نقد و بررسی
نقد گروه نخبه ۲: دشمن از درون (Elite Squad: The Enemy Within) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که از خیابان به سیاست میرسد «Elite Squad: The Enemy Within» ساختهٔ José Padilha، دنبالهای است که میدان نبردش را از کوچههای ریو دو ژانیرو به راهروهای قدرت میکشاند. فیلم از پیامدهای یورش خونین نیروهای بُوپه به زندان بانگو یک آغاز میشود؛ رویدادی که در آن سرهنگ دوم روبرتو ناسیمِنتو و سروان آندره ماتیاس با اتهام کشتن زندانیان روبهرو میشوند.
اما روایت بهسرعت روشن میکند که این ماجرا فقط دربارهٔ یک عملیات پلیسی یا تصمیم چند مأمور نیست. مسئله، شبکهای از منافع و رابطههای پنهان است که خشونت خیابانی را به دستگاه سیاسی پیوند میزند. فیلم با حفظ تعلیق جنایی، پرسشی گستردهتر مطرح میکند: وقتی نهادهایی که قرار است امنیت ایجاد کنند خود در مناسبات فاسد گرفتار شدهاند، مسئولیت خشونت را بر دوش چه کسی میتوان گذاشت؟【1】【2】 جابهجایی از قهرمان پلیسی به تصویر یک نظام نخستین فیلم مجموعه بیشتر بر تجربهٔ درونی نیروهای بُوپه و منطق سختگیرانهٔ عملیاتی آنان تمرکز داشت.
این بار داستان از آن چارچوب فراتر میرود و نشان میدهد که نیروی پلیس بخشی از ساختاری بزرگتر است؛ ساختاری که سیاستمدار، رسانه، پلیس و گروههای مسلح را در رابطهای متقابل قرار میدهد. برکناری ناسیمِنتو از بُوپه و انتقال ماتیاس به پلیس نظامی فاسد، صرفاً تغییر موقعیت دو شخصیت نیست؛ این جابهجاییها مسیر ورود فیلم به قلمرو سیاست و فساد سازمانیافته را باز میکند.
این تغییر مقیاس، دنباله را از بازتولید سادهٔ فرمول قسمت نخست دور میسازد. دشمن دیگر فقط در برابر نیروهای ویژه قرار ندارد و الزاماً در هیئت یک مجرم شناختهشده ظاهر نمیشود. خطر اصلی در مناسباتی است که خشونت را به ابزار حفظ قدرت بدل میکنند و سپس مسئولیت آن را به عوامل پاییندست میسپارند.
« اما روایت بهسرعت روشن میکند که این ماجرا فقط دربارهٔ یک عملیات پلیسی یا تصمیم چند مأمور نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از همین راه عنوان خود را معنا میکند: تهدید اصلی میتواند از درون ساختاری برخیزد که ادعای مقابله با تهدید را دارد. روایت پرتنش و گسترهٔ سیاسی فیلمنامهٔ José Padilha، Bráulio Mantovani و Rodrigo Pimentel چند خط داستانی را به هم میبافد و از کنار هم گذاشتن آنها تصویری از فساد میسازد.
ماجرای زندان نقطهٔ آغاز است، اما پیامدهای آن در عرصههای دیگری گسترش مییابد: مسیر حرفهای ماتیاس، موقعیت ناسیمِنتو و فعالیت دیوگو فراگا، مدافع حقوق بشر، هر یک زاویهای متفاوت از منازعه را آشکار میکنند. این تعدد دیدگاهها به فیلم امکان میدهد از تقلیل بحران به تقابل سادهٔ پلیس و مجرم فاصله بگیرد.
ضرباهنگ اثر نیز به این گستردگی کمک میکند. تدوین پرتحرک و جابهجایی میان صحنههای تعقیب، درگیری و مواجهههای سیاسی، حس فشار مداومی میآفریند. در عین حال، داستان بهندرت اجازه میدهد مخاطب خشونت را همچون نمایشی جدا از مناسبات اجتماعی تماشا کند: هر اقدام، پیامدی در شبکهٔ قدرت دارد و هر پیروزی ظاهری ممکن است بخشی از بحرانی بزرگتر را پنهان کند.
فیلم در بهترین لحظاتش همزمان هیجان یک تریلر جنایی و دامنهٔ یک درام سیاسی را حفظ میکند. ناسیمِنتو؛ اقتدار، خستگی و تردید نقشآفرینی Wagner Moura یکی از مهمترین تکیهگاههای فیلم است. ناسیمِنتو هنوز شخصیتی مقتدر و سختگیر است، اما اقتدارش دیگر بهتنهایی پاسخگوی جهان پیرامون او نیست.
« این تعدد دیدگاهها به فیلم امکان میدهد از تقلیل بحران به تقابل سادهٔ پلیس و مجرم فاصله بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
نگاه و رفتار او حامل نوعی فرسودگیاند: مردی که سالها با خشونت سروکار داشته، حالا ناچار است با پیامدهای اخلاقی و سیاسی آن نیز روبهرو شود. مورا این فاصلهٔ میان قطعیت بیرونی و تردید درونی را با حضوری پرقدرت منتقل میکند، بیآنکه شخصیت را به قهرمانی بینقص یا پشیمانی سادهدلانه تبدیل کند.
