نقد و بررسی
نقد Dreaming of a Freaking Fairytale با زیرنویس فارسی (Dreaming of a Freaking Fairy Tale) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهٔ سیندرلا در لباسی تازه «Dreaming of a Freaking Fairy Tale» از همان عنوان و ایدهٔ مرکزیاش روشن میکند که قرار نیست قصهٔ سیندرلا را با جدیتی کلاسیک بازگو کند. این مجموعه، رؤیای شاهزادهسواربراسبسفید را به دنیای معاصر میآورد و آن را با لحنی شوخ، خودآگاه و گاه هجوآمیز میسنجد.
شین جهریم در پی گریختن از زندگی دشوار و دستیابی به آسایش و تجمل است؛ آرزویی که سریال نه آن را پنهان میکند و نه فوراً به قضاوت اخلاقی میسپارد. در عوض، از همین خیال آشنا پرسشی تازه میسازد: آیا نجات یافتن به معنای پیدا کردن مردی ثروتمند است، یا توانایی ایستادن بر پای خود؟ این پرسش، ستون فقرات عاطفی اثر است؛ هرچند سریال همیشه به اندازهٔ ایدهٔ خود در پرداخت آن موفق نمیشود.
«Dreaming of a Freaking Fairy Tale» میان فانتزی عاشقانه و داستانی دربارهٔ استقلال شخصی رفتوآمد میکند. جذابیتش در این است که ابتدا رؤیای سیندرلایی را به عنوان خواستهای واقعی و قابلفهم میپذیرد و سپس آرامآرام محدودیتهای آن را آشکار میکند. حاصل، بازخوانیای سرزنده از افسانهای دیرپا است که میکوشد هم از آن لذت ببرد و هم با آن شوخی کند.
جهریم؛ قهرمانی که از رؤیایش خجالت نمیکشد شین جهریم، با بازی پیو یهجین، قهرمانی است که خواستههایش را بیپرده بیان میکند. او در آرزوی ثروت، آسایش و عشقی رؤیایی است و در آغاز، ازدواج با مردی ثروتمند را راهی برای بیرون آمدن از تنگنای زندگی میبیند. اهمیت این شخصیت در آن است که سریال او را بهسادگی به قالب «دختر سادهدلِ تشنهٔ تجمل» فرو نمیکاهد.
« این پرسش، ستون فقرات عاطفی اثر است؛ هرچند سریال همیشه به اندازهٔ ایدهٔ خود در پرداخت آن موفق نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جاهطلبی جهریم، هرچند گاهی خندهدار و افراطی جلوه میکند، از واقعیتی ملموس سرچشمه میگیرد: میل به امنیت و رهایی از فرسودگی روزمره. پیو یهجین این تناقض را با انرژی و چابکی اجرا میکند. جهریم هم میتواند حسابگر به نظر برسد، هم آسیبپذیر؛ هم در پی یک خیال رمانتیک باشد، هم در لحظهای دیگر با جسارت از حق خود دفاع کند.
مسیر شخصیت، بیش از آنکه صرفاً سفری برای رسیدن به یک رابطه باشد، کوششی است برای تغییر نگاه او به خود و آنچه از زندگی میخواهد. سریال در بهترین لحظاتش میفهمد که رشد این قهرمان زمانی معنا پیدا میکند که او نه از رؤیای خوشبختی دست بکشد، بلکه تعریف خوشبختی را از نو بسازد. چا مین و نیروی جاذبهٔ رابطهٔ مرکزی چا مین، رئیس جهریم و وارث خانوادهای ثروتمند، در ظاهر همان شاهزادهای است که قصه وعده میدهد؛ اما رفتار متکبرانه و بیاعتمادیاش به عشق، او را از تصویر آرمانی شاهزاده فاصله میدهد.
این وارونگی، زمینهٔ خوبی برای کمدی و کشمکش فراهم میکند. رابطهٔ او و جهریم از برخورد دو جهانبینی متفاوت شکل میگیرد: یکی هنوز به امکان عشق و نجات رؤیایی چنگ میزند و دیگری به آن بدگمان است. لی جونیونگ در نقش چا مین، غرور و هراس پنهان شخصیت را به اندازهای متعادل میکند که او صرفاً به الگوی آشنای وارث ثروتمند و سرد تبدیل نشود.
