نقد و بررسی
نقد File not found. (Escape Plan) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی برای فرار، طرحی برای سرگرمی «Escape Plan» به کارگردانی Mikael Håfström بر ایدهای روشن و ذاتاً سینمایی بنا شده است: ری برسلین، متخصص آزمودن امنیت زندانها، اینبار نه برای ارزیابی یک سازه، بلکه برای گریختن از زندانی گرفتار میشود که گویی از دل نقشههای فنی و تجربههای خودش بیرون آمده است.
او در آنجا با امیل روتمایر همپیمان میشود و در پی راهی برای رهایی و کشف علت این گرفتاری برمیآید. فیلم از همان آغاز وعدهٔ تقابل هوش با سازوکار قدرت را میدهد؛ تقابلی که ظرفیت تعلیق و معما دارد، اما سرانجام بیش از آنکه به کاوشی پیچیده در مفهوم زندان بدل شود، در قلمرو اکشن سرگرمکننده باقی میماند.
نکتهٔ مهم آن است که فیلم بیش از رازگشاییهای داستانی، بر جذابیت موقعیت مرکزی خود تکیه میکند. زندان مخفی و پیشرفته، با ساختار بسته و نظمی سختگیرانه، محیطی مناسب برای آزمودن توانایی قهرمان است. تماشاگر نیز همراه ری به جزئیات فضا توجه میکند و میکوشد بفهمد چه چیزی در ظاهر بینقص این نظام، راهی برای نفوذ یا گریز باقی گذاشته است.
این کنجکاوی، موتور اصلی نیمهٔ نخست فیلم است؛ هرچند ایدهٔ جذاب بهتنهایی نمیتواند همهٔ کاستیهای فیلمنامه را جبران کند. زندان بهمثابه معما و ماشین روایی جذابترین وجه دنیای فیلم، تبدیل زندان به یک معمای فضایی است. راهروها، سلولها، نگهبانان و محدودیتهای روزمره فقط پسزمینهٔ داستان نیستند؛ هرکدام میتوانند بخشی از نقشهٔ فرار یا مانعی تازه باشند.
« او در آنجا با امیل روتمایر همپیمان میشود و در پی راهی برای رهایی و کشف علت این گرفتاری برمیآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ری شخصیتی است که به جای تکیه بر زور صرف، محیط را میخواند: به رفتارها، الگوها و ضعفهای احتمالی توجه میکند و از آنها اطلاعات میسازد. همین رویکرد به فیلم امکان میدهد برای مدتی میان اکشن و تعلیق تعادل برقرار کند. با اینحال، منطق جهان داستان گاه به سود پیشبرد نقشهها خم میشود.
بعضی رخدادها چنان بهموقع اتفاق میافتند که به جای آنکه نتیجهٔ محاسبه و مهارت جلوه کنند، تصادفی یا آسانشده به نظر میرسند. هرچه فیلم بر هوشمندی و دقت طراحی تأکید میکند، این لغزشها بیشتر به چشم میآیند؛ زیرا مخاطب انتظار دارد قواعد زندان و محدودیتهای آن با همان جدیتی اجرا شوند که خود فیلم وعده داده است.
بنابراین، طرح فرار هم منبع اصلی لذت تماشاست و هم منشأ بخشی از تردیدها دربارهٔ انسجام روایت. استالونه و شوارتزنگر؛ جاذبهٔ دیدار دو ستاره حضور مشترک Sylvester Stallone و Arnold Schwarzenegger مهمترین برگ برندهٔ فیلم است. جذابیت این همراهی فقط به سابقهٔ هر دو در سینمای اکشن بازنمیگردد؛ فیلم از تفاوتهای پرسونای آنها نیز بهره میگیرد.
استالونه در نقش ری، شخصیت محتاطتر و حسابگرتر را میسازد؛ مردی که اغلب در حال سنجیدن موقعیت و پنهانکردن واکنشهایش است. شوارتزنگر در نقش روتمایر، گرمایی اجتماعیتر و شوخطبعیِ خودآگاهتری به فضا میآورد. برخورد این دو سبک، بهویژه در گفتوگوهای مشترک، ریتمی مطبوع پدید میآورد. فیلم بهخوبی میداند که دیدن این دو ستاره کنار یکدیگر خود نوعی رویداد است.
« همین رویکرد به فیلم امکان میدهد برای مدتی میان اکشن و تعلیق تعادل برقرار کند. »
شخصیتها و اجرا
ازاینرو، لحظاتی برای طعنهزنی، اعتمادسازی و نمایش تفاوت شخصیتها فراهم میکند. این تعامل، حتی هنگامی که متن به کلیشههای آشنای اکشن نزدیک میشود، به صحنهها جان میبخشد. البته فیلم کمتر میکوشد رابطهٔ این دو را به لایهای عمیقتر از رفاقتی کارکردی گسترش دهد. پیوندشان عمدتاً در خدمت نقشهٔ فرار است و پیچیدگی روانی چندانی پیدا نمیکند؛ اما برای اثری که هدف اصلیاش سرگرمی است، همین شیمی و حضور کاریزماتیک تا اندازهای کفایت میکند.
بازیگران مکمل و نیروی تقابل در میان بازیگران مکمل، Jim Caviezel در نقش رئیس زندان حضوری قابلتوجه دارد. او چهرهای سرد و کنترلگر به شخصیت میدهد و در برابر قهرمانان، نیرویی تهدیدآمیز میسازد. بااینحال، شخصیتپردازی او بیشتر بر اقتدار و خشونت تکیه دارد تا بر انگیزههایی چندوجهی؛ ازاینرو، گاهی به قالب آشنای زندانبان بیرحم نزدیک میشود.
