نقد و بررسی
نقد Elles | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت میان دو جهان «Elles» ساختهٔ Małgorzata Szumowska، فیلمی دربارهٔ برخورد دو جهان است: زندگی روزمرهٔ آن، روزنامهنگاری پاریسی و مادر دو فرزند، و تجربهٔ شارلوت و آلیچا، دو دانشجویی که برای تأمین معاش و هزینههای تحصیل به تنفروشی روی آوردهاند. آن برای نوشتن گزارشی دربارهٔ آنان به سراغشان میرود، اما گفتوگوها بهتدریج از چارچوب یک مأموریت حرفهای فراتر میروند.
موضوع اصلی فیلم نه صرفاً کار جنسی، بلکه شکافی است که میان آنچه آدمها دربارهٔ میل، پول و آزادی میگویند و آنچه در زندگی خود تاب میآورند، شکل میگیرد. فیلم روایتش را با رفتوآمد میان مصاحبهها و زندگی خانهگی آن پیش میبرد. این ساختار، دو تجربه را به هم میتاباند: فشارهای آشکار زندگی دانشجویی و تنشهای ظریف اما فرسایندهٔ زندگی مرفه و خانوادگی.
«Elles» بهجای آنکه از آغاز حکم روشنی دربارهٔ انتخابهای زنان صادر کند، آن را در موقعیتهایی قرار میدهد که داوری ساده را دشوار میکنند. زنانی با انگیزههای متفاوت شارلوت و آلیچا دو نمونهٔ همسان از یک تجربه نیستند. تفاوت در منش، پیشینه و نگاهشان به کارشان، مانع از آن میشود که فیلم آنان را تنها به نشانههایی برای اثبات یک ایده تبدیل کند؛ هرچند این رویکرد همیشه به پرداخت کامل شخصیتها نمیانجامد.
« فیلم روایتش را با رفتوآمد میان مصاحبهها و زندگی خانهگی آن پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روایت از یکسو نشان میدهد که پول میتواند فرصت، رفاه یا استقلالی ملموس فراهم کند و از سوی دیگر، این امکان را از فشارها، مخاطرات و وابستگیهای عاطفی جدا نمیسازد. یکی از ایدههای مهم فیلم همین پرهیز از تصویرسازی یکدست است. زنان جوان نه صرفاً قربانیانی بیاختیارند و نه چهرههایی که آزادیشان را بتوان بیپرسش ستود.
پاسخهایشان دربارهٔ رضایت، پول و آینده گاه قاطع به نظر میرسد، اما موقعیتهایی که فیلم در کنار این گفتهها میگذارد، معنای آنها را پیچیده میکند. بااینحال، انگیزهها و لایههای درونی بعضی شخصیتها به اندازهای بسط نمییابد که این پیچیدگی همیشه به عمق دراماتیک بدل شود. آن؛ مرکز ثقل فیلم بازی ژولیت بینوش مهمترین نیروی پیونددهندهٔ اثر است.
آن را نه قهرمانی با دگرگونی ناگهانی، بلکه زنی میبینیم که فشار کار، مسئولیت خانوادگی و نارضایتیهای ناگفته در رفتار روزانهاش رسوب کردهاند. بینوش با واکنشهای کوچک، مکثها و تغییرات نامحسوس در لحن و حضور، نشان میدهد که مصاحبهها چگونه از سطح کنجکاوی حرفهای عبور میکنند و پرسشهایی شخصی را در ذهن آن بیدار میسازند.
« یکی از ایدههای مهم فیلم همین پرهیز از تصویرسازی یکدست است. »
شخصیتها و اجرا
قدرت این بازی در آن است که آن را به شخصیتی کاملاً قابلتأیید یا کاملاً خودخواه بدل نمیکند. او همزمان ناظر و درگیر است؛ میخواهد دربارهٔ زندگی دیگران بنویسد، اما نمیتواند آن زندگیها را از وضعیت خودش جدا نگه دارد. این فاصلهٔ لغزان میان مشاهده و همذاتپنداری، به نقش عمق میدهد و فیلم را از گزارشی صرف دربارهٔ یک موضوع اجتماعی فراتر میبرد.
میل، پول و آزادی «Elles» پرسشهایش را دربارهٔ تنفروشی در پیوند با اقتصاد و روابط اجتماعی مطرح میکند. پول در فیلم فقط وسیلهای برای پرداخت هزینهها نیست؛ نشانهٔ قدرت انتخاب، امکان مصرف و فاصلهگرفتن از وابستگیهای پیشین نیز هست. اما همین پول میتواند به بهای مواجهه با موقعیتهای نابرابر به دست آید.
فیلم بهدرستی یادآوری میکند که واژههایی چون «انتخاب» و «استقلال» در خلأ معنا ندارند: امکانات هر فرد، نیازهای فوری او و روابط قدرتی که در اطرافش قرار گرفتهاند، در شکلگیری این انتخاب دخیلاند. از سوی دیگر، اثر میان میل جنسی و زندگی زناشویی نیز رابطهای پرسشبرانگیز برقرار میکند.
