نقد و بررسی
نقد الویس پریسلی: جستجوگر (Elvis Presley: The Searcher) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جستوجوی هنرمند، نه افسانه «الویس پریسلی: جستوجوگر» بهجای آنکه زندگی الویس را صرفاً در قالب داستان صعود یک ستاره و سقوطی تراژیک بازگو کند، میکوشد او را از دریچهی موسیقیاش بشناسد. مستند، مسیر هنری او را از سالهای کودکی و نخستین تأثیرها تا واپسین ضبطهای سال ۱۹۷۶ در اتاق جنگلی گریسلند دنبال میکند؛ روایتی بلند که پرسش اصلیاش نه فقط این است که الویس چگونه مشهور شد، بلکه این است که چه صداهایی در شکلگیری هنر او به هم رسیدند و آن هنر در طول زمان چه تغییراتی کرد.
این انتخاب، فیلم را از زندگینامهای خطی و صرفاً ستایشآمیز دور میکند، هرچند همیشه آن را به کاوشی بیطرف و عمیق بدل نمیسازد. عنوان فیلم نیز به همین نگاه اشاره دارد: الویس نه فقط پدیدهای آماده و کامل، بلکه هنرمندی در جستوجوی صدا، بیان و جایگاه خویش تصویر میشود. کارگردانی تام زیمنی روایت را بر موسیقی بنا میکند و گفتوگوها، اجراها و تصاویر آرشیوی را به اجزای یک پرترهی هنری پیوند میزند.
مستند در دو بخش عرضه شده و نسخهی کامل آن بیش از سه ساعت زمان دارد؛ زمانی که امکان مرور گستردهی کارنامه را فراهم میکند، اما در عین حال میتواند آزمون صبر مخاطب باشد. ریشههای صدا و منشأ الهام یکی از جذابترین دستاوردهای فیلم، توجه به ریشههای موسیقایی الویس است. مستند او را در خلأ قرار نمیدهد و به تأثیر موسیقی گاسپل، بلوز، کانتری و ریتماندبلوز بر شکلگیری صدایش میپردازد.
اهمیت این بخش در آن است که بهجای تقلیل نوآوری الویس به شور و هیجان اجراهایش، از اجزای گوناگونی سخن میگوید که در صدای او درهم آمیختند. به این ترتیب، شنونده نه فقط با یک ستارهی کاریزماتیک، بلکه با هنرمندی روبهرو میشود که در بستر سنتهای موسیقایی متفاوت بالید و از آنها زبان شخصی خود را ساخت.
« ریشههای صدا و منشأ الهام یکی از جذابترین دستاوردهای فیلم، توجه به ریشههای موسیقایی الویس است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این مسیر به تجربهی شنیداری نیز اهمیت میدهد. ترانهها صرفاً برای پر کردن فاصلهی میان روایتها به کار نمیروند؛ هر قطعه میتواند نشانهای از دگرگونی حالوهوا یا مرحلهای از تحول هنری باشد. موسیقی در اینجا هم موضوع بحث است و هم ابزار روایت. از همین رو، هنگامی که مستند به سرچشمههای الهام الویس نزدیک میشود، از پرکششترین لحظاتش را میآفریند: مخاطب میتواند پیوند میان گذشتهی موسیقایی او و صدایی را که بعدها به شهرت جهانی رسید، با گوش خود دنبال کند.
موسیقی بهمثابه روایت زندگی مستند میکوشد زندگی و موسیقی را از یکدیگر جدا نکند. فراز و فرودهای حرفهای الویس در کنار تغییرات عاطفی و شخصی او قرار میگیرند و ترانهها گاه به دریچهای برای فهم دورهای از زندگیاش بدل میشوند. این پیوند، به فیلم نیرویی احساسی میدهد: شادی و سرزندگی موسیقی در کنار ناکامیها، محدودیتها و فقدانهایی قرار میگیرند که سایهشان بر زندگی هنرمند میافتد.
در نتیجه، صدای الویس فقط یادگار اجراهای پرشور نیست؛ کیفیت عاطفی آن نیز در طول روایت دگرگون میشود. این شیوه بهویژه در نیمهی دوم فیلم اهمیت پیدا میکند. هرچه روایت از سالهای آغازین فاصله میگیرد، تصویر هنرمند پیچیدهتر و تلختر میشود و شکاف میان استعداد و شرایط پیرامون او بیشتر به چشم میآید.
موسیقی در این بخش همچنان مرکز ثقل مستند است، اما دیگر تنها مایهی شور و رهایی نیست؛ گاه ردّ خستگی و اندوه را نیز در خود دارد. از همینرو، نیمهی دوم میتواند برای بسیاری از تماشاگران گیراتر باشد: فیلم از معرفی یک پدیدهی فرهنگی فراتر میرود و به مرور مسیری بدل میشود که در آن شهرت، خلاقیت و آسیبپذیری به هم گره میخورند.
« فیلم در این مسیر به تجربهی شنیداری نیز اهمیت میدهد. »
شخصیتها و اجرا
تصویر آرشیوی و غیابِ چهرهی خصوصی تصاویر و صداهای آرشیوی بار اصلی زنده کردن گذشته را بر دوش دارند. حضور الویس در اجراها و لحظههای گوناگون، به روایت امکان میدهد تا بهجای اتکا به شرح و تفسیر، گاهی خودِ هنرمند را در حال عمل نشان دهد. همین لحظات یادآوری میکنند که جذابیت الویس تنها به آواز او محدود نبود؛ شیوهی حضورش، حرکاتش و رابطهاش با صحنه نیز بخش جداییناپذیر از هنر او به شمار میرفت.
