نقد و بررسی
نقد Evan Almighty | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به کمدیِ کشتی نوح «ایوان قادر مطلق» دنبالهای مستقل بر کمدیای است که در آن شخصیت ایوان بکستر نخستینبار در جایگاه رقیبی سیاسی ظاهر شد. این بار او از حاشیه به مرکز روایت آمده است: نمایندهای تازهکار در کنگره که میخواهد زندگی عمومیاش را با جاهطلبی، انضباط و تصویری آبرومند از خود سامان دهد.
اما هنگامی که خداوند از او میخواهد برای رویارویی با سیلی بزرگ کشتی بسازد، برنامههای حسابشدهاش بهتدریج از هم میپاشند. این پیشفرض، هم ظرفیت کمدی دارد و هم امکان پرداختی تمثیلی: مردی که میخواهد دنیا را مطابق نقشهٔ خود پیش ببرد، ناچار میشود به چیزی فراتر از مصلحت شخصی و اعتبار سیاسی توجه کند.
فیلم از همین برخورد میان امر خارقالعاده و روزمرگی بهره میگیرد؛ هرچند در ادامه همیشه نمیتواند میان لطافت داستان، خنده و پیام اخلاقی توازن برقرار کند. ایوان؛ قهرمانی کوچک در موقعیتی بزرگ استیو کرل مهمترین نیروی جذابیت فیلم است. او ایوان را نه به صورت قهرمانی مصمم و بینقص، بلکه همچون مردی میسازد که پیوسته میکوشد ظاهر مسلط خود را حفظ کند، در حالی که شرایط به شکلی فزاینده از کنترلش بیرون میروند.
« ایوان؛ قهرمانی کوچک در موقعیتی بزرگ استیو کرل مهمترین نیروی جذابیت فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فاصلهٔ میان خودتصویریِ رسمی ایوان و دستپاچگیاش در برابر مأموریتی نامتعارف، سرچشمهٔ بخش قابلتوجهی از شوخیهای فیلم است. کرل در اجرای این نقش به اغراق جسمانی و واکنشهای سریع تکیه میکند، اما آن را به حرکاتی بیهدف فرو نمیکاهد. درماندگی او معمولاً از دل موقعیتی قابلفهم بیرون میآید: ایوان میخواهد هم پدری مسئول باشد، هم سیاستمداری موفق و هم کسی که اطرافیانش حرفش را جدی بگیرند.
همین چندگانگی باعث میشود خندهها گاه با نوعی همدلی همراه شوند. تماشاگر تنها به آشفتگی او نمیخندد؛ میتواند اضطراب شخصی را که نمیداند چگونه باید میان وظیفه، خانواده و جاهطلبی تعادل برقرار کند نیز دریابد. گروه بازیگران و گرمای روابط حضور بازیگران آشنا به فیلم حالوهوایی صمیمی میدهد.
مورگان فریمن در نقش خداوند، بیش از آنکه از شکوه و هیبت فراانسانی استفاده کند، آرامش و شوخطبعی ملایمی را به شخصیت میآورد. این انتخاب با فضای خانوادگی اثر هماهنگ است، هرچند از شدت رازآلودگی و عظمت موقعیت نیز میکاهد. شخصیت او بیشتر راهنماست تا نیرویی هراسآور؛ کسی که ایوان را به حرکت وامیدارد، بیآنکه روایت را به تجربهای سنگین یا هولناک بدل کند.
« کرل در اجرای این نقش به اغراق جسمانی و واکنشهای سریع تکیه میکند، اما آن را به حرکاتی بیهدف فرو نمیکاهد. »
شخصیتها و اجرا
واندا سایکس نیز با انرژی کمدی خود به فضای فیلم جان میبخشد و در کنار گروه بازیگران، ریتمی سرزنده ایجاد میکند. با این حال، شخصیتهای فرعی غالباً برای تقویت واکنشهای طنزآمیز یا پشتیبانی از مسیر ایوان به کار گرفته میشوند و فرصت چندانی برای استقلال دراماتیک پیدا نمیکنند. خانوادهٔ او، که میتوانستند کانونی پررنگتر برای کشمکش عاطفی باشند، گاهی بیش از آنکه در تصمیمهای داستان نقشی فعال داشته باشند، شاهد تحولات او هستند.
فیلم از رابطههای خانوادگی بهره میگیرد، اما همیشه به اندازهای که وعده میدهد در آنها مکث نمیکند. کمدی میان موقعیت و تکرار بهترین لحظات طنز فیلم زمانی شکل میگیرند که یک اتفاق نامعقول وارد زندگی کاملاً معمولی ایوان میشود. تضاد میان مناسبات اداری و سیاسی با مأموریتی که هیچکس حاضر نیست آن را جدی بگیرد، زمینهای مناسب برای کمدی موقعیت فراهم میکند.
همچنین تغییر ظاهر و رفتار ایوان در جریان ماجرا، به فیلم امکان میدهد از تصویر عمومی او فاصله بگیرد و میان شخصیت اجتماعیاش و آنچه در عمل تجربه میکند شکاف بسازد. اما فیلم گاهی بیش از اندازه به یک الگوی ثابت تکیه میکند: ایوان با مسئلهای عجیب روبهرو میشود، دیگران به او بدگمان میشوند و او با درماندگی میکوشد رفتارش را توضیح دهد.
