نقد و بررسی
نقد Escaping the Madhouse: The Nellie Bly Story | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
داستانی که از واقعیت فاصله میگیرد «Escaping the Madhouse: The Nellie Bly Story» از رویدادی تاریخی اثرگذار الهام میگیرد: خبرنگار تحقیقی نلی بلای برای افشای وضعیت آسایشگاه زنان در بلکولز آیلند، خود را بیمار روانی جا زد و از درون دربارهٔ شرایط آن گزارش تهیه کرد. اما فیلم، بهجای آنکه نیروی اصلی این واقعه را در جسارت آگاهانهٔ بلای و انتخاب سنجیدهٔ او جستوجو کند، روایت را با بیدارشدن نلی در آسایشگاه و فقدان حافظهاش آغاز میکند.
این جابهجایی، از همان ابتدا فاصلهٔ اثر با ماجرای واقعی را آشکار میسازد: قهرمانی که در تاریخ با تصمیم و ارادهاش شناخته میشود، اینجا نخست به زنی درمانده و سردرگم بدل میشود. تعلیق در برابر حقیقت تاریخی انتخاب فراموشی احتمالاً برای ساختن معما و تعلیق انجام شده است. تماشاگر باید همراه نلی بفهمد او کیست، چرا در آسایشگاه است و به چه کسی میتواند اعتماد کند.
این سازوکار در یک تریلر روانشناختی میتواند کارآمد باشد، اما در این فیلم باری دوگانه بر دوش میکشد: هم مسیر روایت را به پیش میبرد و هم شخصیت تاریخی را از مرکز داستان کنار میزند. بهجای آنکه کنجکاوی خبرنگار و شیوهٔ مشاهدهگری او موتور ماجرا باشد، پرسش دربارهٔ حافظه و هویت جای آن را میگیرد.
این تغییر نهفقط دقت تاریخی، بلکه معنای اخلاقی داستان را نیز دگرگون میکند. اهمیت تجربهٔ واقعی بلای در این بود که میدانست چه خطری را میپذیرد و با ارادهای هدفمند وارد محیطی میشود که میخواست دربارهاش شهادت دهد. نسخهٔ سینمایی، با تبدیل او به زنی که در آغاز نمیداند چگونه به آنجا رسیده، از سویهٔ کنشگرانهٔ این تصمیم میکاهد.
« تعلیق در برابر حقیقت تاریخی انتخاب فراموشی احتمالاً برای ساختن معما و تعلیق انجام شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهجای نمایش روزنامهنگاری بهمثابه عملی آگاهانه و پرمخاطره، از الگوی آشناترِ گرفتارشدن و تلاش برای رهایی استفاده میکند. کریستینا ریچی؛ حضوری که فیلم را نگه میدارد کریستینا ریچی در نقش نلی، بهترین تکیهگاه اثر است. او از همان لحظههای نخست، حالتی میان هشیاری و آشفتگی میسازد؛ چهرهای که میتواند هم ترس را نشان دهد و هم نشانهای از ذهنی جستوجوگر را پنهان کند.
این کیفیت برای داستانی که شخصیت مرکزیاش با حافظه و هویت درگیر است، مناسب به نظر میرسد. ریچی نقش را به زنی صرفاً منفعل فرو نمیکاهد و در واکنشهایش نوعی سرسختی و مراقبت دائمی باقی میگذارد. بااینحال، محدودیت بازیگر را نباید با محدودیت شخصیت اشتباه گرفت. ریچی میتواند به نلی وقار و جذابیت ببخشد، اما متن فرصت چندانی برای نمایش مهارتهای واقعی بلای در خواندن آدمها، ثبت جزئیات و تبدیل مشاهده به گزارش فراهم نمیکند.
در نتیجه، بازی او در خدمت یک معمای ملودراماتیک قرار میگیرد، نه در خدمت بازسازی چهرهٔ یک خبرنگار جسور. توانایی ریچی دیده میشود، اما نقش آنقدر از زندگی حرفهای و ارادهٔ تاریخی بلای فاصله گرفته که بازیگر بهتنهایی نمیتواند این گسست را جبران کند. جودیت لایت و معماری قدرت جودیت لایت در نقش ماترون گریدی با حضوری مسلط، فضای آسایشگاه را از سطح یک مکان ترسناک فراتر میبرد و به آن چهرهای انسانی میدهد: چهرهٔ قدرتی که میتواند با نظم اداری و ادعای مراقبت، خشونت را عادی جلوه دهد.
او در صحنههای رویارویی، تهدید را آشکارا و بیپرده عرضه نمیکند؛ بخش مهمی از اثرگذاریاش از کنترل فضا، مکثها و اطمینانی میآید که در رفتار شخصیت دیده میشود. همین حضور، به تقابلهای فیلم انرژی میبخشد. اما گریدی گاه بیش از آنکه بخشی از نظامی پیچیده و بیرحم باشد، به شرورِ آشنای ملودرام نزدیک میشود.
« کریستینا ریچی؛ حضوری که فیلم را نگه میدارد کریستینا ریچی در نقش نلی، بهترین تکیهگاه اثر است. »
شخصیتها و اجرا
وقتی خشونت در یک چهرهٔ مشخص و تقریباً تکمحور خلاصه شود، ساختار بزرگتری که امکان سوءرفتار را فراهم میکند کمتر دیده میشود. آسایشگاه باید نهفقط میدان نبرد نلی و یک نگهبان قدرتمند، بلکه نمونهای از نهادی باشد که در آن صدای بیماران بهسادگی بیاعتبار میشود. فیلم به این بُعد اشاره میکند، اما آن را با عمق کافی نمیپروراند.
