نقد و بررسی
نقد استخراج (Extraction) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تیتر و جایگاه فیلم «استخراج» ساختهٔ سم هارگریو، تریلری اکشن است که از همان ابتدا روشن میکند اولویتش نه پیچیدگی روایی، بلکه حرکت، تنش و برخورد فیزیکی است. داستان دربارهٔ مزدوری است که برای نجات پسر ربودهشدهٔ یک قاچاقچی مواد مخدر به داکا میرود؛ مأموریتی که بهسرعت از کنترل خارج میشود و او را در میانهٔ شبکهای از نیروهای متخاصم و خیانتها گرفتار میکند.
فیلم بر پایهٔ رمان تصویری «شهر» ساخته شده و جو روسو فیلمنامهٔ آن را نوشته است. اما تماشای آن بیش از هر چیز تجربهای بدنی است: دوربین میان تعقیبوگریزها و درگیریها حرکت میکند و فرصت چندانی برای فاصلهگرفتن از آشوب باقی نمیگذارد. روایت؛ آشنا و بیپیرایه ستون فقرات قصه ساده است: نجات یک کودک از دل موقعیتی خطرناک.
این سادگی بهخودیخود عیب محسوب نمیشود؛ بسیاری از فیلمهای اکشن موفق، طرحی مختصر را بهانهای برای خلق تعلیق و نمایش مهارت میکنند. مشکل «استخراج» آن است که روایت خیلی زود مسیر کلی خود را آشکار میسازد. بخش مهمی از اتفاقها بر اساس الگوهای آشنای ژانر پیش میروند و کمتر لحظهای پیدا میشود که انتظار تماشاگر را به شکلی معنادار برهم بزند.
فیلم میکوشد در کنار مأموریت نجات، به زخمی قدیمی در زندگی تایler رِیک و امکان نوعی رستگاری نیز بپردازد. این وجه، بالقوه میتوانست به اکشنها عمق عاطفی بدهد، اما بیشتر در حد اشاره باقی میماند. گذشتهٔ قهرمان حضور دارد، ولی رابطهٔ میان آن گذشته و تصمیمهای کنونیاش به اندازهای بسط نمییابد که کشمکش درونی او کاملاً در ما رسوخ کند.
« فیلم بر پایهٔ رمان تصویری «شهر» ساخته شده و جو روسو فیلمنامهٔ آن را نوشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه، قصهای روان و قابلپیگیری است که گاه بهجای گشودن لایههای تازه، تنها تماشاگر را از یک مانع به مانع بعدی میرساند. اکشن؛ نقطهٔ قوت اصلی آنچه فیلم را از نمونهای معمولی در ژانر جدا میکند، طراحی و اجرای سکانسهای اکشن است. تعقیبها، زدوخوردهای نزدیک و درگیریهای مسلحانه با انرژی چشمگیری ساخته شدهاند.
دوربین در بسیاری از این لحظات به رخدادها نزدیک میماند و ضربهها را با وزن و آشفتگی ملموسشان ثبت میکند. در نتیجه، نبردها صرفاً مجموعهای از برشهای سریع و تصویرهای پراکنده نیستند؛ تماشاگر اغلب میتواند موقعیت شخصیتها و خطر پیش رویشان را دنبال کند. بهخصوص سکانس طولانی و پرتحرکی که تعقیب، درگیری خیابانی و فرار را به هم پیوند میدهد، نمونهای از مهارت فیلم در حفظ حرکت و تنش است.
طراحی آن بهگونهای است که گویی دوربین در دل بحران گرفتار شده و همراه شخصیتها از یک موقعیت ناامن به موقعیتی دیگر پرتاب میشود. همین حس پیوستگی، هیجان را افزایش میدهد و به صحنهها کیفیتی تماشایی میبخشد. البته نمایش مهارت فنی همیشه معادل تأثیر عاطفی نیست، اما در این فیلم دستکم اکشنها بهندرت بیجان یا بیهدف به نظر میرسند.
بدلکاری و کارگردانی پیشینهٔ سم هارگریو در طراحی بدلکاری، در زبان بصری فیلم آشکار است. او میداند چگونه بدن بازیگران و بدلکاران را در قاب به کار گیرد، ضربهها را قابلفهم نگه دارد و از تغییر مکانها برای ساختن تنش استفاده کند. بدلکاریها چشمگیرند، اما مهمتر از بزرگی و خطرشان، باورپذیری نسبی آنهاست: حرکتها وزن دارند و برخوردها نتیجهٔ فیزیکی خود را بهجا میگذارند.
« اکشن؛ نقطهٔ قوت اصلی آنچه فیلم را از نمونهای معمولی در ژانر جدا میکند، طراحی و اجرای سکانسهای اکشن است. »
شخصیتها و اجرا
این ویژگی کمک میکند تماشاگر، دستکم در جریان صحنه، از حسابگری دربارهٔ منطق جزئیات فاصله بگیرد و با اضطراب لحظه همراه شود. بااینحال، فیلم گاهی در شتابزدگیِ خود افراط میکند. پیوستگی اکشن، هرچند عامل جذابیت آن است، مجال اندکی برای مکث و بازتنظیم ریتم باقی میگذارد. وقتی درگیری پشت درگیری میآید، شدتِ بیوقفه ممکن است به یکنواختی نزدیک شود؛ زیرا صحنهها برای تأثیرگذاری بیشتر، به تضاد میان سکون و انفجار نیاز دارند.