« واندا سایکس نیز با انرژی کمدی خود به فضای فیلم جان میبخشد و در کنار گروه بازیگران، ریتمی سرزنده ایجاد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تکرار این فرمول در بخشهایی از اثر از تازگی آن میکاهد. برخی شوخیها نیز بهجای آنکه از ویژگی شخصیتها یا موقعیت داستانی رشد کنند، صرفاً برای ایجاد واکنشی سریع قرار گرفتهاند. از همین رو، فیلم لحظات بانمک فراوانی دارد، اما خندهٔ پیوسته و بیوقفهای نمیسازد. انرژی بازی کرل تا حدی این افتوخیز را جبران میکند، ولی نمیتواند همهٔ شوخیهای کماثر را نجات دهد.
پیام اخلاقی و محدودیتهای تمثیل هستهٔ اخلاقی «ایوان قادر مطلق» بر مسئولیتپذیری، مراقبت از دیگران و توجه به جهان پیرامون استوار است. فیلم میکوشد این مفاهیم را از مسیر تجربهای شخصی و خانوادگی بیان کند؛ ایوان در برابر پرسشی قرار میگیرد که پاسخدادن به آن فقط با حفظ موقعیت سیاسی یا دنبالکردن خواستههای فردی ممکن نیست.
این ایده برای اثری خانوادگی روشن و قابلفهم است و به روایت، ورای شوخیهای ظاهری، جهتی عاطفی میدهد. بااینهمه، همین روشنی گاه به سادهسازی میانجامد. فیلم بهندرت اجازه میدهد پرسشهای اخلاقیاش پیچیده یا مبهم بمانند و معمولاً ترجیح میدهد پیام را به شکلی مستقیم عرضه کند. جنبههای مذهبی داستان نیز بیشتر بر آشنایی تماشاگر با الگوهای شناختهشده تکیه دارند تا بر کاوش تازه در ایمان یا تردید.
« تکرار این فرمول در بخشهایی از اثر از تازگی آن میکاهد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، اثر برای مخاطبی که با این چارچوب همراه باشد میتواند گرم و الهامبخش جلوه کند، اما برای کسی که انتظار بحثی عمیقتر دربارهٔ باور و مسئولیت دارد، ساده و دمدستی به نظر میرسد. مقیاس بزرگ و منطق روایی فیلم از نظر تولید، قصد دارد جهانی بزرگتر از یک کمدی خانوادگی کوچک بسازد.
کشتی عظیم، گردآمدن حیوانات و حضور عناصر طبیعت به روایت جلوهای پرخرج و تماشایی میدهند. این مقیاس، خیالپردازی داستان را ملموستر میکند و در کنار بازیهای جسمانی کرل، فرصتهایی برای تصویرهای دیدنی فراهم میآورد. بااینحال، بزرگی صحنهها الزاماً به استحکام منطق داستان نمیانجامد.
یکی از دشواریهای آشکار روایت، چگونگی کنار هم قرارگرفتن حیوانات گوناگون برای مقابله با خطری که محلی به نظر میرسد است. این انتخاب از نظر کمدی و یادآوری الگوی کشتی نوح قابلدرک است، اما از نظر جغرافیایی و عملی پرسشبرانگیز میماند. فیلم از این ناهمخوانی آگاهانه برای ایجاد شگفتی و شوخی استفاده میکند، ولی توضیح یا پرداخت کافی برای تبدیل آن به بخشی پذیرفتنی از جهان داستان ارائه نمیدهد.
« مقیاس بزرگ و منطق روایی فیلم از نظر تولید، قصد دارد جهانی بزرگتر از یک کمدی خانوادگی کوچک بسازد. »
جمعبندی
بدین ترتیب، تخیل اثر گاهی بیشتر بهانهای برای نمایشهای بزرگ است تا نیرویی که قواعد روایی منسجمی بنا کند. جمعبندی «ایوان قادر مطلق» کمدیای گرم و خانوادگی است که اتکای اصلیاش به حضور دلنشین استیو کرل، گروه بازیگران محبوب و برخورد میان زندگی روزمره و مأموریتی ناممکن است. فیلم در بهترین لحظاتش از دستپاچگی ایوان خنده میسازد، بیآنکه او را کاملاً به موضوع تمسخر بدل کند؛ در لایهٔ عاطفی نیز بر اهمیت مسئولیت، خانواده و توجه به دیگران تأکید میگذارد.
در مقابل، تکرار برخی شوخیها، سادهگویی پیام مذهبی و منطق سست بعضی عناصر خیالپردازانه، مانع از آن میشوند که اثر به کمدیای یکدست و ماندگار تبدیل شود. با وجود این کاستیها، فیلم جذابیتی صمیمی دارد و برای تماشای خانوادگی میتواند تجربهای سرگرمکننده و خوشقلب فراهم کند. شاید بیش از آنکه با ظرافت طنزش به یاد بماند، با تصویر مردی ماندگار شود که ناچار است از نقشهای آبرومند و کنترلشدهٔ خود فاصله بگیرد و با آشفتگی زندگی روبهرو شود.
« بدین ترتیب، تخیل اثر گاهی بیشتر بهانهای برای نمایشهای بزرگ است تا نیرویی که قواعد روایی منسجمی بنا کند. »



ثبت دیدگاه