نقد و بررسی
نقد Easy Virtue | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد دو جهان «Easy Virtue» به کارگردانی Stephan Elliott، اقتباسی از نمایشنامهای به همین نام نوشتهٔ Noël Coward است؛ اثری که در ظاهر از برخورد عروس آمریکاییِ پرزرقوبرق با خانوادهای اشرافی و انگلیسی مایه میگیرد، اما در لایههای زیرین به پرسشی قدیمیتر میپردازد: چه کسی حق دارد دربارهٔ «درستزیستن» داوری کند؟
Larita با ورود به خانهٔ خانوادهٔ Whittaker، صرفاً مهمانی تازهوارد نیست؛ او حضوری است که نظم ظاهراً بینقص خانه را به پرسش میکشد و فاصلهٔ میان آداب رسمی و احساسات سرکوبشده را آشکار میکند. فیلم بر پایهٔ همین تقابل پیش میرود: تحرک در برابر سکون، تجربهٔ زندگی در برابر حفظ ظاهر، و فردیت در برابر فرمانبرداری خانوادگی.
این برخورد بهجای آنکه از مسیر حادثههای پرشتاب شکل بگیرد، در نگاهها، سکوتها، کنایهها و مکالمههای روزمره ریشه میدواند. از همین رو، خانهٔ بزرگ خانواده فقط محل وقوع داستان نیست؛ خود به نمادی از جهانی بسته تبدیل میشود که در آن هرکس نقشی از پیش تعیینشده دارد. ورود Larita نشان میدهد پشت تشریفات و نجابت ظاهری، چه اندازه ترس از تغییر و نگرانی دربارهٔ اعتبار اجتماعی پنهان شده است.
کمدیای با رگههای تلخ فیلم خود را در قالب کمدی اجتماعی و رمانتیک عرضه میکند، اما خندههایش همواره سبک و بیدردسر نیستند. شوخیها گاهی از نیشزدن، تحقیر و برخوردهای ناخوشایند نیرو میگیرند؛ در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه به موقعیتها بخندد، سنگینی عاطفی آنها را احساس کند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوگانگی میتواند جذاب باشد، زیرا قصه را از کمدیِ صرفاً تزئینی دور میکند؛ اما در بخشهایی نیز لحن فیلم را نامتعادل میسازد. لحظهای فضا به هجو طبقهٔ مرفه نزدیک میشود و لحظهای بعد، تلخیِ روابط خانوادگی مجال شوخی را میگیرد. این ناهمواری دقیقاً همان چیزی است که احتمالاً واکنشها را دوپاره میکند.
اگر انتظار تماشاگر از فیلم، کمدیای سبک و پر از لحظههای بامزه باشد، بعضی جدالها و زخمهای عاطفی ممکن است ناگهانی یا بیش از اندازه سنگین به نظر برسند. اگر هم تماشاگر با آمادگیِ دیدن یک ملودرام خانوادگیِ آراسته به طنز وارد فیلم شود، این تغییر لحن شاید طبیعیتر جلوه کند. فیلم در بهترین لحظههایش از همین فاصله میان ظاهر مؤدبانه و خصومت پنهان طنز میسازد؛ در لحظههای کماثرتر، نمیتواند روشن کند که قرار است مخاطب بخندد، دلگیر شود یا هر دو را همزمان تجربه کند.
بازیگران و کشمکشهای درونی Jessica Biel در نقش Larita، چهرهای پرتحرک و مستقل به فیلم میبخشد. او نقش زنی را بازی میکند که نمیخواهد خود را با انتظارات محیط تازهاش کوچک کند، اما در عین حال کاراکترش را به نمادی ساده از آزادی و پیشرفت فرو نمیکاهد. جذابیت حضور او در این است که سرزندگیاش هم میتواند دلنشین باشد و هم برای اطرافیان تهدیدآمیز؛ ویژگیای که به تنش داستانی شکل میدهد.
