نقد و بررسی
نقد Everything Went Fine | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
درام خانوادگی بر مرز زندگی و مرگ «Everything Went Fine» ساختهٔ فرانسوا اوزون، از آن فیلمهایی است که بهجای ساختن جدالی پرهیاهو پیرامون موضوعی دشوار، آن را به درون زندگی روزمره میبرد؛ به راهروهای بیمارستان، گفتوگوهای کوتاه خانوادگی و لحظههایی که آدمها ناچارند میان عشق، دلخوری و مسئولیت راهی پیدا کنند.
پس از سکتهٔ آندره، پدر سالخوردهٔ امانوئل، او از دخترش میخواهد در پایاندادن به زندگیاش یاریاش کند. همین درخواست، محور روایی فیلم است؛ اما دغدغهٔ اصلی اوزون صرفاً بحثی انتزاعی دربارهٔ مرگ اختیاری نیست. فیلم بیش از هر چیز میپرسد رابطهای که سالها با رنج و محبت درهم تنیده بوده، در لحظهٔ بحران چه معنایی پیدا میکند.
فیلم که از خاطرات امانوئل برنهایم اقتباس شده، بهجای آنکه رخدادها را به سمت ملودرامی آشکار سوق دهد، بر تجربهٔ ملموس شخصیتها تکیه میکند. سنگینی ماجرا در خود موقعیت نهفته است و فیلم برای برجستهکردنش به اغراقهای عاطفی نیاز ندارد. این خویشتنداری، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم سرچشمهٔ بخشی از فاصلهای که ممکن است بعضی تماشاگران با آن احساس کنند.
پدری دشوار، دختری گرفتار پیچیدگی رابطهٔ آندره و امانوئل از آنجا میآید که درخواست پدر در خلأ مطرح نمیشود. امانوئل باید با مردی روبهرو شود که دوستش دارد، اما خاطرهٔ رفتارهای سختگیرانه و آزارندهٔ او نیز در ذهنش زنده است. فیلم نه گذشته را بهانهای برای محکومکردن آندره میکند و نه پیوند پدر و دختر را به عاطفهای پاک و بیتناقض فرو میکاهد.
« پس از سکتهٔ آندره، پدر سالخوردهٔ امانوئل، او از دخترش میخواهد در پایاندادن به زندگیاش یاریاش کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
محبت و رنج همزمان حضور دارند؛ گاه یکی دیگری را پس میزند و گاه دوباره در کنارش قرار میگیرد. این نگاه، شخصیتها را از الگوهای سادهٔ قربانی و مقصر دور نگه میدارد. امانوئل صرفاً دختر فداکاری نیست که بیدرنگ به خواست پدر پاسخ دهد؛ او انسانی است که در برابر درخواستی هولناک، با گذشته و مسئولیت امروز خود دستوپنجه نرم میکند.
همین تردیدها به فیلم عمق میبخشند، هرچند اوزون آگاهانه از تبدیل آنها به رویاروییهای انفجاری پرهیز میکند. در نتیجه، رابطهٔ این دو بیشتر از خلال مکثها، واکنشها و گفتوگوهای روزانه شکل میگیرد تا اعترافهای بزرگ و توضیحهای مستقیم. بازیها و نیروی سکوت سوفی مارسو در نقش امانوئل، بار اصلیِ تعادل عاطفی فیلم را بر دوش میکشد.
بازی او بر فوران احساسات استوار نیست؛ فشار را در چهره و رفتار کنترلشدهٔ شخصیتی نشان میدهد که باید در ظاهر کارها را پیش ببرد، درحالیکه در درون با تصمیمی سنگین روبهروست. این مهار، بهویژه در لحظاتی که امانوئل ناچار است میان وظیفهٔ خانوادگی و نیازهای شخصی خود فاصلهای پیدا کند، اثرگذار است.
تماشاگر ممکن است بهآسانی اندوه او را نبیند، اما پیوسته حضور آن را حس میکند. آندره دوسولیه نیز به آندره حضوری ملموس و چندوجهی میدهد. او را نه صرفاً بیماری ناتوان و نیازمند ترحم میبینیم و نه چهرهای یکسره سلطهجو. سرسختی، شوخطبعی، خودمحوری و نیازش به نزدیکان در کنار هم قرار میگیرند و رفتارهایش را گاه دوستداشتنی و گاه آزاردهنده میکنند.
« محبت و رنج همزمان حضور دارند؛ گاه یکی دیگری را پس میزند و گاه دوباره در کنارش قرار میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
جرالدین پایاس در نقش پاسکال، خواهر امانوئل، نیز به تصویر خانواده بُعدی جمعی میافزاید: تصمیمی که در مرکز داستان است، تنها بر دوش یک نفر نمیافتد، هرچند سهم و فشار هر عضو خانواده یکسان نیست. طنز ظریف در دل موقعیتی تلخ یکی از انتخابهای مهم اوزون این است که اجازه نمیدهد فیلم در سوگواری و تیرگی یکدست فرو برود.
