نقد و بررسی
نقد اِل: داستان سیندرلایی مدرن (Elle: A Modern Cinderella Tale) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی قصهای آشنا «اِل: قصهٔ سیندرلای امروزی» از الگویی بهره میگیرد که تماشاگر از پیش میشناسد: دختری جوان، رؤیایی دورمانده، محیطی ناعادلانه و امیدی که با ورود شخصیتی تازه دوباره جان میگیرد. فیلم این الگو را به جهان موسیقی پاپ و یک شرکت مستقل ضبط میبرد؛ جایی که بهجای قصر و مهمانی سلطنتی، استودیو، گروه موسیقی و فرصت دیدهشدن قرار میگیرد.
همین جابهجایی، به قصه حالوهوایی امروزی میدهد، بیآنکه پیوندش با افسانهٔ اصلی را پنهان کند. اِل دنیلز پس از مرگ ناگهانی والدینش، در خانهٔ عموی ناتنیاش و در فضای شرکت موسیقی او زندگی تازهای را آغاز میکند. او که روزگاری به خوانندگی و ترانهسرایی فکر میکرده، اکنون درگیر کارهای روزمره و کنارآمدن با فقدان است.
فیلم از این موقعیت برای ساختن تضادی ساده اما مؤثر استفاده میکند: رؤیای شخصی اِل در برابر صنعتی که موفقیت را با شهرت و فرمولهای پرفروش میسنجد. آشنایی با تِی پارکر، خوانندهای مشهور که در پی صدایی صادقانهتر است، این تضاد را از حالت نظری بیرون میآورد و به تجربهای عاطفی تبدیل میکند.
رؤیا در برابر سازوکار شهرت یکی از محورهای قابلتوجه فیلم، کشمکش میان موسیقی اصیل و موسیقی تجاری است. گروه «سنسیشن» چهرهٔ موفق شرکت بهشمار میرود، اما حضورش برای اِل آزاردهنده است. در سوی دیگر، تِی از جایگاه تثبیتشدهٔ خود احساس رضایت کامل ندارد و به دنبال راهی برای نزدیکترشدن به موسیقی مورد علاقهاش میگردد.
« همین جابهجایی، به قصه حالوهوایی امروزی میدهد، بیآنکه پیوندش با افسانهٔ اصلی را پنهان کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
به این ترتیب، فیلم دو شخصیت را در موقعیتهایی متفاوت قرار میدهد که هر دو باید نسبت خود را با شهرت، سلیقهٔ عمومی و خواستهٔ شخصی روشن کنند. بااینحال، این پرسشها بیشتر در سطح طرح باقی میمانند تا آنکه به کاوشی جدی در صنعت موسیقی بدل شوند. شرکت ضبط و رقابت میان سبکها گاه مانند پسزمینهای رنگارنگ عمل میکنند؛ فضایی برای چرخشهای داستانی و برخورد شخصیتها، نه موضوعی که فیلم بخواهد پیچیدگیهایش را باز کند.
بنابراین تقابل موسیقیِ بازاری با موسیقیِ شخصی، هرچند برای پیشبرد قصه مناسب است، بهندرت از مرز دوگانهای روشن و ساده فراتر میرود. شخصیتپردازی و بازیها اِل مرکز عاطفی فیلم است و داستان بیش از هر چیز با بازگشت او به آرزوهایش معنا پیدا میکند. نقشآفرینی Ashlee Hewitt بر تصویری مهربان و دسترسپذیر از شخصیت تکیه دارد؛ تصویری که با قالب قصههای نوجوانانه سازگار است و به تماشاگر اجازه میدهد بهسادگی با او همراه شود.
بااینهمه، شخصیتپردازی اِل همیشه یکدست نیست. گاهی تردیدهای او بهروشنی زمینهسازی میشوند و گاهی تغییر رفتارش ناگهانی به نظر میرسد؛ گویی فیلم برای رساندن قصه به ایستگاه بعدی، از فرصت کافی برای نشاندادن تحول درونی او صرفنظر میکند. Sterling Knight در نقش تِی، چهرهٔ آشنای خوانندهای محبوب را به قصه میآورد؛ کسی که در ظاهر به همهچیز رسیده، اما نسبت به مسیر هنریاش پرسشهایی دارد.
