نقد و بررسی
نقد Emanuelle's Silver Tongue | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و فاصلهاش از نام امانوئل «Emanuelle's Silver Tongue» ساختهٔ Mauro Ivaldi، بیش از آنکه ادامهای واقعی بر جهان شناختهشدهٔ مجموعهٔ امانوئل باشد، از نام آن همچون نشانی آشنا برای جلب توجه بهره میگیرد. خود فیلم نیز در عمل بر شخصیتها و موقعیتی جداگانه تکیه دارد: ماجرایی دربارهٔ چند دوست، میلهای عاطفی و جنسیِ مهارنشده، و کوشش ناکام برای مهار آنها.
بنابراین بهتر است آن را نه بهعنوان فصلی ضروری از یک مجموعه، بلکه در چارچوب کمدیهای اروتیک ایتالیایی دههٔ هفتاد ارزیابی کرد؛ آثاری که اغلب میان هزل، نمایش بدن و طرحهای عاشقانه در رفتوآمد بودند. عنوان انگلیسی نیز تصویری از فیلمی پرزرقوبرق و بازیگوش میسازد؛ اثری که گویا قرار است زبان، اغواگری و قدرت کلام را به محور روایت بدل کند.
اما این وعده تنها تا اندازهای برآورده میشود. فیلم بیش از آنکه بر ظرافت گفتوگو یا ساخت شخصیت تکیه کند، از موقعیتهای کمیک و سوءتفاهمهای جنسی نیرو میگیرد. حاصل، اثری است که هویت مستقلش را بیشتر از راه حالوهوا و فضای نامتعارف میسازد تا از راه ایدهای دراماتیکِ عمیق و بسطیافته.
طرح داستان و سازوکار روایت داستان با استقبال بیلی از آندریا در فرودگاه تونس آغاز میشود؛ دیداری که خیلی زود به پذیرایی از بابی و دکتر چنسی نیز میانجامد. بابی به آندریا دلبسته است و دکتر میکوشد میل بیمهار او به زنان را درمان کند؛ حتی به هیپنوتیزم متوسل میشود، اما این روش هم تغییری پایدار پدید نمیآورد.
« اما این وعده تنها تا اندازهای برآورده میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین وضعی، خانهٔ بیلی به صحنهای برای برخورد خواستههای گوناگون بدل میشود: دلبستگی، حسادت، اغواگری و تلاش برای تعریفکردن رابطهها. روایت این گرهها را پیش میبرد، بیآنکه از ابتدا قاعدهای روشن برای تحول آنها بنا کند. یکی از امتیازهای فیلم، حفظ نوعی کنجکاوی دربارهٔ مسیر روابط است.
در ظاهر، ما با کمدیای سبک و مبتنی بر برخوردهای روزمره روبهرو هستیم؛ اما فضای غریب و چرخشهای پیدرپی موقعیتها، گاهی حس انتظار ایجاد میکند. بااینحال، این تعلیق بیشتر محصول ناآرامی و پراکندگی روایت است تا حاصل طراحی دقیق پیرنگ. صحنهها بارها چون طرحکهایی مستقل از پی یکدیگر میآیند و میروند؛ بعضی به شوخیای کوتاه ختم میشوند و بعضی دیگر تنها زمینهای برای موقعیت بعدی فراهم میکنند.
فیلم در نتیجه، کشش لحظهای دارد، اما رشتهٔ دراماتیکش بهاندازهٔ کافی محکم نیست. فضا و تصویر؛ امتیاز برجستهٔ اثر متمایزترین جنبهٔ فیلم، فضاسازی آن است. تونس در اینجا فقط محل وقوع ماجرا نیست؛ به بستری برای ساختن کیفیتی رازآلود و اندکی رؤیاگون تبدیل میشود. نورپردازی، قاببندیهای نرم و بازی با سایه و حرکت، به برخی صحنهها حالتی نامأنوس میبخشد؛ گویی رخدادها در فاصلهای میان واقعیت و خیال اتفاق میافتند.
چنین کیفیتی با لحن عادیِ کمدی موقعیت همخوان نیست و همین ناسازگاری، به فیلم رنگی ویژه میدهد. این فضا در بهترین لحظهها از محدودیت فیلمنامه فراتر میرود. تصویر میکوشد چیزی را بیان کند که شخصیتها توان گفتنش را ندارند: آشفتگی میل، بازی قدرت در روابط و ناپایداری مرز میان شوخی و جدیت.
« روایت این گرهها را پیش میبرد، بیآنکه از ابتدا قاعدهای روشن برای تحول آنها بنا کند. »
شخصیتها و اجرا
اما این ظرفیت همواره به شکلی منسجم به کار گرفته نمیشود. جلوههای بصری گاه بیش از آنکه در خدمت معنا یا تحول صحنه باشند، به آرایهای مستقل بدل میشوند؛ تزیینی که لحظه را جذابتر میکند، اما الزاماً آن را پیش نمیبرد. فیلم در نتیجه، لحظاتی بهیادماندنیتر از کلیت روایی خود دارد. شخصیتها و بازیها بازیگران با لحن سبک و پرتحرک فیلم هماهنگاند.
Carmen Villani در نقش آندریا مرکز عاطفی روایت را در اختیار دارد؛ شخصیتی که میان دلبستگی و تردید حرکت میکند و تغییر نگاهش به بابی، یکی از محورهای داستان است. Roberto Cenci در نقش بیلی حضوری آرامتر دارد و در برابر اغراق و بیقراری دیگران، به نوعی نقطهٔ اتکا تبدیل میشود. Gianfranco D'Angelo نیز بابی را با رفتاری پرجنبوجوش و خودمحور به تصویر میکشد؛ شخصیتی که بخش مهمی از شوخیهای فیلم از رفتارهای او سرچشمه میگیرد.
