نقد و بررسی
نقد مرگ برای شهرت (Dying for Fame) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهرتی که از عدد ساخته میشود «Dying for Fame» از ایدهای برخوردار است که بهسادگی میتواند هم معمایی پرکشش بسازد و هم تصویری انتقادی از فرهنگ شبکههای اجتماعی ارائه دهد: چه چیزی از شهرت باقی میماند وقتی بخش بزرگی از مخاطبانش واقعی نیستند؟ فیلم این پرسش را از مسیر آنا، خبرنگار نشریهای اینترنتی، پیش میبرد؛ او مأمور تهیه گزارشی دربارهٔ جولیت، چهرهای محبوب در فضای مجازی، میشود و در جریان تحقیق درمییابد بخشی از دنبالکنندگان اینفلوئنسر ساختگیاند.
ماجرای مزاحمی که جولیت از او سخن میگوید، مسیر گزارش را پیچیده میکند و مرگ او، آنا را به جستوجوی حقیقت میکشاند. فیلم را David Benullo کارگردانی کرده و Dylan Raine و Amelie Anstett در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند. این طرح، بهویژه در آغاز، وعدهٔ برخوردی جذاب میان روزنامهنگاری زرد، اقتصاد توجه و تریلر جنایی را میدهد.
جذابیت بالقوهٔ داستان فقط به این پرسش محدود نمیشود که چه کسی مسئول مرگ جولیت است؛ مسئلهٔ مهمتر این است که در جهانی که دیدهشدن به سرمایه بدل شده، مرز میان محبوبیت، نمایش و فریب کجاست. بااینحال، فیلم همهٔ ظرفیت این ایده را به فعلیت نمیرساند و گاه بیش از آنکه به سازوکار شهرت مجازی بیندیشد، از آن بهعنوان پسزمینهای پرزرقوبرق برای پیشبرد معما استفاده میکند.
روزنامهنگاری میان حقیقت و منفعت آنا از همان ابتدا شخصیتی است که حرفهاش او را در موقعیتی اخلاقی دشوار قرار میدهد. او برای یافتن خبر جذاب و جلب توجه مخاطب کار میکند؛ بنابراین افشای دنبالکنندگان جعلی فقط کنجکاوی شخصی یا پژوهشی بیطرفانه نیست، بلکه میتواند برایش دستاورد حرفهای داشته باشد.
« فیلم را David Benullo کارگردانی کرده و Dylan Raine و Amelie Anstett در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
وقتی جولیت از تعقیب و آزار سخن میگوید، آنا باید میان دو روایت انتخاب کند: یکی رسوایی قابلانتشار دربارهٔ مخاطبان ساختگی و دیگری ادعایی نگرانکننده که ممکن است جدیتر از چیزی باشد که در نگاه نخست به نظر میرسد. این دوگانگی، نقطهٔ قوت دراماتیک قصه است. خبرنگار نه قهرمانی بینقص، بلکه فردی است که تصمیمهایش در فضای رقابتی رسانه میتواند پیامدهایی بیرون از اتاق خبر داشته باشد.
پس از مرگ جولیت، احساس گناه آنا به موتور جستوجوی او برای یافتن حقیقت تبدیل میشود. بااینهمه، فیلم فرصت کافی به این کشمکش درونی نمیدهد تا به مسئلهای پیچیده و چندلایه بدل شود. مسئولیت حرفهای، جاهطلبی و عذاب وجدان در روایت حضور دارند، اما گاه بیشتر همچون محرکهایی برای رساندن شخصیت از یک سرنخ به سرنخ دیگر عمل میکنند تا عناصر یک تحول روانشناختی کامل.
معمای جنایی و مسئلهٔ تعلیق ساختار معمایی فیلم روشن و سرراست است: مرگ جولیت، فضای سوءظن میسازد و آنا با پیگیری سرنخها در میان اطرافیان او، گذشتهاش و ادعاهای مربوط به مزاحمت حرکت میکند. این مسیر برای تماشاگر پرسشهایی پدید میآورد و زمینهٔ تعقیب و گریز و غافلگیری را فراهم میکند.
