نقد و بررسی
نقد امینس هیل (Eminence Hill) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در آستانهی گوتیک «Eminence Hill» ساختهی رابرت کانوی، وسترنی مستقل است که میکوشد قواعد آشنای ژانر را با حالوهوایی تیره و دلهرهآور درهم بیامیزد. فیلم بهجای آنکه صرفاً بر دوئل، تعقیب و انتقام تکیه کند، شهرکی دورافتاده را به مرکز برخورد نیروهایی تبدیل میکند که هر یک ادعای نظم و حقانیت دارند: قانون، انتقام و ایمانی آمیخته به تعصب.
همین تقابل، ظرفیت اصلی اثر است؛ غربی که در آن نه قانون الزاماً پناهگاه است و نه باور مذهبی نشانهی فضیلت. بااینحال، فیلم در تبدیل این ایدهی جذاب به تجربهای منسجم و پرکشش، بارها از حرکت بازمیماند. روایتی چندمسیره و پرتنش داستان از مسیر انتقام رویس تالیس و گروهش آغاز میشود؛ مردانی که در پی کسانیاند که برادر رویس را به مرگ محکوم کردهاند.
در سوی دیگر، مأمور قانونی با همراهش برای نجات دختر نوجوانی که به دست گروه افتاده، راهی میشود. این خطوط داستانی سرانجام به اِمیننس هیل میرسند؛ جایی که ساکنانش نظمی سختگیرانه و مذهبی برپا کردهاند. این ساختار، زمینهی مناسبی برای برخورد شخصیتها و ارزشهای متضاد فراهم میکند و انتظار میرود تعلیق از تقاطع تدریجی ماجراها پدید آید.
« همین تقابل، ظرفیت اصلی اثر است؛ غربی که در آن نه قانون الزاماً پناهگاه است و نه باور مذهبی نشانهی فضیلت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما روایت گاه بیش از آنکه پیش برود، مکث میکند. رفتوآمد میان شخصیتها و مسیرهای داستانی، همیشه به افزایش تنش نمیانجامد و بعضی صحنهها چنان طول میکشند که حس تعقیب و خطر فروکش میکند. فیلم از مصالح داستانی پرکشش برخوردار است، ولی پیوند میان آنها بهاندازهای محکم نیست که هر بخش ضرورت و ضرباهنگ خود را حفظ کند.
نتیجه، روایتی است که لحظههایی سرگرمکننده دارد، اما پیوستگی و شتاب آن نوسان میکند. شهری که وعدهی راز میدهد اِمیننس هیل بیش از آنکه صرفاً مقصدی جغرافیایی باشد، وعدهی ورود به فضایی ناآشناست؛ مکانی که ظواهر آرام و باورهای مقدس، زیر سایهی خشونتی سختگیرانه قرار میگیرند. این ایده، به فیلم امکان میدهد از تضاد میان ظاهر اخلاقی و رفتار بیرحمانه بهره بگیرد.
شهرک در برابر قانونِ بیرونی و خشونتِ گروههای مسلح، نظم خود را بهعنوان راه رستگاری عرضه میکند؛ اما هرچه بیشتر به آن نزدیک میشویم، این پرسش جدیتر میشود که آیا چنین نظمی چیزی جز شکل دیگری از سلطه است. بااینهمه، شهرک گاهی بیشتر شبیه یک مفهوم یا تمثیل باقی میماند تا جامعهای کاملاً زنده.
« اما روایت گاه بیش از آنکه پیش برود، مکث میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از فرقهی مرموز برای برانگیختن کنجکاوی استفاده میکند، اما فرصت کافی برای پرداختن به سازوکار درونی آن، روابط میان ساکنان و تفاوت باور با تعصب فراهم نمیآورد. ازاینرو، ایدهی مرکزی جذاب است، اما لایههای اجتماعی و روانشناختیاش بهاندازهی ظرفیتش گسترش نمییابد. انتقام، قانون و ایمان سه نیروی اصلی فیلم ــ انتقام، قانون و ایمان ــ میتوانند زمینهی کاوشی اخلاقی باشند.
رویس خشونت را در لباس عدالت شخصی میپوشاند؛ مأمور قانون در پی نجات قربانی است و ساکنان شهرک نیز رفتار خود را به باورهایشان پیوند میزنند. فیلم بهدرستی نشان میدهد که هر یک از این جایگاهها ممکن است به توجیهی برای اعمال قدرت بدل شود. در غربی که نهادها شکنندهاند، مرز میان عدالت و انتقام بهآسانی از میان میرود.
مشکل آن است که این پرسشها اغلب در گفتار صریحتر از کنش سینمایی بیان میشوند. دیالوگها گاهی پرحرف و خطابهوارند و شخصیتها بهجای آنکه تناقضهایشان را از خلال رفتار آشکار کنند، آنها را توضیح میدهند. همین امر از ابهام اخلاقی اثر میکاهد؛ تماشاگر کمتر فرصت مییابد خود از نشانهها نتیجه بگیرد و بیشتر در معرض بیان مستقیم مضمون قرار میگیرد.
« ازاینرو، ایدهی مرکزی جذاب است، اما لایههای اجتماعی و روانشناختیاش بهاندازهی ظرفیتش گسترش نمییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در بهترین لحظاتش پرسش میسازد، اما در لحظات ضعیفتر شتاب دارد که پاسخ یا داوری را به زبان بیاورد. خشونتی که همیشه معنا نمیسازد خشونت در «Eminence Hill» حضوری پررنگ دارد و برای ساختن تصویری بیرحمانه از جهان فیلم به کار میرود. این انتخاب با داستان انتقام و محیط قانونگریز آن سازگار است؛ اما شدت خشونت بهتنهایی نمیتواند جایگزین تعلیق یا پرداخت شخصیتی شود.
