نقد و بررسی
نقد امانوئل در فضا ۲: دنیای تمنا (Emmanuelle in Space 2: A World of Desire) | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در مجموعه «Emmanuelle in Space 2: A World of Desire» ساختهٔ Lev L. Spiro، محصول ۱۹۹۴ و دومین فیلم از مجموعهٔ علمیتخیلی ـ اروتیک «امانوئل در فضا» است. فیلم با همان فرض نامتعارف قسمت پیشین آغاز میشود: امانوئل، با بازی Krista Allen، باید برای گروهی از مسافران میانکهکشانی از عشق، میل و تجربهٔ انسانی بگوید.
اما اینبار روایت بهتدریج بر دلبستگی یکی از بیگانگان به زنی زمینی متمرکز میشود؛ رشتهای داستانی که به اثر انسجام بیشتری از فیلم نخست میدهد، بیآنکه ضعفهای اساسی آن را برطرف کند. ایدهای جذاب با ظرفیت محدود ترکیب داستان عاشقانه و علمیتخیلی، در نگاه نخست امکان بازی با فاصلهٔ میان تجربهٔ انسانی و نگاه بیگانه را فراهم میکند.
بیگانگان میتوانند پرسشهایی ساده اما بالقوه جالب دربارهٔ عاطفه، صمیمیت و میل مطرح کنند؛ امانوئل نیز در مقام راهنما، فرصتی مییابد تا این مفاهیم را از منظری فراتر از آموزش صرف توضیح دهد. بااینحال، فیلم بیشتر از آنکه این ایده را به تأملی در باب تفاوت فرهنگی یا معنای عشق بدل کند، از آن بهعنوان چارچوبی برای کنار هم نشاندن موقعیتهای اروتیک و ماجراجویانه استفاده میکند.
« جایگاه فیلم در مجموعه «Emmanuelle in Space 2: A World of Desire» ساختهٔ Lev L. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، ایدهٔ مرکزی بیش از آنکه گسترش یابد، بارها بهانهای برای حرکت به صحنهٔ بعدی میشود. روایتی منسجمتر، اما همچنان سست در قیاس با قسمت نخست، این فیلم میکوشد خط روایی مشخصتری را دنبال کند. دلبستگی موجود بیگانه به یک زن زمینی، محور نسبتاً روشنی به قصه میدهد و تماشاگر کمتر احساس میکند با چند اپیزودِ بیارتباط روبهروست.
همین تمرکز، امتیازی واقعی است؛ بهویژه در اثری کوتاه که بهسختی فرصت مییابد جهان و شخصیتهای خود را بسط دهد. بااینهمه، انسجام نسبی با عمق روایی یکی نیست. داستان غالباً به جای آنکه از تصمیمها و کشمکشهای شخصیتها نیرو بگیرد، با جابهجایی میان موقعیتها پیش میرود. رابطهٔ محوری نیز فرصت کافی برای شکلگیری تدریجی پیدا نمیکند و احساسات گاه بیشتر اعلام میشوند تا آنکه در رفتار و انتخابها بهخوبی نمایان شوند.
بنابراین، فیلم از پراکندگی قسمت نخست فاصله میگیرد، اما هنوز در ساختن درامی محکم و پیوسته ناتوان است. امانوئل و بازیگران مکمل Krista Allen در نقش امانوئل حضور محوری فیلم را حفظ میکند و شخصیتش را با اطمینانی آرام پیش میبرد. او در این قسمت فقط ناظر یا همراهی برای پیوند دادن صحنهها نیست؛ در پیشبرد ماجرا و مواجهه با دوراهی عاطفی نیز نقش فعالتری دارد.
« در نتیجه، ایدهٔ مرکزی بیش از آنکه گسترش یابد، بارها بهانهای برای حرکت به صحنهٔ بعدی میشود. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، محدودیتهای فیلمنامه اجازه نمیدهد این ظرفیت به شخصیتی چندلایه تبدیل شود. امانوئل بیشتر در جایگاه آموزگار و راهنمایی آرمانی باقی میماند تا انسانی که تردیدها و تناقضهایش بهطور جدی کاویده شوند. جذابیت اصلی گروه بازیگران گاه در نقشهای فرعی آشکارتر است. حضور چهرههایی چون Debra K.
Beatty و Kimberly Rowe به برخی بخشها طراوت میبخشد و شخصیتهای پیرامونی، هرچند پرداخت اندکی دارند، به یکنواختی فضای اثر کمک میکنند. در میان لحظات کمرمق، شوخیهای آشکار رایانه یا گویندهٔ سفینه نیز گاه وقفهای کمیک ایجاد میکند؛ شوخیهایی که ممکن است برای برخی تماشاگران سرگرمکننده باشند و برای برخی دیگر بیش از حد مستقیم و تکراری جلوه کنند.
فضای اروتیک و علمیتخیلی فیلم در مرز میان دو گونه حرکت میکند: از یک سو، فانتزی اروتیکِ مجموعه را دنبال میکند و از سوی دیگر، با حضور سفینه و مسافران بیگانه، ظاهر یک ماجراجویی علمیتخیلی را به خود میگیرد. این آمیختگی، دستکم در سطح ایده، به اثر هویتی متمایز میدهد و آن را از یک روایت اروتیکِ متعارف جدا میکند.
