نقد و بررسی
نقد Expelled | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با موتور محرک روشن «Expelled» کمدی نوجوانانهای است که پیرنگش را از مسئلهای ساده و فوری میسازد: فلیکس، دانشآموزی شوخطبع و دردسرساز، از دبیرستان اخراج میشود و برای پنهانکردن این واقعیت از پدر و مادرش، به کمک دوستش متوسل میشود. فیلم با همین موقعیت، موتور اصلی کمدی خود را روشن میکند؛ هر دروغ، نقشهای تازه میطلبد و هر نقشه، احتمال برملاشدن ماجرا را بیشتر میکند.
این الگوی نمایشی برای کمدی نوجوانانه مناسب است، زیرا میان شورش جوانی و نظارت خانواده تنشی طبیعی ایجاد میکند. بااینحال، تازگی چندانی در خود ایده وجود ندارد. تماشاگر از همان آغاز میتواند حدس بزند که پنهانکاری قرار است زنجیرهای از سوءتفاهمها و دردسرها بسازد. مسئله اصلی، بنابراین، نه پیشبینیپذیربودن طرح، بلکه کیفیت اجرای آن است: آیا فیلم میتواند از موقعیتی آشنا، موقعیتهای کمیک دقیق و شخصیتهایی زنده بسازد؟
پاسخ آن گاه مثبت و گاه ناامیدکننده است. «Expelled» در لحظههایی از انرژی بازیگوشانه برخوردار است، اما اغلب نمیتواند این انرژی را به کمدی منسجم و ماندگار تبدیل کند. کمدی بر پایه نقشه و پنهانکاری ساختار فیلم بر تلاش فلیکس برای حفظ ظاهر بنا شده است. او میکوشد تصویری پذیرفتنی از وضعیت تحصیلیاش به خانواده ارائه کند و برای این کار، دوستان و موقعیتهای مختلف را وارد نقشههایش میکند.
چنین ساختاری ظرفیت بالایی برای کمدی دارد: فاصله میان آنچه شخصیت میداند و آنچه دیگران باور دارند، میتواند سرچشمه سوءتفاهم، تعلیق و شوخی باشد. فیلم نیز بارها از همین فاصله بهره میگیرد و تماشاگر را در جایگاه کسی مینشاند که از آشفتگی پشت پرده باخبر است. اما شوخیها همیشه از دل موقعیت بیرون نمیآیند.
« این الگوی نمایشی برای کمدی نوجوانانه مناسب است، زیرا میان شورش جوانی و نظارت خانواده تنشی طبیعی ایجاد میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاه به نظر میرسد فیلم بهجای آنکه شخصیتها را در وضعیتی خندهآور قرار دهد، صرفاً از آنها میخواهد خندهدار باشند. نتیجه، لحظاتی است که بیش از آنکه حاصل طنزپردازی باشند، شبیه اصرار بر خنداندن مخاطباند. ریتم سرزنده فیلم تا حدی این ضعف را میپوشاند، اما نمیتواند جایگزین ظرافت در ساخت شوخی شود.
وقتی هر دردسر تازه با پیامدهای روشن و منطقی پیش نمیرود، مخاطب بهجای همراهی با نقشه، به سازوکار آن بدگمان میشود. فناوری؛ ابزار داستان یا میانبُر روایی یکی از عناصر معاصر فیلم، استفاده از فناوری در نقشههای شخصیتهاست. این حضور با فضای زندگی نوجوانان سازگاری دارد و به روایت حالوهوایی بازیگوشانه میبخشد.
ابزارهای دیجیتال و مهارتهای فنی دوست فلیکس میتوانند راههایی تازه برای پیشبرد داستان باز کنند؛ از این نظر، فیلم میکوشد کمدی مدرسهای آشنا را با جزئیاتی متعلق به زمانه خود ترکیب کند. مشکل آنجاست که فناوری گاهی بیش از آنکه جزئی طبیعی از جهان فیلم باشد، راهحل آمادهای برای دشواریهای فیلمنامه به نظر میرسد.
