نقد و بررسی
نقد پسران اسکس: قانون بقا (Essex Boys: Law of Survival) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان زیرزمینی اسکس «Essex Boys: Law of Survival» فیلمی جنایی و کمهزینه از Steven M. Smith است که در سال ۲۰۱۵ ساخته شد. روایت، دنی را در مرکز خود میگذارد: خلافکاری سابق که میکوشد از گذشتهاش فاصله بگیرد، اما خشونت دوباره او را به فضای تبهکاری اسکس میکشاند. فیلم از همان آغاز میخواهد میان یک داستان انتقامجویانه و خاطرهی جنایتهای مشهور منطقه پلی بزند؛ پیوندی که بالقوه میتوانست به روایت عمق تاریخی و جغرافیایی بدهد، اما در اجرا بیشتر به زمینهای برای تأکید بر حالوهوای گنگستری بدل میشود.
عنوان فیلم وعدهی تأملی دربارهی «قانون بقا» میدهد؛ قانونی که در جهان خلافکاران ظاهراً با وفاداری، ترس و قدرت نوشته میشود. بااینحال، اثر کمتر میکوشد این منطق را از درون بشکافد و بیشتر بر زنجیرهای از تهدیدها، درگیریها و واکنشهای خشونتآمیز تکیه میکند. حاصل، فیلمی است که ایدهی مرکزیاش روشن و پرکشش به نظر میرسد، اما برای تبدیل آن به درامی منسجم و ماندگار، ابزار روایی کافی در اختیار ندارد.
طرح انتقام و ظرفیتهای ازدسترفته دنی کسی است که به زندگی آرامتری روی آورده، اما ضربهای خشونتبار او را به گذشته بازمیگرداند. از این نقطه، فیلم مسیر آشنای تریلر انتقامی را دنبال میکند: قهرمانی زخمی، دشمنانی قدرتمند و حرکت تدریجی بهسوی رویارویی. چنین ساختاری بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله آن است که فیلم برای عبور از الگوهای شناختهشده، شخصیتپردازی یا تحول روایی چشمگیری عرضه نمیکند.
انگیزهی انتقام قابلفهم است، اما مسیر عاطفی و اخلاقی دنی بهاندازهای بسط نمییابد که تماشاگر را فراتر از پیگیری رخدادها درگیر کند. قرار دادن داستانی خیالی در سایهی حوادث جنایی اسکس نیز میتوانست پرسشهایی دربارهی اسطورهسازی از تبهکاران، حافظهی جمعی و جذابیت خشونت مطرح کند. فیلم اما این امکان را چندان جدی نمیگیرد.
« بازگشت به جهان زیرزمینی اسکس «Essex Boys: Law of Survival» فیلمی جنایی و کمهزینه از Steven M. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پسزمینهی تاریخی بیشتر نقش تزئینی دارد و به جهان داستان وزن میدهد، بیآنکه پیوندی عمیق با سرنوشت شخصیتها پیدا کند. در نتیجه، اثر گاه میان درام انتقاممحور و بازخوانی جنایی یک فضای واقعی معلق میماند. شخصیتها و بازیها دنی قرار است نقطهی ثقل عاطفی فیلم باشد، اما شخصیتپردازی او غالباً به واکنشهای فوری محدود میشود.
از زندگی پیشین و کشمکش درونیاش نشانههایی میبینیم، ولی فیلم فرصت کافی نمیدهد تا تضاد میان میل او به رهایی و بازگشتش به خشونت به تجربهای پیچیده تبدیل شود. به همین دلیل، تصمیمهایش بیش از آنکه از تحول شخصیت برآیند، تابع نیازهای لحظهای پیرنگ به نظر میرسند. بازی Chris Bell در نقش دنی نیز از محدودیتهای همین رویکرد آسیب میبیند.