در سوی دیگر، پیو یهجین با واکنشهای زنده و بازیگوشانهاش اجازه نمیدهد رابطه به سلسلهای از نگاههای طولانی و سوءتفاهمهای بیروح بدل شود. شیمی این دو بازیگر یکی از امتیازهای اصلی مجموعه است: جدلهایشان ریتم دارد و لحظههای عاشقانهشان، با وجود آشنایی الگو، از گرمایی برخوردار است که احساسات را باورپذیر میکند.
« پیو یهجین این تناقض را با انرژی و چابکی اجرا میکند. »
شخصیتها و اجرا
کمدی، لحن و بازی با قراردادهای افسانه یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ مجموعه آن است که افسانهٔ سیندرلا را بیچونوچرا جدی نمیگیرد. عنوان بیپرده و رفتار اغراقآمیز شخصیتها، به مخاطب یادآوری میکند که با یک قصهٔ عاشقانهٔ واقعگرا روبهرو نیستیم. سریال از کلیشههای آشنا بهره میگیرد، اما گاهی آنها را به نمایش میگذارد تا خودِ کلیشه موضوع شوخی شود.
همین خودآگاهی، حالوهوایی سبک و دلنشین ایجاد میکند و به مجموعه اجازه میدهد از اغراقهای ژانر به نفع طنز استفاده کند. شوخیها و موقعیتهای کمیک، بهخصوص در برخوردهای آغازین جهریم و چا مین، نیروی محرکهٔ مهمی هستند. اثر در این بخشها سرزنده است و از کنش و واکنش شخصیتها انرژی میگیرد، نه صرفاً از موقعیتهای تصادفی.
با این حال، همهٔ شوخیها به یک اندازه تازه نیستند و بعضی لحظات به اغراقهای آشنای کمدی رمانتیک متکی میمانند. لحن هجوآمیز گاهی راهی برای فرار از عمق بیشتر میشود؛ سریال بهجای مکث بر تناقضهای اجتماعی و اقتصادی قصه، ترجیح میدهد آنها را با شوخی سبک کند. مسئلهٔ عشق، پول و استقلال در زیرِ ظاهر رنگارنگ داستان، مسئلهای جدیتر جریان دارد: آیا عشق میتواند راهحل نابرابری و ناامنی باشد؟
جهریم در آغاز گمان میکند که رسیدن به مردی ثروتمند، زندگیاش را دگرگون خواهد کرد. سریال این خیال را بهعنوان بخشی از شخصیت او میپذیرد، اما در ادامه میکوشد نشان دهد که وابستگی به یک ناجی، خود میتواند شکل دیگری از محدودیت باشد. از این رو، بازخوانی سیندرلا فقط تغییر جایگاه شاهزاده و دختر فقیر نیست؛ معنای نجات را نیز به پرسش میکشد.
« سریال از کلیشههای آشنا بهره میگیرد، اما گاهی آنها را به نمایش میگذارد تا خودِ کلیشه موضوع شوخی شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، پرداخت موضوع همیشه به یک اندازه جسورانه نیست. داستان در بخشهایی میان نقد رؤیای ازدواجِ نجاتبخش و لذت بردن از همان خیال معلق میماند. این دوگانگی بالقوه میتوانست پیچیدگی جذابی بسازد، اما روایت گاهی آن را حلنشده رها میکند. در نتیجه، پیام استقلال فردی در کنار کشش پررنگ داستان عاشقانه قرار میگیرد، بیآنکه همیشه رابطهٔ میان این دو به اندازهٔ کافی روشن و قانعکننده شود.
ریتم نابرابر و تکیه بر گرههای آشنا مجموعه با انرژی خوبی آغاز میشود و ایدهٔ مرکزیاش به سرعت مخاطب را وارد جهان شخصیتها میکند. اما در بخشهای میانی، ضرباهنگ افتوخیز پیدا میکند. برخی موقعیتها بیش از اندازه امتداد مییابند و کشمکشهایی که ظرفیت پیشروی دارند، به تکرار یا تعویق میرسند.
