نقد و بررسی
نقد ظاهر فریبنده ۲ (Drishyam 2) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که آرام نگرفته است «Drishyam 2» دنبالهای است که پرسش خود را نه از بیرون، بلکه از دل پیامدهای قسمت نخست میسازد: آیا میتوان پس از عبور از یک بحران، واقعاً به زندگی عادی بازگشت؟ هفت سال از آن شب گذشته، اما گذشت زمان زخم را نبسته است. خانوادهٔ جورجکوتی در ظاهر به ثبات رسیدهاند؛ بااینحال، ترس و خاطره همچنان در گوشههای زندگی روزمرهشان حضور دارند.
با بازگشایی پرونده، گذشته از زیر لایههای سکوت بیرون میآید و آرامش شکنندهٔ خانواده دوباره به خطر میافتد. فیلم بهجای آنکه صرفاً ماجرای قسمت نخست را تکرار کند، دامنهٔ روایت را گسترش میدهد: اینبار فقط با پرسشِ «چه اتفاقی افتاد؟» روبهرو نیستیم؛ موضوع، اثر ماندگار آن اتفاق بر آدمهایی است که ناچارند با رازهایشان زندگی کنند.
همین انتخاب به دنباله دلیلی برای وجود میبخشد، هرچند در بخشهایی از مسیر، فیلم برای یافتن این دلیل بیش از اندازه مکث میکند. خانواده در سایهٔ واقعه در مرکز فیلم، خانوادهای قرار دارد که فشار گذشته را به شیوههای متفاوت تجربه میکند. جورجکوتی همچنان میکوشد ظاهر زندگی را حفظ کند و درعینحال، هر احتمال تازهای را در ذهن خود بسنجد.
رانی گرفتار نگرانیای است که با اطمینانبخشیهای معمول فروکش نمیکند. دختران خانواده نیز از تبعات روحی ماجرا مصون نماندهاند. این تفاوت در واکنشها، کشمکش را از سطح یک معمای جنایی فراتر میبرد و به تصویری از خانوادهای تبدیل میکند که هر عضو آن بار جداگانهای را حمل میکند. یکی از امتیازهای فیلم، توجه به این واقعیت است که خطر همیشه در قالب تعقیبوگریز و رویارویی مستقیم ظاهر نمیشود.
« هفت سال از آن شب گذشته، اما گذشت زمان زخم را نبسته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی نگرانی در گفتوگویی عادی، نگاه محتاطانهای به همسایه یا سکوتی طولانی رخنه میکند. این لحظات، فضای خانوادگی اثر را باورپذیر میسازند و به تعلیق آن بُعدی انسانی میدهند. در اینجا اضطراب تنها از احتمال گرفتارشدن سرچشمه نمیگیرد؛ از این نیز میآید که اعضای خانواده هرگز نمیتوانند مطمئن باشند ترسشان را به یکدیگر منتقل نمیکنند.
جورجکوتی؛ تدبیر در برابر فشار نقشآفرینی موهانلال ستون اصلی فیلم است. جورجکوتی شخصیتی نیست که همهٔ احساساتش را آشکارا بیان کند؛ جذابیت او تا حد زیادی در فاصلهٔ میان آنچه نشان میدهد و آنچه در ذهن میگذرد شکل میگیرد. موهانلال این دوگانگی را با بازیای کنترلشده پیش میبرد: آرامش بیرونی شخصیت نه نشانهٔ آسودگی، بلکه بخشی از شیوهٔ مواجههٔ او با تهدید است.
از همینرو، حتی سکوتهایش نیز میتوانند حامل محاسبه و نگرانی باشند. جذابیت نقشههای جورجکوتی در آن است که فیلم آنها را به هوش انتزاعی و خارقالعاده تقلیل نمیدهد؛ تدبیرهای او از شناخت آدمها، شرایط و سازوکارهای اطرافش نیرو میگیرند. این ویژگی، شخصیت را تماشایی میکند و مخاطب را به دنبالکردن جزئیات وامیدارد.