فیلم بهخوبی میداند که در چنین داستانی هر رابطه میتواند معنایی دوگانه داشته باشد و هر چهرهٔ نزدیک به قربانی ممکن است بخشی از حقیقت را پنهان کند. اما موفقیت یک معمای جنایی تنها به وجود مظنونها وابسته نیست؛ سرنخها باید هم بهاندازهٔ کافی روشن باشند که تماشاگر بتواند همراه داستان پیش برود و هم بهاندازهٔ کافی ظریف که پاسخ نهایی زود آشکار نشود.
« این دوگانگی، نقطهٔ قوت دراماتیک قصه است. »
شخصیتها و اجرا
«Dying for Fame» در این تعادل چندان موفق نیست. بعضی نشانهها بیش از حد برجسته به نظر میرسند و برخی شخصیتها چنان در قالبهای آشنای ژانر قرار میگیرند که حدسزدن مسیر روایت دشوار نمیشود. در نتیجه، تعلیق بیشتر از موقعیتهای فوری و خطرهای بیرونی تغذیه میکند تا از ابهامی پایدار دربارهٔ انگیزهها و حقیقت.
تصویری از دنیای اینفلوئنسرها فضای پرزرقوبرق زندگی جولیت برای فیلم کارکردی دوگانه دارد. از یک سو، تضاد میان ظاهر مرتب و پرنور حسابهای اجتماعی و اضطرابهای پشت آنها را به تصویر میکشد؛ از سوی دیگر، جهانی را نشان میدهد که در آن توجه دیگران به کالایی قابلسنجش بدل شده است. دنبالکننده، بازدید و محبوبیت فقط نشانهٔ علاقه نیستند؛ میتوانند ابزار ساختن یک هویت عمومی و حفظ جایگاه در رقابت بیوقفهٔ شبکهها باشند.
فیلم در طرح این موضوع، از زمانهٔ خود بهره میگیرد و فرض اصلیاش فوراً قابلفهم است: عددهای بزرگ الزاماً به معنای اجتماع واقعی از مخاطبان نیستند. این نکته ظرفیت نقدی مهمی دارد، زیرا سازندگان و مخاطبان محتوا را با معیارهایی میسنجد که گاه بهسادگی دستکاری میشوند. بااینحال، پرداخت فیلم به این سازوکار غالباً کلی باقی میماند.
کمتر میکوشد نشان دهد چرا چهرههای عمومی به ساختن یا حفظ تصویری مصنوعی نیاز پیدا میکنند، پلتفرمها چگونه چنین رفتاری را پاداش میدهند، یا مخاطبان در شکلگیری این چرخه چه سهمی دارند. موضوع بهسرعت از یک مسئلهٔ اجتماعی گسترده به نشانهای برای بیاعتمادی و خطر تبدیل میشود. شخصیتپردازی و بازیها آنا و جولیت دو قطب مناسبی برای رویارویی دراماتیکاند: یکی بهدنبال خبری است که بتواند منتشر کند و دیگری میکوشد تصویری را که از خود ساخته حفظ کند.
« Dying for Fame» در این تعادل چندان موفق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تفاوت جایگاه اجتماعی و حرفهای آنها امکان میدهد فیلم دربارهٔ فاصلهٔ میان ناظر و موضوعِ خبر تأمل کند. آنا در آغاز میتواند جولیت را همچون سوژهای برای افشاگری ببیند، اما با پیشرفت ماجرا ناچار میشود انسانی را پشت تصویر رسانهای او به رسمیت بشناسد. بااینحال، این ظرفیت در سطح شخصیتها کامل شکوفا نمیشود.
