نقد و بررسی
نقد ایمان، امید و عشق (Faith, Hope & Love) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زندگی از مسیر رقص «Faith, Hope & Love» از همان عنوانش قصد خود را آشکار میکند: قصهای دربارهٔ ایمان، امید و عشق که این مفاهیم را در قالب کمدی رمانتیک و رقابت رقص روایت میکند. فیت، زنی تازهطلاقگرفته، برای نجات استودیوی رقصش وارد مسابقهای میشود و با جیمی، پدری بیوه، همرقص میشود.
فیلم از این موقعیت آشنا، داستانی دربارهٔ بازسازی زندگی پس از فقدان و شکست میسازد؛ داستانی که بیش از آنکه به غافلگیری متکی باشد، بر گرمای عاطفی و وعدهٔ شروعی تازه تکیه دارد. رقص بهمثابه زبان عاطفی رقص در فیلم فقط مهارتی نمایشی یا وسیلهای برای پیشبرد مسابقه نیست؛ به زبان مشترکی بدل میشود که دو شخصیت با آن به یکدیگر نزدیک میشوند.
تمرینها، هماهنگشدن تدریجی بدنها و یادگرفتن اعتماد متقابل، استعارهای روشن از رابطهای است که قدمبهقدم شکل میگیرد. این انتخاب، در بهترین لحظهها به فیلم انسجام میبخشد: وقتی گفتوگو از بیان احساسات ناتوان میماند، حرکت و مکث میتوانند چیزی را آشکار کنند که شخصیتها هنوز آمادگی گفتنش را ندارند.
« فیت، زنی تازهطلاقگرفته، برای نجات استودیوی رقصش وارد مسابقهای میشود و با جیمی، پدری بیوه، همرقص میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
صحنههای رقص از پرتحرکترین بخشهای اثرند و حضور Peta Murgatroyd به آنها اطمینان و گیرایی میدهد. فیلم از ظرفیت بدنی و ریتمیک او بهره میگیرد و در اجراهای صحنهای، فضای سرگرمکنندهای میآفریند. بااینحال، رقص همیشه به تجربهای سینمایی و مستقل بدل نمیشود؛ گاهی بیشتر در خدمت نمایش توانایی اجراگران و پیشبرد مسابقه است تا کشف تازهای دربارهٔ شخصیتها.
با وجود این محدودیت، رقص همچنان بهترین ابزار فیلم برای ملموسکردن صمیمیت میان فیت و جیمی است. فیت و جیمی؛ نزدیکی در کنار زخمهای گذشته فیت و جیمی صرفاً دو چهرهٔ جذاب در یک ماجرای عاشقانه نیستند؛ هر دو با گذشتهای سنگین و ناتمام روبهرو هستند. فیت باید پس از طلاق، اعتمادبهنفس و تصورش از آینده را دوباره بسازد؛ جیمی نیز با سوگ همسر و مسئولیت پدری زندگی میکند.
فیلم از این تفاوتها برای ایجاد رابطهای استفاده میکند که بر همدلی و همراهی استوار است، نه فقط کشش فوری و شوخیهای عاشقانه. رابطهٔ آنها بهتدریج شکل میگیرد و همین آهستگی از نقاط قوت فیلم است. جیمی و فیت پیش از آنکه زوجی عاشقانه باشند، دو انساناند که میکوشند بفهمند چگونه میتوانند دوباره به دیگری اعتماد کنند.
« صحنههای رقص از پرتحرکترین بخشهای اثرند و حضور Peta Murgatroyd به آنها اطمینان و گیرایی میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این روند، لحظههای صمیمانه و امیدوارکنندهای پدید میآورد. البته فیلم در پرداخت بعضی زخمهای شخصی، بهویژه در مورد فیت، بیش از آنکه به لایههای پیچیدهٔ روانی نزدیک شود، به اشارههایی برای توضیح گذشته بسنده میکند. بنابراین، شخصیتها دوستداشتنیاند، اما گاه عمق درونیشان کمتر از ظرفیت موضوع باقی میماند.
ایمان؛ مضمون مرکزی و گاه بیشازحد آشکار ایمان در این فیلم عنصری حاشیهای نیست؛ در کنار سوگ، خانواده و عشق، یکی از محورهای اصلی روایت است. فیلم آن را به شکل نیرویی برای تحمل دشواریها و یافتن مسیر تازه معرفی میکند. در بهترین لحظهها، ایمان از دل موقعیت و رابطه بیرون میآید: از نیاز شخصیتها به امید، از گفتوگوهایشان و از جامعهای که در اطراف آنها شکل گرفته است.
