نقد و بررسی
نقد ابدی ۸۳۱ (Eternal 831) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای خیالانگیز در دل بحرانی جمعی «Eternal 831» فیلمی انیمهای به نویسندگی و کارگردانی کنجی کامیاما است که در سال ۲۰۲۲ ساخته شد و موسیقی آن را گو شینا نوشت. قصه در جهانی آشفته میگذرد؛ جهانی که هنوز زیر سایهٔ فاجعهای بیسابقه نفس میکشد. در این بستر، سوزوشیرو، جوانی ساکن توکیو، با تواناییِ توقف زمان دستوپنجه نرم میکند؛ قدرتی که نه کاملاً در اختیار اوست و نه صرفاً وسیلهای برای تحقق آرزوهایش.
آشناییاش با نازونا، که توانایی مشابهی دارد و به ارتکاب جرمی کشانده شده، مسیر روایت را به سوی معمایی اخلاقی و پرتعلیق میبرد. فیلم در حدود صد و پنج دقیقه میکوشد این ایدهٔ علمیتخیلی را با درامی اجتماعی و رابطهای انسانی پیوند بزند. توقف زمان؛ استعارهای فراتر از فن روایت توانایی متوقفکردن زمان، در ظاهر، ابزار مناسبی برای ساختن صحنههای هیجانانگیز است؛ اما جذابیت اصلی ایده در پرسشی نهفته است که دربارهٔ اختیار و مسئولیت پیش میکشد.
اگر کسی بتواند لحظهای را از جریان معمول زندگی جدا کند، آیا از پیامدهای اعمالش نیز جدا میشود؟ فیلم از این امکان برای ایجاد تعلیق بهره میگیرد، اما در لایهٔ زیرین، توقف زمان را میتوان تصویری از میل به گریز دانست: گریز از فقدان، از فشار جهان بیرون، و از تصمیمهایی که دیگر امکان بازگرداندنشان نیست.
« قصه در جهانی آشفته میگذرد؛ جهانی که هنوز زیر سایهٔ فاجعهای بیسابقه نفس میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عنوان اثر نیز با همین کیفیت تعلیقآمیز سازگار است. «ابدیت» در اینجا نه لزوماً مفهومی باشکوه و دوردست، بلکه احساسی است که از کشآمدن یک لحظه و ناتوانی در عبور از آن پدید میآید. نیروی خیالانگیز ایده، بیننده را به جهان فیلم وارد میکند؛ بااینحال، هرچه داستان از پرسشهای شخصی به سوی دامنهای گستردهتر حرکت میکند، تمرکز اولیهاش زیر فشار خطوط روایی تازه قرار میگیرد.
جهانی آشفته و حالوهوایی رؤیایی یکی از ویژگیهای برجستهٔ فیلم، فضاسازی آن است. بحران فراگیرِ جهان فقط اطلاعاتی دربارهٔ پسزمینه نیست؛ حالتی از بیثباتی میآفریند که بر تجربهٔ شخصیتها نیز سایه میاندازد. توکیوی فیلم شهری است که در آن زندگی روزمره و احساس فاجعه بهسادگی از یکدیگر جدا نمیشوند.
چنین فضایی به روایت رنگی رؤیایی و گاه ناآرام میبخشد؛ گویی شخصیتها در جهانی به سر میبرند که قواعدش همچنان پابرجاست، اما معنای آن قواعد دیگر مطمئن و بدیهی نیست. این کیفیت در لحظاتی که زمان از حرکت میایستد، امکان تصویری جذابی پیدا میکند. تعلیق میان حرکت و سکون، میان لحظهای عادی و لحظهای گسسته از واقعیت، به فیلم هویتی متمایز میدهد.
« عنوان اثر نیز با همین کیفیت تعلیقآمیز سازگار است. »
شخصیتها و اجرا
موسیقی گو شینا نیز به ساختن این فضا کمک میکند و لحن رازآلود و عاطفی اثر را تقویت میسازد. موسیقی در بهترین لحظات، نه صرفاً همراه تصویر، بلکه مجرایی برای احساس ناگفتهٔ صحنه است؛ بااینحال، نمیتواند بهتنهایی پراکندگی روایت یا کمبودهای اجرایی آن را جبران کند. روایت چندپاره و دشواریِ حفظ تمرکز مشکل محوری «Eternal 831» نه کمبود ایده، بلکه تعدد ایدههایی است که فیلم میخواهد همزمان دنبال کند.
داستان از راز توانایی سوزوشیرو و مواجههاش با نازونا آغاز میشود، اما بهتدریج مسیرهای دیگری نیز میگشاید و به مسائل اجتماعی و سیاسی نزدیک میشود. این گسترش بالقوه میتوانست جهان داستان را غنیتر کند، اما پیوند میان خطوط روایی همیشه به اندازهٔ کافی روشن و محکم نیست. در نتیجه، بعضی بخشها بیش از آنکه ادامهٔ طبیعیِ کشمکش مرکزی باشند، همچون مقدمهای برای داستانی دیگر جلوه میکنند.
