نقد و بررسی
نقد Fat Man and Little Boy | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و درام «Fat Man and Little Boy» ساختهٔ رولند جافه، به سراغ یکی از هولناکترین و پیچیدهترین فصلهای جنگ جهانی دوم میرود: پروژهٔ منهتن، تلاش محرمانه برای ساخت نخستین سلاح هستهای. فیلم ما را به لوسآلاموس میبرد؛ جایی که دانشمندان، نظامیان و خانوادههایشان در فضایی منزوی گرد هم آمدهاند و زیر فشار زمان، جنگ و محرمانگی کار میکنند.
در مرکز روایت، تقابل ژنرال لزلی گرووز و رابرت اوپنهایمر قرار دارد؛ دو مرد با خلقوخو و جهانبینی متفاوت که باید برای پیشبرد پروژه با یکدیگر کنار بیایند. جذابیت اولیهٔ فیلم از خود موضوع سرچشمه میگیرد. ساخت بمب اتمی فقط داستان یک دستاورد علمی یا عملیات نظامی نیست؛ با پرسشهایی دربارهٔ مسئولیت، قدرت، ترس و پیامدهای اخلاقی علم گره خورده است.
فیلم این پرسشها را پیش میکشد، اما همیشه توان آن را ندارد که عمقشان را به اندازهٔ اهمیت موضوع بکاود. حاصل، اثری است که لحظاتی تأثیرگذار دارد، ولی از تبدیل ظرفیت تاریخیاش به درامی یکپارچه بازمیماند. دو شخصیت، دو منطق گرووز و اوپنهایمر بناست دو نیروی اصلی درام باشند: یک نظامی که به برنامه، انضباط و نتیجه میاندیشد، و دانشمندی که در کنار ضرورت عملی، با پرسشهای فکری و اخلاقی دستوپنجه نرم میکند.
تضاد میان این دو میتوانست محور محکمی برای فیلم بسازد؛ کشمکشی میان منطق جنگ و منطق علم، میان سرعت تصمیم و تردید، میان اجرای مأموریت و سنجش پیامد. با این حال، فیلم گاه اختلاف آنها را بیش از آنکه از تفاوتهای عمیق فکری برآورد، به مشاجرههای نمایشی و برخوردهای شخصیتی تقلیل میدهد. نتیجه این است که رابطهشان همیشه وزن دراماتیک لازم را پیدا نمیکند و تماشاگر کمتر از آنچه انتظار میرود به لایههای پنهان همکاری و تعارضشان راه مییابد.
« جذابیت اولیهٔ فیلم از خود موضوع سرچشمه میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور پل نیومن بهعنوان گرووز جاذبه و اقتدار آشنایی به فیلم میبخشد، اما میزان حضور او در روایت محدودتر از آن است که عنوان و تبلیغات فیلم ممکن است القا کند. دوایت شولتز نیز اوپنهایمر را با خویشتنداری بازی میکند؛ انتخابی که گاهی به متانت میانجامد و گاهی از تندی و پیچیدگی شخصیت میکاهد.
لوسآلاموس؛ مکانی که جان میگیرد از کامیابیهای چشمگیر فیلم، ساختن فضای لوسآلاموس است. پایگاه دورافتاده، محوطههای کاری، سکونتگاهها و زندگی روزمرهٔ جامعهای که بهاجبار در دل یک مأموریت محرمانه شکل گرفته، حس جدایی از جهان بیرون را منتقل میکنند. محیط فقط پسزمینهای برای گفتوگوها نیست؛ یادآور این است که پروژه، همزمان کار علمی، عملیات نظامی و تجربهای اجتماعی بوده است.
این فضا به فیلم امکان میدهد گاه از تصویر سادهٔ دانشمند تنها در آزمایشگاه فاصله بگیرد و جمعی از آدمها را نشان دهد که در کنار کارشان، زندگی خانوادگی و روابط شخصی دارند. اما همین انتخاب در روایت پیامدی دوگانه دارد: جزئیات پیرامونی به جهان فیلم بافت میدهند، ولی وقتی داستانهای فرعی بیوقفه وارد میشوند، تمرکز از محور اصلی دور میشود.