«استخراج» در بخشهایی چنین تضادی را میسازد، اما همیشه به اندازهٔ کافی از آن بهره نمیبرد. بازیگری و شخصیتپردازی کریس همسورث در نقش تایler رِیک، حضوری فیزیکی و محکم دارد. او نقش را با خشونت مهارشده، خستگی و اندکی اندوه پیش میبرد و تصویر قهرمانی را میسازد که بیش از آنکه پرحرف باشد، با عمل شناخته میشود.
این انتخاب با فضای فیلم سازگار است؛ بااینهمه، فیلمنامه ابزار چندانی برای نشاندادن پیچیدگیهای او در اختیار بازیگر نمیگذارد. تایler گاه نشانههایی از آسیبپذیری نشان میدهد، اما این نشانهها بیشتر وعدهٔ شخصیتپردازیاند تا پرورش کامل آن. رودراکش جایسوال در نقش اووی، نقطهٔ مقابل جسمانی و عاطفیِ قهرمان بزرگسال است و حضورش امکان شکلگیری رابطهای انسانیتر را فراهم میکند.
رندیپ هودا نیز در نقش ساجو با جدیتی مؤثر ظاهر میشود و تقابل او با تایler، بخشی از نیروی دراماتیک فیلم را میسازد. بااینحال، بسیاری از شخصیتهای پیرامونی بیش از آنکه انسانهایی با انگیزهها و تناقضهای مستقل باشند، کارکردی روایی دارند: تهدید میکنند، تعقیب میکنند یا راه را میبندند.
« بااینحال، فیلم گاهی در شتابزدگیِ خود افراط میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین تختبودن شخصیتها، همدلی با آنها را دشوار میکند و اهمیت خطرهای داستان را کاهش میدهد. داکا و جهان فیلم داکا در فیلم صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریز نیست؛ خیابانها، پلها، گذرگاهها و فضاهای فشردهٔ شهری به ساختن حس محاصره کمک میکنند. شلوغی و ازدحام محیط، جهان داستان را پرتنش جلوه میدهد و به حرکت دوربین امکان میدهد از برخورد میان شخصیتها و فضای اطرافشان هیجان بسازد.
فیلم از این فضا بیش از همه بهعنوان مانعی فیزیکی و صحنهٔ نبرد استفاده میکند. اما نگاه آن به شهر و جامعهٔ پیرامون داستان، محدود میماند. داکا غالباً در مقام هزارتویی خطرناک و بیرحم تصویر میشود و کمتر به زندگی روزمره یا تنوع انسانی آن مجال حضور میدهد. این محدودیت، با قصهٔ فشرده و اکشنمحور فیلم هماهنگ است، اما جهان اثر را از عمق فرهنگی و اجتماعی محروم میکند.
شهر بیشتر برای افزودن فشار به مأموریت قهرمان به کار میرود تا آنکه به نیرویی مستقل در روایت بدل شود. ریتم و تجربهٔ تماشا «استخراج» در بخش بزرگی از زمان خود پرتحرک است و همین جنبوجوش، تماشاگر را با خود میبرد. حتی هنگامی که داستان پیچیدگی تازهای نمیسازد، حرکت مداوم و خطرهای پیدرپی نوعی کشش لحظهای ایجاد میکنند.
فیلم برای یک تجربهٔ اکشن مستقیم و بیتکلف، توان سرگرمکنندگی قابلتوجهی دارد. در عین حال، ریتم بالا همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. روایت برای مکثهای عاطفی و توضیح انگیزهها زمان کافی نمیگذارد و برخی موقعیتها بیش از آنکه رشد کنند، بهسرعت مصرف میشوند. از سوی دیگر، تأکید مکرر بر شدت و خشونت ممکن است پس از مدتی از اثرگذاری آنها بکاهد.
« همین تختبودن شخصیتها، همدلی با آنها را دشوار میکند و اهمیت خطرهای داستان را کاهش میدهد. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر احتمالاً صحنههای اکشن را به یاد میسپارد، اما لزوماً با همان وضوح، روابط یا کشمکشهای درونی شخصیتها را به خاطر نخواهد آورد. جمعبندی «استخراج» فیلمی است که تواناییهایش را بیپرده عرضه میکند: اکشنهای پرانرژی، بدلکاریهای چشمگیر، دوربینی نزدیک به میدان درگیری و اجرایی که تماشاگر را به دل خطر میبرد.
در برابر این نقاط قوت، داستانی آشنا و نسبتاً زودحدسزدنی، شخصیتهایی کمعمق و لحظههایی قرار دارند که بهسبب شتاب روایت، فرصت اثرگذاری کامل نمییابند. فیلم نه قصد دارد ژانر را از نو تعریف کند و نه در همهٔ وجوه خود به یک اندازه موفق است؛ ارزش اصلیاش در مهارت اجرایی و هیجان بصری نهفته است.
برای علاقهمندان به اکشنِ پرتحرک، تماشایی سرگرمکننده فراهم میکند، اما برای کسانی که در کنار هیجان، انتظار شخصیتپردازی غنی و داستانی تازه دارند، تجربهای محدودتر خواهد بود.



ثبت دیدگاه