Nadia Cassini در نقش دکتر چنسی به فیلم وجهی نمایشی و رازآمیز میافزاید. کوششهای درمانی او، بهویژه هیپنوتیزم، میتوانست راهی برای بررسی جدیتر میل و مسئولیت باشد؛ اما فیلم عمدتاً از آنها بهعنوان زمینهای برای شوخی و موقعیتهای اروتیک استفاده میکند. شخصیتها بیش از آنکه از درون پیچیده شوند، به کارکردهای روایی مشخص محدود میمانند: عاشق، اغواگر، ناظر یا موضوع میل.
بازیها تا اندازهای این کمبود را میپوشانند، اما نمیتوانند جای شخصیتپردازی را بگیرند. کمدی جنسی و محدودیت نگاه فیلم فیلم بهوضوح بر شوخیهای جنسی و موقعیتهای مبتنی بر بدن اتکا دارد. این عنصر بخشی از هویت تاریخی اثر و ژانری است که در آن ساخته شده؛ اما مسئله، صرف حضور اروتیسم نیست، بلکه نحوهٔ استفاده از آن است.
« اما این ظرفیت همواره به شکلی منسجم به کار گرفته نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بسیاری از صحنهها، شوخی جنسی جای پرداخت شخصیت یا پیشبرد رابطه را میگیرد. موقعیت بهجای آنکه از شناخت آدمها و تضاد خواستههایشان زاده شود، گاه صرفاً برای تولید لحظهای تحریکآمیز یا خندهآور چیده شده است. از این رو، طنز فیلم بهسرعت فرسوده میشود. تکرار رفتارهای بابی و واکنش دیگران، تفاوت میان شوخی و تکرار را کمرنگ میکند و ظرفیت موقعیتها را تحلیل میبرد.
روایت همچنین در مواجهه با میل، نگاه انتقادیِ روشنی پیدا نمیکند: نه آن را با پیچیدگی روانی میکاود و نه پیامدهای عاطفیاش را بهطور جدی دنبال میکند. نتیجه آن است که موضوعی بالقوه غنی، بهانهای برای توالی صحنههای پراکنده باقی میماند. فیلمنامه و انسجام دراماتیک ضعف اصلی اثر در فیلمنامه است.
ایدهٔ مرکزی، یعنی تلاش برای درمان میل مهارنشدنی بابی و تأثیر آن بر مناسبات گروه، امکان شکلدادن به کمدیای دربارهٔ خودفریبی، مرزهای اخلاقی و انتخاب عاطفی را در خود دارد. اما فیلم این امکان را بهندرت به سطحی فراتر از طرح اولیه میرساند. روانشناسی شخصیتها ساده و سرراست است و تغییرهای عاطفی، بیشتر به اقتضای پیشبرد قصه رخ میدهند تا حاصل فرایندی که در رفتار و گفتوگوها دیده باشیم.
پراکندگی روایت نیز مانع انباشت اثر میشود. صحنهها اغلب بهجای آنکه بر یکدیگر بنا شوند، کنار هم قرار میگیرند. به همین دلیل، حتی وقتی یک موقعیت جذاب یا فضایی خاص شکل میگیرد، اثر آن به بخش بعد منتقل نمیشود و فیلم ناچار است بار دیگر از نو توجه مخاطب را جلب کند. این گسست، بهویژه در میانهٔ روایت، میتواند ریتم را کند و تجربه را خستهکننده کند.
« در بسیاری از صحنهها، شوخی جنسی جای پرداخت شخصیت یا پیشبرد رابطه را میگیرد. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، فیلم از یکدستی کاملِ ملالآور هم دور است؛ ناهمگونیاش گاه سرچشمهٔ همان حالوهوای غیرمنتظرهای میشود که آن را از یک کمدی معمولی جدا میکند. جمعبندی «Emanuelle's Silver Tongue» اثری نامتوازن است: فضایی مرموز و گاه رؤیاگون دارد، بازیهایش با لحن پرتحرک داستان سازگارند و روایت تا حدی کنجکاوی مخاطب را زنده نگه میدارد؛ اما این امتیازها زیر سایهٔ فیلمنامهای کممایه، روانشناسی سطحی و شوخیهایی قرار میگیرند که بیش از اندازه بر موقعیتهای جنسی تکیه دارند.
فیلم در ساختن حالوهوایی متفاوت موفقتر از پرداخت رابطهها و شخصیتهایش است. تماشای آن برای علاقهمندان به کمدیهای اروتیک ایتالیایی دههٔ هفتاد یا کسانی که به فضای نامتعارف و قطعهقطعهٔ برخی آثار آن دوره توجه دارند، میتواند تجربهای جالب باشد. اما نباید از آن انتظار کاوشی جدی در میل یا درامی عاشقانه با تحول روانی پرورده داشت.
ارزش فیلم بیش از آنکه در استحکام داستان باشد، در تضاد میان ظاهر سبک و فضای رازآلودش نهفته است؛ تضادی که لحظههایی جذاب میآفریند، ولی برای ساختن اثری کاملاً منسجم کفایت نمیکند.
« فیلم در ساختن حالوهوایی متفاوت موفقتر از پرداخت رابطهها و شخصیتهایش است. »
ثبت دیدگاه