« بااینحال، محدودیتهای فیلمنامه اجازه نمیدهد این ظرفیت به شخصیتی چندلایه تبدیل شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضای میانکهکشانی همچنین به فیلم اجازه میدهد میل و عشق را در قالب تجربههایی «ناآشنا» بازنمایی کند. اما این دو وجه بهندرت به یکدیگر نیرو میبخشند. عناصر علمیتخیلی بیشتر تزئینیاند تا سازندهٔ جهان داستان: سفینه و فناوری، زمینهای برای ماجرا فراهم میکنند، ولی قواعد و منطق آن جهان چندان بسط نمییابد.
از همین رو، فیلم در لحظاتی به هجو ناخواستهٔ ماجراجوییهای فضایی نزدیک میشود، بیآنکه همیشه روشن باشد این لحن بازیگوشانه تعمدی است یا حاصل محدودیتهای تولید. تصویر، تدوین و جلوههای فنی ضعف فنی فیلم بیش از هر چیز در جلوههای علمیتخیلی و پیوند تصاویر نمایشی با نماهای واقعیِ مکانها به چشم میآید.
تفاوت کیفیت و بافت تصویری گاهی چنان محسوس است که تماشاگر را از فضای صحنه بیرون میکشد. نماهای افزودهشده برای القای گستردگی جغرافیایی یا بینسیارهای، بهجای آنکه جهان فیلم را باورپذیرتر کنند، یادآور محدودیت امکانات و شتاب در تولید میشوند. این ناهماهنگی در تدوین نیز اثر میگذارد.
« فضای میانکهکشانی همچنین به فیلم اجازه میدهد میل و عشق را در قالب تجربههایی «ناآشنا» بازنمایی کند. »
قوتها و کاستیها
برش میان فضای داستانی و تصاویر مستندگونه، گاهی حس سفر یا گسترش جهان را ایجاد میکند، اما در مواردی دیگر چون وصلهای جداافتاده به نظر میرسد. نتیجه نه یک زبان بصری منسجم، بلکه مجموعهای از انتخابهایی است که جذابیتشان به میزان تحمل مخاطب برای خامدستیهای فیلم بستگی دارد. ریتم، لحن و محدودیتهای طنز فیلم با وجود زمان نسبتاً کوتاهش، گاه کشدار احساس میشود.
علت تنها کندی پیشروی قصه نیست؛ تکرار موقعیتها و مکثهای طولانی نیز مانع از شکلگیری شتابی پایدار میشوند. صحنهها اغلب برای ایجاد حالوهوا زمان میگیرند، اما آن حالوهوا همیشه به تعلیق، صمیمیت یا کشف شخصیتی تازه نمیانجامد. ازاینرو، آنچه باید فضای خیالانگیز و حسی بسازد، ممکن است به رخوت بدل شود.
طنز فیلم نیز دوپهلوست. برخی شوخیهای سفینه و واکنشهای بیگانگان، با سادگی و بیپروایی خود لحظاتی سرگرمکننده میسازند. در مقابل، شوخیهایی که بیش از اندازه توضیح داده میشوند یا بر بدیهیات تکیه دارند، بهسختی طبیعی جلوه میکنند. فیلم در این زمینه روی مرز میان خودآگاهی و ناخواسته مضحک بودن حرکت میکند؛ مرزی که گاهی به سود لحن سبک و بازیگوش اثر تمام میشود و گاهی آن را بیش از پیش ناپخته نشان میدهد.
« ریتم، لحن و محدودیتهای طنز فیلم با وجود زمان نسبتاً کوتاهش، گاه کشدار احساس میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «A World of Desire» فیلمی است که ارزش اصلیاش را باید در ترکیب نامعمول فضای اروتیک با خیال علمیتخیلی و در تلاشش برای داشتن داستانی متمرکزتر جستوجو کرد. حضور بازیگران مکمل و شوخیهای گاهوبیگاه نیز به آن جان میدهد، اما این نقاط قوت زیر سایهٔ قصهای کمرمق، ریتمی کند و جلوههایی ناهمگون قرار میگیرند.
فیلم نه در پرداخت درام عاشقانه به اندازهٔ کافی پیش میرود و نه جهان علمیتخیلی خود را چنان میسازد که بتواند مستقل از موقعیتهای اروتیک جذاب باشد. بااینحال، برای تماشاگر آشنا با لحن سبک و کمبودجهٔ مجموعه، همین آمیزهٔ نارس از ماجراجویی فضایی، احساسات ساده و بازیگری مکمل میتواند تجربهای کنجکاویبرانگیز باشد؛ نه اثری موفق به معنای متعارف، بلکه نمونهای از سینمای ژانریِ کوچک که گاهی جذابیتش دقیقاً از خامی و بیپیرایگیاش میآید.



ثبت دیدگاه