مکان زنده و باورپذیر است، اما فیلم همیشه نمیداند کدام بخش از زندگی آن جامعه را باید به درام مرکزی پیوند بزند. روایتی پراکنده و نابرابر بزرگترین دشواری فیلم، پراکندگی توجه آن است. روایت میان گرووز، اوپنهایمر، دانشمندان دیگر و داستانهای شخصی جابهجا میشود، بیآنکه همهٔ این مسیرها به یک اندازه بسط یابند یا در نهایت تصویری منسجم بسازند.
« لوسآلاموس؛ مکانی که جان میگیرد از کامیابیهای چشمگیر فیلم، ساختن فضای لوسآلاموس است. »
شخصیتها و اجرا
برخی شخصیتها چنان وارد میشوند که گویی قرار است حامل خطی مهم باشند، اما حضورشان بهسرعت کمرنگ میشود؛ بعضی رابطههای شخصی نیز بیشتر به حاشیهای ملودراماتیک میمانند تا بخشی ضروری از بحث اصلی. این پراکندگی ریتم را نیز ناپایدار میکند. فیلم در بخشهایی با موقعیتهای کاری و تنشهای میان افراد پیش میرود، اما پیش از رسیدن به نقطهٔ اوج، مکثها و گسترش داستانهای فرعی میتوانند حرکتش را کند کنند.
برای تماشاگر، این کندی گاه فرصتی برای حسکردن فشار و انتظار است؛ بااینحال، در بخشهایی دیگر بیشتر به کشآمدن روایت شباهت دارد. فیلم در ایجاد تعلیق ایدههای مناسبی در اختیار دارد، اما پیوند میان این لحظات همیشه به اندازهٔ کافی محکم نیست. اخلاق، علم و هزینهٔ انسانی موضوع اخلاقی پروژهٔ منهتن برای درامی از این جنس تقریباً ناگزیر است.
دانشمندان و نظامیان با کاری روبهرو هستند که هدف فوری آن را ضرورت جنگ توجیه میکند، اما پیامدهایش از چارچوب یک مأموریت نظامی فراتر میرود. فیلم نشانههایی از این کشمکش را عرضه میکند: تردید، نگرانی و آگاهی از اینکه دانشِ تولیدشده ممکن است از کنترل سازندگانش بیرون برود. بااینهمه، این مضمون گاه سطحی میماند.
فیلم به جای آنکه اندیشههای متضاد را با حوصله و دقت در برابر یکدیگر قرار دهد، بعضی از آنها را در گفتوگوهایی کوتاه و صریح فشرده میکند. در نتیجه، پرسشهای بزرگ مطرح میشوند، اما کمتر به کشاکشی پیوسته بدل میگردند که شخصیتها را دگرگون کند یا ساختار روایت را پیش ببرد. صحنههای مرتبط با آسیبهای انسانی و خطرهای پرتویی از سنگینترین لحظات اثرند و یادآور میشوند که پروژه فقط محاسبه و آزمایش نبود؛ با بدنها و جان انسانها نیز سروکار داشت.
« این پراکندگی ریتم را نیز ناپایدار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما حضور چنین لحظاتی بهتنهایی برای انسجام اخلاقی فیلم کافی نیست. بازیگری و نیروی تصویر بازی نیومن از امتیازهای فیلم است، بهویژه در لحظاتی که اقتدار خشک گرووز را از قالب یک فرمانده کلیشهای بیرون میآورد. حضور او حتی وقتی فیلمنامه مجال کافی برای بسط شخصیت فراهم نمیکند، به صحنهها وزن میدهد.