بااینحال، گاهی بعضی اتفاقها بیش از آنکه نتیجهٔ زنجیرهای قانعکننده از تصمیمها باشند، به تصادف و بخت وابسته به نظر میرسند. این لغزش اندک از باورپذیری میکاهد، بهویژه وقتی روایت از مخاطب میخواهد همهٔ قطعات را با دقت کنار هم بگذارد. تعلیق آهسته و مسئلهٔ ریتم فیلم در نیمهٔ نخست با شتابی اندک حرکت میکند.
« گاهی نگرانی در گفتوگویی عادی، نگاه محتاطانهای به همسایه یا سکوتی طولانی رخنه میکند. »
شخصیتها و اجرا
بخش مهمی از زمان صرف نمایش وضعیت خانواده، تثبیت حالوهوای شهر و زمینهچینی برای بازگشت فشارهای بیرونی میشود. این کندی را میتوان تصمیمی آگاهانه دانست: اثر میخواهد نشان دهد تهدید چگونه آرامآرام به زندگی روزانه نفوذ میکند. اما زمینهچینی همیشه به اندازهٔ کافی فشرده نیست و بعضی صحنهها بیش از آنکه اطلاعات یا تنش تازهای بیفزایند، حس انتظار را طولانی میکنند.
در نیمهٔ دوم، اجزای پراکندهٔ روایت معنای روشنتری پیدا میکنند و تعلیق جان میگیرد. فیلم از کاشتن نشانهها به سوی استفاده از آنها حرکت میکند؛ در نتیجه، مخاطبی که حوصلهٔ مکثهای آغازین را داشته باشد، فرصت بیشتری برای دیدن پیوندها و تغییر مسیرهای داستان خواهد یافت. بااینهمه، برخی بخشها به سبب امتداد بیش از حد، حالوهوایی شبیه مجموعههای تلویزیونی پیدا میکنند: گویی روایت بهجای پیشروی پیوسته، گاهی برای پرکردن فاصله میان نقاط عطف توقف میکند.
این ناهماهنگی، مهمترین مانع در برابر روانی فیلم است. یک دنباله، نه صرفاً تکرار ساخت دنباله برای اثری که پایانبندی قسمت نخستش در ذهن بسیاری کامل به نظر میرسید، خطر بزرگی دارد. «Drishyam 2» این خطر را با افزودن لایههای تازه به مضمون اصلی کاهش میدهد. پرسشهای فیلم تنها به هوش و توانایی جورجکوتی محدود نمیشوند؛ عدالت، سوگ، مسئولیت و بهای محافظت از خانواده نیز در پسزمینه حضور دارند.
این گسترش معنایی کمک میکند که دنباله صرفاً نسخهای دیگر از بازی موش و گربه نباشد. بااینحال، همهٔ افزودههای روایی به یک اندازه ضروری احساس نمیشوند. بعضی گرفتاریها چنان طراحی شدهاند که گویی وظیفهٔ اصلیشان فراهمکردن زمینهای برای حلشدن در ادامه است. در نتیجه، دست فیلم گاه در آشکارکردن سازوکار داستان بیش از اندازه دیده میشود.
« بخش مهمی از زمان صرف نمایش وضعیت خانواده، تثبیت حالوهوای شهر و زمینهچینی برای بازگشت فشارهای بیرونی میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نکته بهخصوص برای تماشاگرانی مهم است که از قسمت نخست، انتظار روایتی فشرده و کاملاً طبیعی دارند. دنباله در بهترین لحظات، جهان خود را گسترش میدهد؛ در لحظات ضعیفتر، آن را برای رسیدن به پیچیدگی بیشتر دستکاری میکند. کارگردانی و فضای تصویری جیتو جوزف در چیدمان تدریجی اطلاعات مهارت دارد.
او بهجای آنکه از همان آغاز همهچیز را به هیجان آشکار تبدیل کند، فضایی میسازد که در آن عادیبودنِ زندگی و احتمال وقوع خطر همزمان حضور دارند. این تضاد، به فیلم کیفیتی ناآرام میدهد. دوربین و تدوین نیز عموماً در خدمت همین لحناند: تصویرها بیشتر بر مشاهده و انتظار تکیه دارند تا نمایش پرزرقوبرقِ حادثه.
