نقد و بررسی
نقد Erin Brockovich | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قهرمانی که از حاشیه میآید «ارین بروکوویچ» در ظاهر داستان زنی است که بهطور اتفاقی وارد پروندهای حقوقی میشود؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در کشف راز، بلکه در شیوهای است که شخصیت محوریاش با جهان پیرامون برخورد میکند. ارین نه وکیل است، نه متخصص محیطزیست و نه صاحب اعتبار اجتماعی ویژه.
او مادری سهفرزنده است که پس از ناکامیهای شخصی و شغلی، در دفتر کوچک یک وکیل استخدام میشود و در میان انبوه اسناد به نشانههایی مشکوک برمیخورد. از همین نقطه، فیلم قصهای درباره پشتکار و عدالت میسازد، اما قهرمان خود را از قالبهای متعارف بیرون میکشد: ارین با زبان تند، اعتمادبهنفسی گاه آزارنده و نیرویی که دیگران دستکم میگیرند، پیش میرود.
اهمیت این انتخاب در آن است که فیلم برای اثبات شایستگی ارین، او را به شخصیتی بینقص تبدیل نمیکند. او گاهی بیملاحظه است، بهسرعت از کوره درمیرود و در برابر تحقیر یا بیاعتنایی واکنشی شدید نشان میدهد. بااینحال، همین ناهمواریها او را انسانیتر میکند. ارین قرار نیست الگویی آرام و بیخطا باشد؛ او زنی است که تواناییهایش را در فضایی به کار میگیرد که پیشاپیش برای جدی گرفتنش آمادگی ندارد.
بازی جولیا رابرتز و ساختن شخصیتی فراموشنشدنی جولیا رابرتز ستون اصلی فیلم است و نقشآفرینیاش تنها بر کاریزمای ستارهای تکیه نمیکند. او به ارین ضرباهنگی خاص میدهد: جملهها را با شتاب و قاطعیت ادا میکند، سکوتهایش را هم پر از اعتراض نگه میدارد و در برخورد با دیگران چنان حضوری دارد که گویی نمیخواهد اجازه دهد کسی پیش از شنیدن حرفش او را کنار بزند.
« ارین نه وکیل است، نه متخصص محیطزیست و نه صاحب اعتبار اجتماعی ویژه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شوخطبعی و سرسختی شخصیت در بازی او از هم جدا نیستند؛ شوخیها گاه سپر دفاعیاند و گاه وسیلهای برای شکستن اقتدار کسانی که عادت دارند دیگران را مرعوب کنند. فیلم همچنین از ظاهر ارین بهعنوان بخشی از شخصیتپردازی استفاده میکند. لباسهای جلبتوجهکننده و پوشش جسورانهاش صرفاً نشانهای تزئینی یا لطیفهای تکرارشونده نیستند؛ آنها نشان میدهند که ارین حاضر نیست برای پذیرفته شدن، خود را با پسند و قواعد محیطی که او را قضاوت میکند هماهنگ کند.
این ویژگی گاهی به کمدی موقعیت میانجامد، اما در لایهای جدیتر، به انتخابی درباره استقلال فردی بدل میشود. فیلم از این راه، کلیشه رایجِ «تغییر ظاهر برای جدی گرفته شدن» را پس میزند: ارین برای اثبات تواناییاش مجبور نیست شبیه دیگران شود. روایت واقعی، بیآنکه به گزارش خشک بدل شود آگاهی از واقعی بودن ریشههای داستان، به ماجرا وزن بیشتری میدهد؛ زیرا مسئله فیلم تنها معمایی برای سرگرم کردن تماشاگر نیست.
در پس پرونده، جامعهای کوچک قرار دارد که سلامت و آرامش ساکنانش در معرض خطر است و قدرتی اقتصادی در برابر آنان ایستاده. فیلم از این تضاد، کششی روایی میسازد، اما بهجای آنکه جزئیات حقوقی را به نمایشگاهی از اصطلاحات تخصصی تبدیل کند، اغلب از مسیر آدمها پیش میرود: از نگرانی خانوادهها، از تردیدشان، و از دشواری اعتماد کردن به کسی که برای کمک آمده است.
این رویکرد باعث میشود فرایند تحقیق، گفتوگو با ساکنان و پیگیری اسناد، بخشی از درام شود. کشف حقیقت مانند یک لحظه ناگهانی و جادویی رخ نمیدهد؛ به انباشت جزئیات و صبر نیاز دارد. فیلم نشان میدهد که گاهی کار دشوار نه یافتن یک مدرک تکاندهنده، بلکه کنار هم گذاشتن نشانههایی است که هرکدام بهتنهایی ممکن است کماهمیت به نظر برسند.
