نقد و بررسی
نقد Empire of the Wolves | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو پرونده، یک جهان ناآرام «امپراتوری گرگها» ساختهٔ Chris Nahon از همان آغاز، تماشاگر را در فضایی مینشاند که حقیقت در آن نه روشن و در دسترس، بلکه تکهتکه، مبهم و تهدیدآمیز است. فیلم با دو مسیر داستانی موازی پیش میرود: Paul Nerteaux، کارآگاه جوان، در پی قاتلی است که زنان مهاجر ترک را هدف میگیرد؛ و Anna Heymes، زنی گرفتار سردردها و تصویرهای پراکنده، میکوشد بفهمد چه بر سر حافظه و هویت او آمده است.
کشش اولیهٔ فیلم از این پرسش برمیخیزد که این دو مسیر چگونه به هم مربوطاند و چه نیرویی پنهان آنها را به سوی یکدیگر میراند. عنوان اثر وعدهٔ روایتی گستردهتر از یک پروندهٔ جنایی میدهد و فیلم نیز بهسرعت از معمای قتلها فراتر میرود: با شبکههای زیرزمینی، هویتهای پوشیده و سازمانی مرموز روبهرو میشویم.
این گسترش دامنه، در ابتدا به تعلیق جان میبخشد؛ اما هرچه لایههای بیشتری به داستان افزوده میشود، انسجام آن نیز بیشتر در معرض خطر قرار میگیرد. فیلم میخواهد همزمان تریلری پلیسی، معمایی روانشناختی و ماجرایی توطئهمحور باشد؛ بلندپروازیای که گاهی به غنای اثر میافزاید و گاهی آن را از تمرکز دور میکند.
تعلیق و معماری راز یکی از امتیازهای مهم فیلم، شیوهٔ ورود تدریجی به جهان آن است. اطلاعات کامل و مرتب در اختیار تماشاگر قرار نمیگیرد؛ نشانهها با فاصله و از مسیرهای متفاوت ظاهر میشوند و هر پاسخ، پرسش تازهای به همراه میآورد. در خط مربوط به Anna، این ناآگاهی فقط ابزار معما نیست، بلکه تجربهٔ ذهنی شخصیت را نیز بازتاب میدهد.
« تعلیق و معماری راز یکی از امتیازهای مهم فیلم، شیوهٔ ورود تدریجی به جهان آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر همچون او نمیتواند با اطمینان میان خاطره، تصویر ذهنی و واقعیت تمایز بگذارد. از این منظر، فیلم در بخشهای آغازین رابطهای مؤثر میان فرم روایت و وضعیت روانی شخصیت برقرار میکند. در سوی دیگر، تحقیق پلیسی Nerteaux با همراهی Jean-Louis Schiffer پیش میرود؛ مردی باتجربه و خشن که بهظاهر قواعد معمول را کنار گذاشته است.
اختلاف میان احتیاط کارآگاه جوان و روشهای تندتر همکار بازنشستهاش، ظرفیت ایجاد کشمکش و گفتوگوی دراماتیک را دارد. با این حال، این تقابل بیش از آنکه به مطالعهای دقیق دربارهٔ دو جهانبینی بدل شود، اغلب نقش موتور پیشبرندهٔ تعقیبوگریزها را ایفا میکند. فیلم در ساختن پرسشها موفقتر از پرداختن به معنای پاسخهاست.
فضای بصری و موسیقی «امپراتوری گرگها» بهوضوح به قدرت فضا اعتماد دارد. خیابانهای سرد، فضاهای بسته و سایهدار و قابهایی که شخصیتها را در محیطی ناامن محصور میکنند، حس بیاعتمادی را در سراسر فیلم حفظ میکنند. طراحی بصری بهجای آنکه پاریس را صرفاً پسزمینهای برای روایت بداند، آن را به بخشی از منطق تهدید تبدیل میکند: شهری که در آن مرز میان زندگی روزمره و جهان زیرزمینی چندان دور نیست.
تدوین پرتحرک و موسیقی وهمآلود نیز این کیفیت را تقویت میکنند. ضرباهنگ گاه شتابزده، اضطرابی مداوم به صحنهها میدهد و موسیقی، حتی در لحظههای آرامتر، یادآور میشود که خطر از قاب بیرون نرفته است. این عناصر از نظر حسی کارآمدند، اما گاهی فیلم را به تکیهگاهی بیش از اندازه مطمئن بدل میشوند.
« تماشاگر همچون او نمیتواند با اطمینان میان خاطره، تصویر ذهنی و واقعیت تمایز بگذارد. »
شخصیتها و اجرا
وقتی روایت بهجای آنکه تعلیق را از کنش شخصیتها و منطق موقعیت بسازد، بر تاریکی تصویر، صداهای کوبنده و برشهای سریع تکیه میکند، فضاسازی میتواند جای پیشرفت واقعی داستان را بگیرد. بازیها و شخصیتپردازی Jean Reno در نقش Schiffer حضوری آشنا و مقتدر دارد. شخصیت او با سابقهای پرابهام و رفتارهایی که مرز قانون و خودسری را مخدوش میکند، میتوانست مرکز ثقل اخلاقی پیچیدهای برای فیلم باشد.
