نقد و بررسی
نقد الیاس 2024 (Elyas) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعلیق میان بدگمانی و خطر «Elyas» با قراردادی آشنا آغاز میشود: مردی که جنگ را از سر گذرانده، اما نتوانسته از سایههای آن بیرون بیاید، مأمور محافظت از مادری و دختر نوجوانش میشود. الیاس، سرباز پیشین نیروهای ویژه، پس از تجربهای در افغانستان به انزوا و بدگمانی پناه برده است. ورود او به زندگی آمینه و نور، که برای تعطیلات از خاورمیانه آمدهاند، بهسرعت آرامش ظاهری ماجرا را برهم میزند.
نشانههایی که در اطراف این خانواده پدیدار میشوند، پرسشی دوگانه میسازند: آیا خطری واقعی در کمین است، یا ذهن زخمخوردهٔ الیاس تهدید را بزرگتر از اندازهٔ آن میبیند؟ فیلم در همین ابهام اولیه بیشترین نیروی خود را پیدا میکند. تماشاگر ناچار است همراه شخصیت اصلی به جزئیات نگاه کند، اما همزمان نمیتواند هر برداشت او را بیچونوچرا بپذیرد.
این بیاعتمادیِ هدایتشده، از همان ابتدا حالوهوایی رازآلود و پرتنش میسازد؛ فضایی که در آن حتی مکثها و نگاههای کوتاه میتوانند نشانهای از خطری پنهان باشند. قهرمانی که زخمهایش را پنهان میکند الیاس قرار نیست قهرمانی بینقص و دستنیافتنی باشد. اضطراب، انزوا و گوشبهزنگیِ دائمی، گذشتهٔ نظامی او را به حضوری زنده در اکنون تبدیل میکنند.
فیلم میکوشد نشان دهد مهارتهای رزمی و مراقبتیِ این مرد، از زخمهای روانیاش جدا نیستند؛ همان حساسیتی که میتواند او را در برابر تهدید آماده نگه دارد، گاهی داوریاش را نیز مختل میکند. این تضاد، مهمترین امکان دراماتیک اثر است. الیاس هم محافظ است و هم مردی که باید به قضاوت خودش شک کند.
« الیاس، سرباز پیشین نیروهای ویژه، پس از تجربهای در افغانستان به انزوا و بدگمانی پناه برده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی Roschdy Zem در انتقال این دوگانگی مؤثر است: او با خویشتنداری و سکوت، شخصیتی میسازد که احساساتش را کمتر در کلام و بیشتر در بدن و نگاه آشکار میکند. خشکی و انقباض رفتارش نهفقط نشانهٔ اقتدار، بلکه گواهی بر فرسودگی درونی اوست. بااینحال، فیلم همیشه از ظرفیت این شخصیت بهطور کامل استفاده نمیکند؛ گاه گذشتهٔ الیاس بیشتر به ابزاری برای ایجاد تعلیق بدل میشود تا موضوعی برای کاوشی دقیق و پیوسته.
آمینه و نور؛ رابطهای در جستوجوی اعتماد آمینه و نور فقط کسانی نیستند که باید نجات داده شوند. حضور آنها فرصتی فراهم میآورد تا الیاس از پناهگاه سرد و بستهٔ خود بیرون بیاید و با مسئولیتی عاطفی روبهرو شود. رابطهٔ او با نور، بهویژه، بر فاصلهای بنا شده که بهآرامی جای خود را به اعتماد میدهد.
این مسیر، اگرچه از الگوی آشنای پیوند میان محافظ و نوجوان پیروی میکند، در لحظاتی که از شتابزدگی دور میشود، وجه انسانی و تأثیرگذاری دارد. Jeanne Michel در نقش نور، سرزندگی و آسیبپذیری را با هم ترکیب میکند و به شخصیتش حضوری مستقل میبخشد. نور صرفاً موضوعِ حفاظت نیست؛ واکنشها و خواستههای او بر مسیر رابطه اثر میگذارند.
