نقد و بررسی
نقد Ennio | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای از آهنگساز و از جهان شنیداری سینما مستند «Ennio» ساختهٔ جوزپه تورناتوره، پیش از آنکه روایتی جامع از زندگی انیو موریکونه باشد، تلاشی است برای نشاندادن اینکه موسیقی چگونه میتواند به بخش جداییناپذیر زبان سینما بدل شود. تورناتوره، که سالها با موریکونه همکاری داشت، او را نه صرفاً خالق ملودیهای مشهور، بلکه هنرمندی میبیند که صدا را همچون مادهای روایی شکل میداد: گاه پیشبرندهٔ احساس، گاه سازندهٔ فضا و گاه نیرویی مستقل در کنار تصویر.
فیلم از راه گفتوگو با خود موریکونه، خاطرات همکاران و دوستدارانش، تصاویر آرشیوی و قطعههایی از آثار سینمایی، مسیری طولانی را از آغاز فعالیت او تا جایگاه جهانیاش بازمیسازد. حاصل، پرترهای گسترده و شنیدنی است؛ پرترهای که آشکارا از علاقه و احترام کارگردان به سوژهاش نیرو میگیرد.
موسیقی بهمثابه روایت مهمترین دستاورد فیلم در این است که موسیقی را فقط برای یادآوری خاطره یا تزئین روایت به کار نمیگیرد؛ قطعهها خود به شواهدی برای فهم شیوهٔ اندیشیدن موریکونه بدل میشوند. وقتی موسیقی در کنار تصویرهایی از فیلمهای گوناگون شنیده میشود، روشنتر میتوان دریافت که آهنگساز چگونه با ریتم، سکوت، رنگ صوتی و حتی صداهای نامتعارف، جهان هر فیلم را گسترش میداد.
مستند در این لحظهها بیش از آنکه دربارهٔ نبوغ موریکونه ادعا کند، امکان شنیدن آن را فراهم میآورد. این انتخاب بهویژه برای مخاطبی که آثار سینمایی او را میشناسد، لذتبخش است؛ زیرا ملودیهای آشنا در زمینهای تازه قرار میگیرند و نسبتشان با تصویر و روایت دوباره آشکار میشود. برای بینندهای که چندان با کارنامهٔ او آشنا نیست نیز فیلم راهی روشن به سوی این جهان باز میکند، هرچند تراکم نامها و نمونهها گاه ممکن است آشنایی اولیه را دشوار سازد.
« حاصل، پرترهای گسترده و شنیدنی است؛ پرترهای که آشکارا از علاقه و احترام کارگردان به سوژهاش نیرو میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گفتوگوها و خاطرهها فیلم به گفتوگوهایی با دامنهای وسیع تکیه دارد: از فیلمسازان و موسیقیدانان تا کسانی که در دورههای مختلف با موریکونه همکاری کردهاند یا از آثارش تأثیر پذیرفتهاند. این جمع چندصدایی، تصویری زنده از جایگاه او میسازد و نشان میدهد که نفوذش به یک ژانر یا یک سینمای ملی محدود نبود.
در کنار روایتهای دیگران، سخنان خود موریکونه اهمیتی ویژه دارد؛ چراکه او دربارهٔ کار، سلیقه و رابطهاش با موسیقی از درون تجربهٔ شخصی حرف میزند. بااینحال، همین شیوه گاه به نقطهضعف فیلم تبدیل میشود. بسیاری از گفتوگوها در ستایش مهارت و اهمیت آهنگساز همجهتاند و کمتر یکدیگر را به پرسش میکشند.
در نتیجه، شماری از خاطرهها بیش از آنکه لایهای تازه به شخصیت موریکونه بیفزایند، تأییدی دیگر بر بزرگی او هستند. وقتی تعریفها پشت سر هم میآیند، صدای منتقدانه و حتی امکان اختلافنظر کمرنگ میشود و مستند بهجای کاوش در شخصیت، به بزرگداشت نزدیکتر میگردد. مسیر هنری و گسترهٔ کارنامه «Ennio» مسیر موریکونه را با نظمی عمدتاً زمانی دنبال میکند و از خلال دورهها و همکاریهای مهم، گستردگی فعالیت او را به نمایش میگذارد.
فیلم یادآوری میکند که آوازهٔ جهانی او تنها به چند موسیقی مشهور برای وسترنها وابسته نیست؛ کارنامهاش در گونهها و فضاهای سینمایی متفاوت امتداد دارد. این تنوع، بخش مهمی از تصویری است که مستند از هنرمند میسازد: آهنگسازی که به یک فرمول موفق بسنده نکرد و امکانهای گوناگون صدا را آزمود.
« بااینحال، همین شیوه گاه به نقطهضعف فیلم تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، ساختار خطی فیلم هم مزیت دارد و هم محدودیت. دنبالکردن مراحل زندگی و کار، مسیر را برای بیننده قابلفهم میکند و مانع پراکندگی کامل مطالب میشود؛ اما همین ترتیب گاه اجازه نمیدهد رابطهٔ میان آثار، تغییرات سبکی یا تناقضهای خلاقانه بهصورت عمیق بررسی شوند. فیلم اطلاعات زیادی در اختیار مخاطب میگذارد، ولی همیشه از اطلاعات به تحلیل نمیرسد.
از این رو، دانستن اینکه موریکونه چه ساخته و با چه کسانی کار کرده، پررنگتر از واکاوی دقیق این است که چرا زبان موسیقایی او چنین دگرگونیهایی را تجربه کرده است. تورناتوره؛ راویِ نزدیک و مشتاق رابطهٔ شخصی تورناتوره با موریکونه، به فیلم گرما و دسترسی میبخشد. کارگردان تنها پژوهشگری بیرونی نیست؛ او از نزدیک با آهنگساز کار کرده و همین آشنایی، به گفتوگوها صمیمیتی ویژه میدهد.
