشد، یادآوری میکند که جهان «Fate» ظرفیت ترکیب شخصیتها و قواعد آشنا با موقعیتهای متفاوت را دارد. برای مخاطب ناآشنا، «First Order» نقطهٔ ورود بینقصی نیست. اثر مفاهیم و اصطلاحهای زیادی را در زمانی محدود معرفی میکند و انتظار دارد تماشاگر در جریان روایت خود را با آنها هماهنگ سازد.
از سوی دیگر، چون فیلم حالوهوای پیشدرآمد دارد، برخی پرسشها را برای ادامهٔ داستان نگه میدارد و همهٔ خطوط روایی را به نتیجهای مستقل نمیرساند. بنابراین تجربهٔ آن برای تازهواردان ممکن است هم جذاب و هم گیجکننده باشد: جذاب از حیث جهان و ایده، و گیجکننده به سبب فشردگی اطلاعات. جمعبندی «Fate/Grand Order -First Order-» اثری پرانرژی و دیدنی است که از ایدهٔ نجات بشریت با سفر به گذشته، فضایی سرشار از ماجراجویی و نبرد میسازد.
طراحی بصری و صحنههای اکشن، جهان فانتزی آن را جاندار میکنند و حضور شخصیتهای آشنا در چارچوبی تازه برای طرفداران مجموعه جذابیت دارد. در مقابل، روایت شتابزده، توضیحهای فشرده و شخصیتپردازی محدود مانع میشوند که ایدههای اثر به عمق و انسجام کامل برسند. این فیلم بیش از آنکه داستانی تمامعیار و مستقل باشد، مقدمهای برای جهانی بزرگتر است؛ مقدمهای که وعدههای جالبی میدهد، اما همهٔ آنها را در همان زمان کوتاه به ثمر نمیرساند.
« برای مخاطب ناآشنا، «First Order» نقطهٔ ورود بینقصی نیست. »



ثبت دیدگاه