نقد و بررسی
نقد Earth Virus of the Dead | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فاجعهای بزرگ در مقیاسی کوچک «Earth Virus of the Dead» از طرحی آشنا در سینمای آخرالزمانی آغاز میکند: جنگی شیمیایی در سراسر جهان، انسانهایی که به زامبیهای زنده بدل میشوند و دو مأمور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا که برای یافتن واکسن با شتابی ناگزیر میکوشند. این چارچوب بهتنهایی ظرفیت یک روایت پرتنش را دارد؛ هم امکان ساختن وحشتی جسمانی را فراهم میکند و هم پرسشهایی درباره مسئولیت انسان در برابر فاجعهای که خود آفریده پیش میکشد.
فیلم، بااینحال، در تبدیل این ایده به تجربهای منسجم و اثرگذار با دشواری روبهرو است. حاصل، اثری کمهزینه و نابرابر است که میان بلندپروازی آخرالزمانی و محدودیتهای اجراییاش فاصلهای محسوس دارد. ایدهای آشنا و فرصتهای ازدسترفته پیوند دادن جنگ شیمیایی به دگرگونی انسانها، داستان را از الگوی معمول شیوع بیماری اندکی دور میکند.
تهدید در اینجا صرفاً یک ویروس ناشناخته نیست؛ رد پای تصمیمها و خشونتهای انسانی نیز در پسزمینه حضور دارد. همین نکته میتوانست به فیلم عمق اخلاقی بدهد: وقتی فاجعه پیامد کنش جمعی بشر است، نجات دیگر تنها به معنای زنده ماندن نیست، بلکه با مسئولیت، گناه و امکان جبران نیز پیوند میخورد.
« فیلم، بااینحال، در تبدیل این ایده به تجربهای منسجم و اثرگذار با دشواری روبهرو است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسیر یافتن واکسن هم زمینهای طبیعی برای ایجاد تعلیق فراهم میکند. شخصیتها باید میان فوریت نجات دیگران و خطرهایی که در برابرشان قرار دارد تصمیم بگیرند؛ اما فیلم این ظرفیت را بیش از آنکه بپرورد، بهعنوان پیشفرضی برای پیش بردن ماجرا به کار میگیرد. جهان داستانی از نظر وسعت فاجعه بزرگ جلوه میکند، اما روایت کمتر فرصت مییابد پیامدهای آن را با جزئیات و لایههای انسانی بکاود.
به همین دلیل، ایده در ذهن تماشاگر بزرگتر از اجرایی میماند که روی پرده میبیند. روایت و ریتم: حرکت میان موقعیتها ساختار فیلم بر حرکت در دل بحرانی پیوسته تکیه دارد: تهدید گسترش یافته و شخصیتها در پی راهی برای متوقف کردن آناند. چنین ساختاری اگر با افزایش تدریجی فشار، تغییر در مناسبات میان شخصیتها و روشن شدن تدریجی ابعاد بحران همراه شود، میتواند ریتمی پرکشش بسازد.
در این اثر، اما، پیوند میان رخدادها همیشه استوار نیست و بعضی جزئیات داستانی برای باورپذیر شدن به زمینهچینی بیشتری نیاز دارند. در نتیجه، تنش گاه بهجای آنکه از انتخابهای دشوار یا پیامدهای روشن کنشها برخیزد، به خودِ وضعیت اضطراری وابسته میماند. جهان در آستانه فروپاشی است، اما این بزرگی تهدید همیشه به تجربهای عمیق از اضطراب تبدیل نمیشود.
« مسیر یافتن واکسن هم زمینهای طبیعی برای ایجاد تعلیق فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر میتواند خط اصلی را دنبال کند، ولی گاه حس میکند میان صحنهها و تصمیمها، حلقههای روایی کافی وجود ندارد. این ناپیوستگی بهخصوص در داستانی که درباره یافتن راه نجات است اهمیت دارد؛ زیرا هر پیشرفت باید هم از نظر دراماتیک و هم از نظر منطقی قابل لمس باشد. شخصیتها و بازیها دو مأمور اطلاعاتی در مرکز داستان قرار دارند و حضورشان میتوانست دریچهای برای نمایش تضاد میان وظیفه سازمانی و مسئولیت انسانی باشد.
در چنین موقعیتی، شخصیتها نهفقط با دشمنی بیرونی، بلکه با فرسایش روانی و اخلاقی نیز دستوپنجه نرم میکنند. بااینهمه، پرداخت شخصیتها به اندازهای نیست که این کشمکشها همواره جان بگیرند. انگیزهها و روابط در چند لحظه امکان تأثیرگذاری پیدا میکنند، اما فیلم در ساختن پیوندی پایدار میان تماشاگر و قهرمانانش کامیاب نمیشود.
ضعف بازیها نیز این فاصله را بیشتر میکند. اجراها در لحظاتی که نیازمند واکنش طبیعی به خطر، اندوه یا ناباوریاند، گاه تصنعی به نظر میرسند و همین امر از اعتبار موقعیت میکاهد. بازی کودک، بهویژه، در برخی صحنهها قانعکننده نیست. از آنجا که حضور کودک میتواند آسیبپذیری و عاطفه را به قلب روایت بیاورد، اجرای ناپخته در این نقش بیش از یک لغزش جزئی به چشم میآید: تماشاگر را از موقعیت احساسی بیرون میکشد و یادآور فاصله میان قصد فیلم و توان اجرایی آن میشود.