هرگاه صحنهای خشن پیامد عاطفی یا روایی روشنی داشته باشد، میتواند احساس خطر را تشدید کند. در مقابل، وقتی خشونت صرفاً برای شوکآفرینی تکرار میشود، تأثیرش بهسرعت کاهش مییابد و حتی ممکن است از جهان داستان فاصله بگیرد. فیلم از این نظر میان دو گرایش در نوسان است: وسترنی که خشونت را بخشی از واقعیت تلخ مرزهای غربی میبیند و اثری که میخواهد از افراط تصویری برای جلب توجه بهره ببرد.
این دو رویکرد همیشه با هم سازگار نمیشوند. در نتیجه، بعضی لحظات بهجای آنکه وزن اخلاقی رخدادها را افزایش دهند، صرفاً بر بیرحمی فضای اثر تأکید میکنند. اجرا و چهرههای آشنا بازیگران باتجربهای چون بری کوربین، دومینیک سوین و لنس هنریکسن به جهان فیلم اعتبار و آشنایی میبخشند. حضور چهرههای شناختهشده برای مخاطب وسترن و سینمای ژانری، وعدهی نوعی ثبات اجرایی را ایجاد میکند؛ بااینحال، فیلم همیشه مجال برابر برای پرورش شخصیتها و استفادهی کامل از توان بازیگران فراهم نمیآورد.
« فیلم در بهترین لحظاتش پرسش میسازد، اما در لحظات ضعیفتر شتاب دارد که پاسخ یا داوری را به زبان بیاورد. »
قوتها و کاستیها
برخی نقشها بیش از آنکه مسیر تحول روشنی داشته باشند، در خدمت حرکت کلی قصه باقی میمانند. این محدودیت در شخصیتپردازی، بهویژه وقتی آشکار میشود که فیلم از شخصیتها انتظار دارد حامل ایدههای اخلاقی بزرگ باشند. برای آنکه تعارض میان عدالت و انتقام اثرگذار شود، تماشاگر باید نهفقط انگیزهی قهرمانان، بلکه زخمها و تردیدهایشان را نیز حس کند.
«Eminence Hill» گاه به این نزدیکی میرسد، اما پرداخت ناهموار مانع میشود که همهی چهرههای محوری به حضوری ماندگار تبدیل شوند. تصویر، تدوین و ریتم فضای غربی فیلم امکان بهرهگیری از چشماندازهای باز، سکوتهای معنادار و حس انزوا را فراهم میکند؛ عناصری که در صورت هماهنگی میتوانند تعلیقی آرام و مؤثر بسازند.
اما اجرای فنی در همهی لحظات به این هدف نمیرسد. فیلمبرداری و تدوین گاه خام و ناپخته به نظر میرسند و پیوند میان نماها یا تداوم صحنهها همیشه روان نیست. این کاستیها در اثری که بخشی از تنش خود را بر فضا و انتظار بنا میکند، اهمیت بیشتری پیدا میکنند. ریتم نیز از همین ناهماهنگی آسیب میبیند.
« برخی نقشها بیش از آنکه مسیر تحول روشنی داشته باشند، در خدمت حرکت کلی قصه باقی میمانند. »
جمعبندی
مکثهای طولانی و گفتوگوهای کماثر، فاصلهای میان رخدادهای مهم ایجاد میکنند؛ سپس خشونت ناگهان شدت میگیرد، بیآنکه همیشه زمینهچینی کافی برای آن فراهم شده باشد. اگر تدوین با دقت بیشتری ضرباهنگ سکون و انفجار را تنظیم میکرد، تضاد میان سکوت بیابان و خشونت شهرک میتوانست بسیار گیراتر شود.
جمعبندی «Eminence Hill» وسترنی بلندپروازانه با ترکیبی نامتعارف از انتقام، تعصب مذهبی و دلهره است. ایدهی برخورد قانونگریزان با شهری که نظم خود را بر ایمان سختگیرانه بنا کرده، ظرفیت داستانی خوبی دارد و فضای تیرهی فیلم آن را از وسترنهای متعارف متمایز میکند. بااینحال، روایت کند و پراکنده، دیالوگهای خطابهوار، خشونت گاه افراطی و اجرای فنی ناهموار، مانع میشوند که این ظرفیت به اثری یکپارچه بدل شود.
تماشاگر علاقهمند به وسترنهای مستقل و فضاهای تاریک ممکن است از برخورد این مضامین و اتمسفر نامعمول لذت ببرد؛ بهویژه اگر با خشونت صریح و ریتمی نوساندار کنار بیاید. اما برای آنکه فیلم در ذهن بماند، ایدههایش به پرداخت دقیقتر شخصیتها و روایتی منسجمتر نیاز داشتند. «Eminence Hill» بیش از آنکه بهتمامی کامیاب شود، اثری است که در دل خامیهایش رگههایی از جسارت و وعدهی یک وسترن گوتیک را آشکار میکند.
« جمعبندی «Eminence Hill» وسترنی بلندپروازانه با ترکیبی نامتعارف از انتقام، تعصب مذهبی و دلهره است. »



ثبت دیدگاه