نقد و بررسی
نقد Far from Vietnam | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سینما بهمثابه موضعگیری «دور از ویتنام» نه روایتی خطی از جنگ است و نه مستندی که بخواهد با فاصلهای خنثی، رویدادها را مرتب و توضیح دهد. این اثر جمعی، ساختهٔ هفت فیلمساز، سینما را به عرصهای برای واکنش سیاسی و اخلاقی بدل میکند: اعتراضی علیه مداخلهٔ نظامی آمریکا و اعلام همبستگی با مردم ویتنام شمالی.
حاصل، فیلمی چندپاره و ناهموار است که بیش از آنکه اطلاعاتی منظم عرضه کند، تماشاگر را در برابر پرسشی دشوار مینشاند: وقتی جنگی در فاصلهای دور رخ میدهد، مسئولیت کسانی که آن را میبینند و دربارهاش حرف میزنند چیست؟ از همان آغاز، فیلم موضع خود را پنهان نمیکند. این صراحت، بخشی از نیروی آن است؛ زیرا تماشاگر را به بیطرفی ساختگی دعوت نمیکند.
در عین حال، همین انتخاب حد و مرزی برای اثر میسازد: فیلم نه میکوشد همهٔ دیدگاهها را با وزنی برابر عرضه کند و نه ادعای گزارشگری بیطرفانه دارد. ارزش آن را باید در صداقتِ موضع و شیوهٔ تبدیل سینما به کنش سیاسی سنجید، نه در انتظارِ توازنی که اساساً هدفش نیست. ساختار هفتپاره و منطق کلاژ چندصداییِ فیلم تنها از حضور هفت فیلمساز نمیآید؛ از برخورد قالبهای گوناگون نیز شکل میگیرد.
گزارش میدانی، گفتار روایی، گفتوگوی خیابانی، تصویرهای آرشیوی، بازسازی نمایشی و تأمل شخصی در کنار هم قرار میگیرند. هر بخش زبان و ضرباهنگ خود را دارد و همین ناهمگونی، هم ویژگی متمایز اثر است و هم سرچشمهٔ دشواری آن. فیلم بهجای آنکه اجزایش را در روایتی یکدست حل کند، تنش میان آنها را آشکار نگه میدارد.
« از همان آغاز، فیلم موضع خود را پنهان نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه با موضوع اثر تناسب دارد: جنگ فقط در میدان نبرد روی نمیدهد؛ در رسانه، خیابان، گفتار سیاسی و وجدان فردی نیز ادامه پیدا میکند. کلاژ فیلم میکوشد این میدانهای پراکنده را به هم وصل کند. گاهی پیوندها روشن و تکاندهندهاند؛ گاهی گذار از یک لحن به لحن دیگر ناگهانی است و تماشاگر را از تجربهٔ عاطفی بیرون میکشد.
بنابراین «دور از ویتنام» بیش از آنکه اثری یکپارچه باشد، مجموعهای از برخوردها و مکثهاست. تصویرهای جنگ و نیروی مستند قویترین لحظههای فیلم زمانی پدید میآیند که تصویرها اجازه میدهند واقعیت مادی جنگ خود را نشان دهد. بمباران، ویرانی و زندگی مردمی که در معرض خشونت قرار دارند، در تقابل با زبان رسمی و فاصلهگذار سیاست قرار میگیرند.
تصویر مستند در اینجا صرفاً شاهدی برای تأیید گفتههای راوی نیست؛ وزن و حضوری مستقل دارد. همین فاصله میان سخن و تصویر، گاه از هر خطابهای مؤثرتر است. در بخشهایی که فیلم به خیابانهای نیویورک و واکنشهای شهروندان مینگرد نیز نیرویی مشابه دیده میشود. اختلاف نظر دربارهٔ جنگ از سطح شعارهای کلی پایین میآید و به گفتوگویی زنده در فضای عمومی بدل میشود.
این صحنهها نشان میدهند که جنگ، هرچند در جغرافیایی دور جریان دارد، در زندگی سیاسی و اخلاقی جوامع دیگر نیز حضور دارد. کنار هم نشستن تصویرهای میدان نبرد و صحنههای شهر، یکی از راههای فیلم برای کاستن از فاصلهٔ عنوانوار میان «ما» و «ویتنام» است. فاصلهٔ میان همبستگی و صدای مردم ویتنام با وجود همدلی آشکار فیلم، مسئلهای بنیادی در آن باقی میماند: مردم ویتنام چه اندازه فرصت دارند خودشان سخن بگویند؟
« کلاژ فیلم میکوشد این میدانهای پراکنده را به هم وصل کند. »
شخصیتها و اجرا
اثر میخواهد صدای آنان را به گوش مخاطبی دور برساند، اما در بخشهایی این صدا از صافیِ راویان، روشنفکران و فیلمسازان غربی عبور میکند. در نتیجه، ویتنام گاه بیشتر موضوعِ سخن دیگران است تا فضای زندهای که مردمش بتوانند پیچیدگی تجربهٔ خود را بیان کنند. این کاستی، هم محدودیتی محتوایی است و هم پرسشی دربارهٔ خودِ فیلمسازی سیاسی.
آیا ابراز همبستگی، حتی با نیتی صادقانه، میتواند ناخواسته صدای کسانی را که قرار است نمایندگیشان کند به حاشیه ببرد؟ «دور از ویتنام» پاسخی کامل به این پرسش نمیدهد؛ اما ارزش انتقادیاش در آن است که چنین پرسشی را ناگزیر میکند. فیلم با تمام نیروی اعتراضیاش، از تناقض میان سخنگفتن بهجای دیگری و فراهمکردن امکان سخنگفتن او رها نیست.