اگر ابزار دیجیتال هر بار بهآسانی قفل یک موقعیت را باز کند، تعلیق کاهش مییابد و نقشهها وزن واقعی خود را از دست میدهند. درامِ پنهانکاری زمانی جذاب است که شخصیت برای هر قدم هزینهای بپردازد و موفقیت یا شکست او از رفتار و انتخابهایش ناشی شود. در «Expelled»، این رابطه همیشه قانعکننده نیست؛ بعضی چرخشها بهجای آنکه از منطق درونی داستان برآیند، به تدبیری فوری برای رساندن روایت به صحنه بعد شباهت دارند.
« نتیجه، لحظاتی است که بیش از آنکه حاصل طنزپردازی باشند، شبیه اصرار بر خنداندن مخاطباند. »
شخصیتها و اجرا
فلیکس و مسئله همدلی شخصیت اصلی بناست هم دردسرساز باشد و هم جذاب؛ نوجوانی که قواعد مدرسه را جدی نمیگیرد، اما از اعتماد خانوادهاش نیز نمیخواهد چشم بپوشد. چنین ترکیبی میتواند شخصیتی سرگرمکننده بسازد، بهشرط آنکه فیلم میان شیطنت، خودخواهی و آسیبپذیری او تعادل برقرار کند. فلیکس در بسیاری از صحنهها پرتحرک و مطمئن به نظر میرسد، اما فیلم برای روشنکردن انگیزهها و تناقضهایش فرصت کافی صرف نمیکند.
به همین دلیل، شوخطبعی و سرکشی او همیشه به شخصیتی چندوجهی تبدیل نمیشود. بازی Cameron Dallas نیز در همین نقطه آسیبپذیر است. نقش اصلی به حضوری نیاز دارد که بتواند شوخی را با واکنشهای دقیق و نوعی جذابیت بیتکلف همراه کند؛ اما اجرای Dallas در بخشهایی کمرمق و ناپخته جلوه میکند. گاه به نظر میرسد او بیش از آنکه شخصیت را بسازد، جملات را ادا میکند.
این ضعف در کمدی اهمیت ویژهای دارد، زیرا زمانبندی، مکث و واکنش بازیگر بخشی از خود شوخیاند. Matt Shively در نقش دوست فلیکس، بهواسطه مهارت فنی شخصیتش و حضوری نسبتاً چابکتر، گاهی تعادل بهتری به صحنهها میدهد؛ بااینحال، حتی این همراهی نیز نمیتواند نابرابری کیفیت بازیها را بهکلی جبران کند.
حضور بازیگرانی که پیشتر در رسانههای اینترنتی شناخته شده بودند، به فیلم هویتی متناسب با مخاطبان جوان میدهد، اما شهرت رسانهای بهتنهایی جای تجربه بازیگری را نمیگیرد. نتایج جستوجو این فیلم را نخستین تجربه بلند Alex Goyette در مقام نویسنده و کارگردان معرفی میکنند و به حضور چهرههای شناختهشده اینترنتی در گروه بازیگران اشاره دارند.
« به همین دلیل، شوخطبعی و سرکشی او همیشه به شخصیتی چندوجهی تبدیل نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتهای فرعی و جهان مدرسه دوستان، اعضای خانواده و چهرههای مدرسه قرار است جهان فلیکس را گسترش دهند و هر یک فشار یا فرصت تازهای برای او ایجاد کنند. بااینحال، بسیاری از شخصیتهای فرعی بیش از آنکه انسانهایی مستقل باشند، کارکردهایی داستانی دارند: یکی در نقشهها شریک میشود، دیگری مانع میتراشد و شخصیتی دیگر امکان پیشبرد رابطه عاطفی را فراهم میکند.
چنین رویکردی سرعت روایت را حفظ میکند، اما به بهای کاهش عمق شخصیتپردازی تمام میشود. رابطه فلیکس با خانوادهاش نیز میتوانست مرکز عاطفی پرقدرتتری برای فیلم باشد. پنهانکردن اخراج، صرفاً بازیِ گریز از پیامدها نیست؛ در پس آن میتوان ترس از ناامیدکردن والدین، میل به حفظ استقلال و دشواری پذیرفتن مسئولیت را دید.
