نقد و بررسی
نقد EXO's Travel the World on a Ladder | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفر بهمثابه بازی «EXO's Travel the World on a Ladder» برنامهای واقعنماست که سفر را نه مسیری از پیش طراحیشده، بلکه رشتهای از انتخابهای تصادفی و موقعیتهای پیشبینیناپذیر میبیند. نردبان، وسیلهای ساده برای تعیین مسیر و تصمیمگیری است؛ اما همین سازوکار، بهانهای برای ساختن تعلیقهای کوچک و برهمزدن برنامههای معمول سفر میشود.
پرسش اصلی هر موقعیت نه فقط این است که اعضا کجا خواهند رفت، بلکه این است که چگونه به نتیجهای واکنش نشان میدهند که اختیار چندانی در تعیین آن نداشتهاند. این ایده برای یک برنامهٔ گروهی هوشمندانه است، زیرا سفر را از منظرهگردی صرف بیرون میآورد و به فرایندی مشارکتی بدل میکند. هر توقف میتواند امکانی تازه برای شوخی، رقابت یا گفتوگو فراهم کند.
البته جذابیت چنین قالبی به این بستگی دارد که تکرار سازوکار بازی به عادت تبدیل نشود؛ محدودیتی که گاه در طول برنامه احساس میشود. صمیمیت گروهی، نیروی اصلی برنامه مهمترین سرمایهٔ اثر، حضور اعضای گروه در کنار یکدیگر است. برنامه بر شخصیتپردازی مفصل یا روایتپردازی نمایشی تکیه نمیکند؛ نیروی خود را از آشنایی، تفاوت خلقوخو و واکنشهای کوچک اعضا میگیرد.
« هر توقف میتواند امکانی تازه برای شوخی، رقابت یا گفتوگو فراهم کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شوخیای کوتاه، اختلافنظر بر سر انتخابی ساده یا رقابتی دوستانه میتواند بیش از یک چالش بزرگ، حس همراهی ایجاد کند. تماشاگر بهتدریج با نوعی پویایی جمعی روبهرو میشود: اعضا همزمان همسفر و رقیباند و همین دوگانگی، موقعیتهای کمیک میسازد. قرار نیست هر لحظه به نقطهٔ اوج برسد؛ بخش مهمی از لذت برنامه در مشاهدهٔ راحتی و آشنایی آنها با یکدیگر نهفته است.
برای طرفداران اکسو، این کیفیت احتمالاً برجستهتر است، اما برنامه حتی برای بینندهای که شناختی محدود از گروه دارد نیز از گرمای تعاملات سود میبرد. جغرافیای دیدنی و حسِ کشف فضاهای سفر، به اثر رنگی چشمنواز میبخشند. مکانهای دیدنی و هنری صرفاً پسزمینهای برای بازیها نیستند؛ آنها گاه فرصتی برای مکث و تماشای محیط فراهم میکنند و از یکنواختی فضای بسته میکاهند.
تضاد میان آرامش چشماندازها و آشفتگی بامزهٔ تصمیمهای گروه، یکی از ترکیبهای دلنشین برنامه است. با این همه، جغرافیا همیشه به اندازهٔ ظرفیتش در روایت حضور پیدا نمیکند. گاهی مکان بیشتر به ایستگاهی برای اجرای یک بازی بدل میشود تا فضایی که ویژگیها و حالوهوایش بهطور مستقل کشف شود.
« جغرافیای دیدنی و حسِ کشف فضاهای سفر، به اثر رنگی چشمنواز میبخشند. »
شخصیتها و اجرا
اگر برنامه بیشتر به تجربهٔ خود مکانها مجال میداد، سفر میتوانست لایهای فراتر از جابهجایی میان موقعیتهای سرگرمکننده پیدا کند. در شکل فعلی، جذابیت دیداری قابل توجه است، اما گاه زیر سلطهٔ قالب مسابقهای قرار میگیرد. نردبان و اقتصادِ تعلیق نردبان سرنوشت، ایدهای ساده و قابلفهم است؛ همین سادگی نقطهٔ قوت آن به شمار میرود.
قواعد پیچیدهای لازم نیست تا بیننده نتیجه را دنبال کند. انتخابها و پیامدهایشان بهسرعت روشن میشوند و هر بار امکان یک غافلگیری کوچک به وجود میآید. برنامه با تکیه بر همین ابزار، از تصمیمهای روزمرهٔ سفر نوعی بازی میسازد. اما یک سازوکار سرگرمکننده، اگر بیش از اندازه تکرار شود، بخشی از نیروی خود را از دست میدهد.
وقتی شکل چالشها یا مسیر رسیدن به نتیجه مشابه باقی بماند، تعلیق اولیه جای خود را به انتظار آشنایی میدهد. در این لحظهها، توجه بیشتر به واکنش اعضا وابسته میشود تا خود بازی. برنامه هرگاه بتواند شکل موقعیتها را تغییر دهد یا از پیامدهای انتخابها استفادهای تازه کند، سرزندهتر میشود؛ و هرگاه به الگوی آشنا بازگردد، اندکی افت میکند.
