نقد و بررسی
نقد سریال روزنامه دودولو (Dudullu Postası) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
محلهای که خودش خبر میشود «Dudullu Postası» از ایدهای ساده اما پربار آغاز میکند: روزنامهای محلی میخواهد خبرهای دودولو را روایت کند، اما زندگی کسانی که گرد آن جمع شدهاند، پیوسته از هر خبر بیرونی پیشی میگیرد. در این محله، سوژهها نه در رویدادهای بزرگ، بلکه در خواستههای کوچک، خیالهای بلندپروازانه و ناکامیهای روزمره شکل میگیرند.
جوانان سادهدل، زنان خانهدار گرفتار، دختران خیالپرداز و پدری که دلمشغولی فوتبالهای زمینخاکی است، هرکدام بخشی از منظومهای را میسازند که مرکز ثقلش خودِ محله است. سریال در سیزده قسمت، جهان این آدمها را با لحنی کمیک و نامتعارف دنبال میکند. نکتهٔ مهم آن است که روزنامه در این روایت فقط یک وسیلهٔ داستانی نیست؛ بهانهای است برای کنار هم نشاندن صداهایی که شاید در روایتهای معمولی به حاشیه رانده شوند.
دودولو نه صرفاً محل وقوع ماجرا، بلکه شخصیت جمعی اثر است: فضایی که در آن هر اتفاق کوچکی میتواند به خبر بدل شود و هر آدم معمولی، قهرمان قصهٔ خودش باشد. طنزی برآمده از نامتعارفی طنز سریال بیش از آنکه بر شوخیهای لفظی یا ضرباهنگی حسابشده تکیه کند، از برخورد شخصیتها با جهانی نامتعارف نیرو میگیرد.
« سریال در سیزده قسمت، جهان این آدمها را با لحنی کمیک و نامتعارف دنبال میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آدمهای آن گاه با جدیتی بیش از اندازه به خواستههایی کماهمیت میچسبند و گاه در برابر موقعیتهایی که برایشان سرنوشتساز به نظر میرسد، واکنشی نامنتظر نشان میدهند. فاصلهٔ میان بزرگی احساسات آنها و کوچکی عرصهٔ زندگیشان، سرچشمهٔ بخش مهمی از خندههاست. این انتخاب، هویت ویژهای به مجموعه میدهد.
دودولو با محلهای آشنا و زندگیهایی روزمره شروع میکند، اما آنها را در قالبی واقعگرا و متعارف نگه نمیدارد. اغراق، تصادف و رفتارهای عجیب به جهان سریال راه مییابند و قواعد طنز را میسازند. همین ویژگی، در عین جذابیت، مخاطب را به پذیرش نوعی منطق آزاد و گاه بیقاعده دعوت میکند؛ منطقی که برای بعضی تماشاگران رهاییبخش و برای برخی دیگر گیجکننده خواهد بود.
شخصیتها؛ مجموعهای از خردهجهانها شخصیتهای «Dudullu Postası» بیشتر از آنکه در یک قوس داستانی واحد حل شوند، همچون خردهجهانهایی مستقل در کنار هم قرار میگیرند. هرکدام دلمشغولی، آرزو یا گرفتاری خاص خود را دارند و همین تفاوتهاست که به قصهها تنوع میبخشد. جوانان کمتجربه، زنان گرفتار روزمرگی و دخترانی که زندگی را از پشت پردهٔ خیال میبینند، در کنار پدری که توجهش به مسابقههای محلی فوتبال گره خورده، تصویری رنگارنگ از اجتماع کوچک محله پدید میآورند.
« فاصلهٔ میان بزرگی احساسات آنها و کوچکی عرصهٔ زندگیشان، سرچشمهٔ بخش مهمی از خندههاست. »
شخصیتها و اجرا
این شخصیتپردازی، بر یگانگی و تیپوارگی بنا شده است. آدمها بهسرعت قابل تشخیصاند و رفتارهایشان در حافظه میماند؛ اما گاهی همان ویژگی شاخص، جای رشد تدریجی و تحول پیچیدهتر را میگیرد. در نتیجه، برخی شخصیتها بیشتر حامل یک حالوهوا یا موقعیت کمیکاند تا قهرمانانی که تغییرات درونیشان پیوسته و عمیق دنبال شود.
این محدودیت با ساختار اپیزودیک اثر تناسب دارد، ولی ممکن است فاصلهٔ عاطفی میان تماشاگر و بعضی از آنها را حفظ کند. ریتم اپیزودیک و قصههای پراکنده ساختار مجموعه به جای آنکه همواره خطی داستانی را با شتابی یکسان پیش ببرد، از خردهماجراها و جابهجایی میان شخصیتها بهره میگیرد. این شیوه فضای لازم را برای ورود موقعیتهای تازه فراهم میکند و اجازه میدهد هر قسمت رنگوبوی خود را داشته باشد.
