نقد و بررسی
نقد Far from the Madding Crowd | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
منظرهای که به قصه بدل میشود اقتباس جان شلزینگر از رمان توماس هاردی، «دور از اجتماع خشمگین» را چونان حماسهای روستایی میگشاید: قصهای از مزرعه، کار و دلبستگی که در آن طبیعت نه پسزمینهای خاموش، بلکه نیرویی مؤثر در سرنوشت آدمیان است. فیلم در فضای روستایی انگلستان ویکتوریایی میگذرد؛ جهانی که فصلهایش با زحمت روزانه، آبوهوا و خطرهای ناگهانی معنا پیدا میکنند.
دوربین نیکلاس روگ وسعت دشتها و کشتزارها را با حضوری چشمگیر ثبت میکند و به چشماندازها کیفیتی همزمان باشکوه و تهدیدآمیز میبخشد. زیبایی این سرزمین آرامشبخش است، اما بیرحمی طبیعت و ناپایداری زندگی روستایی نیز در آن جریان دارد. بثشبا؛ استقلال در مرزهای زمانه بثشبا اِوِردین در نخستین نگاه زنی است که نمیخواهد به نقشی ازپیشتعیینشده تن دهد.
به ارث بردن مزرعهای بزرگ، برای او فقط فرصتی برای آسایش نیست؛ امکان ادارهکردن، تصمیمگرفتن و نشاندادن تواناییهای خویش است. فیلم این استقلال را با شور و سرزندگی جولی کریستی به تصویر میکشد. بازی او به بثشبا جذابیتی نافذ میبخشد، اما در کنار آن، غرور، بیقراری و گاه شتابزدگی شخصیت را نیز آشکار میکند.
« زیبایی این سرزمین آرامشبخش است، اما بیرحمی طبیعت و ناپایداری زندگی روستایی نیز در آن جریان دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، اثر در پرداخت این زن مستقل همواره یکدست نیست. گاهی مرکز ثقل روایت از تجربه و انتخابهای بثشبا به واکنش مردانی منتقل میشود که دلبستهٔ او هستند. در نتیجه، شخصیتش میان عاملیت و گرفتارشدن در مناسبات عاشقانه نوسان میکند: زنی که میخواهد سرنوشتش را خودش رقم بزند، اما هر تصمیمش در شبکهای از انتظارهای اجتماعی و عاطفی معنا مییابد.
همین نوسان، هم به شخصیت پیچیدگی میدهد و هم گاه از قدرت استقلالی که فیلم در آغاز وعده میدهد میکاهد. سه چهرهٔ عشق و سه تصور از زندگی پیوند عاطفی بثشبا با گابریل اوک، ویلیام بولدوود و فرانک تروی، تنها انتخاب میان سه خواستگار نیست؛ مواجهه با سه منش و سه شیوهٔ دوستداشتن است. گابریل با صبوری و وفاداریاش نمایندهٔ عشقی آرام و متکی بر شناخت و استمرار است.
بولدوود شور عاطفی را با جدیتی سنگین و گاه خفقانآور همراه میکند؛ دلبستگی او بیش از آنکه در رفتوآمدی برابر شکل بگیرد، میل به تملک و یقین را در خود دارد. تروی، در مقابل، با جذابیت و هیجان وارد میشود و نیروی کشش را بر تأمل و ثبات مقدم میدارد. فیلم این تفاوتها را بهروشنی میسازد، اما در نگاه نخست میتوان مسیر کشمکشها را تا اندازهای حدس زد.
« بااینحال، اثر در پرداخت این زن مستقل همواره یکدست نیست. »
شخصیتها و اجرا
تعلیق اصلی از پنهانکاریهای ناگهانی یا چرخشهای شگفتآور نمیآید؛ از این پرسش میآید که آدمها چگونه با خواستههای خود روبهرو میشوند و تصمیمهایشان چه بهایی برای دیگران دارد. بنابراین، آشنایی قبلی با الگوی ملودرام عاشقانه ممکن است از غافلگیری بکاهد، اما لزوماً از نیروی عاطفی آن نمیکاهد.
عشق، انتخاب و مسئولیت یکی از امتیازهای فیلم آن است که عشق را احساسی صرفاً لطیف و رهاییبخش نشان نمیدهد. دلبستگی در این جهان با غرور، حسادت، انتظار و گاه خودفریبی درهم میآمیزد. شخصیتها نه همیشه آنچه را که میخواهند درست میفهمند و نه همیشه پیامد تصمیمهایشان را بهموقع میبینند.
از این رو، قصه بیش از آنکه دربارهٔ یافتن عشق باشد، دربارهٔ دشواری زیستن با انتخابهای عاطفی است. در این میان، مضمون ماندگاری عشق از راه وفاداری خاموش و حضور پیگیرانه جان میگیرد، نه با وعدههای پرطمطراق. فیلم در لحظههای آرامتر، وقتی از نمایش حادثه فاصله میگیرد و به رفتار روزمره و نگاه شخصیتها مجال میدهد، تأثیرگذارتر میشود.