ناسیمِنتو در این فیلم بیشتر از گذشته در برابر پرسش مسئولیت قرار میگیرد. آیا مأمور اجرای دستور فقط ابزار یک نظام است، یا در برابر انتخابهای خود نیز پاسخگوست؟ اثر پاسخ آسانی نمیدهد، اما کشمکش شخصیت اصلی میان عملگرایی و آگاهی اخلاقی، ستون عاطفی روایت را میسازد. با این حال، بخش شخصی زندگی او ــ بهویژه رابطهاش با خانواده ــ به اندازهٔ خط سیاسی و جنایی پرورده نمیشود.
فیلم امکان تحول عمیقتری را پیش میکشد، اما همیشه فرصت کافی برای شکلدادن به آن فراهم نمیکند. شخصیتهای مکمل و برخورد دو منطق دیوگو فراگا در برابر ناسیمِنتو نمایندهٔ نوعی نگاه متفاوت به عدالت است: او به جای تکیه بر قدرت قهری، بر حقوق و محدودیتهای قانونی آن تأکید میکند. ارزش حضورش در این نیست که جایگاهش را بیچونوچرا برتر نشان دهد؛ بلکه با وارد کردن زبان قانون و گفتوگوی مدنی به فضایی آکنده از تهدید، مرزهای نگاه امنیتی را به پرسش میکشد.
تضاد میان این دو، فیلم را از یک روایت صرفاً عملیاتی به بحثی دربارهٔ شیوههای گوناگون مواجهه با خشونت تبدیل میکند. ماتیاس نیز شخصیتی مهم در سوی دیگر این جدال است. انتقال او به سازمانی گرفتار فساد، پرسشهایی دربارهٔ وفاداری، جاهطلبی و سازگاری با محیط را پیش میکشد. با این حال، همهٔ شخصیتهای سیاسی و نهادی به یک اندازه پیچیده نیستند.
« ناسیمِنتو در این فیلم بیشتر از گذشته در برابر پرسش مسئولیت قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی چهرهها بیش از آنکه فردی با تناقضهای واقعی باشند، کارکردی نمادین پیدا میکنند و فساد یا فرصتطلبی را به شکلی آشکار و گاه اغراقآمیز نمایندگی میکنند. این انتخاب به وضوح درام کمک میکند، اما گاهی از ظرافت تصویر اجتماعی فیلم میکاهد. ریو بهمثابه ساختار، نه پسزمینه فضای ریو در فیلم فقط زمینهٔ وقوع تعقیبها و درگیریها نیست.
شهر با فاصلههای طبقاتی، محلههای متراکم و حضور نیروهای مسلح، به بخشی از منطق داستان بدل میشود. دوربین و طراحی صحنه، محیطی ناآرام میسازند که در آن امنیت و ناامنی بهآسانی از هم جدا نمیشوند. این واقعگرایی بصری، حس نزدیکی و فشار را افزایش میدهد و کمک میکند خشونت فیلم صرفاً جلوهای پرزرقوبرق نباشد.
با وجود این، شدت و شتاب روایت گاه بر تأمل اجتماعی غلبه میکند. فیلم چنان مشتاق است سازوکار فساد را توضیح دهد که بعضی ایدهها در گفتوگوها مستقیم و تکراری بیان میشوند. سخنرانیهای سیاسی در لحظاتی مضمون را روشن میکنند، اما در لحظاتی دیگر به جای آنکه معنا را از کنش و تصویر بیرون بکشند، آن را بهصراحت اعلام میکنند.
از این رو، اثر در تعادل میان سرگرمی پرکشش و تحلیل سیاسی همیشه یکدست نیست. خشونت و مسئولیت اخلاقی یکی از دشوارترین پرسشهای فیلم، نسبت میان نمایش خشونت و نقد آن است. صحنههای عملیات با انرژی و مهارت ساخته شدهاند و همین جذابیت بصری میتواند مخاطب را به تجربهٔ هیجانانگیز آنها بکشاند.
« این انتخاب به وضوح درام کمک میکند، اما گاهی از ظرافت تصویر اجتماعی فیلم میکاهد. »
قوتها و کاستیها
در همان حال، روایت میکوشد نشان دهد که خشونت پلیسی خلأ و پایانبخش بحران نیست؛ چهبسا به بازتولید همان نظمی کمک کند که مدعی مقابله با آن است. این تنش، اثر را از یک فیلم اکشن ساده فراتر میبرد، هرچند همیشه نمیتواند از خطر تبدیلشدن خشونت به نمایش جذاب فاصله بگیرد. جمعبندی «Elite Squad: The Enemy Within» دنبالهای جاهطلب است که دامنهٔ مجموعه را از عملیات پلیسی به شبکهٔ پیچیدهٔ سیاست و فساد گسترش میدهد.
بازی گیرا و چندلایهٔ Wagner Moura، فضای پرتنش ریو و روایت پرشتاب، فیلم را در مقام یک درام جنایی پرکشش نگه میدارند؛ در حالی که پرسشهایش دربارهٔ مسئولیت، قدرت و خشونت به آن بُعدی اجتماعی میبخشند. ضعف اثر بیشتر در توضیحهای سیاسی مستقیم، برخی شخصیتپردازیهای کلیشهای و پرداخت ناکافی زندگی خانوادگی ناسیمِنتو آشکار میشود.
با این همه، فیلم بهجای بازگویی داستانی آشنا، افق آن را گسترش میدهد و مخاطب را با پرسشی ناآرامکننده تنها میگذارد: اگر خشونت از دل نظامی برمیخیزد که قرار است آن را مهار کند، اصلاح آن از کجا باید آغاز شود؟【2】【3】
ثبت دیدگاه