نقد و بررسی
نقد عاشقی برای کریسمس (Falling for Christmas) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قصهای آشنا «Falling for Christmas» از همان آغاز آشکار میکند که قرار نیست قواعد کمدی رمانتیک را از نو بنویسد. سیرا بلمونت، وارث ثروتمند و نامزدکردهای که زندگیاش در میان تجمل و مراقبت دیگران میگذرد، پس از سانحهای در پیست اسکی حافظهاش را از دست میدهد. او در روزهای نزدیک کریسمس به اقامتگاه کوچک جیک راسل میرسد؛ مردی که همراه دخترش، اوی، با دشواری کسبوکار خانوادگیاش را سرپا نگه داشته است.
برخورد این دو جهان، موتور قصه را به حرکت درمیآورد: زنی که ناگهان از نشانههای همیشگی هویت خود جدا شده، در محیطی سادهتر با معنای دیگری از تعلق و خوشبختی روبهرو میشود. این طرح روایی عمداً آشناست و فیلم نیز چندان نمیکوشد آن را پیچیده یا غافلگیرکننده کند. فراموشی، پناهگرفتن نزد خانوادهای صمیمی، فاصلهگرفتن از زندگی پیشین و شکلگیری پیوندی تازه، همگی از عناصر تثبیتشدهٔ این گونهاند.
مسئله آن نیست که فیلم از الگو استفاده میکند؛ کمدیهای مناسبتی بارها بر همین الگوها تکیه کردهاند. مسئله آن است که «Falling for Christmas» بهندرت به این مواد آشنا جزئیاتی میافزاید که آنها را واقعاً تازه جلوه دهد. مسیر کلی قصه از ابتدا قابل حدس است و بسیاری از موقعیتها پیش از آنکه به صحنه تبدیل شوند، نتیجهٔ عاطفی خود را لو میدهند.
« این طرح روایی عمداً آشناست و فیلم نیز چندان نمیکوشد آن را پیچیده یا غافلگیرکننده کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کریسمس بهمثابه حالوهوا بزرگترین دارایی فیلم، بیش از آنکه در پیرنگ باشد، در فضاسازی آن است. برف، چراغهای رنگی، فضای گرم اقامتگاه و مناسبت کریسمس، محیطی میسازند که تماشاگر میتواند بهسادگی در آن آرام بگیرد. فیلم از تصویرِ زمستانی و وعدهٔ صمیمیت فصلی بهره میبرد تا فاصلهٔ خود را با زندگی روزمره بیشتر کند؛ جهانی که در آن بحرانها قابل مهارند و مهربانی، اگرچه گاهی سادهانگارانه، هنوز نیروی تعیینکنندهای دارد.
این گرما برای اثری که از نظر دراماتیک چندان پرکشش نیست، اهمیت ویژهای پیدا میکند. «Falling for Christmas» بیش از آنکه تماشاگر را به دنبال سرنوشت شخصیتها بکشاند، دعوتش میکند چند ساعتی در فضایی دلنشین بماند. از این منظر، فیلم میتواند همراهی مناسبی برای روزهای تعطیل باشد؛ اثری که با توقع اندک، لذت کوچکی از رنگ، موسیقی و مناسبات آشنای کریسمسی فراهم میآورد.
بااینحال، این کیفیت بیشتر حسی و محیطی است تا حاصل ساختار روایی محکم: گرما وجود دارد، اما همیشه به تعلیق یا حرکت داستانی بدل نمیشود. لیندزی لوهان و نیروی حضور بازگشت لیندزی لوهان به نقش اصلی، یکی از جذابیتهای بیرون و درون فیلم است. او برای چنین کمدیای سرمایهای ارزشمند در اختیار دارد: حضوری زنده، توانایی در اجرای لحظههای جسمانی و چهرهای که میتواند همزمان سرگشته، مغرور و آسیبپذیر به نظر برسد.
« کریسمس بهمثابه حالوهوا بزرگترین دارایی فیلم، بیش از آنکه در پیرنگ باشد، در فضاسازی آن است. »
شخصیتها و اجرا
لوهان در بعضی صحنهها یادآور مهارتی است که پیشتر در نقشهای کمدی از او دیدهایم؛ بهویژه هنگامی که شوخی بر حرکت، دستوپاچلفتیبودن یا ناسازگاری شخصیت با کارهای روزمره بنا میشود. بااینهمه، فیلمنامه همیشه به اندازهٔ حضور او ظرفیت ندارد. دگرگونی سیرا ــ از زنی وابسته به ثروت و موقعیت به کسی که ارزشهای دیگری را کشف میکند ــ بیش از آنکه با انتخابهای دقیق و تدریجی شکل بگیرد، در چارچوبی آشنا و سریع پیش میرود.
تماشاگر باید تغییر را بپذیرد، حتی وقتی فیلم فرصت کافی برای نشاندادن لایههای آن فراهم نکرده است. لوهان بخشی از این خلأ را با جذابیت شخصیاش پر میکند، اما نمیتواند بهتنهایی به شخصیت عمقی ببخشد که متن بهطور کامل برایش نساخته است. رابطهای که فرصت شکوفایی نمییابد جیک قرار است نقطهٔ مقابل جهان سیرا باشد: مردی مسئولیتپذیر، خانوادهدوست و درگیر حفظ اقامتگاه کوچک خود.
ترکیب این دو شخصیت، زمینهای طبیعی برای برخورد ارزشها و سپس نزدیکی عاطفی فراهم میکند. دختر جیک نیز به فضای خانوادگی قصه لطافت و بازیگوشی میافزاید و حضور او کمک میکند رابطهٔ سیرا با محیط تازه صرفاً به یک خط عاشقانه محدود نماند. اما رابطهٔ محوری فیلم از کمبود کشمکش و گفتوگوی اثرگذار رنج میبرد.