این نوسان از آنجا بیشتر به چشم میآید که سریال با قالبی نسبتاً کوتاه و پرتحرک وعدهٔ روایتی فشرده میدهد؛ بنابراین هر مکث اضافی، از شتاب کلی داستان میکاهد. ماجرای نامزدی چا مین نیز یکی از گرههایی است که بیش از حد دوام میآورد. حضور این مانع، در آغاز تنش و ابهام میآفریند، اما ادامهٔ آن بهتدریج از تازگیاش کم میکند و بخشی از مسیر عاشقانه را قابلپیشبینیتر میسازد.
مجموعه به کلیشههای شناختهشدهٔ مثلث عاطفی، فاصلهٔ طبقاتی و سوءتفاهمهای عاشقانه تکیه دارد؛ کلیشههایی که در چارچوب یک کمدی رمانتیک لزوماً عیب نیستند، اما وقتی بار اصلی پیشبرد داستان را بر دوش میکشند، فرصت کشفهای تازه را محدود میکنند. بازیگران مکمل و جهان پیرامونی جهان داستان به رابطهٔ دو شخصیت اصلی محدود نمیشود؛ شخصیتهایی چون بک دوهون و بان دانآ نیز در شکل دادن به فضای اجتماعی و عاطفی قصه سهم دارند.
« با وجود این، پرداخت موضوع همیشه به یک اندازه جسورانه نیست. »
قوتها و کاستیها
حضور آنها گاه میتواند تعادل رابطهٔ مرکزی را بر هم بزند و گاه بر تفاوت میان عشق، جایگاه اجتماعی و انتظارهای خانوادگی تأکید کند. با این همه، شخصیتهای فرعی همیشه به اندازهای پرورده نمیشوند که از کارکرد داستانی خود فراتر بروند. برخی بیشتر برای ایجاد مانع یا برانگیختن واکنش قهرمانان به کار گرفته میشوند تا آنکه مسیر مستقل و پیچیدهای داشته باشند.
این محدودیت، در مجموع، به تمرکز سریال کمک میکند: تماشاگر پیوسته به جهریم و چا مین بازمیگردد و انرژی اصلی از تضاد و کشش میان آن دو میآید. اما در لحظاتی نیز احساس میشود که جهان پیرامونی میتوانست جزئیات بیشتری داشته باشد. پرداخت غنیتر به آدمهای اطراف، بهویژه در بخشهایی که روایت کند میشود، شاید میتوانست عمق اجتماعی اثر را افزایش دهد و از تکرار کشمکشهای مرکزی بکاهد.
جمعبندی «Dreaming of a Freaking Fairy Tale» یک کمدی رمانتیک پرجنبوجوش است که با برداشتی خودآگاهانه از سیندرلا، به سراغ رؤیای عشق، ثروت و رهایی میرود. بازی پرانرژی پیو یهجین و لی جونیونگ، شوخیهای سرزنده و شیمی دلنشین زوج اصلی، تماشای آن را لذتبخش میکند. مهمتر از همه، جهریم قهرمانی است که خواستههایش را پنهان نمیکند و مسیرش ظرفیت آن را دارد که از خیال یافتن ناجی به جستوجوی استقلال برسد.
در مقابل، افتوخیز ریتم، تکرار برخی کلیشههای ژانر و طولانی شدن ماجرای نامزدی، از انسجام روایت میکاهد. پایانبندی نیز به جای آنکه همهٔ ظرفیت عاطفی ایده را به اوج برساند، اثری ملایمتر از انتظار بر جای میگذارد. با این حال، مجموعه در لحظات موفق خود همان چیزی است که وعده میدهد: افسانهای امروزی، بازیگوش و عاشقانه که ضمن سرگرم کردن مخاطب، یادآوری میکند خوشبختی شاید نه در پیدا کردن شاهزاده، بلکه در تبدیل شدن به قهرمان قصهٔ خویش نهفته باشد.
« با این همه، شخصیتهای فرعی همیشه به اندازهای پرورده نمیشوند که از کارکرد داستانی خود فراتر بروند. »
ثبت دیدگاه