حاصل، روایتی سبک و متنوع است که میتوان در آن از یک گرفتاری روزمره به ماجرایی خیالپردازانه رسید، بیآنکه لازم باشد همهچیز در خدمت یک مسیر روایی واحد باشد. با این همه، پراکندگی گاهی هزینهٔ خود را تحمیل میکند. وقتی قصهها پیدرپی تغییر جهت میدهند، پیگیری خط مرکزی دشوار میشود و بعضی موقعیتها پیش از آنکه به نتیجهای رضایتبخش برسند، جای خود را به ماجرایی دیگر میدهند.
« این شخصیتپردازی، بر یگانگی و تیپوارگی بنا شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مخاطبی که انتظار دارد هر قسمت بر گسترش تدریجی یک داستان اصلی متمرکز باشد، ممکن است مجموعه را ناپیوسته بیابد. در مقابل، تماشاگر علاقهمند به روایتهای کوتاه و شخصیتمحور احتمالاً از همین آزادی و تنوع استقبال خواهد کرد. جهانسازی؛ میان واقعیت و خیال دودولو در سریال هم ملموس است و هم اندکی دور از واقعیت.
محله با دغدغههای معمول زندگی روزمره شناخته میشود، اما رخدادها و واکنشها بهتدریج از منطق آشنای واقعگرایی فاصله میگیرند. این ترکیب به مجموعه امکان میدهد بیآنکه از جزئیات اجتماعی زندگی محلی جدا شود، به سوی کمدی سوررئال حرکت کند. خیابانها، خانهها، روابط همسایگی و میل به دیدهشدن، بسترهایی برای شوخی با آرزوها و محدودیتهای شخصیتها فراهم میکنند.
جهانسازی زمانی بهترین کارکرد خود را دارد که عجیببودن موقعیتها از دل زندگی همین آدمها بیرون بیاید؛ وقتی خیالپردازی نه صرفاً آرایهای بیرونی، بلکه ادامهٔ طبیعی خواستهها و ترسهای آنها باشد. بااینحال، مرز میان غریببودنِ بامزه و آشفتگی روایی همیشه بهروشنی حفظ نمیشود. گاهی فضای سوررئال به اثر امضایی خاص میبخشد و گاهی چنان بر قصه سایه میاندازد که مخاطب بهجای همراهشدن با شخصیتها، مشغول رمزگشایی از قواعد ناپایدار جهان سریال میشود.
« مخاطبی که انتظار دارد هر قسمت بر گسترش تدریجی یک داستان اصلی متمرکز باشد، ممکن است مجموعه را ناپیوسته بیابد. »
قوتها و کاستیها
بازیگری و هماهنگی گروهی ترکیب بازیگران، از Güven Kıraç و Erkan Can تا Hazar Ergüçlü و Taner Ölmez، به مجموعه مجموعهای متنوع از چهرهها و لحنها میدهد. در چنین اثری، بازیگری بیش از آنکه بر نمایش احساسات پیچیده و تغییرات درونی طولانی تکیه داشته باشد، باید تفاوت شخصیتها و جدیت کمیک هر موقعیت را حفظ کند.
بازیگران با پذیرش فضای اغراقآمیز، به جهان دودولو اعتبار میبخشند و اجازه نمیدهند رفتارهای نامتعارف صرفاً به شوخیهایی تصنعی تبدیل شوند. با وجود این، تفاوت میان بازیهای متکی بر اغراق و لحظههایی که به واکنشی ظریفتر نیاز دارند، همیشه یکدست نیست. بعضی موقعیتها از تضاد میان رفتار جدی و رخداد مضحک نیرو میگیرند؛ برخی دیگر چنان آشکارا به سوی کمدی میروند که ظرافت کمتری باقی میماند.
حاصل، هماهنگی کامل و بیلغزش نیست، اما گروه بازیگران در مجموع به سریال کمک میکند تا شخصیتهایش را به یادماندنی و متمایز نگه دارد. جمعبندی «Dudullu Postası» بیش از آنکه روایتی منسجم و متعارف دربارهٔ یک محله باشد، دعوتی است به تماشای جهانی پرآشوب، پرشخصیت و گاه خیالزده. نقطهٔ قوتش در ساختن هویتی مستقل برای دودولو و یافتن طنز در آرزوها و گرفتاریهای آدمهای معمولی است.
« با وجود این، تفاوت میان بازیهای متکی بر اغراق و لحظههایی که به واکنشی ظریفتر نیاز دارند، همیشه یکدست نیست. »
جمعبندی
تنوع شخصیتها و قصههای رنگارنگ، به اثر سبکی خاص میبخشد؛ اما اغراق نامتوازن، پراکندگی اپیزودها و دورشدن گاهبهگاه از منطق روایی میتواند همراهی با آن را دشوار کند. این مجموعه برای تماشاگرانی مناسبتر است که از کمدیهای شخصیتمحور و جهانهای عجیب استقبال میکنند و برای لذتبردن از اثر به خط داستانی کاملاً پیوسته نیاز ندارند.
ارزش آن نه در صیقلخوردگی همهٔ اجزایش، بلکه در جسارتش برای یافتن صدای خاص خود و تبدیل یک محلهٔ معمولی به صحنهای برای خنده، خیال و ناکامیهای کوچک زندگی است.



ثبت دیدگاه