فضای ویکتوریایی و تعلیقی ناتمام فضای تیره و ویکتوریایی از نقاط قوت اثر است. راهروها، اتاقها و نظم بستهٔ آسایشگاه حس محصوربودن را تقویت میکنند و جایگاه شخصیتها را در ساختاری نابرابر نشان میدهند. فیلم از تضاد میان ظاهر رسمی مؤسسه و اضطرابی که زیر آن جریان دارد بهره میگیرد؛ همین تضاد، در آغاز وعدهٔ تریلری پرتنش را میدهد.
تماشاگر درمییابد که در این مکان، مرز میان مراقبت و کنترل، یا میان بیماری و برچسبزدن، میتواند بهسادگی مخدوش شود. بااینهمه، فضای مناسب همیشه به تعلیق مؤثر نمیانجامد. ریتم روایت در بخشهایی از فیلم بیش از اندازه به نشانهگذاریهای آشنا متکی است: سوءظن، پنهانکاری، شخصیتهای غیرقابلاعتماد و کشف تدریجی اطلاعات.
این عناصر بهخودیخود اشکالی ندارند، اما وقتی با مسیر قابلپیشبینی همراه میشوند، توان غافلگیرکنندگیشان کم میشود. فیلم بهجای آنکه از موقعیت تاریخی خود تعلیقی تازه بسازد، گاه در قالبهای تریلر تلویزیونی متعارف حرکت میکند. آسایشگاه؛ تصویر کمرنگشدهٔ رنج موضوع اصلی ماجرا، بدرفتاری با زنانی است که در آسایشگاه به سر میبرند؛ از همین رو، تصویرکردن فضای مؤسسه مسئولیتی فراتر از ایجاد حالوهوای ترسناک دارد.
« فیلم به این بُعد اشاره میکند، اما آن را با عمق کافی نمیپروراند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم به خشونت و تحقیر اشاره میکند، اما شدت و جزئیات شرایطی را که روایت تاریخی نلی بلای بر آن تأکید میکرد، کمرنگ نگه میدارد. در نتیجه، آسایشگاه بیشتر به صحنهای برای تعقیب و تقابل بدل میشود تا موضوع تحقیقی که باید پرده از سازوکارهای رنج و بیپناهی بردارد. این تعدیل، تجربهٔ تماشاگر را نیز تغییر میدهد.
بهجای مواجههای جدی با محرومیت، بیاعتنایی و رفتارهای تحقیرآمیز، بخش عمدهٔ توجه به خطر فوری برای نلی و رازهای پیرامون او جلب میشود. بنابراین، روایت از تجربهٔ جمعی زنان فاصله میگیرد و مرکز ثقلش را بر ماجرای شخصی قهرمان میگذارد. فیلم میخواهد از بیعدالتی بگوید، اما گاهی آن را به پسزمینهای برای پیشبرد هیجان داستان تبدیل میکند.
محدودیتهای روایت و ظرفیت ازدسترفته مشکل اصلی «Escaping the Madhouse» کمبود ظرفیت تاریخی نیست؛ برعکس، زندگی و کار نلی بلای خود بهتنهایی مواد دراماتیک فراوانی در اختیار فیلمساز میگذارد. دشواری وانمودکردن به بیماری، مشاهدهٔ دقیق زندگی روزمرهٔ آسایشگاه، خطر گرفتارماندن و مسئولیت انتشار آنچه دیده شده، میتوانستند ستونهای روایتی پرکشش باشند.
اما فیلم با محور قراردادن فراموشی، بخشی از این ظرفیت را کنار میزند و داستان را به سمت ملودرامی دربارهٔ هویت و رهایی میبرد. از همین رو، اثر میان دو مقصد معلق میماند. بهعنوان بازسازی تاریخی، با تغییر بنیادین در نقطهٔ آغاز و نیروی محرک شخصیت روبهروست؛ بهعنوان تریلر مستقل نیز از پیشبینیپذیری و کمبود کشش رنج میبرد.
« این تعدیل، تجربهٔ تماشاگر را نیز تغییر میدهد. »
قوتها و کاستیها
ارزش بازیهای ریچی و لایت و کیفیت فضای بصری، تجربه را قابلپیگیری میکند، اما برای ساختن روایتی ماندگار کافی نیست. فیلم بهجای آنکه از شکل واقعی کنش بلای درام بسازد، آن کنش را در قالبی آشناتر و کمخطرتر بازآرایی میکند. جمعبندی «Escaping the Madhouse: The Nellie Bly Story» اثری با ایدهای تاریخی نیرومند و چند اجرای قابلتوجه است که در تبدیل این مواد به درامی منسجم و وفادار کامیاب نمیشود.
کریستینا ریچی به نلی حضوری گیرا میدهد و جودیت لایت با اقتدارش تنش صحنهها را افزایش میدهد؛ فضای ویکتوریایی نیز حس حبس و تهدید را بهخوبی القا میکند. اما فراموشیِ افزودهشده، قهرمان آگاه و کنشگر تاریخ را به زنی گرفتار بدل میسازد، و روایت با کلیشههای آشنا و تصویری تعدیلشده از رنج آسایشگاه، نیروی اصلی ماجرا را از دست میدهد.
فیلم میتواند بهعنوان تریلری تاریخیِ سبک تماشا شود، اما برای فهم اهمیت نلی بلای و جسارت گزارشگریاش، به روایت دقیقتر و جسورانهتری نیاز است.
« فیلم بهجای آنکه از شکل واقعی کنش بلای درام بسازد، آن کنش را در قالبی آشناتر و کمخطرتر بازآرایی میکند. »



ثبت دیدگاه