با این همه، مستند ممکن است از نظر میزان تصاویر نایاب انتظارات برخی مخاطبان را برآورده نکند. برای فیلمی که مدعی بازگشت به سرچشمههای یک چهرهی مشهور است، میشد انتظار داشت مواد آرشیوی بیشتری به درک تازهای از زندگی خصوصی یا فرایند خلاقهی او منجر شود. بخشی از بار تفسیر نیز بر دوش مصاحبهشوندگان قرار میگیرد؛ کسانی که گذشته را از منظر خاطره، رابطه یا داوری شخصی بازمیگویند.
حاصل، تصویری زنده و شنیدنی است، اما نه همیشه تصویری بیواسطه. مخاطب گاه با توضیح دربارهی الویس مواجه میشود، در حالی که خودِ الویس کمتر فرصت مییابد از خلال سخنان و نگاهش، جهان درونیاش را آشکار کند. روایت دیگران و جای خالی صدای الویس یکی از محدودیتهای مهم فیلم، تکیهی آن بر روایت نزدیکان و چهرههای آشنا با زندگی الویس، از جمله پریسیلا پریسلی و کلنل تام پارکر، است.
این انتخاب به مستند دسترسی به خاطرات و برداشتهایی میدهد که بیتردید ارزش تاریخی و انسانی دارند؛ اما همزمان مسئلهای اساسی پدید میآورد: آیا روایت دیگران میتواند جای صدای خود هنرمند را بگیرد؟ فیلم در جستوجوی معنا و انگیزههای الویس است، ولی او همیشه به اندازهی کافی در مقام راوی حضور ندارد تا برداشتهای دیگران را تأیید، رد یا پیچیدهتر کند.
« تصویر آرشیوی و غیابِ چهرهی خصوصی تصاویر و صداهای آرشیوی بار اصلی زنده کردن گذشته را بر دوش دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کمبود بهخصوص در لحظاتی حس میشود که مستند میخواهد از کشمکشهای درونی یا خواستههای هنری او سخن بگوید. میان آنچه الویس میخواسته و آنچه دیگران دربارهی خواستههایش گفتهاند، فاصلهای باقی میماند که فیلم کاملاً پُرش نمیکند. بنابراین اثر در ساختن پرترهای موسیقایی موفقتر از کشف کامل شخصیت خصوصی اوست.
این محدودیت ارزش گفتوگوها را از میان نمیبرد، اما یادآور میشود که هر زندگینامهی مستند، حتی با دسترسی به شاهدان نزدیک، ناگزیر با بخشی از ناشناختههای سوژه روبهروست. ریتم، ساختار و مخاطب طولانی بودن مستند هم امتیاز آن است و هم نقطهی آسیبپذیرش. فرصت کافی برای مرور دورههای مختلف زندگی و کار الویس فراهم میشود و موسیقی مجال دارد تا در متن روایت نفس بکشد؛ ازاینرو، فیلم برای دوستداران او میتواند تجربهای غوطهورکننده و پربار باشد.
اما همین گستردگی در برخی بخشها به کندی میانجامد. تماشاگر ناآشنا با کارنامهی الویس ممکن است در برابر انبوه نامها، قطعات و دورههای تاریخی احساس فاصله کند، بهخصوص اگر انتظار داشته باشد مستند بهسرعت به یک کشمکش محوری برسد. ساختار فیلم بیشتر بر انباشت و تداوم استوار است تا بر کشفهای پیدرپی.
این انتخاب با موضوع تناسب دارد، زیرا رشد هنری را نمیتوان همیشه در قالب چند نقطهی عطف فشرده کرد؛ بااینحال، گاه تکرار مضمونها و توضیحها از نیروی پیشبرندهی روایت میکاهد. فیلم برای مخاطبی که با موسیقی الویس پیوندی عاطفی دارد، این مکثها را با لذت شنیدن جبران میکند. برای دیگران، ریتم آرامتر و زمان طولانی احتمالاً به صبری بیشتر نیاز دارد.
« این کمبود بهخصوص در لحظاتی حس میشود که مستند میخواهد از کشمکشهای درونی یا خواستههای هنری او سخن بگوید. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «الویس پریسلی: جستوجوگر» مستندی شنیدنی و پرجزئیات دربارهی شکلگیری و دگرگونی هنرمندی است که نامش مدتهاست از زندگی شخصیاش فراتر رفته و به بخشی از حافظهی موسیقی عامهپسند بدل شده است. قوت اصلی فیلم در پرداختن به ریشههای موسیقایی الویس و نشان دادن پیوند میان صدا، زمانه و فراز و فرودهای زندگی اوست.
مرور کارنامه در نیمهی دوم نیز به روایت عمق و بار عاطفی بیشتری میبخشد، بیآنکه نتیجهی مسیر را به نمایشی ساده از پیروزی یا شکست فروبکاهد. در مقابل، زمان طولانی، کمبود نسبی تصاویر نایاب و وابستگی به روایت نزدیکان، دامنهی کاوش فیلم را محدود میکند. اثر بیش از آنکه رازهای شخصیت خصوصی الویس را بگشاید، به موسیقی او گوش میسپارد و میکوشد هنرمند را از خلال انتخابها و دگرگونیهای صوتیاش بشناسد.
برای دوستداران الویس، این رویکرد جذاب و عاطفی است؛ برای تماشاگران دیگر، تجربهای ارزشمند اما نیازمند حوصله. حاصل، پرترهای نه کاملاً بیواسطه و نه بینقص، اما زنده و اثرگذار از هنرمندی است که همچنان در صدای خود به جستوجو ادامه میدهد.
« در مقابل، زمان طولانی، کمبود نسبی تصاویر نایاب و وابستگی به روایت نزدیکان، دامنهی کاوش فیلم را محدود میکند. »
ثبت دیدگاه