نقد و بررسی
نقد فرار از سیاره زمین (Escape from Planet Earth) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهٔ ماجراجویی فضایی «فرار از سیارهٔ زمین» انیمیشنی ماجراجویانه است که بازیگوشیِ وارونهکردن نگاه رایج به سفرهای فضایی را به نقطهٔ آغاز خود بدل میکند: این بار زمین، نه خانهٔ امن تماشاگر، بلکه سیارهای مرموز و هراسانگیز است که از دید ساکنان سیارهٔ بَعَب بهعنوان جهانی خطرناک شناخته میشود.
اسکورچ سوپرنووا، فضانوردی نامدار و جسور، برای پاسخ به پیام کمک راهی زمین میشود؛ اما مأموریت نجات خیلی زود رنگ دیگری میگیرد و او در موقعیتی گرفتار میشود که برادرش، گری، باید برای نجاتش دست به کار شود. این جابهجایی زاویهٔ دید ظرفیت طنزآمیزی دلپذیری دارد. انسانها و نهادهای زمینی میتوانند از چشم موجودات فضایی صورتی غریب، تهدیدآمیز یا حتی مضحک پیدا کنند؛ همانگونه که قهرمانان فیلم برای ما آشنا و بامزهاند.
بااینحال، ایده بیش از آنکه به کاوشی تازه دربارهٔ بیگانگی و ترس از ناشناختهها بینجامد، عمدتاً بستری برای تعقیبوگریز و شوخیهای پرتحرک فراهم میکند. فیلم وعدهٔ یک جهان خلاق را میدهد، اما در بسیاری لحظات از ظرفیت مفهومی همان جهان فراتر نمیرود. دو برادر، دو شیوهٔ قهرمانی هستهٔ عاطفی داستان تقابل اسکورچ و گری است: یکی اهل نمایش، خطرپذیری و اعتمادبهنفس افراطی؛ دیگری محتاط، فنی و کمادعاتر.
اسکورچ قهرمانی است که دوست دارد در مرکز توجه باشد، در حالی که گری پشت صحنه میماند و کار دشوارِ پشتیبانی را انجام میدهد. این تضاد از الگوی آشنای «قهرمان پرزرقوبرق در برابر مغز متفکر» بهره میگیرد، اما به فیلم امکان میدهد میان کنش فیزیکی و تدبیر، و نیز میان شهرت و مسئولیت، رفتوآمد کند.
« این جابهجایی زاویهٔ دید ظرفیت طنزآمیزی دلپذیری دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ برادرانه در بهترین لحظاتش، داستان را از مجموعهای از ماجراهای پراکنده فراتر میبرد. تفاوت شخصیتها نهفقط منبع شوخی، بلکه منشأ تنش و رنجش نیز هست: اسکورچ خطر را کوچک میشمارد و گری از این بیاحتیاطی خسته میشود. بااینحال، فیلم برای تحول این رابطه بیشتر به مسیر آشنای اختلاف، جدایی و همکاری دوباره تکیه میکند تا به جزئینگری روانشناختی.
بنابراین پیوند دو برادر روشن و قابلفهم است، اما گاه بیش از آنکه کشف شود، از پیش برای مخاطب تعریف شده به نظر میرسد. کمدی و ضرباهنگ دیالوگها بخش مهمی از جذابیت فیلم از دیالوگهای شلوغ و شوخیهای نامتعارف آن میآید. شخصیتها اغلب با سرعت پاسخ میدهند و شوخیها گاه از اغراق، بدفهمی یا تضاد میان رفتار باشکوه قهرمانان و موقعیتهای پیشپاافتاده سرچشمه میگیرند.
این شیوه میتواند برای مخاطب کمسنوسال و تماشاگرانی که با کمدی پرجنبوجوش همراه میشوند سرگرمکننده باشد. فیلم لحظاتی دارد که لحن خلوچل و بیتکلفش، بیش از داستان، عامل اصلی تماشای آن میشود. اما این شوخیها همیشه به یک اندازه کارگر نیستند. تراکم جملات بامزه گاهی فرصت مکث یا شکلگیری موقعیت کمدی را از بین میبرد؛ گویی فیلم نگران است که سکوت کوتاه، توجه تماشاگر را از دست بدهد.