بازیگران دیگر نیز در شکلدادن به فضای زندان سهم دارند، اما بسیاری از آنها فرصت محدودی برای تبدیلشدن به شخصیتهایی مستقل و ماندگار پیدا میکنند. این کمتوجهی به نقشهای فرعی با ماهیت پرستارهٔ فیلم پیوند دارد: تمرکز اصلی بر دو قهرمان و مسیر فرار آنهاست و سایر چهرهها اغلب برای تسهیل یا دشوارکردن این مسیر وارد روایت میشوند.
نتیجه، جهانی است که از نظر ظاهری پرجمعیت و پرتحرک به نظر میرسد، اما از نظر انسانی همیشه عمق کافی ندارد. زندانیان، نگهبانان و همکاران بیرون از زندان میتوانستند تصویر پیچیدهتری از مناسبات قدرت بسازند؛ فیلم، بااینحال، بیشتر از آنها بهعنوان قطعاتی در بازی قهرمانان استفاده میکند.
« ازاینرو، لحظاتی برای طعنهزنی، اعتمادسازی و نمایش تفاوت شخصیتها فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اکشن، ریتم و لذت لحظهای صحنههای اکشن فیلم بهاندازهای پرتحرکاند که روایت را از ایستایی کامل نجات دهند. تعقیب، درگیری و تلاش برای عبور از موانع، بارها انرژی تازهای به داستان میبخشند. فیلم در این لحظات از جذابیت فیزیکی ستارههایش بهره میگیرد و یادآوری میکند که چرا حضور آنها در چنین پروژهای برای مخاطب آشنا و دلپذیر است.
کنشها عموماً روشن و قابلدنبالکردناند، هرچند گاهی اغراق و آسانگیری روایی بر باورپذیری غلبه میکند. ریتم، اما یکدست نیست. در بخشهایی، آمادهسازی و گفتوگوها فرصت میدهند ایدهٔ زندان و روابط میان شخصیتها جا بیفتد؛ در بخشهایی دیگر، انبوه رخدادها و چرخشهای پیاپی، روایت را شلوغ میکند.
فیلم گاه میان مکث برای توضیح نقشه و شتاب برای رسیدن به صحنهٔ بعدی سرگردان است. از همینرو، ممکن است بخشهایی کشدار به نظر برسند، درحالیکه لحظات پرتحرک با سرعت از پی یکدیگر میآیند. این نوسان، بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار یک تریلر دقیق و پیوسته دارند، محسوس خواهد بود. پیشبینیپذیری و محدودیت فیلمنامه «Escape Plan» از همان مصالح آشنای سینمای فرار از زندان استفاده میکند: قهرمانی ماهر، محیطی ظاهراً نفوذناپذیر، همپیمانی ناگزیر و جستوجوی راهی برای شکستن نظم حاکم.
این عناصر بهخودیخود ایراد نیستند؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میتواند آنها را به شکلی غیرمنتظره بازآرایی کند. بخشهایی از مسیر داستان و بسیاری از واکنشها، پیش از وقوع قابل حدساند. در نتیجه، تعلیق بیشتر از پرسش «آیا راهی پیدا میشود؟» نیرو میگیرد تا از ابهام واقعی دربارهٔ معنای رخدادها یا تحول شخصیتها.
« اکشن، ریتم و لذت لحظهای صحنههای اکشن فیلم بهاندازهای پرتحرکاند که روایت را از ایستایی کامل نجات دهند. »
قوتها و کاستیها
همچنین، چند اتفاق به اعتماد بیشازحد به شانس و هماهنگیهای مناسب وابستهاند. این امر با هویت ری بهعنوان متخصصی دقیق و نقشهخوان در تضاد قرار میگیرد: تماشاگر انتظار دارد پیروزی یا شکست او از زنجیرهای روشن از مشاهده، استدلال و تصمیم ناشی شود. هرگاه روایت از این زنجیره فاصله میگیرد، اعتبار نقشهها کاهش مییابد.
فیلم البته اثری نیست که واقعگرایی سختگیرانه را وعده دهد، اما حتی در سینمای سرگرمکننده نیز قواعدی که خود داستان بنا میکند باید تا حدی پایدار بمانند. جمعبندی «Escape Plan» بیش از هر چیز بهواسطهٔ ایدهٔ زندان مخفی، فضای معماییِ فرار و همنشینی استالونه و شوارتزنگر دیدنی میشود.
فیلم در خلق سرگرمیِ بیتکلف موفق است و صحنههای اکشن و شوخیهای میان دو بازیگر اصلی، آن را از یک روایت کاملاً معمولی فراتر میبرند. در مقابل، داستان از پیشبینیپذیری، برخی گرهگشاییهای نامقنع و ریتمی ناهماهنگ رنج میبرد؛ نقشهای فرعی نیز کمتر از ظرفیت بازیگرانشان پرداخت میشوند.
تماشای فیلم زمانی بیشترین لذت را دارد که از آن انتظار یک معمای زندانِ بینقص یا درامی عمیق دربارهٔ قدرت و حبس نداشته باشیم. «Escape Plan» اثری است که شور ستارههای اکشن و وعدهٔ گریز را بر ظرافت روایی مقدم میداند. اگر معیار، سرگرمیِ پرتحرک و تماشای دو چهرهٔ محبوب در کنار یکدیگر باشد، فیلم کارکرد خود را دارد؛ اگر انسجام منطقی و غافلگیریهای سنجیده در اولویت باشند، محدودیتهایش آشکارتر میشوند.
« همچنین، چند اتفاق به اعتماد بیشازحد به شانس و هماهنگیهای مناسب وابستهاند. »
ثبت دیدگاه