شولتز نیز در نقش اوپنهایمر تصویری سنجیده و آرام ارائه میکند، هرچند انتخاب این لحن ممکن است برای بینندهای که انتظار شخصیتی آتشینتر دارد، محدودکننده باشد. بازیگران نقشهای فرعی نیز به فضای جمعی فیلم کمک میکنند، اما پراکندگی روایت اجازه نمیدهد همهٔ آنها تأثیری ماندگار پیدا کنند.
از نظر بصری، فیلم بهجای آنکه همهچیز را به توضیح علمی و گفتوگو بسپارد، در بعضی لحظات از تصویر برای انتقال عظمت و هراس موضوع بهره میگیرد. انفجار پایانی، از برجستهترین دستاوردهای سینمایی آن است: لحظهای که اندازهٔ نیروی ساختهشده را به تصویری ملموس بدل میکند. تأثیر آن نه فقط در جلوهٔ دیداری، بلکه در فاصلهای است که میان کار روزمرهٔ دانشمندان و پیامد تاریخی کارشان ایجاد میشود.
فیلم در این نقطه به نیرویی میرسد که در بخشهایی از مسیر، بهسبب پراکندگی و کندی از دست داده بود. واقعیت تاریخی و آزادی دراماتیک «Fat Man and Little Boy» بر رخدادها و اشخاص واقعی تکیه دارد، اما نباید آن را بازسازی دقیق و بیواسطهٔ تاریخ دانست. فیلم برای ساختن درام، شخصیتها و رویدادها را گزینش و گاه سادهسازی میکند؛ همین کار ممکن است پیوند علت و معلولی را روشنتر کند، اما خطر تحریف یا کمرنگکردن پیچیدگیهای واقعی را نیز در پی دارد.
« اما حضور چنین لحظاتی بهتنهایی برای انسجام اخلاقی فیلم کافی نیست. »
قوتها و کاستیها
بعضی لحظات چنان طراحی شدهاند که بیش از آنکه از بررسی تاریخی برآیند، نظر اخلاقی فیلمساز را به تماشاگر منتقل کنند. این آزادی، زمانی مؤثر است که به فهم بهتر آدمها و فشارهای زمانه بینجامد؛ اما هرگاه جای تحلیل را بگیرد، اثر را در وضعیتی مبهم میگذارد: تماشاگر نمیداند کدام صحنه بازتاب واقعیت مستند است و کدام بخش برای کارکرد نمایشی تغییر یافته.
از همین رو، فیلم در ارائهٔ تصویری کامل از پیچیدگی علمی، نظامی و سیاسی پروژه محدود میماند. علاقهمندان تاریخ ممکن است از فضای کلی و پرسشهای مطرحشده جذب شوند، اما برای شناخت دقیق رخدادها باید آن را در حد یک تفسیر سینمایی دید، نه مرجعی تاریخی. جمعبندی «Fat Man and Little Boy» اثری است با موضوعی بهغایت نیرومند و فضایی بهیادماندنی، اما روایتی که پیوسته در معرض پراکندگی و سادهسازی قرار دارد.
بازآفرینی لوسآلاموس، بازی نیومن و شولتز و نیروی تصویری انفجار از نقاط قوت آناند؛ در مقابل، داستانهای فرعی، ریتم نابرابر و پرداخت کمعمق برخی پرسشهای اخلاقی مانع میشوند فیلم به تمام ظرفیت خود برسد. تماشای آن برای علاقهمندان تاریخ جنگ و داستانهای مربوط به دانش و قدرت همچنان جذاب است، بهخصوص اگر انتظار روایتی کاملاً متمرکز یا بازسازیای وفادار به همهٔ پیچیدگیهای تاریخی نداشته باشند.
فیلم نه آخرین کلام دربارهٔ پروژهٔ منهتن است و نه درامی بینقص؛ اما در بهترین لحظاتش، شکافی را آشکار میکند که میان ساختن یک سلاح و پذیرفتن مسئولیت پیامدهای آن وجود دارد.
« از همین رو، فیلم در ارائهٔ تصویری کامل از پیچیدگی علمی، نظامی و سیاسی پروژه محدود میماند. »
ثبت دیدگاه