بخشی از ارجاعات و شوخیهای کلامی نیز احتمالاً برای بزرگسالان آشنا یا تازه جلوه نمیکنند و بیشتر به ذوق مخاطب کودک وابستهاند. نتیجه، کمدیای ناهموار است: لحظههایی واقعاً بانمک در کنار شوخیهایی که فقط از کنار تماشاگر عبور میکنند. قصهای آشنا با حرکت کند ساختار روایی فیلم بهسرعت قابلشناسایی است.
« رابطهٔ برادرانه در بهترین لحظاتش، داستان را از مجموعهای از ماجراهای پراکنده فراتر میبرد. »
شخصیتها و اجرا
قهرمان بیپروا هشدارها را نادیده میگیرد، گرفتار میشود و فردی که در آغاز کمتر به چشم آمده، ناچار است بار نجات را بر دوش بکشد. چنین الگویی برای یک ماجراجویی خانوادگی روشن و سرراست است، اما «فرار از سیارهٔ زمین» کمتر میکوشد آن را با پیچیدگی یا غافلگیری تازه کند. مسیر داستان اغلب همان جهتی را میگیرد که از ابتدا انتظار میرود، و بعضی موقعیتها بیشتر برای رساندن شخصیتها به صحنهٔ بعدی طراحی شدهاند تا برای گسترش معنادار ماجرا.
کندی روایت نیز از همین تکرارها ناشی میشود. فیلم در لحظاتی که باید تنش را افزایش دهد، گاه به مکثهای کماثر یا شوخیهای مشابه بازمیگردد؛ از این رو، انرژی صحنهها پیوسته و یکدست نمیماند. بااینحال، قصه آنقدر ساده و قابلپیگیری هست که مخاطب کمسنوسال در جریان اصلی ماجرا سردرگم نشود.
مسئله، دشواری فهم نیست، بلکه کمبود شتاب و تازگی در مسیر رسیدن به مقصد است. جهانسازی و طراحی بصری جهان بَعَب با موجودات متنوع و فناوریهای عجیب، امکان بازی بصری فراوانی در اختیار فیلمسازان میگذارد. طراحی شخصیتها بر شکلهای اغراقشده، رنگهای روشن و تفاوتهای بدنی آشکار تکیه دارد؛ رویکردی مناسب برای انیمیشنی که میخواهد شخصیتها را در نخستین برخورد بهیادماندنی و قابلتشخیص کند.
زمین نیز از منظر موجودات فضایی میتواند همچون جایی پررمزوراز و تهدیدکننده جلوه کند؛ وارونگیای که شوخی مرکزی فیلم را تقویت میکند. کیفیت انیمیشن در سطحی قابلقبول قرار دارد و برای دنبالکردن کنشها و تشخیص احساسات شخصیتها کفایت میکند. بااینهمه، تصویر کمتر به امضایی دیداری و متمایز دست مییابد.
« کندی روایت نیز از همین تکرارها ناشی میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حرکتها و طراحیها عموماً کارکردیاند: داستان را پیش میبرند و موقعیتهای کمدی را روشن میکنند، اما کمتر به ترکیببندی یا فضاسازیای میرسند که مستقل از قصه در ذهن بماند. جهان فیلم ایدههای بامزهای دارد، ولی این ایدهها همیشه به یک نظام بصری منسجم و غنی تبدیل نمیشوند. صداپیشگی و شخصیتهای فرعی گروه صداپیشگان پرجمعیت فیلم به شخصیتها انرژی میبخشد.
برندن فریزر برای اسکورچ شور و اعتمادبهنفس نمایشی مناسبی فراهم میکند و راب کوردری در نقش گری لحنی سنجیدهتر دارد که تضاد دو برادر را تقویت میکند. صداپیشگیها در مجموع به شخصیتها کمک میکنند تا حتی در صحنههای پرتحرک قابلتفکیک بمانند. حضور چهرههای شناختهشده در نقشهای فرعی نیز با فضای پرهیاهوی اثر تناسب دارد، هرچند استفاده از این صداها همیشه به معنای بهرهگیری کامل از توانایی کمدی بازیگران نیست.