این آشفتگی به ریتم نیز سرایت میکند. فیلم گاه در پرداخت فضای رازآلود مکث میکند و فرصت میدهد ایدهٔ اصلی در ذهن تماشاگر بنشیند؛ اما در بخشهایی دیگر، اطلاعات و مسیرهای تازه با شتاب وارد میشوند. حاصل، روایتی است که نه کاملاً بر معمای قدرت متمرکز میماند و نه میتواند همهٔ موضوعات جانبیاش را با عمق برابر بپروراند.
« موسیقی گو شینا نیز به ساختن این فضا کمک میکند و لحن رازآلود و عاطفی اثر را تقویت میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از نظر مفهومی جاهطلب است، ولی جاهطلبیاش همیشه به وحدت دراماتیک نمیانجامد. شخصیتها و رابطهای که مجال رشد نمییابد سوزوشیرو و نازونا در مرکز عاطفی داستان قرار دارند. هر دو با نیرویی نامتعارف و وضعیتی دشوار روبهرو هستند و همین شباهت میتواند زمینهٔ نزدیکی و همدلی میانشان باشد.
سوزوشیرو با دیدن گرفتارشدن نازونا تصمیم میگیرد به او کمک کند؛ تصمیمی که ظرفیت دارد هم منش اخلاقی او را آشکار کند و هم رابطهٔ میان آن دو را بهتدریج شکل دهد. بااینحال، گذار از همدلی اولیه به پیوندی عمیقتر چندان آرام و متقاعدکننده ساخته نمیشود. ضعف در پرداخت رابطه، به کمبود لحظاتی بازمیگردد که شخصیتها بتوانند در آنها یکدیگر را بشناسند، تردیدهایشان را آشکار کنند و بر اثر این شناخت تغییر یابند.
درام گاهی از تماشاگر میخواهد نزدیکی عاطفی آنها را بپذیرد، بیآنکه زمان کافی برای تثبیت آن فراهم کرده باشد. این مسئله از اهمیت رابطه نمیکاهد؛ برعکس، چون ارتباط دو شخصیت قرار است بار عاطفی مهمی بر دوش بکشد، کمعمقی آن بیش از پیش به چشم میآید. تصویر، حرکت و محدودیتهای اجرایی انیمیشن فیلم در خدمت ساختن اتمسفر است، اما کیفیت اجرای آن همیشه با ظرفیت دراماتیک موقعیتها همخوان نیست.
« فیلم از نظر مفهومی جاهطلب است، ولی جاهطلبیاش همیشه به وحدت دراماتیک نمیانجامد. »
قوتها و کاستیها
محدودیت در حرکت و ناهماهنگی برخی صحنهها میتواند از وزن لحظات عاطفی و پرتنش بکاهد؛ بهویژه هنگامی که داستان به واکنشهای درونی شخصیتها وابسته میشود. وقتی چهره یا حرکت بدن نمیتواند تردید، ترس و آشفتگی را با دقت کافی منتقل کند، بخشی از بار صحنه ناگزیر بر عهدهٔ موسیقی و گفتوگو میافتد.
این کاستی لزوماً تمام تجربهٔ دیداری فیلم را بیاثر نمیکند. ایدهٔ توقف زمان همچنان امکانات تصویری مشخصی دارد و فضای میان واقعیت روزمره و رخداد غیرعادی، لحظاتی بهیادماندنی میسازد. بااینهمه، میان آنچه فیلم میخواهد از نظر احساسی برانگیزد و آنچه انیمیشن عملاً به تصویر میکشد، گاه فاصلهای محسوس باقی میماند.
موسیقی و فضاسازی میتوانند این فاصله را کاهش دهند، اما جایگزین کاملِ حرکت و بازی تصویری دقیق نیستند. جمعبندی «Eternal 831» اثری است که نقطهٔ قوت و ضعفش از یک سرچشمه میآیند: میل به دربرگرفتن بیش از یک داستان. ایدهٔ توقف زمان، جهان بحرانزده و فضای رازآلود، بستری سرشار از امکان فراهم میکنند؛ موسیقی نیز به خلق لحظاتی رؤیایی و عاطفی یاری میرساند.
« این کاستی لزوماً تمام تجربهٔ دیداری فیلم را بیاثر نمیکند. »
جمعبندی
در برابر، پراکندگی خطوط داستانی، پیوند ناکافی میان برخی رخدادها، رابطهای که تحولش بهقدر لازم باورپذیر نمیشود و محدودیتهای انیمیشن، مانع از آناند که همهٔ این ظرفیتها به تجربهای یکپارچه بدل شوند. با وجود این، فیلم را نمیتوان صرفاً به کاستیهایش فروکاست. هستهٔ خیالانگیز آن و پرسشهایی که دربارهٔ گریز، انتخاب و مسئولیت پیش میکشد، ارزش تأمل دارند.
«Eternal 831» بیش از آنکه روایتی کاملاً منسجم باشد، اثری است با لحظات و ایدههای پراکندهای که گاه درخشاناند و گاه زیر بار بلندپروازیهای خود کمرمق میشوند؛ فیلمی که تماشاگرِ علاقهمند به علمیتخیلیِ تأملی و فضاهای رازآلود را جذب میکند، اما برای رسیدن به اثرگذاری کامل، به تمرکز روایی و پرداخت عاطفی دقیقتری نیاز داشت.
« با وجود این، فیلم را نمیتوان صرفاً به کاستیهایش فروکاست. »



ثبت دیدگاه