نقد و بررسی
نقد فوتبال فانتزی 2022 (Fantasy Football) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای سرگرمکننده در مرز بازی و واقعیت «فوتبال فانتزی» ساختهٔ Anton Cropper، کمدی خانوادگی و ورزشیای است که نقطهٔ آغازش از همان جنس خیالپردازیهای ساده اما جذاب نوجوانانه است: دختری بااستعداد در بازیهای ویدئویی درمییابد میتواند عملکرد پدرش را در زمین فوتبال تغییر دهد. این پیوند میان بازی و مسابقه، به فیلم فرصتی میدهد تا دو قلمرو متفاوت را به هم بدوزد؛ یکی جهان منظم و قابلکنترل دکمهها و صفحهنمایش، دیگری میدان واقعیای که در آن بدن، اضطراب و پیامدهای تصمیمها حضور دارند.
همین تضاد، موتور اصلی موقعیتهای کمدی فیلم است. کالی کولمن، نوجوانی باهوش و علاقهمند به فناوری، زندگی خانوادگی ناآرامی دارد: شغل پدرش، بابی، او و مادرش کیشا را بارها به جابهجایی واداشته است. ورود بابی به تیم آتلانتا فالکونز بار دیگر امید تازهای برای او میآورد؛ اما این بار کالی نیز در مدرسه فرصتهایی برای دوستی و فعالیت در گروه رباتیک پیدا میکند.
فیلم از همین تقابل بهره میگیرد: آیا میتوان به پدر کمک کرد تا بالاخره موفق شود، بیآنکه زندگی مستقل خود را به حاشیه راند؟ این پرسش ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، هرچند فیلم همیشه به اندازهٔ ایدهاش از آن بهره نمیبرد. خانواده؛ قلب عاطفی فیلم مهمترین نقطهٔ اتکای فیلم، رابطهٔ پدر و دختر است.
بابی نه قهرمانی بینقص است و نه پدری که همهچیز را درست انجام میدهد؛ او ورزشکاری است که شکستها و ناکامیهای حرفهایاش بر اعتمادبهنفس و زندگی خانوادگیاش سایه انداختهاند. کالی نیز صرفاً دختری نیست که از دور برای پدرش کف بزند. او بهتدریج به نیرویی اثرگذار در مسیر او تبدیل میشود و این نقش، رابطهشان را از شکل معمولِ حمایت عاطفی فراتر میبرد.
« همین تضاد، موتور اصلی موقعیتهای کمدی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گرمای خانوادگی فیلم از آنجا میآید که پیوند این دو بر پایهٔ علاقهٔ واقعی بنا شده است، نه فقط یک مأموریت مشترک برای پیروزی. در میان شوخیها و آشفتگیهای مسابقه، فیلم به این نکته بازمیگردد که خواستنِ موفقیت برای عزیزان، اگر با گوشدادن و احترام همراه نباشد، ممکن است به دخالت بدل شود.
کیشا نیز حضور مهمی در فضای خانه دارد و به قصه کمک میکند خانواده را مجموعهای از آدمهای مستقل نشان دهد، نه صرفاً پسزمینهای برای ماجرای فوتبالی پدر و دختر. کالی و مسئلهٔ اختیار داستان کالی در ظاهر دربارهٔ توانایی جادویی اوست، اما مسئلهٔ جالبترش اختیار است: اگر بتوانید رفتار کسی را به سود خودش تغییر دهید، آیا حق دارید چنین کنید؟
این پرسش در فیلم با لحنی ساده و مناسب مخاطب خانوادگی مطرح میشود. جادوی بازی، کامیابی ناگهانی بابی را ممکن میکند، اما همزمان مرز میان کمککردن و کنترلکردن را مبهم میسازد. نقطهٔ قوت این مضمون، پیوند آن با تجربهٔ نوجوانی است. کالی میخواهد هم برای پدرش مفید باشد و هم در مدرسه، میان دوستان تازه و مسئولیتهای خودش، جایگاهی پیدا کند.
از این منظر، توانایی خارقالعادهٔ او فقط وسیلهای برای خلق صحنههای بامزه نیست؛ استعارهای هم هست از میل نوجوان به ساماندادن جهانی که بزرگترها در آن اشتباه میکنند. بااینحال، فیلم گاهی این تعارض را زود جمع میکند و بهجای کندوکاو بیشتر در پیامدهای تصمیمهای کالی، به سوی نتیجهگیریهای آشنای کمدیهای خانوادگی میرود.
« این پرسش در فیلم با لحنی ساده و مناسب مخاطب خانوادگی مطرح میشود. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران و کیفیت کمدی Marsai Martin در نقش کالی، انرژی و هوشیاری لازم را برای پیشبردن فیلم دارد. شخصیتش در مرکز ماجراست و بازیگر میتواند هم وجه بازیگوش او را نشان دهد و هم لحظههایی را که از مسئولیت تازهاش سنگینی میگیرد. Omari Hardwick نیز در نقش بابی، میان جدیت یک ورزشکار حرفهای و ناشیگریهای کمیک شخصیتش رفتوآمد میکند.