انگیزههای بسیاری از افراد پیرامون جولیت بهاندازهای بسط نمییابند که روابط و انتخابهایشان وزن عاطفی مستقلی پیدا کند. برخی چهرهها بیش از آنکه شخصیتهایی با زندگی و منطق درونی باشند، به قطعاتی برای حرکت معما شباهت دارند. در چنین شرایطی، بازی بازیگران باید بخشی از خلأ شخصیتپردازی را جبران کند.
حضور Dylan Raine و Amelie Anstett در نقشهای آنا و جولیت، چارچوب اصلی روایت را شکل میدهد؛ اما تمرکز داستان بر پیشبرد سریع رخدادها مجال محدودی برای مکث بر ظرافتهای رابطهٔ آنها باقی میگذارد. لحن، ساختار و محدودیتهای روایت فیلم در انتخاب لحن به الگوی آشنای تریلر تلویزیونی نزدیک میشود: روایتی پرحادثه، با موقعیتهای خطرآفرین و شخصیتهایی که هرکدام میتوانند بخشی از راز را در اختیار داشته باشند.
این انتخاب باعث میشود داستان روان و قابلدنبالکردن بماند، اما همزمان آن را به قواعدی مقید میکند که گاه پیشبینیپذیری به همراه میآورند. صحنههای پرتنش و ظاهر پرزرقوبرق دنیای مجازی، ضرباهنگی مناسب برای داستان فراهم میکنند، ولی همیشه به عمق مضمون نمیافزایند. مشکل اصلی، کمبود ایده نیست، بلکه فاصلهٔ میان ایدهٔ خوب و پرداخت کامل آن است.
« تفاوت جایگاه اجتماعی و حرفهای آنها امکان میدهد فیلم دربارهٔ فاصلهٔ میان ناظر و موضوعِ خبر تأمل کند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میتوانست رابطهٔ رسانههای زرد با حریم خصوصی، مسئولیت انتشار ادعاهای تأییدنشده و میل عمومی به مصرف رسوایی را با دقت بیشتری بررسی کند. در عوض، گاهی به نشانهگذاریهای ساده و قضاوتهای کلی دربارهٔ شهرت دیجیتال بسنده میکند. به همین دلیل، اثر بیش از آنکه نقدی عمیق بر اقتصاد توجه باشد، تریلری سرگرمکننده با موضوعی معاصر باقی میماند.
جمعبندی «Dying for Fame» با پیوند دادن دنبالکنندگان جعلی، آزار یک چهرهٔ اجتماعی و مرگی مشکوک، طرحی بهروز و بالقوه جذاب میسازد. نقطهٔ قوتش در انتخاب موضوع و در ترکیب روزنامهنگاری زرد با معمای جنایی است؛ همچنین فضای پرتنش زندگی اینفلوئنسرها، از همان ابتدا برای شکلدادن به حس بیاعتمادی و اضطراب مناسب به نظر میرسد.
در سوی دیگر، شخصیتپردازی کمعمق، انگیزههای نهچندان پرورده و مسیر معمایی نسبتاً قابلحدس، مانع میشوند که فیلم به اثری ماندگار یا تحلیلی بدل شود. با این همه، فیلم برای تماشاگر علاقهمند به تریلرهای تلویزیونی و داستانهایی دربارهٔ پشتصحنهٔ شهرت مجازی، تجربهای قابلپیگیری فراهم میکند.
ارزش آن بیشتر در پرسشی است که پیش میکشد تا در عمقی که برای پاسخدادن به آن پیدا میکند: وقتی محبوبیت با عدد سنجیده میشود، چه کسی میتواند تشخیص دهد کدام بخش از تصویر عمومی واقعی است و کدام بخش تنها برای دیدهشدن ساخته شده است؟
« در عوض، گاهی به نشانهگذاریهای ساده و قضاوتهای کلی دربارهٔ شهرت دیجیتال بسنده میکند. »



ثبت دیدگاه