« بااینهمه، فیلمنامه همیشه به اندازهٔ حضور او ظرفیت ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نزدیکی میان سیرا و جیک بیشتر اعلام میشود تا آنکه در جزئیات رفتاری و لحظههای مشترک بهتدریج شکل بگیرد. فیلم به تماشاگر نشانههایی میدهد که باید پیوند عاطفی را باور کند، اما این نشانهها همیشه به اندازهٔ کافی انباشته نمیشوند. در نتیجه، رابطه گاه از صمیمیتی برخوردار است که داستان هنوز آن را بهدرستی بنا نکرده است.
بازیگران در حفظ لحنی نرم و پذیرفتنی موفقاند، اما شیمی میان آنها نوسان دارد و از آن نیرویی که میتوانست کلیشههای قصه را جبران کند، خبری نیست. شوخیها میان شیرینی و لوسبودن لحن کمدی فیلم بر شوخیهای بیخطر و موقعیتهایی متکی است که از ناآشنایی سیرا با کارهای عادی زندگی پدید میآیند.
این انتخاب با فضای خانوادگی و سبک سبکبال فیلم سازگار است؛ قرار نیست شوخیها گزنده یا پیچیده باشند. گاهی همین سادگی به سود فیلم تمام میشود و موقعیتی کوچک، با واکنش مناسب بازیگر، لبخندی واقعی میآورد. در مقابل، تعدادی از صحنهها بیش از آنکه بامزه باشند، بر اغراق و تکرار تکیه میکنند.
« نزدیکی میان سیرا و جیک بیشتر اعلام میشود تا آنکه در جزئیات رفتاری و لحظههای مشترک بهتدریج شکل بگیرد. »
قوتها و کاستیها
شوخیهایی که میتوانستند با ضرباهنگ بهتر یا جزئیات دقیقتر اثرگذار شوند، کش میآیند یا نتیجهشان از پیش روشن است. همین امر گاهی مرز میان شیرینی و لوسبودن را محو میکند. مشکل، وجود شوخیهای ساده نیست؛ مشکل آن است که فیلم در بسیاری از موارد به نخستین ایده بسنده میکند و آن را به موقعیتی بهیادماندنی تبدیل نمیسازد.
ریتم، پیشبینیپذیری و تماشای پسزمینهای ریتم «Falling for Christmas» آرام و کمفشار است، اما این آرامش همیشه به انسجام نمیانجامد. فیلم نه کشش دراماتیک پررنگی دارد و نه زنجیرهای از موقعیتهای کمدی که تماشاگر را پیوسته درگیر نگه دارد. بخشهایی از آن چنان بیشتاب پیش میروند که میتوان هنگام تماشا حواس را به کار دیگری سپرد، بیآنکه رشتهٔ اصلی روایت از دست برود.
این ویژگی برای تماشای گذرا شاید مزیت باشد، اما برای اثری که میخواهد مخاطب را با شخصیتهایش همراه کند، نشانهٔ کمبود انرژی است. از سوی دیگر، قابلحدسبودن فقط به مسیر کلی داستان محدود نمیماند. بسیاری از واکنشها و موقعیتها نیز در چارچوب انتظارات ژانر باقی میمانند و کمتر لحظهای پیدا میشود که نگاه تازهای به این مواد آشنا ارائه کند.
« همین امر گاهی مرز میان شیرینی و لوسبودن را محو میکند. »
جمعبندی
فیلم از غافلگیری بزرگ پرهیز میکند و به همین سبب آرامشبخش است، اما گاه این اطمینان به سکون تبدیل میشود. تماشاگر علاقهمند به کمدی رمانتیک کلاسیک احتمالاً با این قراردادها کنار میآید؛ کسی که در پی شخصیتپردازی پیچیده یا طنزی تیز است، احتمالاً کمتر چیزی برای کشف خواهد یافت. جمعبندی «Falling for Christmas» فیلمی است که نقطهٔ قوت و محدودیتش از یک منبع میآیند: وفاداری به فرمول آشنای کمدی کریسمسی.
گرمای بصری، فضای خانوادگی و حضور دلنشین لیندزی لوهان آن را برای تماشایی بیدردسر و مناسبتی آماده میکنند؛ اما داستان کلیشهای، رابطهٔ عاطفی کمرمق، شوخیهای گاه لوس و ریتم کمکشش مانع میشوند که اثر از محدودهٔ سرگرمی ساده فراتر برود. این فیلم را بهتر است نه بهعنوان روایتی تازه یا کمدیای پرتحرک، بلکه بهمثابه قصهای آشنا برای تماشای آرام در فصل تعطیلات دید.
جذابیتش در این است که میکوشد حس آسودگی و مهربانی بسازد، نه آنکه تماشاگر را با پیچیدگی روایی به چالش بکشد. برای دوستداران فضای کریسمسی و بازگشت لوهان، همین اندازه از شیرینی ممکن است کافی باشد؛ اما برای کسانی که انتظار خلاقیت یا کشش چشمگیر دارند، فیلم بیشتر یادآور ظرفی آشناست که با تزئینات زمستانی آراسته شده، بیآنکه مزهاش چندان متفاوت باشد.
« فیلم از غافلگیری بزرگ پرهیز میکند و به همین سبب آرامشبخش است، اما گاه این اطمینان به سکون تبدیل میشود. »



ثبت دیدگاه