رابطهٔ او و اِل قرار است نیروی محرک امید و بازگشت به موسیقی باشد، ولی رشد این رابطه گاهی زیر سایهٔ پیشبینیپذیری روایت قرار میگیرد. شخصیتهای فرعی نیز بیش از آنکه پیچیدگی مستقلی داشته باشند، اغلب کارکردهایی روشن در نقشهٔ قصه دارند: بعضی حامی، بعضی مانع و بعضی منبع شوخیاند. در نتیجه، فیلم در لحظههای صمیمی خود موفقتر از زمانی است که میخواهد همهٔ آدمهایش را به شخصیتهایی چندلایه تبدیل کند.
« بااینحال، این پرسشها بیشتر در سطح طرح باقی میمانند تا آنکه به کاوشی جدی در صنعت موسیقی بدل شوند. »
شخصیتها و اجرا
لحن کمدی و اغراق «اِل» میان ملودرام نوجوانانه، کمدی سبک و فانتزی عاشقانه در رفتوآمد است. این ترکیب میتواند برای قصهای الهامگرفته از افسانه مناسب باشد، زیرا به جهان فیلم اجازه میدهد از واقعگرایی خشک فاصله بگیرد. برخی رفتارها و موقعیتها آشکارا اغراقشدهاند و شخصیتهای منفی نیز گاه بهجای انگیزههای پیچیده، با خودنمایی و بدجنسیِ نمایشی تعریف میشوند.
چنین انتخابی میتواند برای مخاطبی که به فضای قصههای عامهپسند علاقه دارد سرگرمکننده باشد، اما برای تماشاگر دیگری، همان اغراق ممکن است تصنعی یا حتی ناخواسته خندهآور جلوه کند. این نوسان لحنی یکی از سرچشمههای دوگانگی فیلم است. لحظهای ممکن است قصه از تماشاگر بخواهد اندوه و فقدان اِل را جدی بگیرد، و لحظهای دیگر با شوخی یا بازی پررنگ شخصیتها، همان حس را سبک کند.
این رویکرد الزاماً نادرست نیست، اما گذار میان دو حالوهوا همیشه نرم و دقیق انجام نمیشود. گاهی فیلم بهجای آنکه میان تلخی و شیرینی تعادل برقرار کند، از یکی به دیگری میپرد. موسیقی و فضای دیداری موسیقی پاپ از عوامل اصلی هویت فیلم است. قطعههای پرانرژی به بخشهایی از روایت جان میدهند و بهویژه برای مخاطبی که با موسیقی نوجوانانه و داستانهای پشتصحنهٔ شهرت ارتباط دارد، جذابیت مستقیمی میآفرینند.
موسیقی همچنین راهی برای بیان چیزی است که شخصیتها همیشه نمیتوانند به زبان بیاورند: میل به شنیدهشدن، ترس از شکست و شوقِ بازگشت به رؤیا. فیلم در این زمینه از یک امکان طبیعی برای قصهٔ خود بهره میبرد، هرچند همهٔ لحظههای موسیقایی به یک اندازه در روایت جا نمیافتند. جهان دیداری اثر نیز بیش از آنکه به واقعگرایی متکی باشد، با نشانههای آشنای فیلمهای نوجوانانه ساخته میشود: محیطهای موسیقایی، لباسهای چشمگیر و فضایی سرزنده که قرار است داستان را به سوی پایانی امیدبخش هدایت کند.
« لحن کمدی و اغراق «اِل» میان ملودرام نوجوانانه، کمدی سبک و فانتزی عاشقانه در رفتوآمد است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی این عناصر به فیلم انرژی میدهند؛ گاهی هم کیفیت اجرایی محدود و انتخابهای اغراقآمیز، فاصلهای میان نیت دلنشین اثر و نتیجهٔ نهایی ایجاد میکنند. موسیقی و تصویر در کنار هم حالوهوایی میسازند که بیشتر به یک افسانهٔ پاپ نزدیک است تا روایتی واقعگرا از زندگی هنرمندان. فیلم در سال ۲۰۱۰ ساخته شده و گروه «سنسیشن» و شرکت مستقل ضبط موسیقی، چارچوب اصلی فضای آن را شکل میدهند.
ریتم و پیشبینیپذیری بزرگترین مانع فیلم برای اثرگذاری پایدار، ریتم آن است. قصه با وجود آنکه از طرحی آشنا و پر از امکانهای دراماتیک برخوردار است، همیشه نمیداند کدام موقعیتها را باید گسترش دهد و کدام را سریعتر پشت سر بگذارد. در نتیجه، بعضی بخشها طولانیتر از اندازهٔ لازم به نظر میرسند، در حالی که تحولهایی که نیازمند زمان و مکثاند، با شتاب اتفاق میافتند.