Reno از پسِ اقتدار بیرونی نقش برمیآید، اما فیلمنامه کمتر مجال میدهد که لایههای درونی Schiffer بهتدریج آشکار شوند. نتیجه، شخصیتی است که بیشتر با ژست و سابقهاش تعریف میشود تا با تحول یا انتخابهای معنادارش. Jocelyn Quivrin در نقش Nerteaux نمایندهٔ سویهای محتاطتر و جوانتر از تحقیق است، اما او نیز گاه در چارچوب کارکرد روایی خود محدود میماند.
Arly Jover برای نقش Anna دشوارترین وظیفه را بر عهده دارد: باید زنی را به تصویر بکشد که نمیتواند به برداشتهای خودش اعتماد کند. بازی او در صحنههای سردرگمی و اضطراب، حس شکنندگی و بیثباتی را منتقل میکند؛ بااینحال، شخصیت Anna نیز بیش از آنکه از انتخابها و خواستههای مستقل شکل بگیرد، به کانونی برای انباشتهشدن اسرار تبدیل میشود.
دیالوگها در مجموع اغلب مستقیم و کارکردیاند و کمتر به شخصیتها فرصت میدهند با صدای منحصربهفرد خود سخن بگویند. سیاست، هویت و نگاه فیلم ورود مهاجران ترک، مافیا و سازمان «گرگها» به روایت، فیلم را به قلمرویی میبرد که بالقوه میتواند دربارهٔ قدرت، بیپناهی و سازوکارهای پنهان تبعیض سخن بگوید.
« بازیها و شخصیتپردازی Jean Reno در نقش Schiffer حضوری آشنا و مقتدر دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قتل زنان مهاجر، در آغاز، وزن اجتماعی مشخصی به پرونده میدهد: قربانیان کسانیاند که آسیبپذیریشان آنان را در حاشیهٔ توجه عمومی قرار داده است. این بستر، امکان میدهد تریلر جنایی از سرگرمی صرف فراتر رود و به مناسبات نابرابر قدرت نظر کند. اما فیلم این امکان را بهطور کامل پرورش نمیدهد.
جامعه و سازمانهای حاضر در داستان غالباً بیشتر به صورت نمادهایی رازآلود یا تهدیدآمیز ظاهر میشوند تا واقعیتهایی با تنوع و پیچیدگی درونی. در نتیجه، موضوع هویت و تعلق، با وجود اهمیت مرکزیاش در طرح داستان، همیشه از سطح ابزار معمایی فراتر نمیرود. این محدودیت از آنجا مهم است که فیلم از مضمونهای سنگین و تاریخی بهره میگیرد، اما گاه برای توضیح یا اثرگذاری به نشانههای کلی و سادهشده متوسل میشود.
لغزش روایت در مسیر گرهگشایی ضعف اصلی فیلم در چگونگی پیوند دادن خطهای داستانی آشکار میشود. معمای Anna و تحقیقات Nerteaux، هر یک بهتنهایی، ظرفیت کشش دارند؛ دشواری از جایی آغاز میشود که فیلم باید میان آنها رابطهای قانعکننده و منسجم بسازد. در بخشهایی، این اتصال بیش از آنکه نتیجهٔ زنجیرهای روشن از علت و معلول باشد، حاصل انباشتهکردن اطلاعات و چرخشهای روایی است.
بنابراین مخاطب ممکن است بهجای آنکه از کشف رابطهها لذت ببرد، برای دنبالکردن منطق آنها تلاش کند. این مسئله بهویژه در مسیر رازگشایی اهمیت دارد. شروع فیلم با خویشتنداری و ابهام حسابشده همراه است، اما هرچه اطلاعات بیشتری عرضه میشود، کنترل روایت بر عناصر گوناگون کاهش مییابد. لحن اثر میان واقعگرایی پلیسی و اغراقِ یک تریلر توطئهمحور نوسان میکند و همهٔ پیچیدگیهایش همیشه در یک جهان داستانی واحد جا نمیافتند.
« این بستر، امکان میدهد تریلر جنایی از سرگرمی صرف فراتر رود و به مناسبات نابرابر قدرت نظر کند. »
قوتها و کاستیها
همین نوسان، تأثیر عاطفی بعضی افشاگریها را کم میکند: وقتی مخاطب هنوز مطمئن نیست قواعد روایت چیست، شگفتی الزاماً به باورپذیری یا رضایت دراماتیک نمیانجامد. جمعبندی «امپراتوری گرگها» اثری دیدنی و پرانرژی است که در ایجاد اتمسفر رازآلود و نگهداشتن کنجکاوی مخاطب تواناست. دو خط داستانی موازی، تصویرهای مبهم Anna، تحقیق پلیسی و موسیقی ناآرام، شروعی پرکشش میسازند و فیلم برای تماشاگر علاقهمند به تریلرهای تیره، لحظههای مؤثری فراهم میکند.
بااینحال، این توانایی در ساخت فضا با استحکام روایت و عمق شخصیتها همسنگ نیست. پیوندهای داستانی گاه سست میشوند، شخصیتها زیر بار نقشهای رواییشان کموبیش تخت میمانند و رازگشایی از انسجام لازم برخوردار نیست. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه با دقت و ظرافت معمای خود را حل کند، با حالوهوا و شتاب پیش میرود.
جذابیت آغازین آن واقعی است، اما برای آنکه تمام ظرفیتش به تجربهای ماندگار تبدیل شود، به روایتی منضبطتر و شخصیتپردازیای ژرفتر نیاز داشت.
« بااینحال، این توانایی در ساخت فضا با استحکام روایت و عمق شخصیتها همسنگ نیست. »
ثبت دیدگاه