درام از دل خانه، محله و رفتوآمدهای روزانه بیرون میآید. با این وصف، فیلم در بعضی صحنهها به ایجاز بیشتری نیاز داشت. وقتی روایت بر یک وضعیت یا گفتوگو بیش از حد درنگ میکند، تعلیقی که قرار بود زیر پوست صحنه جریان داشته باشد، کمکم به کشآمدن زمان بدل میشود. موسیقی و فضای محیطی در حفظ حس مراقبت و بدگمانی نقش دارند، اما بار اصلی جذابیت همچنان بر دوش فیلمنامه و بازیهاست.
حضور گروه بازیگران مکمل نیز فضای اجتماعی داستان را گسترش میدهد؛ هرچند تمرکز عاطفی فیلم، بهدرستی، دوباره به خانواده و بهویژه جورجکوتی بازمیگردد. تماشاگر و تجربهٔ تماشای دنباله این فیلم بیشترین اثر را بر مخاطبی میگذارد که قسمت نخست را دیده و رابطهٔ شخصیتها و وزن راز مرکزی را میشناسد.
« این نکته بهخصوص برای تماشاگرانی مهم است که از قسمت نخست، انتظار روایتی فشرده و کاملاً طبیعی دارند. »
قوتها و کاستیها
دنباله از گذشتهٔ خانواده جدا نیست؛ بخش زیادی از نیروی عاطفیاش به دانستن آنچه پیشتر رخ داده وابسته است. بنابراین، تماشای قسمت دوم بدون آشنایی با فیلم نخست ممکن است هم از تنش داستان بکاهد و هم پیوندهای عاطفی را کمرنگ کند. در مقابل، برای تماشاگر آشنا با جهان مجموعه، کندی آغاز میتواند بهایی باشد که فیلم برای ساختن فضایی پختهتر و نشاندادن عواقب روانی ماجرا میپردازد.
پاداش این صبر، نه فقط چرخشهای داستانی، بلکه تجربهٔ دیدن خانوادهای است که حتی در لحظههای آرام نیز نمیتواند از سایهٔ گذشته جدا شود. غافلگیریهای پایانی از عناصر مهم جذابیت فیلماند، اما شرح سازوکار آنها بخش بزرگی از لذت تماشا را از بین میبرد؛ ازاینرو، بهتر است دربارهٔ جزئیاتشان بیش از این سخنی گفته نشود.
جمعبندی «Drishyam 2» دنبالهای قابلاعتناست که میکوشد از سایهٔ قسمت نخست بیرون بیاید، بیآنکه پیوند خود را با آن انکار کند. نقطهٔ قوت اصلیاش پیوند میان تعلیق جنایی و فشار عاطفی خانواده است؛ بازی حسابشدهٔ موهانلال و حضور پیوستهٔ اضطراب نیز این پیوند را تقویت میکنند. فیلم در نیمهٔ دوم پاداش بیشتری برای همراهی مخاطب فراهم میآورد و از راه چرخشهای روایی، توجه او را دوباره به جزئیاتی جلب میکند که شاید در آغاز کماهمیت مینمودند.
در سوی دیگر، ریتم کند نیمهٔ نخست، کشآمدن برخی موقعیتها و وابستگی چند رخداد به تصادف، مانع از آن میشود که اثر در تمام مدت به یک اندازه نافذ باقی بماند. بااینهمه، فیلم نه تکراری محض است و نه دنبالهای بینیاز از مضمون؛ بلکه روایتی است دربارهٔ دشواری بازگشت به آرامش، هنگامی که گذشته هنوز پاسخ نهایی خود را طلب میکند.
« دنباله از گذشتهٔ خانواده جدا نیست؛ بخش زیادی از نیروی عاطفیاش به دانستن آنچه پیشتر رخ داده وابسته است. »
ثبت دیدگاه