لباسهای چشمگیر و زبان بدن مطمئن شخصیت نیز به این حس کمک میکنند، بیآنکه بازیگر تنها به جلوهٔ ظاهری نقش محدود بماند. Colin Firth در نقش Jim، پدر خانواده، از نقاط اتکای فیلم است. بازی او ظرافتی آرام دارد و نشان میدهد چگونه مردی که در چارچوب خانوادگی جایگاهی معتبر دارد، ممکن است خود نیز از قواعد همان چارچوب احساس خفگی کند.
« لحظهای فضا به هجو طبقهٔ مرفه نزدیک میشود و لحظهای بعد، تلخیِ روابط خانوادگی مجال شوخی را میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
واکنشهای کنترلشده و مکثهای او در برابر آشوب پیرامون، به شخصیت عمقی میدهند که فراتر از شوخیهای موقعیت است. Kristin Scott Thomas نیز در نقش Veronica، با انضباطی سرد و حضوری مقتدر، سویهٔ سختگیرانهٔ جهان فیلم را مجسم میکند. تقابل او با Larita صرفاً اختلاف میان دو زن نیست؛ برخورد دو نگاه متفاوت به شأن، خانواده و اختیار فردی است.
Ben Barnes در نقش John نیز حلقهٔ میانی این کشمکش است، هرچند شخصیتش گاهی بیش از آنکه نیرویی مستقل باشد، به نقطهٔ تلاقی خواستههای دیگران بدل میشود. خانه، لباس و تصویر یکی از دلپذیرترین جنبههای «Easy Virtue» کیفیت بصری آن است. خانهٔ باشکوه خانواده با اتاقهای رسمی، راهروها و فضای منظمش، به محیطی بدل میشود که زیباییاش اندکی خفقانآور است.
چشماندازها و فضاهای بیرونی، در برابر این نظم داخلی، حس گشودگی و امکان دیگری را تداعی میکنند. فیلم از تضاد میان فضای بستهٔ خانه و جهان بیرون بهره میگیرد تا تفاوت میان زندگیِ بهارثرسیده و زندگیِ انتخابشده را محسوس کند. لوکیشنها و طراحی صحنه در ساختن فضای دورهای اثرگذارند و خانه را از پسزمینهای زیبا به بخشی از روایت تبدیل میکنند.
لباسها نیز بیش از آنکه صرفاً زینت قاب باشند، به تعریف موقعیت شخصیتها کمک میکنند. پوشش Larita در قیاس با ظاهر محافظهکارانهٔ خانواده، نوعی اعلام حضور است؛ او با انتخابهایش از همان ابتدا نشان میدهد قصد ندارد بیصدا در ساختار موجود حل شود. در مقابل، لباسهای اعضای خانواده با سلیقهای مهارشده و آشنا به سنت، به تصویر آنها از خویشتن نظم میبخشند.
« واکنشهای کنترلشده و مکثهای او در برابر آشوب پیرامون، به شخصیت عمقی میدهند که فراتر از شوخیهای موقعیت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، فیلمی خوشتماشا است که در آن رنگ و بافت و جزئیات بصری، بخشی از کشمکش فرهنگی میان شخصیتها میشوند، نه صرفاً پوششی زیبا بر روی داستان. موسیقی و ریتم روایت موسیقی فیلم از آهنگهای متناسب با دوره و تنظیمهایی با حالوهوای جاز بهره میگیرد. این انتخاب، فضای خوشنشست و گاه بازیگوشی به اثر میدهد و به شخصیت پرجنبوجوش Larita نزدیک است.
در عین حال، برخی تنظیمهای نامتعارف ممکن است توجه را از صحنه منحرف کنند؛ بهویژه اگر تماشاگر پیوند میان موسیقی و فضای داستان را کاملاً نپذیرد. موسیقی در لحظههایی به فیلم انرژی میدهد، اما همیشه بیوقفه در خدمت روایت نیست و گاهی خود به جلو میآید و دیده میشود. ریتم نیز یکنواخت نیست.
فیلم برای ساختن فضای خانه و جاانداختن اصطکاک میان اعضای خانواده به مکث و گفتوگو تکیه میکند؛ روشی که در بخشهایی به شکلگیری تدریجی تنش کمک میکند. بااینحال، بعضی از این مکثها بیش از اندازه طولانی میشوند و صحنهها در همان موقعیت عاطفی میمانند، بیآنکه اطلاعات یا تغییری تازه به داستان بیفزایند.