اجرای او در لحظههای پرتنش بهجای آنکه لایههای متفاوت اندوه، خشم و درماندگی را آشکار کند، اغلب در یک حالت عاطفی ثابت میماند. دیگر بازیگران نیز عموماً نمیتوانند به شخصیتهایشان حضوری متمایز ببخشند؛ نقشها بیشتر به جایگاههایی در شبکهی تعقیب و تهدید شباهت دارند تا انسانهایی با انگیزهها و تناقضهای مستقل.
Megan Lockhurst و Ross Boatman در میان چهرههای اصلیاند، اما حضورشان بهتنهایی برای جبران کمبود پرداخت در فیلمنامه کافی نیست. دیالوگ و فیلمنامه یکی از ضعفهای محسوس فیلم، گفتوگوهایی است که کمتر طبیعی یا دقیق به گوش میرسند. شخصیتها گاهی بهجای آنکه با زبان و رفتار خود جهان داستان را بسازند، اطلاعات و احساسات موردنیاز صحنه را مستقیم بیان میکنند.
« در نتیجه، اثر گاه میان درام انتقاممحور و بازخوانی جنایی یک فضای واقعی معلق میماند. »
شخصیتها و اجرا
این صراحت، بهویژه در لحظههایی که باید تهدید یا کشمکش زیرپوستی شکل بگیرد، از تنش میکاهد. دیالوگها بهندرت صدای متمایزی برای هر شخصیت میسازند و بنابراین گفتوگوها اغلب از یکدیگر قابلتشخیص نیستند. ساختار روایت نیز از همین کمبود دقت رنج میبرد. خطوط داستانی و چرخشهای پیرنگ گاه ناگهانی وارد میشوند و اتصالشان به مسیر اصلی به اندازهی کافی آمادهسازی نشده است.
همین امر باعث میشود بعضی موقعیتها بهجای آنکه حاصل منطقی انتخابهای شخصیتها باشند، همچون ابزارهایی برای پیش بردن ماجرا جلوه کنند. پیشبینیپذیری نیز اثر را همراهی میکند: بسیاری از نشانهها نه برای ساختن تعلیقی پیچیده، بلکه برای هدایت تماشاگر به نتیجهای آشنا به کار میروند. خشونت، اکشن و ریتم فضای خشن فیلم از معدود عناصری است که دستکم به آن هویت ژانری روشنی میبخشد.
نزاعها و تهدیدها، جهانی ناامن و بیرحم میسازند و لحظههای پرحادثه میتوانند برای مدتی توجه را از کاستیهای روایی منحرف کنند. بااینحال، خشونت همیشه از دل درام برنمیآید؛ گاهی بیشتر به نشانهای ظاهری از جدیت و تلخی فیلم بدل میشود. وقتی پیامد عاطفی یا اخلاقی درگیریها بهخوبی پرداخت نشده باشد، شدت صحنه بهتنهایی اثرگذار نخواهد بود.
ریتم نیز میان شتاب و سکون تعادل پیدا نمیکند. در بخشهایی، رخدادها پشت سر هم میآیند، اما این تحرک لزوماً به پیشرفت معنادار داستان نمیانجامد؛ در بخشهای دیگر، فیلم مکثهایی طولانی دارد که تنش را افزایش نمیدهند. ازاینرو، زمان نزدیک به یک ساعت و نیم فیلم گاه کشدار احساس میشود.
« این صراحت، بهویژه در لحظههایی که باید تهدید یا کشمکش زیرپوستی شکل بگیرد، از تنش میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر میخواهد هم ضربآهنگ تریلری پرحادثه داشته باشد و هم فضایی سنگین و تأملی بسازد، اما میان این دو گرایش پیوندی استوار برقرار نمیکند. تصویر، تدوین و جهان بصری فیلمبرداری و تدوین نمیتوانند به فضای جنایی فیلم انسجام بصری کافی ببخشند. انتخاب قابها و پیوند نماها گاه فاقد دقتی است که بتواند موقعیت مکانی، فاصلهی شخصیتها یا میزان خطر را روشن کند.
