نقد و بررسی
نقد Entranced Earth | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سیاست بهمثابه رؤیای تبآلود «Entranced Earth» ساختهٔ Glauber Rocha، فیلمی سیاسی است که بهجای آنکه کشمکش بر سر قدرت را در قالب روایتی منظم و واقعگرا عرضه کند، آن را به کابوسی آشفته، پرشور و شاعرانه بدل میسازد. الدورادو، کشور خیالی فیلم، صرفاً صحنهای ساختگی نیست؛ آینهای است که مناسبات قدرت، فریب سیاسی و نابرابری اجتماعی را با زبانی نمادین بازتاب میدهد.
قهرمان آن، پائولو مارتینز، شاعر و روزنامهنگاری سرخورده است که میکوشد میان دو جریان سیاسی فاسد راهی برای تغییر بیابد، اما هرچه بیشتر به میدان سیاست نزدیک میشود، بیشتر در تناقضهای آن گرفتار میآید. فیلم نه قصهٔ قهرمانی پاکدست است و نه رسالهای ساده دربارهٔ خیر و شر. Rocha جهانی میسازد که در آن وعدههای آزادی، زبان مردمگرایانه و آرمانهای اصلاحطلبانه همواره با جاهطلبی، مصلحتجویی و میل به سلطه درهم میآمیزند.
از همین رو، تماشای اثر بیشتر از آنکه به دنبالکردن یک رشته رویداد باشد، تجربهٔ ورود به ذهنی آشفته و جامعهای در بحران است. شخصیت محوری و بحران روشنفکر پائولو مارتینز در مرکز این آشوب ایستاده است؛ روشنفکری که از سیاست بیزار شده، اما نمیتواند از آن کناره بگیرد. او از یک سو به زبان شاعرانه و آرمانخواهانه دل بسته و از سوی دیگر، بارها در برابر محاسبات سرد و سازشهای سیاسی تسلیم میشود.
این کشاکش، شخصیت او را از یک قهرمان متعارف دور میکند: پائولو نه راهنمای اخلاقی تماشاگر است و نه کنشگری که تصمیمهایش همواره روشن و استوار باشند. او بیشتر نشانهٔ انسانی است که میخواهد جهان را تغییر دهد، اما ابزارهای تغییر را آلوده و ناکارآمد مییابد. این تناقض به فیلم عمق میبخشد.
« فیلم نه قصهٔ قهرمانی پاکدست است و نه رسالهای ساده دربارهٔ خیر و شر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شکست پائولو تنها شکست فردی نیست؛ پرسشی است دربارهٔ جایگاه روشنفکر در جامعهای که قدرت را در دست نخبگان متمرکز کرده و مردم را اغلب به تماشاگر یا پیرو بدل میسازد. آیا زبان شعر و اندیشه میتواند در برابر دستگاه سیاست اثرگذار باشد؟ آیا همراهی با قدرت، حتی به قصد اصلاح، سرانجام به بازتولید همان قدرت نمیانجامد؟
فیلم پاسخ نهایی و آرامشبخشی عرضه نمیکند؛ تماشاگر را در دل همین پرسشها رها میسازد. سیاست، عوامفریبی و سازش یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، پرهیز از سادهسازی رقابت سیاسی است. چهرههای قدرت در الدورادو بهسادگی به دو اردوگاه اخلاقی متضاد تقسیم نمیشوند. مدعیان گوناگون، با زبانها و شیوههای متفاوت، در نهایت بر سر تصاحب قدرت و حفظ نفوذ خود رقابت میکنند.
شعارهای مردمی، اصلاحات وعدهدادهشده و نگرانیهای ملی در فضای فیلم اغلب با منافع شخصی و اقتصادی گره میخورند. در این جهان، مردم نیز صرفاً جمعیتی خاموش و بیاراده نیستند؛ بااینحال، فیلم نشان میدهد که چگونه میتوان آنان را با وعدهها، نمایشهای سیاسی و تصویرسازیهای حسابشده به حرکت درآورد یا به سکوت واداشت.
نگاه Rocha به تودهها عامدانه آرام و بیطرف نیست؛ تلخ، خشمگین و گاه متناقض است. همین تندی ممکن است برای برخی مخاطبان بیشازحد خطابی به نظر برسد، اما نیروی انتقادی اثر نیز از همین امتناع از بیطرفی میآید. روایت گسسته و تجربهٔ تماشاگر ساختار «Entranced Earth» خطی و سرراست نیست. خاطره، خطابه، تصویرهای نمادین و لحظههای نمایشی در هم میپیچند و روایت بارها از مسیر آشنای داستانگویی فاصله میگیرد.
« آیا زبان شعر و اندیشه میتواند در برابر دستگاه سیاست اثرگذار باشد؟ »
شخصیتها و اجرا
این گسستها صرفاً شیوهای برای پیچیدهکردن قصه نیستند؛ با آشفتگی سیاسی و روانی جهان فیلم همخوانی دارند. تماشاگر همانقدر که باید رویدادها را دنبال کند، ناچار است از میان گفتارها و تصویرها معنایی بسازد. بااینهمه، این انتخاب بیهزینه نیست. تدوین پرشتاب و پرشهای مکرر ممکن است دنبالکردن روابط و تحولات را دشوار کند، بهخصوص اگر مخاطب انتظار داشته باشد انگیزهها و رویدادها با توضیح روشن به هم پیوند بخورند.