شوخیهای کوتاه، رفتارهای نامتعارف و لحظههای سبکتر، از وزن موضوع کم نمیکنند؛ برعکس، به یاد میآورند که زندگی حتی در بحران نیز متوقف نمیشود. شخصیتها همچنان میتوانند از چیزی بخندند، کلافه شوند یا حرفی نسنجیده بزنند. همین ناهمخوانیِ ظاهری، فضای فیلم را انسانیتر میکند. طنز در اینجا ابزار بیاعتنایی نیست و از رنج شخصیتها فاصله نمیگیرد.
گاهی تنها راهی است برای آنکه آدمها بتوانند در کنار امر تحملناپذیر دوام بیاورند. شوخیها همچنین مانع شکلگیری لحنی خطابهای میشوند؛ فیلم بهجای آنکه دربارهٔ مسئلهٔ اخلاقی خود حکم صادر کند، اجازه میدهد زندگیِ درهموبرهم شخصیتها پیچیدگی موضوع را آشکار کند. برای برخی تماشاگران، همین لحظههای سبکتر میتواند تلخی را متعادل کند؛ برای برخی دیگر، ممکن است از شدت دراماتیک موقعیت بکاهد.
شیوهٔ روایت و مسئلهٔ ریتم فرانسوا اوزون به جزئیات روزمره و فاصلههای میان رخدادها توجه دارد. حرکت امانوئل به سوی بیمارستان، دیدارها، تماسها و کارهای عملی پیرامون وضعیت پدر، همگی بخشی از تجربهٔ فیلماند، نه صرفاً پلی برای رسیدن به صحنهای تعیینکننده. این انتخاب، روایت را به جریان واقعیِ مراقبت و تصمیمگیری نزدیک میکند؛ تصمیمی بزرگ در عمل از مجموعهای از کارهای کوچک، تکراری و فرساینده ساخته میشود.
« شخصیتها همچنان میتوانند از چیزی بخندند، کلافه شوند یا حرفی نسنجیده بزنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما همین تأکید بر پیوستگی روزمره گاه به کندی میانجامد. در بخشهایی، فیلم بیش از آنکه تنش را افزایش دهد، در وضعیت موجود میماند و تکرار گفتوگوها یا رفتوآمدها ممکن است کشدار به نظر برسد. این کندی را میتوان بخشی از نگاه واقعگرایانهٔ اثر دانست، اما الزاماً برای همه به تجربهای پربار بدل نمیشود.
تماشاگرانی که انتظار دارند موضوعی چنین سنگین با اوجهای دراماتیک پیدرپی پیش برود، ممکن است احساس کنند فیلم از دل ماجرا فاصله میگیرد یا ضرباهنگ لازم را پیدا نمیکند. خودداری از پاسخ قطعی فیلم دربارهٔ پایان زندگی، استقلال فردی و مسئولیت خانواده پرسشهایی دشوار پیش میکشد، اما تمایلی ندارد آنها را به یک مناظرهٔ اخلاقی منظم تبدیل کند.
اوزون بیشتر به پیامدهای عاطفی و عملیِ خواستهٔ آندره میپردازد تا به ساختن استدلالی کامل برای یک سوی بحث. این پرهیز، رویکردی سنجیده است: شخصیتها به جای آنکه نمایندهٔ مواضع نظری شوند، با ترسها و محدودیتهای خود زندگی میکنند. در عین حال، این خویشتنداری میتواند برای بعضی مخاطبان بیش از حد خنثی جلوه کند.
فیلم گاهی موقعیتی را عرضه میکند، اما آن را تا ژرفترین لایههای روانی یا اخلاقی دنبال نمیکند. همین فاصله میان سنگینی موضوع و ملایمت پرداخت، ممکن است مانع شود که تجربه برای همه به همان اندازه تکاندهنده باشد. اثر ترجیح میدهد پیچیدگی را حفظ کند، حتی اگر بهایش آن باشد که در برخی لحظات از شدت عاطفیِ بالقوهٔ خود صرفنظر کند.
« اما همین تأکید بر پیوستگی روزمره گاه به کندی میانجامد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Everything Went Fine» درامی انسانی دربارهٔ خانوادهای است که با خواستهای دشوار روبهرو میشود و ناچار است رابطههای قدیمی خود را در پرتوی تازه ببیند. بازیهای سوفی مارسو و آندره دوسولیه، پرهیز از سیاهنمایی، و طنز ظریفی که در دل موقعیت تلخ جا میگیرد، به فیلم گرما و باورپذیری میبخشند.
در برابر این امتیازها، ریتم آرام و گاه کشدار، و رویکردی که ممکن است برای برخی بیش از حد محتاط یا کماثر باشد، از قدرت نفوذ آن میکاهد. فیلم بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را با ضربهای بزرگ از پا درآورد، او را به ماندن در کنار شخصیتهایی دعوت میکند که نه کاملاً آشتیپذیرند و نه بهسادگی داوریپذیر.
حاصل، اثری آرام و تأملبرانگیز است که قوتش در مشاهدهٔ تناقضهای خانوادگی و محدودیت پاسخهای ساده قرار دارد؛ هرچند میزان درگیری عاطفیای که برمیانگیزد، بسته به انتظار و حساسیت هر تماشاگر متفاوت خواهد بود.
ثبت دیدگاه