در این لحظهها، پیام معنوی با داستان پیوند دارد و به فضای گرم اثر کمک میکند. اما فیلم همیشه به این ظرافت وفادار نمیماند. برخی دیالوگها معنا و مقصود مذهبی را با صراحتی چنان مستقیم بیان میکنند که فرصت کشف و تأمل را از تماشاگر میگیرند. بهجای آنکه باورها در انتخابها و رفتار شخصیتها رسوب کنند، گاهی خودِ شخصیتها به سخنگوی پیام فیلم بدل میشوند.
« این روند، لحظههای صمیمانه و امیدوارکنندهای پدید میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه احتمالاً برای مخاطبی که با جهان ارزشی اثر همدل است، دلگرمکننده خواهد بود؛ برای تماشاگر دیگری، ممکن است حالت توضیحی و خطابهوار پیدا کند. بازیها و چهرههای فرعی Peta Murgatroyd در نقش فیت انرژی و حضور صحنهای مناسبی دارد و میتواند هم سرزندگی یک مربی رقص را منتقل کند و هم آسیبپذیری زنی را که در پی بازسازی زندگی خویش است.
Robert Krantz نیز جیمی را با لحنی نرم و صمیمی بازی میکند. هماهنگی این دو، بیش از آنکه بر کشمکشهای پرتنش متکی باشد، از مهربانی و توجه متقابل نیرو میگیرد؛ انتخابی که با حالوهوای آرام و امیدبخش فیلم سازگار است. بازیگران باسابقهای چون Edward Asner، Corbin Bernsen و Michael Richards در نقشهای فرعی به جهان فیلم رنگ میدهند و گاه با حضور خود، لحظههای کمیک یا آشنا میسازند.
بااینحال، شخصیتهای پیرامونی همیشه به اندازهٔ کافی پرداخت نمیشوند. برخی از آنها بیشتر برای ایجاد شوخی یا فراهمکردن موقعیتی خاص وارد داستان شدهاند تا آنکه زندگی مستقل و اثرگذاری روایی پیدا کنند. به همین دلیل، حضورشان گاه نشاطآور است و گاه فیلم را از مسیر عاطفی اصلی دور میکند.
« Robert Krantz نیز جیمی را با لحنی نرم و صمیمی بازی میکند. »
قوتها و کاستیها
کلیشهها و مسئلهٔ ریتم ساختار عاشقانهٔ فیلم به الگوهایی آشنا تکیه دارد: دو شخصیت زخمی، همکاریای که آنها را به هم نزدیک میکند، رقابتی که رابطه را در معرض آزمون میگذارد و امید به آنکه گذشته مانع آینده نشود. این الگوها بهخودیخود مانع لذتبردن نیستند، اما روایت بهندرت آنها را دگرگون میکند.
در نتیجه، مسیر کلی داستان زود قابلحدس میشود و بسیاری از موقعیتها بیشتر حس آشنایی دارند تا کشف. ریتم نیز از این نابرابری آسیب میبیند. بخشهای مربوط به تمرین و رابطهٔ دو شخصیت معمولاً روانتر پیش میروند، اما خردهداستانهای محل کار و شوخیهای اغراقشده گاه مکثهایی طولانی ایجاد میکنند.
این عناصر میتوانستند با تقویت مضمون خانواده و مسئولیت، به جهان فیلم عمق دهند؛ در عمل، پیوندشان با خط عاطفی مرکزی همیشه محکم نیست. حاصل، اثری است که لحظههای دلنشین فراوان دارد، اما میان صمیمیت عاشقانه، کمدی و بیان مذهبی توازن ثابتی پیدا نمیکند. جمعبندی «Faith, Hope & Love» فیلمی مهربان و صادق در نیت است که رقص را به نشانهای از اعتماد، همراهی و امکان آغاز دوباره تبدیل میکند.
« این الگوها بهخودیخود مانع لذتبردن نیستند، اما روایت بهندرت آنها را دگرگون میکند. »
جمعبندی
جذابیت اصلی آن در رابطهٔ تدریجی فیت و جیمی، صحنههای پرانرژی رقص و نگاه امیدوارانهاش به زندگی پس از فقدان و جدایی نهفته است. در مقابل، تکیه بر الگوهای آشنای کمدی رمانتیک، پیامهای مذهبیِ گاه بیشازحد توضیحی و خردهداستانهایی که ریتم را کند میکنند، مانع دستیابی فیلم به انسجام و پیچیدگی بیشتر میشوند.
این اثر بیش از آنکه بخواهد مخاطب را با پیچشهای داستانی شگفتزده کند، میکوشد او را با گرمای رابطهها و باور به ترمیم همراه سازد. برای تماشاگرانی که از قصههای عاشقانهٔ آرام، رقص و مضمونهای ایمان و شروع دوباره استقبال میکنند، فیلم میتواند تجربهای دلپذیر باشد؛ تجربهای که سادگیاش هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم محدودیتش.
ثبت دیدگاه