گاهی فیلم پیش از آنکه ایدهای مجال رسوب بیابد، به تصویر یا سخنی دیگر میجهد. اما این دشواری بخشی از منطق اثر است: جهان الدورادو قرار نیست نظمی مطمئن داشته باشد، و روایت نیز نمیخواهد آن را به داستانی صاف و قابلمصرف تبدیل کند. تصویر، صدا و فضای تبآلود فیلمبرداری سیاهوسفید Luiz Carlos Barreto یکی از عناصر بنیادین هویت اثر است.
تضادهای بصری، قاببندیهای نمایشی و حضور پرقدرت چهرهها، جهانی میسازند که هم سیاسی است و هم کابوسوار. تصویرها گاه حالتی آیینی و صحنهپردازیشده دارند؛ گویی شخصیتها نه فقط در برابر یکدیگر، بلکه در برابر تاریخ و تماشاگر نیز سخن میگویند. این کیفیت، فاصلهای آگاهانه از واقعگرایی روزمره ایجاد میکند.
صدا و موسیقی نیز به جای آنکه تنها زیرنویس عاطفی تصویر باشند، در تشدید تنش و ساختن ضرباهنگ نقش دارند. فیلم از فریاد، خطابه و گفتارهای پرحرارت پرهیز نمیکند؛ سکوت آرام و توضیح بیطرفانه جای چندانی در این جهان ندارند. حاصل، فضایی است که از نظر حسی ماندگار و جسورانه است، اما گاه بهسبب تراکم نشانهها و لحن خطابی، سنگین میشود.
« این گسستها صرفاً شیوهای برای پیچیدهکردن قصه نیستند؛ با آشفتگی سیاسی و روانی جهان فیلم همخوانی دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این فیلم بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را آسوده نگه دارد، او را در معرض برخورد مداوم صداها و ایدهها قرار میدهد. بازیها و شیوهٔ بیان نمایشی بازی Jardel Filho در نقش پائولو، آشفتگی درونی شخصیت را با حضوری پرانرژی و گاه ناپایدار منتقل میکند. او میان شور آرمانخواهانه، سرخوردگی و خشم حرکت میکند و همین نوسان، با ساختار بیقرار فیلم تناسب دارد.
بازیگران دیگر نیز در فضایی ظاهر میشوند که به اجرای صحنهای و خطابه نزدیک است؛ بسیاری از گفتوگوها نه مکالمههایی آرام و طبیعی، بلکه رویاروییهایی آشکار و پرتنشاند. این شیوه ممکن است برای مخاطبی که بازی واقعگرایانه و کماغراق میپسندد، تصنعی جلوه کند. اما بیان نمایشی فیلم بخشی از دستور زبان آن است: شخصیتها گاه بیش از آنکه افراد خصوصی باشند، حامل نیروها، طبقات و مواضع سیاسیاند.
بازیها به این جنبه جان میبخشند و اجازه نمیدهند فیلم به مجموعهای از ایدههای انتزاعی فروکاسته شود. جایگاه اثر و محدودیتهایش «Entranced Earth» را میتوان در پیوند با سینمای نوین برزیل و تجربهگرایی سیاسی Glauber Rocha درک کرد. کشور خیالی فیلم، هرچند نام و جغرافیایی مستقل دارد، بهروشنی امکان خوانش تاریخی و اجتماعی را فراهم میکند.
بااینحال، ارزش اثر تنها به رمزگشایی از ارجاعات سیاسیاش وابسته نیست. جسارت فرمی آن، ترکیب شعر و خطابه، و بدگمانیاش به تصویرهای آراستهٔ قدرت، فیلم را به تجربهای سینمایی بدل میکند، نه صرفاً گزارشی تمثیلی. محدودیتهای فیلم نیز آشکارند. نمادپردازی گاه بیشازحد مستقیم میشود و گفتارهای سیاسی، بهجای آنکه همواره در دل کنش دراماتیک حل شوند، بر آن سایه میاندازند.
« او میان شور آرمانخواهانه، سرخوردگی و خشم حرکت میکند و همین نوسان، با ساختار بیقرار فیلم تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
پراکندگی روایت ممکن است حس آشفتگی را از نیروی خلاق به خستگی بدل کند. بااینحال، این کاستیها بهندرت اثر را خنثی میکنند؛ حتی لحظههایی که فیلم افراطی یا دشوار میشود، همچنان از بلندپروازی و خطرپذیری هنری آن خبر میدهند. جمعبندی «Entranced Earth» فیلمی آسانتماشا و بیدردسر نیست؛ اثری پرتنش است که سیاست را نه در قالب بحثی انتزاعی، بلکه چونان نیرویی جاری در زبان، تصویر، میل و سرخوردگی شخصیتها به نمایش میگذارد.
روایت گسسته، خطابههای پرحرارت و نمادپردازی سنگین ممکن است تماشاگر را خسته یا سردرگم کنند، اما همین عناصر به ساختن جهانی تبآلود و ناآرام کمک میکنند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسشهای خود را در ذهن مخاطب باقی میگذارد: چه کسی به نام مردم سخن میگوید، قدرت چگونه خود را در لباس آرمان پنهان میکند، و روشنفکر تا کجا میتواند درون سیاست بماند بیآنکه به منطق آن بدل شود؟
«Entranced Earth» با جسارت بصری و خشم شاعرانهاش، تجربهای دشوار اما بهیادماندنی از سینمای سیاسی فراهم میآورد.
« پراکندگی روایت ممکن است حس آشفتگی را از نیروی خلاق به خستگی بدل کند. »



ثبت دیدگاه