« عشق، انتخاب و مسئولیت یکی از امتیازهای فیلم آن است که عشق را احساسی صرفاً لطیف و رهاییبخش نشان نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
احساساتش مستقیم و پررنگاند، اما آنچه آنها را باورپذیر میکند، پیوندشان با کار، زمان و زندگی مشترک در مزرعه است. موسیقی و آهنگ زندگی روستایی موسیقی ریچارد رادنی بنت و ترانههای محلی در این فیلم نقش تزئینی ندارند؛ به ریتم زندگی جمعی و حالوهوای قصه شکل میدهند. آوازها و رقصها گاه همچون صدای خود اجتماع روستایی به گوش میرسند و میان صحنههای عاشقانه و کار روزانه پلی میسازند.
موسیقی در بهترین لحظهها بهجای آنکه احساس را توضیح دهد، آن را در فضای فیلم جاری میکند؛ گویی قصه برای مدتی از گفتوگو فاصله میگیرد و با ضربآهنگ و نغمه ادامه مییابد. حضور موسیقی سنتی و ترانههای محلی نیز از ویژگیهای برجستهٔ طراحی صوتی اثر است. بازیها و جهان شخصیتها جولی کریستی با ترکیب گیرایی و آسیبپذیری، نیروی مرکزی فیلم است.
بثشبای او نه قهرمانی بیلغزش است و نه چهرهای صرفاً دلربا؛ شخصیتش گاه با رفتاری آمیخته به غرور یا بیاحتیاطی، تماشاگر را به داوری وامیدارد. این ناهمواری بخشی از جذابیت نقش است، هرچند ممکن است برای مخاطبی که انتظار شخصیتی پیوسته قاطع دارد، ناکافی به نظر برسد. در کنار او، آلن بیتس به گابریل وقار و خویشتنداری میبخشد و پیتر فینچ در نقش بولدوود سنگینی عاطفی و نوعی تنهایی درونی را مجسم میکند.
« حضور موسیقی سنتی و ترانههای محلی نیز از ویژگیهای برجستهٔ طراحی صوتی اثر است. »
قوتها و کاستیها
ترنس استمپ نیز تروی را با حضوری دلفریب و پرتحرک میسازد؛ حضوری که در ابتدا میتواند فضای متوازنتر دیگر شخصیتها را برهم بزند. تفاوت میان این بازیها، سه سوی کشمکش را از هم متمایز میکند، گرچه وزن روایی همهٔ شخصیتها به یک اندازه نیست. ریتم حماسه و لحظههای کشدار مدتزمان طولانی فیلم به آن فرصت میدهد که کار و مناسبات اجتماعی روستا را با جزئیات بپروراند و حوادث را از دل زندگی روزمره بیرون بکشد.
این گستردگی به حس حماسی اثر کمک میکند؛ جهان فیلم را میتوان همچون محیطی زنده دید که قصه در آن رخ میدهد، نه صرفاً رشتهای از موقعیتهای عاشقانه. اما همین ویژگی، گاه به کندی میانجامد. بعضی صحنهها بیش از آنکه کشمکش تازهای بسازند، حالوهوایی را که پیشتر شکل گرفته تکرار میکنند.
در نتیجه، تماشاگرانی که به روایت فشرده و پرحادثه خو گرفتهاند ممکن است فیلم را کشدار بیابند. شکیبایی در برابر مکثها و تأکید بر جزئیات، برای همراهشدن با اثر لازم است. در عوض، بینندهای که از تماشای فضاسازی و رشد تدریجی روابط لذت میبرد، میتواند همین زمانمندی را بخشی از تجربهٔ فیلم بداند.
« تفاوت میان این بازیها، سه سوی کشمکش را از هم متمایز میکند، گرچه وزن روایی همهٔ شخصیتها به یک اندازه نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «دور از اجتماع خشمگین» اثری استوار بر چشمانداز، موسیقی و بازیهای برجسته؛ فیلمی که شور عاشقانه را در دل کار و طبیعت روستایی جای میدهد و به استقلال بثشبا، هرچند نه همیشه با تمرکزی کامل، میپردازد. قصهاش چندان متکی به غافلگیری نیست و طول آن گاه از نیروی روایت میکاهد، اما جانمایهٔ عاطفی خود را حفظ میکند: عشق در اینجا نه راهی آسان به سوی خوشبختی، بلکه آزمونی برای شناخت خواستهها و پذیرفتن پیامدهای انتخاب است.
علاقهمندان به درامهای تاریخیِ پرجزئیات و ملودرامهای آرام احتمالاً از فضای شاعرانه و موسیقی محلی آن بهره خواهند برد؛ کسانی که نسخهٔ تازهتر را پرتحرکتر یا از نظر شخصیتپردازی منسجمتر میدانند، ممکن است با این اقتباس فاصله داشته باشند.



ثبت دیدگاه