این ناهماهنگی میتواند تجربهٔ تماشا را خستهکننده کند، بهخصوص برای مخاطبی که انتظار دارد روایت موسیقایی با انرژی و ضرباهنگ بیشتری پیش برود. پیشبینیپذیری نیز از ویژگیهای دووجهی اثر است. از یک سو، آشنایی با ساختار سیندرلا برای مخاطب نوعی آسودگی میآورد و کمک میکند با فیلم همراه شود.
از سوی دیگر، وقتی قصه بیش از اندازه به مسیر مورد انتظار تکیه میکند، تعلیق و کشف جای کمی مییابند. حتی آنجا که روایت میکوشد با پیچیدگی یا غافلگیری تازهای مسیر خود را تغییر دهد، گاه چنان شلوغ و توضیحدادهشده عمل میکند که بهجای افزایش جذابیت، انسجام قصه را کم میکند. نقدهای تماشاگران نیز از تجربههایی بسیار متفاوت حکایت دارند: برخی از موسیقی و فضای قصههای پریان لذت بردهاند و برخی ریتم کند یا نامتقاعدکنندهبودن روایت را برجسته کردهاند.
« فیلم در سال ۲۰۱۰ ساخته شده و گروه «سنسیشن» و شرکت مستقل ضبط موسیقی، چارچوب اصلی فضای آن را شکل میدهند. »
قوتها و کاستیها
میراث قصهٔ سیندرلا ارزش اصلی «اِل» نه در بازآفرینی کامل و بیسابقهٔ افسانه، بلکه در انتقال نشانههای آن به محیطی معاصر است. فیلم قصر را با شرکت ضبط، شهرت سلطنتی را با محبوبیت موسیقایی و امکان رهایی را با یافتن صدای شخصی جایگزین میکند. این تمهید به اثر وحدتی موضوعی میدهد: اِل باید دوباره به آرزوی خودش اعتماد کند، نه اینکه صرفاً منتظر باشد کسی او را از دشواریها بیرون بیاورد.
این جنبهٔ خودباورانه، قصه را برای مخاطب نوجوان قابلفهم و دلگرمکننده میسازد. اما بازخوانی امروزی زمانی کاملتر میشد که فیلم معنای تازهای از استقلال و موفقیت ارائه میکرد. در بخشهایی، آزادی اِل همچنان به فرصتهایی وابسته میماند که دیگران فراهم میکنند و کامیابی هنری نیز بیش از اندازه ساده و قطعی تصویر میشود.
با این حال، سادگی اثر با هدف قصهٔ عامهپسندش تناسب دارد: ساختن تجربهای شیرین و سبک که بیش از واقعنمایی، بر امید و امکان دوباره آغازکردن تکیه میکند. جمعبندی «اِل: قصهٔ سیندرلای امروزی» فیلمی است که نیروی خود را از آشنایی و صمیمیت میگیرد. پیوند قصهٔ افسانهای با دنیای موسیقی پاپ، قطعههای پرانرژی و تمِ پیگیری رؤیاها میتواند برای دوستداران داستانهای نوجوانانه و پایانهای دلگرمکننده جذاب باشد.
در مقابل، ریتم کند، روایت قابلپیشبینی، نوسان میان جدیت و اغراق و شخصیتپردازی نهچندان منسجم، مانع میشود که فیلم به بازآفرینی عمیق یا منحصربهفردی از سیندرلا تبدیل شود. این اثر بیش از آنکه بخواهد مخاطب را با پیچیدگیهای جهان موسیقی روبهرو کند، میخواهد او را به فضایی آشنا ببرد؛ جایی که استعداد پنهان، دوستی و امید میتوانند راهی به سوی آینده باز کنند.
« این جنبهٔ خودباورانه، قصه را برای مخاطب نوجوان قابلفهم و دلگرمکننده میسازد. »
جمعبندی
نتیجه، فیلمی نابرابر اما صمیمی است: برای برخی تماشاگران دلنشین و نوستالژیک، و برای برخی دیگر کند و کلیشهای. ارزش تماشایش به میزان علاقهٔ مخاطب به افسانههای ساده، موسیقی پاپ و قصههایی بستگی دارد که پایان خوش را بخشی جداییناپذیر از وعدهٔ خود میدانند.
« نتیجه، فیلمی نابرابر اما صمیمی است: برای برخی تماشاگران دلنشین و نوستالژیک، و برای برخی دیگر کند و کلیشهای. »
ثبت دیدگاه