« قدرت این بازی در آن است که آن را به شخصیتی کاملاً قابلتأیید یا کاملاً خودخواه بدل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تجربههای شارلوت و آلیچا برای آن به نوعی آینه تبدیل میشوند؛ آینهای که در آن نه فقط زندگی آن دو، بلکه عادتها، محدودیتها و خواستههای خود او بازتاب مییابد. با این همه، فیلم همیشه این پیوند را به کاوشی منسجم بدل نمیکند. گاه اشارههایش از تحلیل دقیقتر پیشی میگیرند و تماشاگر را با پرسشهایی روبهرو میگذارند که خود اثر فرصت کافی برای گشودنشان فراهم نمیآورد.
فضاسازی و نگاه بصری فضای فیلم صمیمی و نزدیک است؛ دوربین در کنار شخصیتها میماند و زندگی آن را با جزئیاتی روزمره، پرتنش و گاه ناخوشایند دنبال میکند. خانهٔ مرتب و مرفهٔ او الزاماً پناهگاهی آرام نیست؛ مسئولیتهای خانوادگی و فشارهای کاری در همان محیط آشنا نیز حضور دارند. در سوی دیگر، روایتِ مصاحبهها و موقعیتهای مرتبط با شارلوت و آلیچا نیز با فاصلهای مشاهدهگرانه پیش میرود و تلاش میکند تجربههای آنان را به تصویرهایی صرفاً تزئینی یا هیجانانگیز فرو نکاهد.
جسارت فیلم بیش از آنکه در نمایش صریح بدنها باشد، در اصرارش بر پیوند امر خصوصی و امر اجتماعی است. صحنههای مربوط به رابطهٔ جنسی، پول و خانواده در کنار هم قرار میگیرند تا نشان دهند این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. البته این انتخاب همیشه از خطر نگاه ابزاری مصون نمیماند: گاهی تماشاگر ممکن است احساس کند که فیلم میان نقد اجتماعی و تحریک بصری در نوسان است و دربارهٔ نسبت دقیق این دو تصمیم روشنی نگرفته است.
« با این همه، فیلم همیشه این پیوند را به کاوشی منسجم بدل نمیکند. »
قوتها و کاستیها
ریتم و محدودیتهای فیلمنامه روایت تکهتکهٔ فیلم امکان میدهد که خاطرهها و گفتوگوها در برابر زندگی روزمرهٔ آن قرار گیرند؛ اما همین رفتوآمد گاه ریتم را کند و کشدار میکند. بخشهایی از فیلم بیش از آنکه تنش تازهای به روایت بیفزایند، بر حالوهوایی تأکید میکنند که پیشتر شکل گرفته است.
این مکثها برای ساختن فضای ذهنی آن سودمندند، ولی در لحظاتی از شتاب و تمرکز درام میکاهند. ضعف دیگر، نابرابری در پرداخت شخصیتهاست. آن به لطف بازی بینوش و حضور مستمر در ساختار روایت، پیچیدگی بیشتری مییابد؛ اما شارلوت و آلیچا گاهی بیشتر حامل دیدگاهها و تضادهای موضوعی فیلماند تا شخصیتهایی با مسیر درونی مستقل و روشن.
تماشاگر با نشانههایی از تجربهها و انگیزههایشان روبهرو میشود، اما همیشه فرصت نمییابد آنها را در قالبی کاملتر دنبال کند. همین امر، برخی پرسشهای مهم فیلم را زنده نگه میدارد، ولی گاه به بهای کاستن از پیوند عاطفی با شخصیتهای جوانتر تمام میشود. پایانبندی و اثر باقیمانده فیلم در پایان، بیش از آنکه همهٔ خطوط فکریاش را به نتیجهای صریح برساند، بر ناآرامی و پرسش تأکید میکند.
« این مکثها برای ساختن فضای ذهنی آن سودمندند، ولی در لحظاتی از شتاب و تمرکز درام میکاهند. »
جمعبندی
این انتخاب با نگاه مردد و چندوجهی اثر سازگار است؛ زندگیهایی که نشان داده میشوند به جمعبندی آسان تن نمیدهند. بااینحال، ابهام پایان برای هر تماشاگری به معنای عمق نیست. چون بعضی شخصیتها و تعارضها پیشتر به اندازهٔ کافی بسط نیافتهاند، بازماندن پرسشها ممکن است بهجای تأمل ثمربخش، احساس ناتمامی ایجاد کند.
جمعبندی «Elles» اثری جسور و نامتوازن است که موضوعی حساس را با نگاهی نسبتاً واقعگرا به زندگی روزمره پیوند میزند. نقطهٔ قوت اصلیاش بازی ظریف و باورپذیر ژولیت بینوش و فضاسازی صمیمیای است که زندگی خصوصی آن را در کنار تجربههای شارلوت و آلیچا قرار میدهد. فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد که پول، میل، خانواده و آزادی چگونه در تجربهٔ زنان به هم گره میخورند، بیآنکه پاسخی ساده عرضه کند.
در مقابل، کندی بخشهایی از روایت، پرداخت ناکافی بعضی شخصیتها و پایانبندی کمجمعبندی، از اثرگذاری کلی آن میکاهد. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه پاسخهای قطعی بدهد، مخاطب را با پرسشهایی دربارهٔ انتخاب، رضایت و معنای رهایی تنها میگذارد.
« بااینحال، ابهام پایان برای هر تماشاگری به معنای عمق نیست. »
ثبت دیدگاه