فیلم گهگاه به این لایهها نزدیک میشود، اما بیشتر به استفاده از آنها برای پیشبرد کمدی بسنده میکند. در نتیجه، خانواده بیشتر بخشی از مانع رواییاند تا نیرویی که کشمکش درونی فلیکس را روشن کند. شخصیتهای عاطفی و عاشقانه نیز گاهی به نقشهایی آشنا و محدود فروکاسته میشوند و مجال چندانی برای شکلگیری رابطهای باورپذیر ندارند.
ریتم، لحن و میراث کمدی نوجوانانه فیلم از نظر ریتم، سرزنده و نسبتاً سبکپا است و نمیخواهد تجربهای تلخ یا واقعگرایانه از مدرسه عرضه کند. فضای آن به کمدیهای نوجوانانهای نزدیک میشود که قهرمانشان با زیرکی، اعتمادبهنفس و اندکی بیاعتنایی به قواعد، از یک دردسر به دردسر بعدی میرود.
« چنین رویکردی سرعت روایت را حفظ میکند، اما به بهای کاهش عمق شخصیتپردازی تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
روایت مستقیم و شوخیهای جوانپسند نیز نشان میدهند که فیلم مخاطب مشخصی را هدف گرفته است. برای تماشاگر کمسنوسالتر، همین سرعت و سادگی ممکن است جذاب باشد؛ بهویژه آنکه فیلم در پی ساختن فضای پرتنش و سنگین نیست. بااینحال، سرزندگی با انسجام یکی نیست. فیلم در بخشهایی بیش از آنکه لحن مستقل خود را شکل دهد، به الگوهای آشنای کمدی مدرسهای تکیه میکند.
مقایسه با آثار کلاسیک این ژانر، از جمله کمدیهای نوجوانانهای که قهرمانشان مستقیماً با تماشاگر سخن میگوید، ناگزیر است؛ اما ارجاع به سنت پیشین زمانی ارزشمند میشود که فیلم آن را دگرگون کند، نه آنکه صرفاً نشانههای آشنایش را بازتولید کند. «Expelled» گاهی در ادای احترام به این سنت متوقف میشود و کمتر میتواند به آن صدای تازهای بیفزاید.
در نتیجه، مخاطب ممکن است با لحظههایی سرگرم شود، اما کمتر با اثری روبهرو شود که پس از پایان تماشا در ذهنش بماند. جمعبندی «Expelled» کمدی نوجوانانهای است با ایدهای روشن، ریتمی پرتحرک و استفادهای متناسب با زمانه از فناوری و نقشههای دیجیتال. ماجرای پنهانکردن اخراج از خانواده، زمینهای مناسب برای آشفتگی کمیک فراهم میکند و فیلم در بخشهایی از این ظرفیت بهره میگیرد.
اما فیلمنامه به کلیشههای آشنا وابسته میماند، برخی چرخشهایش از منطق کافی برخوردار نیستند و شوخیها بارها بهجای آنکه طبیعی و دقیق باشند، تحمیلی جلوه میکنند. بازی کمتجربه نقش اصلی و شخصیتپردازی سطحی نیز فاصلهای میان مخاطب و قهرمان ایجاد میکنند. این اثر بیش از آنکه کمدیای خوشساخت و ماندگار باشد، سرگرمیای سبک برای مخاطبی است که با فضای نوجوانانه و شوخیهای سریع ارتباط میگیرد.
« روایت مستقیم و شوخیهای جوانپسند نیز نشان میدهند که فیلم مخاطب مشخصی را هدف گرفته است. »
جمعبندی
ارزش تماشای آن در ایده مرکزی و انرژی مقطعیاش نهفته است، نه در تازگی روایت یا عمق شخصیتها. اگر فیلم میتوانست به فلیکس انگیزههایی روشنتر، به دوستانش هویت مستقلتر و به شوخیهایش ظرافت بیشتری بدهد، از قالب آشنای خود فراتر میرفت؛ اما در شکل کنونی، بیشتر وعده یک آشوب بامزه را میدهد تا آنکه آن وعده را در سراسر روایت بهطور کامل محقق کند.
« ارزش تماشای آن در ایده مرکزی و انرژی مقطعیاش نهفته است، نه در تازگی روایت یا عمق شخصیتها. »
ثبت دیدگاه