شخصیتهای فرعی بیشتر برای افزودن شوخی، رنگ و تنوع به جهان داستان به کار گرفته میشوند تا برای داشتن مسیرهای روایی مستقل. برخی از آنان بهسرعت در ذهن میمانند، اما شماری دیگر در حد تیپهای کمیک باقی میمانند. در این میان، رابطهٔ کیرا و لنا نیز آنقدر پرداخت نمیشود که بتواند پیوندی قانعکننده و کامل بسازد.
حضورشان در کنار یکدیگر پرسشهایی دربارهٔ نزدیکی و تعاملشان ایجاد میکند، اما فیلم زمان یا ظرافت کافی برای روشنکردن این رابطه اختصاص نمیدهد؛ در نتیجه، بخشی از ارتباطهای میان شخصیتها ناتمام احساس میشود. مخاطب هدف و جایگاه فیلم «فرار از سیارهٔ زمین» بیش از هر چیز برای تماشاگر کمسنوسالی ساخته شده که از ماجراجویی رنگارنگ، شخصیتهای پرانرژی و شوخیهای پیاپی استقبال میکند.
« جهان فیلم ایدههای بامزهای دارد، ولی این ایدهها همیشه به یک نظام بصری منسجم و غنی تبدیل نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
فیلم جهان خطر را به تجربهای کمهراس و سرگرمکننده تبدیل میکند و کشمکش میان دو برادر را در قالبی ساده و خانوادگی پیش میبرد. بزرگسالانی که همراه کودکان فیلم را تماشا میکنند ممکن است از چند شوخی کلامی یا از وارونگی نگاه فضایی لذت ببرند، اما احتمال دارد با تکرار الگوهای داستانی و کمدیهای کمظرافت، کمتر درگیر شوند.
موسیقی و ترانههای فیلم نیز به ایجاد حالوهوای سبک و پاپ کمک میکنند؛ گاهی چنان برجستهاند که پس از پایان تماشا بیش از برخی صحنههای داستانی در خاطر میمانند. این ویژگی میتواند برای عدهای امتیازی سرگرمکننده باشد و برای عدهای دیگر نشانهای از آنکه فیلم برای پیوند دادن اجزای گوناگون خود به موسیقی متکی شده است.
در هر حال، اثر بیشتر تجربهای گذرا و مناسب تماشای خانوادگی است تا انیمیشنی که بخواهد با جهانسازی یا روایتپردازی پیچیده، مخاطب بزرگسال را نیز عمیقاً درگیر کند. جمعبندی «فرار از سیارهٔ زمین» ایدهای خوشظرفیت دارد: زمین از نگاه بیگانگان سیارهای خطرناک است، و قهرمانی که خیال میکند مأموریتی ساده در پیش دارد، خود به دردسر میافتد.
دو برادر با خلقوخوهای متضاد، صداپیشگیهای پرانرژی و مجموعهای از شوخیهای گاه بامزه، به فیلم لحظات سرگرمکننده میبخشند. در مقابل، روایت به مسیرهای آشنا وفادار میماند، ضرباهنگش همیشه جاندار نیست و برخی شخصیتها و روابط فرصت کافی برای شکلگرفتن پیدا نمیکنند. حاصل کار انیمیشنی است که بیش از آنکه در پی تازگی یا عمق باشد، میخواهد تماشاگر را با ماجرایی ساده و پرتحرک همراه کند.
جمعبندی
برای کودکان و علاقهمندان به کمدیهای فضایی، همین میزان سرگرمی ممکن است کافی باشد؛ اما تماشاگر بزرگسال احتمالاً بیشتر به شوخیهای پراکنده و تضاد دو برادر توجه میکند تا به داستانی که چندان از کلیشههای ژانر فاصله نمیگیرد.



ثبت دیدگاه