Laëtitia Eïdo نیز به آمینه وقار و نگرانی میبخشد، هرچند پرداخت شخصیت او در فیلمنامه بهاندازهٔ الیاس و نور گسترش نمییابد. در نتیجه، انگیزهها و پیچیدگیهای درونی مادر گاهی زیر سایهٔ سازوکار تعلیق باقی میماند. فضاسازی و زبان تصویر فیلم در ساختن احساس ناامنی موفقتر از توضیح دادن آن است.
« خشکی و انقباض رفتارش نهفقط نشانهٔ اقتدار، بلکه گواهی بر فرسودگی درونی اوست. »
شخصیتها و اجرا
فضاهای بسته، رفتوآمدهای مشکوک و فاصلهٔ میان شخصیتها، حسی از تهدیدِ نزدیک و درعینحال نامرئی ایجاد میکنند. کارگردانی Florent-Emilio Siri از این عناصر برای نگهداشتن مخاطب در وضعیت انتظار بهره میگیرد؛ وضعیتی که در آن ممکن است آرامش هر لحظه جای خود را به خشونت بدهد. این فضاسازی بهویژه در بخش آغازین، موتور اصلی فیلم است.
نگاه الیاس به پیرامون، درک تماشاگر را نیز جهت میدهد؛ ما محیط را نه از موضعی بیطرف، بلکه از دریچهٔ ذهنی میبینیم که هم قدرت تشخیص دارد و هم مستعد سوءظن است. چنین رویکردی میتوانست پایهٔ تریلری روانشناختیِ پیچیدهتری شود. بااینحال، فیلم در ادامه بیشتر به سوی رویاروییهای مستقیم و کنش بدنی میرود و بخشی از آن ابهام اولیه را کنار میگذارد.
گذار از تعلیق به اکشن، هرچند برای حفظ تحرک روایت مفید است، از ظرافت روانیِ آغاز کار میکاهد. ریتم و حرکت روایت «Elyas» در مجموع ریتمی دارد که تماشاگر را درگیر نگه میدارد. فیلم مدت زیادی را در سکون نمیگذراند و هر نشانهٔ تازه، تهدید را ملموستر میکند. در کنار لحظات انتظار، صحنههای پرتحرک قرار میگیرند و همین تغییر ضرباهنگ، کشش اثر را حفظ میکند.
روایت بهگونهای پیش میرود که اطلاعات دربارهٔ خطر بهتدریج آشکار شود، بیآنکه هستهٔ اصلی ماجرا از همان ابتدا روشن باشد. اما تعادل این ریتم در میانهٔ فیلم سست میشود. داستان چند مسیر را همزمان دنبال میکند: وضعیت روانی الیاس، امنیت آمینه و نور، و نیرویی که آنها را تهدید میکند.
« فضاهای بسته، رفتوآمدهای مشکوک و فاصلهٔ میان شخصیتها، حسی از تهدیدِ نزدیک و درعینحال نامرئی ایجاد میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خطوط همیشه به شکلی منسجم به یکدیگر متصل نمیشوند؛ در نتیجه، بخش میانی گاهی پراکنده به نظر میرسد و توجه فیلم میان چند محور تقسیم میشود. کشش همچنان برقرار است، اما انسجام روایی و تمرکز عاطفی کاهش مییابد. فیلم بهجای آنکه هر مسیر را به لایهای تازه از شخصیتها پیوند بزند، گاه از آنها برای پیشبردن ماجرا استفاده میکند.
فیلمنامه؛ میان تنش و کلیشه نقطهضعف اصلی اثر را باید در فیلمنامه جستوجو کرد. ایدهٔ مرکزی ظرفیت آن را دارد که یک تریلر اکشن را به مطالعهای دربارهٔ تروما، اعتماد و تفاوت میان خطر واقعی و ذهنِ آسیبدیده بدل کند. بااینهمه، دیالوگها گاهی بیش از آنکه از شخصیتها برآیند، وظیفهٔ توضیح دادن موقعیت را برعهده میگیرند.