در نتیجه، فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار پیشروی سریع دارند، کشدار به نظر برسد. آرامش رواییاش گاهی دلنشین است و گاهی مانع آن میشود که کشمکشها نیروی لازم را حفظ کنند. مضمونهایی فراتر از یک دیدار خانوادگی زیر ظاهر پرزرقوبرق و ماجرای ورود عروس تازه، فیلم دربارهٔ قدرت داوری اجتماعی نیز هست.
« موسیقی و ریتم روایت موسیقی فیلم از آهنگهای متناسب با دوره و تنظیمهایی با حالوهوای جاز بهره میگیرد. »
قوتها و کاستیها
عنوان اثر خود به مسئلهٔ قضاوت دربارهٔ رفتار و گذشتهٔ یک زن اشاره میکند، هرچند فیلم برای پیشبرد این مضمون به موقعیتها و گفتوگوها تکیه دارد، نه به توضیح مستقیم. خانواده میکوشد معیارهای خودش را طبیعی و همگانی جلوه دهد؛ Larita اما با حضورش نشان میدهد آن معیارها تا چه اندازه به طبقه، جنسیت و حفظ آبرو وابستهاند.
پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی با خانواده سازگار میشود، بلکه این است که سازگاری را چه کسی تعریف میکند و چه بهایی برای آن طلب میشود. فیلم همچنین تصویری از جامعهای ارائه میدهد که با تغییرات زمانه روبهرو شده، اما هنوز به قواعد گذشته چنگ میزند. این کشمکش برای ساختن طنز اجتماعی ظرفیت فراوانی دارد و در شماری از صحنهها بهخوبی به کار گرفته میشود.
با این همه، نگاه فیلم به طبقه و سنت گاه بیشتر بر طعنه و تضاد تکیه میکند تا کاوشی ژرف در انگیزههای همهٔ شخصیتها. به همین دلیل، برخی چهرهها در مرز میان شخصیتپردازی و تیپسازی باقی میمانند؛ گویی فیلم برای حفظ آهنگ کمدی، فرصت پرداخت کامل به پیچیدگیهای آنان را از دست میدهد. جمعبندی «Easy Virtue» فیلمی خوشظاهر و بازیگرمحور است که جذابیتش را از برخورد دو شیوهٔ زندگی و از شکاف میان نجابت نمایشی و احساسات پنهان میگیرد.
Jessica Biel حضوری چشمگیر دارد و Colin Firth با بازی آرام و سنجیدهاش به فیلم وزنی عاطفی میبخشد؛ طراحی لباس، فضای خانهها و موسیقی نیز حالوهوایی متمایز میسازند. در سوی دیگر، نوسان میان کمدی و تلخی، ریتم کند در بعضی بخشها و کشمکشهایی که ممکن است بیش از اندازه تند یا ناخوشایند به نظر برسند، مانع یکدستی اثر میشوند.
« این کشمکش برای ساختن طنز اجتماعی ظرفیت فراوانی دارد و در شماری از صحنهها بهخوبی به کار گرفته میشود. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه کمدیای پیوسته و سبک باشد، داستانی خانوادگی با طنزی گزنده و لحظههایی تلخ است. تماشاگرانی که از درامهای دورهای، بازیهای ظریف و تقابل شخصیتها لذت میبرند، احتمالاً از فضای آراسته و اجرای بازیگرانش بهره خواهند برد. اما کسانی که انتظار خندههای بیوقفه یا روایتی پرشتاب دارند، ممکن است با بخشهایی از آن ارتباط نگیرند.
دستاورد اصلی فیلم نه در حل کامل همهٔ این تضادها، بلکه در ساختن جهانی دیدنی است که زیر ظاهری آراسته، از تغییر میترسد و به همین دلیل با ورود زنی متفاوت ناچار میشود خودش را دوباره ببیند.
« این فیلم بیش از آنکه کمدیای پیوسته و سبک باشد، داستانی خانوادگی با طنزی گزنده و لحظههایی تلخ است. »
ثبت دیدگاه