گدار و مسئلهٔ حضور فیلمساز بخش ژانلوک گدار از شخصیترین و بحثبرانگیزترین اجزای اثر است. او بهجای آنکه خود را گزارشگری بیواسطه از جنگ معرفی کند، محدودیت و ناتوانی خویش را به موضوع بدل میسازد: فیلمسازی که از میدان جنگ دور مانده و ناچار است دربارهٔ همین فاصله حرف بزند. این خودآگاهی میتواند خوانشی صادقانه از موقعیت هنرمند باشد؛ اعترافی به اینکه دوربین همیشه به واقعیت دسترسی ندارد و نیت سیاسی بهتنهایی فاصله را از میان نمیبرد.
اما همین انتخاب، خطر خودمحوری را نیز در خود دارد. هنگامی که تجربهٔ فیلمساز در مرکز قرار میگیرد، موضوع جنگ ممکن است به سکویی برای اندیشیدن دربارهٔ هنرمند بدل شود. تأملات گدار، با پیچوخمهای فکری و تکرارهایش، برای برخی تماشاگران جاذبه دارد، اما برای אחרים به پرگویی و درجازدن میماند.
« این کاستی، هم محدودیتی محتوایی است و هم پرسشی دربارهٔ خودِ فیلمسازی سیاسی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این بخش بهخوبی تنش اصلی فیلم را بازتاب میدهد: چگونه میتوان دربارهٔ رنجی دور سخن گفت، بیآنکه خودِ سخنگو جای آن رنج را اشغال کند؟ ریتم، گفتار و نابرابری کیفیت بخشها «دور از ویتنام» در همهٔ لحظههایش به یک اندازه گیرا نیست. بعضی بخشها با تصویر، موقعیت و برخورد صداها پیش میروند؛ بعضی دیگر بار اصلی خود را بر دوش گفتارهای طولانی میگذارند.
در این لحظهها، فیلم گاه بیش از اندازه توضیح میدهد و به تماشاگر فرصت کمتری برای کشف و تأمل میدهد. نتیجه آن است که اثر، با وجود اهمیت موضوع و نیروی برخی تصاویر، میتواند کشدار و خستهکننده شود. با این همه، ناهمواری ریتم صرفاً ضعفی فنی نیست. فیلم از چند زبان سینمایی و چند نگاه سیاسی ساخته شده و تفاوت کیفیت و ضرباهنگ، ردّ همین فرایند جمعی را بر پیکرهٔ آن باقی میگذارد.
مشکل از جایی آغاز میشود که تکرار اندیشه جای گسترش آن را میگیرد؛ یا جایی که گفتار، تصویر را به حاشیه میراند. در بهترین لحظهها، کلام و تصویر یکدیگر را به چالش میکشند. در ضعیفترین لحظهها، فیلم همان نکته را دوباره میگوید، بیآنکه معنای تازهای به آن بیفزاید. اهمیت سیاسی و ماندگاری اثر این فیلم به زمانهٔ ساخت خود تعلق دارد، اما نیروی پرسشهایش به همان دوره محدود نمیماند.
اثر به نحوهٔ توجیه جنگ، نقش رسانه در ساختن افکار عمومی، فاصلهٔ میان تصمیمگیرندگان و قربانیان، و مسئولیت تماشاگر میپردازد. از این رو، ضدجنگبودن آن فقط در محکومکردن خشونت خلاصه نمیشود؛ فیلم میپرسد جامعه چگونه با جنگ کنار میآید، چه روایتی از آن میسازد و چه کسانی را در آن روایت دیده یا نادیده میگیرد.
« ریتم، گفتار و نابرابری کیفیت بخشها «دور از ویتنام» در همهٔ لحظههایش به یک اندازه گیرا نیست. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، این ماندگاری به معنای بینقصبودن نیست. موضع سیاسی روشن، جای تحلیل چندسویهٔ تجربهٔ ویتنامیها را نمیگیرد؛ و انرژی اعتراضی نیز همیشه مانع فرسودگی ریتم نمیشود. اهمیت اثر درست در پیوند همین قوتها و محدودیتهاست: فیلم هم سندی از شکلگیری یک کنش سینمایی جمعی است و هم نمونهای برای اندیشیدن دربارهٔ دشواریهای بازنمایی جنگ.
جمعبندی «دور از ویتنام» اثری ضروری اما نه آسانهضم است؛ فیلمی که بیش از آنکه سرگرم کند، میخواهد تماشاگر را درگیر موضع، زبان و مسئولیت خود سازد. تصویرهای مستند و لحظههای خیابانیاش نیرویی مستقیم و ماندگار دارند، و ساختار چندپارهاش امکان میدهد جنگ از زاویههای متفاوت دیده شود.
در سوی دیگر، گفتارهای طولانی، بخشهایی که بیش از اندازه به خودِ فیلمسازان میپردازند، و کمرنگماندن صدای مستقل مردم ویتنام، از محدودیتهای جدی اثرند. با این همه، تناقضهای فیلم از اهمیتش نمیکاهند؛ آنها بخشی از چیزیاند که تماشای آن را به تجربهای انتقادی بدل میکند. «دور از ویتنام» نه پاسخ نهایی به مسئلهٔ جنگ است و نه روایتی کامل از مردمی که جنگ بر زندگیشان سایه انداخته است.
اما با جسارت و ناپایداریِ یک اعتراض سینمایی، همچنان پرسشی زنده پیش میکشد: از چه فاصلهای میتوان دربارهٔ رنج دیگران سخن گفت، و چه باید کرد تا این سخن، صدای آنان را خاموش نکند؟
« در عین حال، این ماندگاری به معنای بینقصبودن نیست. »



ثبت دیدگاه