« فیلم همچنین از ظاهر ارین بهعنوان بخشی از شخصیتپردازی استفاده میکند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، «ارین بروکوویچ» میان روایت زندگی شخصی و درام اجتماعی پیوند برقرار میکند و مسئلهای بزرگ را از راه تجربههای روزمره قابل لمس میسازد. این فیلم در سال ۲۰۰۰ به کارگردانی استیون سودربرگ و با فیلمنامه سوزانا گرانت ساخته شد؛ رابرتز در کنار آلبرت فینی و آرون اکهارت از بازیگران اصلی آن است.
رابطه ارین و اد؛ همکاری، اصطکاک و احترام رابطه ارین با اد مسری، وکیلی که او را به کار میگیرد، یکی از سرچشمههای اصلی گرمای فیلم است. اد و ارین از دو جهان حرفهای و شخصیتی متفاوت میآیند؛ همین فاصله به کلکلها و برخوردهایشان انرژی میدهد. اما فیلم رابطه آنها را به جدال ساده میان یک زن جسور و مردی محافظهکار فرو نمیکاهد.
اعتماد میانشان بهتدریج و در عمل شکل میگیرد؛ هر یک چیزی را در دیگری میبیند که در آغاز آشکار نیست. آلبرت فینی در نقش اد، توازنی دلپذیر برای بازی پرجنبوجوش رابرتز فراهم میآورد. حضورش آرامتر است، اما نه کماثر؛ خستگی، شوخطبعی و اقتدار حرفهای را در کنار هم نگه میدارد. همین تضاد، صحنههای مشترک را زنده میکند.
رابطه آن دو هم به فیلم شیرینی میبخشد و هم پرسشی مهم را پیش میکشد: در یک همکاری حرفهای، چه کسی حق دارد صاحب اعتبار باشد و چه کسی باید کارش را ثابت کند؟ فیلم به این پرسش پاسخ سادهای نمیدهد، ولی تنش آن را در دل گفتوگوها و تصمیمها حفظ میکند. خانواده، فرسودگی و بهای سماجت یکی از وجوه مهم فیلم، نادیده نگرفتن مسئولیتهای خانگی ارین است.
« اد و ارین از دو جهان حرفهای و شخصیتی متفاوت میآیند؛ همین فاصله به کلکلها و برخوردهایشان انرژی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او تنها در دفتر و میان اسناد زندگی نمیکند؛ خانه، فرزندان، رابطه عاطفی و فشار مالی نیز بخشی از جهان او هستند. فیلم از این عناصر برای سادهسازی شخصیت استفاده نمیکند و مراقبت از کودکان را به تزئینی احساسی در حاشیه قصه بدل نمیسازد. در عوض، نشان میدهد که پیگیری یک مسئولیت عمومی میتواند با خواستههای زندگی خصوصی در تعارض قرار گیرد.
بااینحال، این بخش از روایت گاهی بیش از حد بر فداکاری و توانایی ارین برای «جمع کردن همهچیز» تأکید میکند. چنین تأکیدی، هرچند الهامبخش است، ممکن است هزینه واقعی این فشار را کمرنگ کند. فیلم گاه از پرسش دشوارِ اینکه چه کسی در غیاب حمایت کافی بار مراقبت را به دوش میکشد، سریع عبور میکند.
بنابراین، تصویر ارین هم ستایشبرانگیز است و هم اندکی آرمانی؛ او چنان پرتوان تصویر میشود که گاهی فرسودگی و محدودیتهایش فرصت کافی برای دیده شدن نمییابند. کارگردانی و ریتم؛ جذابیت در جزئیات، کندی در امتداد مسیر استیون سودربرگ از جلوهگری اغراقآمیز فاصله میگیرد و اجازه میدهد انرژی فیلم بیشتر از شخصیتها و موقعیتها برخیزد.
فیلم در لحظات مؤثرش، جذابیت را از چیزهای کوچک میسازد: مکثی در گفتوگو، تغییری در نگاه، یا برخوردی که نشان میدهد یک شخصیت هنوز به دیگری اعتماد ندارد. چنین رویکردی برای داستانی که بخش مهمی از آن به تحقیق و ارتباط انسانی وابسته است، مناسب به نظر میرسد. فیلم میخواهد نشان دهد پیروزی اخلاقی یا حرفهای محصول یک حرکت قهرمانانه منفرد نیست، بلکه از رشتهای از کارهای پیگیرانه و ظاهراً معمولی شکل میگیرد.