حضور او به بابی گرمایی میدهد که مانع میشود این شخصیت صرفاً به هدف شوخیها تبدیل شود. Kelly Rowland هم فضای خانوادگی را با حضوری صمیمی کامل میکند. بااینحال، کیفیت شوخیها یکدست نیست. برخی موقعیتها از فاصلهٔ میان آنچه کالی روی صفحه انجام میدهد و آنچه بابی در زمین تجربه میکند، بهخوبی بهره میگیرند؛ اما تعدادی از gagها و واکنشها بیش از آنکه خندهدار باشند، برای پرکردن فاصلهٔ میان نقاط اصلی داستان به کار میروند.
فیلم بیشتر به شیرینی و سبکی تکیه دارد تا شوخیهای ظریف یا کمدی موقعیت پیچیده. در نتیجه، ممکن است مخاطب کمسنوسالتر با ریتم و شوخیهایش همراه شود، اما برای تماشاگر بزرگسال، لحظههای واقعاً بهیادماندنی محدودترند. فوتبال و نمایش مسابقهها فوتبال در فیلم هم محیطی برای هیجان است و هم بستری برای نمایش رابطهٔ پدر و دختر.
مسابقهها با انرژی بصری قابلقبولی تصویر میشوند و تماشاگر میتواند بفهمد چرا موفقیت بابی برای خانواده و اطرافیانش اهمیت دارد. افزون بر آن، رفتوآمد میان بازی و دنیای دیجیتال، امکان ایجاد تضادهای نمایشی را فراهم میکند: آنچه در بازی قابلپیشبینی و قابلدستکاری به نظر میرسد، در زمین واقعی با فشار و بیثباتی همراه است.
« بازیگران و کیفیت کمدی Marsai Martin در نقش کالی، انرژی و هوشیاری لازم را برای پیشبردن فیلم دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما اجرا بهاندازهٔ کافی خلاقانه نیست که این امکان را به امضای بصری فیلم تبدیل کند. صحنههای ورزشی بیشتر در خدمت پیشبردن ماجرا هستند تا آنکه خودشان تعلیق یا هیجانی پایدار بسازند. برای کسانی که به فوتبال آمریکایی علاقه ندارند، فیلم نیز همیشه توضیح یا زمینهٔ کافی فراهم نمیکند تا جزئیات مسابقه بهتنهایی جذاب شود.
در عوض، تکیهٔ پررنگ بر بازی «Madden NFL 23» و نشانههای تجاری مرتبط، گاهی حس میدهد که دنیای فیلم بیش از اندازه به تبلیغ یک محصول نزدیک شده است؛ موضوعی که از استقلال تخیلی اثر میکاهد. روایت آشنا و فرصتهای ازدسترفته ساختار داستان از الگوی آشنای فیلمهای ورزشی خانوادگی پیروی میکند: یک شکستخورده فرصتی تازه پیدا میکند، موفقیت بهسرعت زندگی اطرافیان را تغییر میدهد و در ادامه، شخصیتها ناچار میشوند معنای واقعی پیروزی را دوباره بسنجند.
این الگو بهخودیخود ایراد نیست؛ بسیاری از فیلمهای محبوب با مصالحی مشابه ساخته شدهاند. مشکل آنجاست که «فوتبال فانتزی» کمتر میکوشد از مسیرهای قابلانتظار فاصله بگیرد یا پیامدهای ایدهٔ مرکزیاش را با پیچیدگی بیشتری دنبال کند. همچنین رابطهٔ کالی با مدرسه و گروه رباتیک، میتوانست به داستان توازنی غنیتر ببخشد.
این بخش نشان میدهد که زندگی او فقط به موفقیت پدر محدود نیست، اما گاهی بیشتر شبیه شاخهای فرعی به نظر میرسد تا نیرویی که واقعاً با خط اصلی داستان درگیر شده باشد. به همین دلیل، کشمکش میان خواستههای شخصی کالی و مسئولیتی که برای خود احساس میکند، ظرفیت بیشتری از آنچه فیلم به کار میگیرد دارد.
« اما اجرا بهاندازهٔ کافی خلاقانه نیست که این امکان را به امضای بصری فیلم تبدیل کند. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، روایتی خوشنیت و روان است که برای رسیدن به پایانهای عاطفی خود، از میانبرهای آشنا استفاده میکند. جمعبندی «فوتبال فانتزی» فیلمی خانوادگی با ایدهای سرزنده و مرکزی عاطفی قابللمس است. رابطهٔ گرم کالی و بابی، حضور بازیگران دوستداشتنی و پیوند بازی و فوتبال، لحظههایی خوشایند میسازند؛ بهخصوص برای تماشاگرانی که به کمدیهای سبک و داستانهای پدر و دختری علاقه دارند.
در سوی دیگر، روایت قابلپیشبینی، اجرای کمابتکار ایدهٔ جادویی و شوخیهایی که همیشه به هدف نمیرسند، مانع میشوند فیلم از سطح سرگرمی مطبوع فراتر برود. فیلم در نهایت بیش از آنکه دربارهٔ ستارهشدن در زمین باشد، دربارهٔ حمایتکردن از یکدیگر و شناخت مرز میان کمک و کنترل است. این مضمون، به اثر لطافتی واقعی میبخشد؛ هرچند پرداخت سادهانگارانهاش اجازه نمیدهد همهٔ ظرفیتهای داستان شکوفا شود.
حاصل، اثری سبک و مناسب تماشای خانوادگی است که لحظههایی گرم دارد، اما کمتر غافلگیر میکند.
« نتیجه، روایتی خوشنیت و روان است که برای رسیدن به پایانهای عاطفی خود، از میانبرهای آشنا استفاده میکند. »



ثبت دیدگاه