در صحنههای پرتحرک، این ناپایداری به آشفتگی میانجامد؛ در لحظههای آرامتر نیز تصویر بهندرت از بار دراماتیک صحنه فراتر میرود. بهجای آنکه ظاهر فیلم به شکلی سنجیده حس فرسودگی و تهدید ایجاد کند، کیفیت اجرایی نابرابر آن توجه را به محدودیتهای تولید جلب میکند. تدوین همواره نمیداند چه زمانی باید صحنه را فشرده کند و چه زمانی به آن مجال دهد.
گاه رخدادهایی که نیازمند مکث و واکنشاند، شتابزده عبور میکنند؛ گاه نیز صحنهها پس از آنکه اطلاعات یا تنش لازم را منتقل کردهاند، ادامه مییابند. این ناهمواری در کنار ضعفهای بازی و دیالوگ، فاصلهی میان قصد فیلم و تجربهی تماشاگر را بیشتر میکند. فضای تیره بهتنهایی نمیتواند جایگزین طراحی تصویری سنجیده شود.
نسبت فیلم با سینمای گنگستری «Essex Boys: Law of Survival» به سنت فیلمهای جنایی بریتانیایی تکیه دارد؛ سنتی که در آن محله، طبقه، خشونت و مناسبات قدرت میتوانند شخصیتهایی بهیادماندنی بسازند. اما اثر بیش از آنکه این عناصر را با نگاهی تازه بازآفرینی کند، به نشانههای آشنای ژانر متوسل میشود: مردان خشن، کینههای قدیمی و جهانی که در آن هر مسئلهای سرانجام به تهدید یا انتقام ختم میشود.
« تصویر، تدوین و جهان بصری فیلمبرداری و تدوین نمیتوانند به فضای جنایی فیلم انسجام بصری کافی ببخشند. »
قوتها و کاستیها
این عناصر برای ایجاد حالوهوا مفیدند، ولی بدون جزئیات رفتاری و اجتماعی دقیق، به کلیشه نزدیک میشوند. جذابیت بالقوهی فیلم در تضاد میان تلاش دنی برای فاصله گرفتن از جرم و نیرویی است که او را دوباره به آن میکشاند. اما اثر این تضاد را به اندازهای نمیپروراند که از چارچوب یک قصهی انتقامی فراتر رود.
از همین رو، پیوند با افسانهی جنایی اسکس بیشتر بار تبلیغاتی و فضاساز دارد تا معنایی که در تمام اجزای فیلم جاری باشد. جمعبندی «Essex Boys: Law of Survival» ایدهای بالقوه جذاب دارد: مردی که میخواهد از گذشتهی خلافکارانهاش جدا شود، در فضایی آکنده از خشونت و مناسبات زیرزمینی دوباره به سوی همان گذشته رانده میشود.
فیلم در ساختن حالوهوایی تیره و گاه پرحادثه کامیابتر از پرداخت شخصیتها و شکل دادن به روایتی منسجم است. بازیهای کمرمق، دیالوگهای بیجان، پیرنگ پیشبینیپذیر و ضعفهای بصری مانع میشوند که این جهان به تجربهای واقعاً پرتنش یا تأملبرانگیز بدل شود. تماشاگر علاقهمند به جنایتهای اسکس یا تریلرهای کمخرج ممکن است از کنجکاوی اولیه و فضای خشن فیلم بهره ببرد؛ اما برای اثری که میخواهد هم داستانی انتقامی تعریف کند و هم در سایهی یک واقعهی جنایی واقعی معنا بیابد، «قانون بقا» بیش از آنکه کشفی تازه باشد، تکرار الگویی آشنا با اجرایی ناپخته است.
« این عناصر برای ایجاد حالوهوا مفیدند، ولی بدون جزئیات رفتاری و اجتماعی دقیق، به کلیشه نزدیک میشوند. »


ثبت دیدگاه