« او تنها در دفتر و میان اسناد زندگی نمیکند؛ خانه، فرزندان، رابطه عاطفی و فشار مالی نیز بخشی از جهان او هستند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، بااینهمه، همیشه به ریتمی یکدست منجر نمیشود. روایت در بعضی بخشها مکثهای طولانی دارد و تکرار رفتوآمدها و پیگیریها میتواند از شتاب داستان بکاهد. برای تماشاگرانی که انتظار دارند درام حقوقی با بحرانهای پیدرپی یا صحنههای دادگاهی پرتنش جلو برود، این بخشها ممکن است کشدار باشند.
برخی صحنهها نیز بیش از آنکه اطلاعات تازهای به روایت بیفزایند، حالوهوای آشنای موقعیت را دوباره بازسازی میکنند. فیلم در بهترین لحظات، صبر را به بخشی از معنا تبدیل میکند؛ در لحظات ضعیفتر، همان صبر به کندی بدل میشود. پول، عدالت و پرسشی که فیلم نیمهتمام میگذارد با وجود جذابیت قهرمانمحور فیلم، موضوع پول و سهم افراد از نتیجه پرونده جای بحث دارد.
روایت بهخوبی نشان میدهد که وکلا، کارمندان دفتر و ساکنان شهر در پیشبرد ماجرا نقشهای متفاوتی دارند، اما سازوکار اقتصادی و اخلاقیِ تقسیم دستاوردها چندان موشکافانه بسط پیدا نمیکند. این کمپرداختگی ممکن است در پایان، برای بخشی از مخاطبان حس ناتمامی ایجاد کند: عدالت در اینجا فقط به شناسایی خطا یا اثبات حقیقت مربوط نیست؛ پرسش از این نیز هست که منفعت حاصل از رسیدگی به آن خطا چگونه توزیع میشود و آیا سهم آسیبدیدگان با انتظارات اخلاقی ما تناسب دارد یا نه.
این ابهام، الزاماً به معنای بیاعتبار شدن فیلم نیست؛ میتواند نشانه محدودهای باشد که روایت برای تمرکز بر شخصیت ارین انتخاب کرده است. بااینحال، چون فیلم از رنج یک جامعه و قدرت نامتوازن میان شهروندان و شرکت سخن میگوید، طبیعی است که تماشاگر بخواهد درباره نسبت عدالت، جبران خسارت و منفعت حرفهای وکلا بیشتر بداند.
« این انتخاب، بااینهمه، همیشه به ریتمی یکدست منجر نمیشود. »
جمعبندی
فیلم طرح این پرسش را ممکن میکند، اما آن را به اندازه کافی نمیپروراند. جمعبندی «ارین بروکوویچ» در درجه نخست فیلمی درباره زنی است که دیگران تواناییاش را از روی ظاهر، سابقه یا جایگاه اجتماعیاش نمیسنجند؛ و او نیز بهجای پذیرفتن این داوری، با کنجکاوی، جسارت و سماجت خود راهی برای اثرگذاری پیدا میکند.
بازی درخشان جولیا رابرتز، رابطه گرم و پرتنش ارین و اد، و پیوند قصه فردی با مسئلهای اجتماعی، فیلم را به اثری خوشتماشا و ماندگار بدل میکنند. در مقابل، افتوخیز ریتم و پرداخت کمرنگترِ مسئله سهم وکلا از دستاورد پرونده، از انسجام کامل آن میکاهد. فیلم در بهترین لحظاتش نه درباره قهرمانی بینقص، بلکه درباره ارزش توجه کردن است: توجه به سندی که در میان کاغذها جا مانده، به بیماریای که عادی جلوه داده شده و به انسانی که به سبب ظاهر یا جایگاهش جدی گرفته نمیشود.
پایانبندی این نقد عمداً وارد جزئیات سرنوشت پرونده نمیشود؛ اهمیت اثر در این است که نشان میدهد سماجت فردی، وقتی با همدلی و همکاری همراه شود، میتواند صدای کسانی را که معمولاً شنیده نمیشوند به مرکز روایت بیاورد.
« فیلم طرح این پرسش را ممکن میکند، اما آن را به اندازه کافی نمیپروراند. »
ثبت دیدگاه