« در شکل فعلی، جذابیت دیداری قابل توجه است، اما گاه زیر سلطهٔ قالب مسابقهای قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و تدوین ریتم اثر ترکیبی از حرکت، مکث و شوخی است، اما این ترکیب همیشه به تعادل نمیرسد. بعضی بخشها با سرعت مناسب پیش میروند و بازیها حس تحرک ایجاد میکنند؛ در مقابل، برخی صحنهها بیش از اندازه کش میآیند. شوخیای که در آغاز مؤثر است، اگر با تکرار واکنشها یا مکثهای طولانی دنبال شود، ممکن است تازگیاش را از دست بدهد.
این مسئله بیش از آنکه نقصی در ایدهٔ اصلی باشد، به انتخاب و زمانبندی تدوین مربوط است. برنامه برای حفظ فضای خودمانی گاهی به لحظهها مجال میدهد، اما میان «مکثِ صمیمانه» و «کشدادنِ بیدلیل» مرزی باریک وجود دارد. تدوین منسجمتر میتوانست بخشهای کمتحرک را فشرده کند و در عوض، فرصت بیشتری برای مکانها یا تعاملات تازه فراهم آورد.
طنز، رقابت و مرزهای راحتی طنز برنامه از جدینگرفتن موقعیتهای کوچک و رقابت دوستانه میان اعضا شکل میگیرد. جذابیت این شوخیها در آن است که بیشتر از شخصیت و رابطهٔ میان افراد سرچشمه میگیرند، نه از طراحی پیچیدهٔ کمدی. حس آشنایی و خودمانیبودن، لحظههای ساده را نیز تماشایی میکند. در کنار این موفقیت، برخی چالشها برای تولید هیجان به مرزهایی نزدیک میشوند که ممکن است برای همهٔ تماشاگران خوشایند نباشند.
« ریتم و تدوین ریتم اثر ترکیبی از حرکت، مکث و شوخی است، اما این ترکیب همیشه به تعادل نمیرسد. »
قوتها و کاستیها
موقعیتی که قرار است خندهدار یا پرتنش باشد، اگر بیملاحظه یا ناایمن به نظر برسد، از سرگرمی فاصله میگیرد و پرسشی دربارهٔ ضرورت آن ایجاد میکند. این جنبه الزاماً کلیت برنامه را زیر سؤال نمیبرد، اما یادآور میشود که انرژی و غافلگیری نباید تنها معیار طراحی بازی باشند؛ راحتی و امنیت شرکتکنندگان نیز بخشی از کیفیت چنین اثری است.
تجربهٔ مخاطب برنامه بیش از آنکه روایتی با فراز و فرود دراماتیک باشد، تجربهای همراهانه است. مخاطب میتواند از آن لذت ببرد بیآنکه داستانی پیچیده را دنبال کند یا پیوسته منتظر یک نقطهٔ عطف بزرگ بماند. همین ویژگی، اثر را برای تماشای سبک و بیتکلف مناسب میکند. در عین حال، مخاطبی که به تنوع زیاد در چالشها، تدوین فشرده یا پرداخت عمیق به مقصدها اهمیت میدهد، ممکن است تکرارها و افتوخیز ریتم را محسوستر بیابد.
بهترین لحظههای برنامه زمانی شکل میگیرند که سه عنصر به هم میرسند: انتخاب غیرمنتظره، واکنش صادقانهٔ اعضا و فضایی که به صحنه شخصیت میدهد. در چنین لحظههایی، قالب سادهٔ برنامه به تجربهای زنده و سرشار از صمیمیت تبدیل میشود. ضعفها نیز زمانی آشکارترند که یکی از این عناصر غایب باشد و صحنه صرفاً به اجرای دوبارهٔ یک الگوی آشنا محدود بماند.
« تجربهٔ مخاطب برنامه بیش از آنکه روایتی با فراز و فرود دراماتیک باشد، تجربهای همراهانه است. »
جمعبندی
جمعبندی «EXO's Travel the World on a Ladder» بیش از هر چیز بر گرمای رابطهٔ اعضا و جذابیتِ انتخابهای تصادفی تکیه دارد. سفرهای دیدنی، رقابتهای دوستانه و لحظههای خودجوش، آن را به برنامهای دلنشین و سرگرمکننده تبدیل میکنند؛ اثری که لذت آن نه در پیچیدگی، بلکه در همراهی با گروه و تماشای واکنشهایشان نهفته است.
در مقابل، تکرار بازیها، کندشدن ریتم برخی بخشها و چالشهایی که گاه بیملاحظه به نظر میرسند، مانع از آن میشوند که همهٔ قسمتها به یک اندازه تازه و مؤثر باشند. در نهایت، برنامه برای کسانی که به اکسو و قالب سفرهای گروهی علاقه دارند، تجربهای گرم و آسانتماشا فراهم میکند. آنچه در خاطر میماند نه صرفاً مقصدها یا بازیها، بلکه کیفیت لحظههایی است که اعضا در برابر اتفاقی پیشبینیناپذیر، به جای اجرای نقشی ساختگی، خودِ جمعی و صمیمیشان را آشکار میکنند.



ثبت دیدگاه