فیلم با آمیختن مصاحبه، تصاویر آرشیوی، اجراهای کنسرتی و بخشهایی از فیلمهایی که موریکونه برایشان موسیقی ساخته، نوعی روایت تصویری و شنیداری میسازد؛ رویکردی که تورناتوره خود آن را همچون رمانی دیداریـشنیداری توصیف کرده است. اما نزدیکی عاطفی، بیطرفی را نیز دشوار میکند. علاقهٔ تورناتوره به سوژهاش در انتخابها و لحن فیلم محسوس است و در بخشهایی، ستایش بر فاصلهگذاری انتقادی غلبه میکند.
این امر لزوماً تجربهٔ تماشاگر را بیارزش نمیسازد؛ برعکس، شور و محبت فیلم را زنده نگه میدارد. بااینحال، پرترهای که عمدتاً از نگاه تحسین ساخته شود، کمتر به جنبههای پیچیدهتر شخصیت یا ناکامیها و اختلافها مجال میدهد. ریتم، تدوین و مسئلهٔ زمان طول زیاد فیلم به آن امکان میدهد تا نمونههای فراوانی از موسیقی و خاطره را در خود جای دهد، اما همین فراوانی گاهی به باری بر دوش ریتم تبدیل میشود.
« در عین حال، ساختار خطی فیلم هم مزیت دارد و هم محدودیت. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بخشهای آغازین، حرکت روایت کند است و فیلم برای رسیدن به نقطهای تازه، بارها به گفتوگو و خاطره بازمیگردد. بعدتر نیز انبوه اطلاعات و نامها میتواند تمرکز را از خود موریکونه دور کند. تدوین میکوشد میان مصاحبهها، آرشیو و موسیقی تعادل برقرار کند، اما این تعادل همیشه یکدست نیست؛ برخی گذارها چنان فشردهاند که مجال مکث و اندیشیدن به شنیدهها باقی نمیماند.
باوجوداین، طول فیلم تنها ضعف آن نیست. برای مستندی دربارهٔ آهنگسازی با کارنامهای گسترده، کوتاهبودن میتوانست بخشی از تنوع و جزئیات را قربانی کند. مسئله بیشتر در انتخاب و سازماندهی مواد است: گاه فیلم با افزودن نمونهای دیگر بر انباشت اطلاعات میافزاید، درحالیکه یک مکث تحلیلی یا مقایسهٔ دقیقتر میان دو اثر میتوانست شناخت عمیقتری ایجاد کند.
نسبت ستایش و نقد «Ennio» در ترسیم بزرگی دستاوردهای موریکونه موفق است، اما کمتر میپرسد این بزرگی از چه مسیر دشوار یا متناقضی به دست آمده است. فیلم به جای سنجش نقادانهٔ آثار یا بررسی اختلافهای هنری، بیشتر بر خاطرات همکاران و تأثیر عاطفی موسیقیها تکیه دارد. این رویکرد، مستند را به ادای احترام نزدیک میکند و برای تماشاگرانی که به موسیقی موریکونه دلبستگی دارند، جذابیت میآفریند؛ اما برای مخاطبی که انتظار مطالعهای تحلیلیتر دارد، پاسخهای کافی فراهم نمیآورد.
این کمبود به معنای بیارزشبودن فیلم نیست. برعکس، مستند در ساختن تجربهای شنیداری و در نشاندادن نفوذ گستردهٔ موریکونه توانمند است. بااینحال، ستایش مداوم، تصویر را اندکی هموار میکند: هنرمند بیشتر در قامت نابغهای مورد توافق ظاهر میشود تا انسانی پیچیده که مسیرش میتوانست از کشمکش، تردید یا انتخابهای دشوار نیز شکل گرفته باشد.
« در بخشهای آغازین، حرکت روایت کند است و فیلم برای رسیدن به نقطهای تازه، بارها به گفتوگو و خاطره بازمیگردد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Ennio» مستندی پرجزئیات و سرشار از موسیقی است که بهخوبی نشان میدهد چرا انیو موریکونه یکی از چهرههای اثرگذار موسیقی سینما به شمار میآید. گفتوگوها، تصاویر آرشیوی و قطعههای موسیقایی، فرصتی فراهم میکنند تا کارنامهٔ او نه فقط به یاد آورده، بلکه تا اندازهای دوباره شنیده شود.
بهترین لحظههای فیلم زمانی پدید میآیند که خود موسیقی مجال سخنگفتن مییابد و رابطهٔ آن با تصویر، روایت و عاطفه آشکار میشود. در مقابل، روایت خطی، زمان طولانی، انباشت خاطرهها و گرایش پررنگ به ستایش، از عمق تحلیلی اثر میکاهند. فیلم در مقام بزرگداشت و دعوتی به شنیدن دوبارهٔ آثار موریکونه موفقتر است تا در مقام پژوهشی انتقادی دربارهٔ او.
بااینهمه، برای دوستداران سینما و موسیقی، تجربهای غنی و گیرا فراهم میکند؛ تجربهای که شاید پس از پایان، بیش از هر چیز میل به بازگشت به خود موسیقی را در تماشاگر برانگیزد.
« در مقابل، روایت خطی، زمان طولانی، انباشت خاطرهها و گرایش پررنگ به ستایش، از عمق تحلیلی اثر میکاهند. »
ثبت دیدگاه