« در چنین موقعیتی، شخصیتها نهفقط با دشمنی بیرونی، بلکه با فرسایش روانی و اخلاقی نیز دستوپنجه نرم میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر، آرشیو و جهان فیلم یکی از دشواریهای مهم فیلم، استفاده فراوان از تصاویر آرشیوی است. بهرهگیری از تصاویر آماده در اثری کمهزینه فینفسه عیب محسوب نمیشود؛ مسئله زمانی پدیدار میشود که این تصاویر از نظر کیفیت، نور، بافت و زاویه دید با صحنههای اصلی همخوانی نداشته باشند. در اینجا، تفاوتهای بصری گاه چنان محسوساند که بهجای گسترش جهان داستانی، ساختار تولید را آشکار میکنند.
بهجای آنکه احساس کنیم بحران سراسر زمین را فراگرفته، با مجموعهای از قطعات تصویری روبهرو میشویم که اتصالشان همیشه طبیعی نیست. این ناهماهنگی تأثیری فراتر از ظاهر دارد. فیلمی درباره فاجعهای جهانی برای باورپذیر کردن مقیاس بحران به تداوم بصری و حس مکانی نیازمند است؛ بیننده باید بتواند میان صحنههای مختلف نوعی جهان مشترک را تشخیص دهد.
تصاویر آرشیوی هرگاه این پیوستگی را قطع میکنند، حس کمهزینه بودن از پشت روایت بیرون میزند. در نتیجه، فاجعه بیشتر به گزارشی پراکنده میماند تا حضوری ملموس و فراگیر. صدا و تدوین: ناتمامی در اجرا تدوین و جلوههای صوتی خام از دیگر عواملیاند که بر انسجام اثر اثر میگذارند. در داستانی که بخش مهمی از جذابیتش بر تهدید و انتظار استوار است، صدا باید پیش از آنکه خطر دیده شود، آن را در فضای صحنه حاضر کند؛ تدوین نیز باید ضرباهنگی بسازد که لحظههای سکون و هجوم را از هم متمایز کند.
« تصویر، آرشیو و جهان فیلم یکی از دشواریهای مهم فیلم، استفاده فراوان از تصاویر آرشیوی است. »
قوتها و کاستیها
وقتی این عناصر پرداخت کافی نداشته باشند، تعلیق یا زود از میان میرود یا به اندازه لازم شکل نمیگیرد. ناهمواری تدوین همچنین بر پیوند میان واکنش شخصیتها و رخدادها اثر میگذارد. در برخی لحظهها، گذر از یک وضعیت به وضعیت دیگر به اندازه کافی روان نیست و جزئیات داستانی مجال پیدا نمیکنند تا طبیعی جلوه کنند.
مشکل فقط فنی نیست: هر برش ناموزون یا صدای ناهماهنگ میتواند باور تماشاگر را به جهان فیلم کاهش دهد. در اثری که بر خطر مرگبار و فوریت نجات بنا شده، این کاهش باورپذیری مستقیماً از شدت تجربه میکاهد. لایههای تماتیک و حدود تأثیرگذاری در پسِ داستان زامبیها، اشارهای به خودویرانگری بشر دیده میشود.
جنگ شیمیایی و پیامدهایش، دستکم در سطح ایده، فرصتی است برای تأمل درباره آنکه فناوری و قدرت چگونه میتوانند از ابزار حفاظت به عامل نابودی بدل شوند. چنین معنایی به فیلم امکان میدهد از محدوده وحشتِ صرف فراتر رود. اما این مضمون بیش از آنکه در یک ساختار روایی پیچیده رشد کند، در چارچوب کلی قصه حضور دارد و به اندازه کافی با دگرگونی شخصیتها گره نمیخورد.
« وقتی این عناصر پرداخت کافی نداشته باشند، تعلیق یا زود از میان میرود یا به اندازه لازم شکل نمیگیرد. »
جمعبندی
از همین رو، فیلم گاه میان دو مقصد معلق میماند: میخواهد هم داستان بقا و شیوعی مرگبار باشد و هم هشداری درباره پیامدهای انتخابهای انسانی. این دو مسیر الزاماً ناسازگار نیستند، ولی برای همافزایی به شخصیتپردازی و پرداخت روایی دقیق نیاز دارند. وقتی آن پیوند کامل شکل نمیگیرد، مضمون در حد طرحی قابل تشخیص باقی میماند و بار عاطفی روایت نمیتواند آن را به تجربهای ماندگار بدل سازد.
جمعبندی «Earth Virus of the Dead» طرحی آشنا اما بالقوه پربار دارد: فاجعهای برخاسته از جنگ شیمیایی، انسانهای دگرگونشده و تلاش برای یافتن واکسن. اهمیت این چارچوب در امکان پرداختن به مسئولیت انسانی و اضطراب بقاست؛ بااینحال، ضعف بازیها، اجرای نامتوازن بازی کودک، استفاده ناهماهنگ از تصاویر آرشیوی و ناپختگی تدوین و صدا مانع از آن میشوند که ظرفیت ایده بهطور کامل شکوفا شود.
نتیجه اثری است که بیش از انسجام سینماییاش با بلندپروازی premise خود به یاد میماند: تلاشی برای ساختن تصویری جهانی از فاجعه، در حالی که ابزارهای محدودش پیوستگی و باورپذیری آن را بارها مختل میکنند.
« این دو مسیر الزاماً ناسازگار نیستند، ولی برای همافزایی به شخصیتپردازی و پرداخت روایی دقیق نیاز دارند. »



ثبت دیدگاه