برخی گفتوگوها تصنعیاند و ظرافتی را که فضاسازی فیلم وعده میدهد، در زبان از دست میدهند. همچنین بعضی گرهها و اتفاقات بهجای آنکه از منطق روانشناختی و موقعیتهای پیشین زاده شوند، به راهحلهایی آشنا در سینمای اکشن نزدیک میشوند. قهرمانِ تنها در برابر نیرویی بزرگ، تهدیدی که در لحظهٔ مناسب پدیدار میشود، و موقعیتهایی که برای رسیدن به صحنهٔ پرهیجان شکل میگیرند، آشناییِ زیادی دارند.
این عناصر لزوماً مانع لذت بردن از فیلم نیستند، اما از باورپذیری آن میکاهند. هرچه روایت از ابهام روانی فاصله میگیرد و بر تواناییهای عملی قهرمان تکیه میکند، تناقض میان آسیبپذیریِ اولیهٔ الیاس و کارآمدیِ تقریباً بیوقفهٔ او آشکارتر میشود. اکشن و بازیگری صحنههای اکشن، به فیلم انرژی و ضرباهنگ میدهند و کارکردشان تنها پر کردن فاصلهٔ میان بخشهای داستانی نیست؛ آنها موقعیتهای محافظت، ترس و واکنش غریزی را به نمایش میگذارند.
« کشش همچنان برقرار است، اما انسجام روایی و تمرکز عاطفی کاهش مییابد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، میزان باورپذیری برخی رخدادها محل تردید است. وقتی قهرمان در برابر خطرهای متعدد بیش از اندازه مسلط و شکستناپذیر جلوه میکند، تنشی که از شکنندگی روانی او شکل گرفته بود، بخشی از اثر خود را از دست میدهد. بازیگران در مجموع به مادهٔ خام فیلمنامه جان میبخشند. Roschdy Zem با بازی کمادا، مرکز ثقل فیلم است و شخصیت را از تبدیل شدن به یک الگوی صرفاً قهرمانانه تا حدی نجات میدهد.
Jeanne Michel نیز در نقش نور حضور قابلتوجهی دارد و رابطهٔ میان این دو را از یک همراهی کاملاً قراردادی دور میکند. در مقابل، کمبود فرصت برای پرداخت آمینه، مانع از آن میشود که پیوند سه شخصیت اصلی بهتمامی به همان عمقی برسد که طرح داستانی وعده میدهد. جمعبندی «Elyas» تریلری اکشن است که با فضاسازیِ رازآلود، بازی محوری Roschdy Zem و رابطهٔ محتاطانهٔ الیاس و نور، شروعی گیرا دارد.
بهترین لحظاتش از تردید میان ادراک آشفتهٔ قهرمان و تهدیدی واقعی سرچشمه میگیرند؛ همانجا که فیلم مخاطب را وادار میکند هم به نشانهها توجه کند و هم به ذهنی که آنها را تفسیر میکند. بااینحال، فیلمنامه در پرداخت دیالوگها و حفظ انسجام مسیر میانی چندان استوار نیست. بعضی اتفاقات باورپذیری محدودی دارند و تکیه بر الگوهای آشنا، از تازگی اثر میکاهد.
حاصل، فیلمی پرکشش اما نابرابر است: اثری که در برانگیختن تعلیق و نمایش زخمهای یک محافظ سابق موفقتر از کاوش کامل آن زخمهاست. برای تماشاگر علاقهمند به تریلرهای پرتحرک، تجربهای سرگرمکننده فراهم میکند؛ اما وعدهٔ تریلری روانشناختی و چندلایه را تنها تا اندازهای برآورده میسازد.
« بااینحال، میزان باورپذیری برخی رخدادها محل تردید است. »
ثبت دیدگاه